…ادامه از قسمت قبل (لینک قسمت های قبل را در پایین داستان بالای نظرات میتوانید پیدا کنید یا اینکه میتوانید نام داستان را از بخش جستجوی وب سایت جستجو کنید)
بلند شدم و رفتم تو اتاق حولم رو برداشتم،
از اتاق بیرون اومدم و به طرف حمام رفتم،
وارد حمام شدم،
حوله رو آویزون کردم،
و رفتم زیر دوش،
حمام نسبتا بزرگ بود،
آب گرم یه حس خاص بهم میداد،
آرامشم و لذتی که می بردم با آب گرم تکمیل میشد،
زیر آب گرم بدنم در حال ریکاوری بود،
خودش رو بازسازی کنه واسه راند دوم کون دادن،
هاشم و رحمان با شورت وارد حمام شدن،
شورتاشون رو با هم در آوردن و گوشه حمام آویزون کردن
و با کیرهای کلفت و دراز و آویزون،
اومدن کنار من زیر دوش آب،
هر دوشون دستاشون دور بدن من بود و کونم و سینه هام رو لمس میکردن،
بدنم خیس و لیز شده بود و حرکات دست رحمان و هاشم روی بدنم،
واسم مثل ماساژ بود،
بعد یکم مالیدن بدنم و چنگ زدن لمبرهای کونم،
چند انگشتی سوراخ کونم رو مورد لطف قرار دادن،
گفتم بزارید ساک بزنم تا کونمو با انگشتاتون پاره نکردید،
هر سه خندیدیم،
نشستم رو زانو جلو کیرشون،
نصف بدن هر کدام زیر دوش بود،
ولی هر دو کاملا خیس بودن و از کیر هر کدوم آب میچکید،
کیر رحمان رو توی دهنم فرو کردم و کیر هاشم رو با یه دستم میمالیدم،
به همون نحوی که واسه ناصر و جمعه ساک زده بودم،
برای رحمان و هاشم بسیار محکم تر و غلیظ تر و پر تف تر ساک زدم،
و با ولع کیرشون رو میخوردم،
آب گرم داغم کرده بود و کیر کلفت رحمان و هاشم هم خوشمزه،
رحمان گفت جون مهران،
چه خوب کیر میخوری،
و کیرش رو تو حلقم فرو کرد،
چند دقیقه کیر هاشم و رحمان رو با لذت تمام خوردم،
رحمان کیرش رو از دهنم بیرون آورد و گفت تا آبمون رو نیاوردی بخواب تا بکنیمت،
گفتم تو بخواب من بشینم رو کیرت،
هاشم گفت پس من چی،
گفتم تو هم بیا جلو صورتم تا واسه کیرت ساک بزنم،
و ادامه دادم تو حمام به خاطر گرما سوراخ کونم راحت باز میشه،
بعدش که کیر رحمان کامل سوراخمو باز کرد،
تو هم از پشت کیرتو بزار کنار کیر رحمان و بکن تو کونم،
رحمان گفت خیلی دردت میگیره،
کیر من و هاشم همینجوری هم کلفته،
مطمئنی میتونی توی کونت جا بدی جفتش رو؟
نمیخوایم اذیت بشی،
گفتم آره امتحان میکنیم،
اگه دردش کم باشه تحمل میکنم که بتونید جفتتون کیرتون رو بکنید تو کونم،
گفتن باشه پس اگه دردت زیاد بود بیخیال میشیم،
رحمان به کمر خوابید کف حمام،
شامپو بچه رو برداشتم،
به کیر رحمان و سوراخم زدم،
پاهامو گذاشتم دو طرف بدن رحمان،
و نشستم رو کیرش،
سر کیرش به آرومی لیز خورد و رفت تو کونم،
درد خاصی احساس نکردم وقتی همه کیر رحمان تو کونم فرو رفت و نشستم روش،
فقط یکم سوزش قابل تحمل که فکر میکنم بیشتر مال شامپو بود احساس کردم،
یکم روی کیر رحمان کونم رو بالا پایین کردم،
که خوب تو سوراخم جا باز کنه،
همونجوری کیر هاشم رو که جلوم ایستاده بود،
کردم تو دهنم و شروع کردم به مکیدن و لیسیدن،
کیرش رو تا آخر تو گلوم فشار میداد،
تو همون حالت کونم رو،
رو کیر رحمان بالا پایین میکردم،
کیرش تا آخر تو کونم و رودهام فرو میرفت و بیرون میومد،
یه خورده که واسه هاشم ساک زدم،
کیرش رو از دهنم بیرون آوردم،
خم شدم رو سینه رحمان و
گفتم،
هاشم بیا پشت کونم،
بین پاهای رحمان بشین،
یخورده شامپو بچه بزن به کیرت،
هاشم کیرش رو کامل با شامپو بچه لیز کرد،
دستام رو بردم پشتم و همونجوری که کیر رحمان تو کونم بود،
لمبرهای کونم رو از دو طرف بیشتر باز کردم،
نشستم کامل رو کیر رحمان،
و سینه هامو به سینه رحمان چسبوندم،
لای لمبه هامو هم باز کرده بودم با دست از پشت،
به هاشم گفتم کیرت رو بزار کنار کیر رحمان،
و آروم سرش رو فرو کن تو کونم،
یخورده لیز بود و تو سوراخ کونم نمیرفت،
بیشتر به دستام فشار آوردم و لمبرهای کونم رو بازتر کردم،
به سختی سر کیر کلفت هاشم کنار کیر رحمان رفت تو کونم،
دردم گرفته بود و انگاری لبه کونم پاره شده بود و میسوخت،
ولی دوست نداشتم پا پس بکشم،
گفتم همونجوری کیرت رو نگه دار تا یه خورده دردم کم بشه،
