سکس زوری با شوهرخواهرم

سلام
فاطمه هستم ۲۷سالمه
۱۷۰ قدمه ۷۵وزنمه چهره کاملا نرمال پوست سفید موی مشکی چشمان درشت لب قلوه ای نه خیلی داف نه خیلی بد
سینه هام ۸۰میشه نرم و بزرگ باسنمم درشته با رون های پر سره زایمان یکم شکم پهلو دراوردم
متاهل هستم یه بچه ۴ساله دارم تو یکی از شهر های کوچک سمت تهران زندگی میکنم
با شوهرم هیچ مشکلی ندارم از لحاظ سکسی ام تامینم همه جوره سیرم میکنه
یه خواهر دارم ۲۰سالشه که یک ساله تقریبا نامزد کرده با یه پسری به اسم ساسان ۲۶ ساله
یه پسر خوشتیپ و جذاب که باعث افتخاره دامادمون شده خیلی خوش مشرب و شوخ که هیچ حسی بهش ندارم و نداشتم و اونم هیچ ری اکشنی از این موضوع بهم نداره همیشه احترام همو حفظ میکنیم به هر حال یه خانواده حساب میایم
بگذریم یه روز خونه مادرم بودم شوهرم سره کار بودش یه وسیله ای باید از خانه میاوردم منتظره پدر بودم که بیاد با اون بریم خونه خودم بیارم وسیله رو که اقا ساسان اومدن در زدن وارد شدن بعد سلام احوال پرسی نشستن منتظر خواهرم بودن که حموم بودش سرش تو گوشی بودش ما داشتیم حرف میزدیم
که یهویی گفت ببخشید من استراق سمع کردم اگه ضروریه میخوای من ببرمتون برگردیم مشکلی نداره
بعد کلی نه زحمت میشه اینا گفتم باشه بریم
رفتیم سمت خونه ما عقب نشسته بودم حتی که رسیدیم
گفتش میخواد اگه سنگینه من بیارم از بالا
گفتم نه الان میام مرسی
رفتم بالا یه شلوار سفید تنم بودش با تیشرت که زیرش یه سوتین سبز داشتم شرتمم گل گلی بودش که مانتو آبی آسمانی روی همش بود
رفتم بالا قرار بود یه کیک که پختم بیارم با وسایلی که مادرم گفتش که به سختی از بالای کمد آوردم اومدم کیکو اوردم تو ماشین گذاشتم
ساسان گفتش خب بریم
گفتم نه بازم هستش
یهویی ماشینو خاموش کرد گفت بزارید بیام کمک دیگه خب
گفتم نه زحمت میشه
که اومد بالا وسایل داشتم یکی میکردم که اون ببره گفت فاطمه خانم سرویس میشه استفاده کنم
گفتم بله اونجاست
رفت سرویس ۵دقیقه ای شد که اومد
گف خب کدوم بودش گفتم این
دیدم داره خودش یکم بیشتر جمع میکنه که راحت تر ببره ولی نگاهاش روی سینه هام بودش
یجوری شدم انگار ترسیدم دلم ریخت
یهویی ساسان گف فاطمه خانم یه چیزی
گفتم چی
گفت هیچی ولش کن
گفتم وا خب بگید
گفت نه هیچی نیس
من پاشدم رفتم تو اشپزخونه
حالیم نشد اصن یهویی از پشت چسبید بهم
واای خدا فکرم میکنم میخوام گریه کنم
کوپ کردم ترسیدم خیلی محکم بغلم کرد من دستشو فشار دادم که ولم کنه
ولی اون چسبیده بودم بهم سفتتت دم گوشم گف ببین بزار یکم حرف بزنم
گفتم خب ولم کن بعد بگو
گفت نه نگاه کن فاطمه خیلی تو کفه توام از موقع عقد خودم که اینجوری با اون لباس دیدمت دوست دارم بکنمت
نگاه کن تنهاییم هیچکی نیس توام از من خوشت میاد میدونم بزار حال کنیم یه تابو خیلی خفنه
من درجا گریم گرفت گفتم تابو چیه چی میگی ولممم کنننن تو دامادمونی شوهرخاهرمی چه دوست داشتنی نکن ولم کن بخدا جیغ میزنم به همه میگم
اونم گفت بگو دیگ رد دادم باید تمومش کنم بیاااا اینجا ببینم

