از فانتزی دنیای دخترونه تا واقعیت

سلام من ماهانم 24 سالمه و میخوام براتون از اینکه چجوری حس دخترونه و باتم بودن بهم دست داد تا موقعی که واقعا با یکی سکس کردم رو بگم امیدوارم خوشتون بیاد.خب من ت مثل خیلی از پسر های نوجوون ایران با فیلم پورن خودارضایی میکردم و هنوز گرایشم کاملا به سمت دخترا بود اما چون من خیلی معتاد پورن شده بودم و دوران کرونا هم شروع شده بود و اعتیادم رو چند برابر کرد بخاطر خونه نشینی من دیگه پورن های عادی بین زن و مرد ارضام نمیکرد و دنبال چیزهای جدید تری بودم تا اینکه با کتگوری ترنس و شیمیل آشنا شدم و از اینجا کم کم یه سری جرقه ها توی من داشت زده میشد.چون من لاغر اندام و پوست سفیدی داشتم و باسن خوش‌فرمی هم داشتم جلوی آینه خودم رو جای پورن‌استار های ترنس تصور میکردم بعضی وقتا و خیلی هم حشریم میکرد تا اینکه دیگه کم کم جلوی آینه ژست های سکسی میگرفتم مثلا به حالت داگی قمبل میکرد یا پاهامو باز میکرد و سوراخمو فقط میمالیدم ولی هنوز چیزی تو خودم فرو نکرده بودم این داستان یکسال تقریبا ادامه داشت ولی همچنان چیزی تو خودم فرو نکرده بودم چون میترسیدم خطرناک باشه یه آسیب برسونه تا اینکه من توی یه سری از گپ های تلگرامی با یه فمبوی یا همون زنپوش آشنا شدم و ازش درباره این گرایش پرسیدم و خب اونم گفت که لذت بخشه و خیلی حال میده ولی بازم همچنان دوست نداشتم چیزی تو خودم کنم گذشت و گذشت تا اینکه یه پورن شیمیلی پیدا که بازیکرش خیلی خیلی از نظر اندام شبیه من بود و خودمو که جاش تصور کردم جوری دیوونم کرده بود که بدون انجام کاری انگار داشتم ارضا میشدم دقیقا همون جرقه‌ای بود که دریای بنزین درونمو شعله ور کرد و چند روز بعدش که خونه خالی شد بالاخره جلوی آینه لخت لخت با یه خیار اومدم و فیلم رو پلی کردم و دقیقا همون پوزیشن ها رو با خیار میخواستم انجام بدم و بار اولی که آروم خیار رو وارد سوراخم کردم خیلی عجیب بود اولش یکم اذیت کننده بود ولی بعدش که روون شد منم اون حس دخترونه‌ای که درونم بود فعال شده بود و دیگه کنترلم دست خودم نبود خلاصه یه نیم ساعتی با خیاره حال کردم تا یه چند قطره ریزی هم از شومبولم اومد و از اون روز به بعد زندگیم یجورایی عوض شد و دوست داشتم یه کیر واقعی رو تجربه کنم و خب سعی کردم اول تو فضای مجازی شانسمو امتحان کنم که خیلی جوابی نگرفتم ازش و از دوستام و اطرافیانم هم زیاد جرعتش رو نداشتم برم بهشون بگم چی میخوام خلاصه یه چند ماهی رو با همون پورن و خیار میگذروندم ولی خب با خیار یکم سخت بود و کثیف کاری داشت که ضدحال بزرگی بود خلاصه این داستان همونطور که گفتم چند ماهی ادامه دار بود تا اینکه اولین سکسم اتفاق افتاد و حقیقتش اصلا بهم حال نداد و بخوام بگم چجوری و با کی بود اینطوری اتفاق افتاد که خونه یکی از دوستام(بهزاد) رفته بودم که بمونم اما خب پسرعموش یا عمه‌ش(امیرحسین)(دقیق یادم نمیاد) اونم بود و خب خیلی تو کفم رفته بود از همون اول و حتی منم میمالید یواشکی منم خب بدم نمیومد و منتظر موقعیتش بودم که تا تجربش کنم و خب امیرحسین با هزار بدبختی بهزاد رو پیچوند که بره سوپر مارکت و میوه فروشی تا یه چند دقیقه‌ای خونه خالی بشه و وقتی بهزاد رفت اومد سمت من و منم منتظر همین لحظه بودم اولش خیلی خوب بود حقیقتش لب گرفتیم و شلوارمو داد پایین کونمو فشار میداد منم شومبولم داشت منفجر میشد و دیوونه شده بودم سریع شلوارشو در آوردم و براش ساک زدم خب حس خوبی بود ولی وقتی موقع دخول کردن رسید خیلی بد پیش رفت همه چی همین که امیر کیرشو کرد داخل کونم،سوراخم به شدت سوز گرفت و نتونستم تحمل کنم اصلا حتی چند ثانیه هم تحملش سخت بود دیگه راضی شد و با لاپایی آبشو آورد اما خب برای من واقعا شب بدی بود و همه اون حس ها یهو انگار ناپدید شد و کلا دیگه نا امید بودم که بتونم با کسی سکس کنم کلا و باز هم چند ماهی با خیار گذروندم تا اینکه تو تلگرام با یکی آشنا شدم که عجیب دل منو برده بود و باهاش سکس چت میکردم و اون خیلی خوب حس منو درک میکرد و دقیقا همون دختری میشدم براش که میخواست و خب جهت اطلاع من بندرعباس زندگی میکردم و اون انزلی که خب فاصله خیلی زیادی از هم داشتیم یه چند هفته‌ای با هم چت میکردیم و بعضی شبا هم سکس چت که فهمیدم طرف مهندس کشتی هست و تو موتور‌خونه کشتی های باری کار میکنه که خب از نظر مالی هم اوکی بود تقریبا و هر چند ماه یکبار میومد جنوب تا ماموریت بعدیشو انجام بده و خب اسمش هم ارسلان بود،ارسلان بهم گفت که چندروز دیگه میاد بندرعباس و میخواد بره اسکله رجایی و از اونجا عازم مأموریتش بشه گفت دوست داره منو ببینه منم خب دو دل بودم خیلی ولی بالاخره قبول کردم بعد تقریبا سه روز رسید و بهش گفتم بیاد یه پاساژی تا ببینمت و اونم اومد دیدمش یه خونسردی و مردونگی خاصی داشت که منو جذب خودش کرده بود با هم یکم دور زدیم و یه نوشیدنی خنکی خوردیم بعدش بهم گفت که اگه میخوای بیا سوییتم منم سریع قبول کردم ولی تو دلم میترسیدم که دوباره همون اتفاقی که بار اول افتاده بود بیوفته و نتونم تحمل کنم چون که کیر ارسلان از امیرحسین بزرگتر هم بود خلاصه اسنپ گرفت و رفتیم سوییتش که سوییت بزرگی هم بود و خیلی مرتب و زیبا،همینکه رفتم تو در رو بست گفت میخوام همون چیزایی که تو چت گفتم رو روت اجرا کنم
شلوارمو در آورد محکم چند تا اسپنک زد و شروع کرد لبامو خوردن و من همون لحظه مطیعش شدم،همینطورکه لبامو میخورد سینه هامم فشار میداد میرفت پایین کونمو میگرفت کمرم رو نوازش میکرد تا اینکه گفت بشین جایزه اصلیتو بگیر منم که دیگه هورنی شده بودم شلوارشو در آوردم و کیرشو شروع کردم خوردن،کیرش همونطور که گفتم بزرگ بود و خب نمیشد همشو جا داد تو دهن ولی خب ارسلان این حرف ها حالیش نبود و سرمو با دو تا دستش گرفت محکم و کیرشو فشار داد تو حلقم و من همون لحظه اشکم در اومد که واقعا لذت بخش بود،کیرشو در آورد از دهنم و کلی آب دهنم بین کیرش و دهن من آویزون بود که واقعا منو دیوانه کرده بود همین که یه نفس کشیدم بلافاصله دوباره همون کار رو کرد و چند ثانیه کیرشو تو حلقم نگه داشت و خب چند باری این کارو کرد و من واقعا دوست داشتم و خب باورم نمیشد همچین چیزیو،بعدش گفت تخمامو بخور و منم مثل یه قحطی زده شروع کردم تخمای بزرگشو با ولع چف زدن و خوردن و بعدش دوباره خوردن کیرش،بعد از این بلندم کرد و منو گذاشت رو تخت عین یه دختر بچه شده بودم حتی نمیتونستم خودم برم رو تخت و حس خیلی خوبی بود انگار مثل یه ربات منتظر دستور بودم… بگذریم،منو گذاشت رو تخت به حالت داگی پاهامو باز کرد و یه تف انداخت رو سوراخم و انگشت اشارشو آروم فرو کرد تو سوراخم،آروم کرد داخلش و با انگشتش تو کونم یکم بازی کرد که یه حس فوق‌العاده داشت و دوباره انگشتشو در آورد و فرو کرد و انقدر