کم کم رفتیم وسط حال بزور منو خوابوند روی زمین به کمر خوابیدم اومد روم لپمو یکم بوس کردم می خواست لب بگیره ولی سرمو فراری میدادم
اونم رفت رو گردنم مدادم لیس میزد و مک
منم مدادم نه میاوردم
میگفتم تورو خدا نکن مک نزن کبوددد میشه بدبخت میشممم نکننننن توروخداااا بسهههههه نکنننن بدترش نکننن
اونم مدام گردنمو میخورد از رو لباس سینه هامو فشار میداد
گفت بذار بکنمت دیگه چرا اینجوری میکنی من که میکنمت هرچی باشه لااقل بزار حال بده
گفتم نه نمیشه ولم کننن خیلی نامردی
گفتم خب باشه سینه هاتو بمالم لااقل
گفتم نهههه میگممم بلنددد شووو
کلی مک زد گردنمو بوس میکرد
گفتم باشه باشه سینمو بمال فقط همین
گفت باشه درارش
گفتم نه رو لباس
گفت اااای بابا دستممو میبرم زیرش
گفتم باشه بعدش بریم
مانتو دکمه هاشو باز کرد تیشرتمو دست برد دید نمیتونه گف درارش دیگهههه بخدا میریم
گفتم باشههه واستااا
یکم پاشدم مانتومو خودم دراوردم تیشرتمو با کمک خودش دراوردم
وااای مث سگگگ خجالت کشیدم دستمو گرفتم رو سینه هام
گفت جوووننن چقدر اینجوری قشنگترین فاطمه چشات با سینه هات محشره بردااررر ببینم دستتو
سوتین تنم بود نمیدونم چجوری ولی دیدم با دستاش داره سینمو میماله
گریم بند اومده بود رومو اونوری کرده بودم
گفتم اگه شوهرم با زنت میخوابی خوشت میومد نامرد
هیچی نمیگه یهو شروع کرد خوردن سینه هام
وااای مث وحشی ها نوکشو مک میزد می کشید خیسه خیس شده بود
گفتم بسهههه تمومش کننن
سینه هام درشته تو دست قشنگ میادش نوکشم قهوه ای کمرنگ می خورد صدای خوردنش بلند شده بود کیرشو هی میمالید به پام حسش میکردم
با دستش کشید روی کسم از روی شلوار
گفتم نهههه بسه دیر شده همین قدر کافیه گفتی بخدا نمیکنی
سرشو اورد بالا سمت صورتم من نگاهمو دزدیدم‌
گفت نگام کن یه دقیقه ببین منو
خودتو نگاه کن تقریبا لختی اگه این همه چونه نمیزدی تا الان تموم شده بود یه دقیقه بزارم توش تموم بشه همه چی هم از یادمون میره بزار تمومش کنم
من ارنجمو گذاشتم رو چشام گفتم بسه میدونی داریم چه غلطی میکنیممم
دست انداخت دکمه شلوارمو باز کرد دوباره گریم گرفت که شلوارمو دراورد دست کشید روی رون پام
گفت جونننن بازش کن ببینم پاهاتووو ببینم چی داری شرتمو دراورد
دستم رو چشام بود
گفت کس تو خوشگل تره یا ابجیتتت ببینمممم جوننن مال تو ناز تره
دست کشید روش به هر حال هر کاری کنی حشری میشی ولی خوشم نمیومد اصن
دیدم سرشو داره میبره که برام بخوره
گفتم آقا ساسان میخواد پاشو کارتو کن بریم تورو خدا نمیخواد بخوری
گف باشهههه حالیم شد سره کیرشو خیس کرد
میکشید روی کسم
سرشو هل داد توش گفتم اخ اخ اروم خشکه
همشو هل داد تو کسم خیلی داغ بودش
خودش گف هوووفففف چه داااغه کستتت فاطمههه جوننننن
خابید روم پاهام باز بودش شروع کرد گاییدن
سعی میکردم هیچ کاری نکنم
اونم تویی میزد و ازم تعریف میکرد نوک سینه هامو میخورد
گفت پاهاتو بذار رو شونه هام این کارو با کمک خودش کردم
ساق پاهامو بوسید و لیسید بعد شروع کرد
میزد محکم میزد دلم درد میگرفت
یهویی گف فاطمه میخوریش برام
گفتم اصلااااا تمومش کن فقطط
گفت باشههه داگی بگیر
گفتم نه همینجوری من هیچ کاری نمیکنم
اومد گفت به بغل بخواب لااقل
خودش اومد بغلم منم یه ور شدم پشتمو بهش کردم
پامو یکیشو دادم بالا اونم کیرشو داشت جا میکرد
گفتم یکم بالاتره
یهویی جا کرد
دره گوشم چسبید شروع کرد گاییدن و حرف زدن
همزمان یه دستش سینمو میمالید حسابی
گفت چشماتووو ببند فاطمهههه چقدررر خوبه به این میگن تابو شکنی
تو داری به شوهرخواهرت کس میدی نگاه کن چقدر خوبههه حس باحالیه جووونننن همونجوری که فکر میکردم داغ و گوشتی هر روز میکنمت جوننن آبمو مییییخای ارررررررهههه جونننن میارم براااااتتتتتت میخوای بمالم کستو آبتتتت بیاااد اررررر هههه
من لال شده بودم سرمو تکون میدادم گفتم نههه نمیخاد فقط مال خودتو بیاررر بسهههه
اونم گفت نه برای توام باید بیاد اینجوری نمیاد برام
گفتم خودم میمالم انگشتمو خیس کردم کسمو مالیدم تا دست کشیدم بهش داغ کردم
۴-۵دقیقه ای لال بودیم من میمالیدم کسمو اونم نوک سینمو میکشید
یهویی گفت داره ابت میاااد فاطمه
گفتم همینجوری بزن نوک سینمم محکم بکشششش
اونم نامردی نکرد نوک سینه هامو جوری کشید در حد مرگگگگ
منم مالیدم تا گفتم بزن بززززننن داره میادددد اهههیییییییییییی اومددددددددد
ساسان گف جون کامل به شکم بخواب الان آبمو میارم
کامل خوابیدم کونمو یکم لرزوند بعدش کرد تو کسم. از پشت
تویی میزد گردنمو فشاررر میداد سینمو میمالید دم گوشم گفت کجا بریزم
گفتم نمیدونم
گفت دارررره میاااد