این کارو کرد که کونم گشاد شد واسه انگشتش بعدش انگشت وسطشو گذاشت دم سوراخم ولی فرو نکرد و گفت خودت عقب جلو شو و منم که هیچی حالیم نبود گفتم باشه و انجامش دادم و قشنگ یه جنده شده بودم انگار بعدش دستش گذاشت رو تخت گفت حالا بشین رو انگشتم و پسر این واقعا همونجایی بود که دیگه رسما حتی روحمم برای خودم نبود با اینکه نه دراگی زده بودم نه مشروبی خورده بودم
همونطوری که رو انگشتش بالا پایین میشدم ازم داشت لب میگفت و انگشتشم داخل سوراخم تکون میداد و این باعث شد یه چند قطره از شومبولم بزنه بیرون که واقعا حس شاهکاری بود بعدش بازی اصلی شروع شد گفت دراز بکش و پاهاتو باز کن و خب منم مثل یه دختر حرف گوش کن بعدش کیرشو داد داخل و من نه تنها دردی حس نکردم بلکه احساس کردم بهم یه جون تازه‌ای دادن،تلمبه هاش شروع شد و شومبول منم به کوچک ترین حالتش رسیده بود و با هر ضربه پرتااب میشد اینور و اونور و منم دیگه نه کونم و نه شومبولمو احساس نمیکردم و فقط یه جور لذتی بود که تو شومبولم جمع شده بود و به مرز انفجار داشت میرسید،بعدش کیرشو در آورد و منو برگردوند به حالت داگی و شروع کرد اسپنک زدن و گفت مامانت میدونه همچین کونی زاییده یا نه؟ بعدش شروع کرد تلمبه زدن بعدش یهو گفت مامانت درباره شومبول کوچیکت چی فکر میکنه بنظرت؟
نمیدونم چرا یهو شروع کرد همچین حرفایی زدن ولی خب منو دیگه به مرز انفجار رسوندن و حس کردم از شومبولم داره یه چیزی سرازیر میشه و اون آبم بود که من اولین سیسی‌گاسمم رو تجربه کردم و بنظرم انتهای هر لذتی در این دنیاست بعدش اومد دراز کشید و من دوباره شروع کردم دوباره خوردن کیر و خایش و اینبار تو چشام نگاه کرد و گفت مامانی اگر بود به دخترش افتخار می کرد بعدش دوباره سرمو فشار داد و کیرشو فرو کرد تو حلقم بعدش گفت خب بیا بشین روش و خب من همین که نشستم کیرش خیلی راحت رفت تو کونم و خب من مثل یه جنده کیر سواری میکردم به ارسلان میگفتم بابایی منو بکن و خب اونم همین کارو داشت میکرد تا اینکه یهو گفت بلند شو و کیرشو گرفت تو دهنم و همه آبشو تو دهنم خالی کرد و منم تقریبا نصف آبشو قورت دادم…
خلاصه یکی از بهترین شب های زندگیم بود و خب با تقریبا یک هفته پیش هم بودیم و شب های به یاد موندنی دیگه هم اتفاق افتاد اگه دوست داشته یاشین اونا هم تعریف میکنم اما کلا داستان دلی بود و مطمئنم کلی مشکل داشت ولی دوست داشتم منم اینجا تجربمو بگم که از یه فانتزی شروع شد و به واقعیت تبدیل شد…
امیدوارم همیشه سالم و تندرست باشد خدانگهدار

نوشته: ماهان

بازدید 11,806

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

4 پاسخ به “از فانتزی دنیای دخترونه تا واقعیت”

  1. خیلی جالب بود برام که حس یه پارتنر رو از نگاه خودش بدونم. عالی بود ادامه بده

  2. به نظرم بدک نبود مخصوصا اون قسمت هایی که حسات رو گفتی فقط یک نکته: گفتی کیرش گنده بود بعد فقط با یک انگشت بازت کرده؟ برای یه کیر گلفت حداقل باید سه تا انگشت همزمان بره توت تا به اندازه کافی باز بشه وگرنه یه انگشت حتی شصت که کلفترینه هم برای یه کیر نازک هم به زور جوابه

  3. ااولین بار بود اینقدر حشری شدم و خودمو به جای تو تصور کردم که یکی اینجوری داره منو میکنه و با یه فشار کوچیک آبم اومد.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...