یهویی در اورد گف بچرررخ بدو
من تا چرخیدم همشو خالی کرد رو سینه هام
اونجا تازه کیرشو دیدم که یه کیر معمولی نازک و بلند بودش
سینمو یکم دست کشید گف عالی بودش
من دوباره اون حس اومد سراغم گفتم وای خدا چه غلطی بود گردیم من به همه میگم
اونم گفت بری بگی همه زندگی هامون خراب میشه
پاشدم لخت بدو بدو سمت اتاق دستمال برداشتم پاک کردم لباس پوشیدم با حالت داغون از اون حالت ها که همه حالیشون میشه یه چیزی شده رفتیم خونه
تو راه هیچی نگفتیم تو خونه تو چشماش نگاهم نمیکردم گوشی خودش که تو ماشین بودش ولی گوشی من کلی زنگ خورده بود مجموع اینا زیره یک ساعت شد ولی عذاب وجدانش یه عمره یه هفتس میگذره ولی داغونم نتونستم هضمش کنم آخه با شوهر خواهر خودم

نوشته: فاطمه

بازدید 7,598

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

17 پاسخ به “سکس زوری با شوهرخواهرم”

  1. توگوه خوردی اگه نمیخواریدی سایز سینه هاتو چرا گفتی تواین سایت چه گوهی میخوری

  2. بیا خودم بکنمت من دامادتون نیستم خنثی میشه عذاب وجدانتو میشوره میبره

  3. این عذاب وجدانی که بعضیا میگن من درک نمیکنم .در اینجور مواقع که تو داستان مطرح شده وحله اول زن تقصیری نداره که عذاب وجدان و داشته باشه چون راضی نبوده و طرف مجبورش کرده بالاخره مقاومت خودش کرده ولی اگه خودش کرم میریخت تا کار به اونجا بکشه این یه بحث دیگه بود ولی بعضیا هم میان از عذاب وجدان حرف میزنن میبینی خود زنه اول کرم ریخته طرفو حشری کرده اونم گرفته گذاشته تو کسش بعد عذاب وجدانم گرفته کسی نیس بگه اخه کونی همون موقع که کرم میریختی عذاب وجدان باید میگرفتی نه بعدا که تو کست گذاشتن مرد هم همینطور اول چش چرونی میکنه راست میکنه به طرف بعد کردن عذاب وجدان میگیره باید اونموقع کون این مردو به چهار قسمت مساوی پاره کنی که میگه عذاب وجدان گرفتم

  4. یک سوال این شازده شوهر خواهر شما بوده تا حالا خونه شما نیامده بود اولین بارش بوده اومده که بهش آدرس سرویس را میدی میگی اونجاست !!!!! قضاوت با خودشما البته داستانت تحریک آمیز بود!

  5. یاد یه ضرب‌المثل انگلیسی افتادم "اگه بهت تجاوز شد و نتونستی کاری کنی و باید میدادی پس شل کن و لذت ببر" تو دقیقا همین کارو کردی

  6. خارتو گاییدم الان ابت اومد اومدی سایت شهوانی پیش ی مشت ادم جقی کیر شق از عذاب وجدانت میگی

  7. منم جای پسره بودم وقتی دیدم وا دادی تا ته میکردم توش. معلومه دلت میخواسته ولی نه اینجوری یهویی. البته بعضیام فانتزی زورگیری دارن ولی دوست ندارن نشون بدن که لذت میبرن. تو از همینایی احتمالا

  8. ببین باید چند بار بهش بدی تا برات عادی بشه این چیرا تو خانواده. شما عادیه شوهر خواهرت برام تعریف کرد جریان چی بوده

  9. وقتی با پسرت اوکی گندش درمیاد عکسشو شوهر خواهر میبینه میاد بهت نشون میده میکنه دیگه

  10. «رفتم بالا یه شلوار سفید تنم بودش با تیشرت که زیرش یه سوتین سبز داشتم شرتمم گل گلی بودش که مانتو آبی آسمانی روی همش بود» چرا باید همچین پاراگرافی تو همه نوشته های خانم ها باشه؟ چه اهمیتی داره که چه لباسی تن کرده بودی؟؟

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...