یکی دو دقیقه سر کیر هاشم تو کونم بود،
احساس درد و سوزش کمتری داشتم،
گفتم هاشم به آرومی کنار کیر رحمان،
کیرت رو فشار بده تو کونم،
هر یه سانت که بیشتر تو کونم میرفت با تک تک سلولهای بدنم دردش رو احساس میکردم ولی دوست داشتم ادامه بده و همه کیرش رو تو کونم حس کنم،
وقتی هاشم شکمش چسبید به کمرم،
فهمیدم که دو تا کیر کلفت و دراز تا آخر تو کونم جا شده،
سوراخ کونم داشت منفجر میشد،
درد داشتم ولی دیگه هر دو کیر تا آخر تو کونم بود،
و با تمام وجود،
حسشون میکردم که به دیواره داخلی سوراخ کونم فشار می آوردن،
گفتم یه خورده همونجوری کیرتون رو تو کونم نگه دارید تا دردم کم بشه،
هاشم می گفت اوف چه کونی،
مهران دو تا کیر کلفت تو سوراخت جا شده،
خیلی گشاد شدی،
گفتم اشکال نداره،
یواش یواش تلمبه بزنید،
رحمان از زیر و هاشم از رو،
شروع کردن به آرومی تو کونم تلمبه زدن،
یکم هنوز سوزش داشتم ولی خوشم میومد که دو تا کیر تو کونمه،
داشتم مثل یه زن که از عقب و جلو همزمان به دو تا کیر میده،
به دو تا کیر همزمان کون میدادم،
سوراخ کونم کاملا باز شده بود و کیر رحمان و هاشم با هم توی کونم رفت و آمد میکردن،
داغ شده بودم و آه آه میکردم و مثل زنا جیغ های بنفش می کشیدم و حال میکردم،
صدای من همه حمام رو پر کرده بود،
و رحمان و هاشم رو بیشتر تحریک میکرد،
و سرعت تلمبه زدن کیر جفتشون،
تو سوراخ کونم بیشتر میشد،
با یه ریتم خاص دو تا کیر تو کونم فرو میرفت،
و با هم بیرون میومد،
کیر دراز هاشم تا روده هام و وسط شکمم می رفت،
کیر خودم سیخ شده بود و بین شکم رحمان و خودم قرار گرفته بود،
حشری شده بودم و میگفتم کونمو جر بدید،
منو پاره کنید،
من کونی شما هستم
منو بکنید،
رحمان و هاشم هم بیشتر حشری میشدن،
سرم کنار سر رحمان بود،
و رحمان گردنم رو کبود کرد بسکه با لباش مکید،
به نفس نفس افتاده بودیم،
رحمان کیرش رو از کونم در آورد،
و گفت بلند بشیم،
هاشم هم از پشت کونم بلند شد،
رحمان گفت بشینم و یه خورده واسشون ساک بزنم،
دوباره کیر و تخمای هر دوشون رو به نوبت خوردم و مالیدم،
هاشم کیرشو از دهنم در آورد و بلندم کرد،
زیر زانوهام رو گرفت و با کمک رحمان منو بلند کرد،
و سوراخ کونم رو با سر کیرش مماس کرد و منو نشوند روش،
کیرش تا وسط شکمم رفت،
هاشم ایستاده بود،
و دستاش زیر زانوهام بود،
و من تو بغلش بودم،
و کیرش تا آخر تو کونم بود،
رحمان هم از زیر کیرشو گذاشت کنار کیر هاشم،
و تا آخر تو کونم فشار داد،
تو ابرا بودم،
روی هوا،
روی دو تا کیر کلفت،
بالا پایین میشدم،
سوراخ کونم کاملا گشاد شده بود،
و درد یا سوزش نداشتم،
فقط حشری بودم و از کون دادن به رحمان و هاشم،
لذت میبردم،
رحمان میگفت،
جون مهران مثل زن جنده شدی،
چه کونی باحالی هستی تو،
و کیرش رو از زیر تا آخر تو کونم فشار میداد،
بعد چند دقیقه که روی کیرشون بالا پایینم کردن،
گفتم رحمان زانوهام خسته شده،
رحمان کیرشو از تو کونم در آورد،
کمک کرد از رو کیر دراز هاشم بیام پایین،
دستمو بردم پشت کونم جلو سوراخم،
به راحتی دستم میرفت تو کونم،
رحمان خندید و گفت الان زیر کیر خر هم بخوابی دیگه دردت نمیگیره،
کیر خودمم سیخ مونده بود هنوز،
اینبار هاشم خوابید و نشستم رو کیر هاشم،
و رحمان از پشت گذاشت تو کونم،
دوباره روی دو تا کیر سواری میدادم،
راحت کیر جفتشون تا آخر میرفت تو کونم،
احساس یه زن جنده،
که به دو تا مرد همزمان میده، رو داشتم،
سرعت تلمبه زدنشون رو تو کونم بیشتر کردن،
کیرم سیخ بود و خودم بدجور حشری بودم و آه آه میکردم،
خیلی داغ شده بودم،
گرمای حمام و داغی سوراخ کونم کاملا از خود بیخودم کرده بود،
گفتم رحمان،
هاشم،
منو جر بدید،
پارم کنید،
جندم کنید،
من کونی شما دوتام،
وای مامان، دارم کون میدم،
اسم مامانمو که آوردم رحمان و هاشم بیشتر حشری شدن و وحشیانه تو کونم تلمبه میزدن،
نتونستم دووم بیارم و آبم با فشار پاشید بیرون،
آبم ریخت رو شکم هاشم،
هاشم و رحمان همونجوری تو کونم تلمبه میزدن،
داغ و حشری بودن،
خیلی طول نکشید که هاشم منو محکم تو بغلش فشار داد،
و با آه و اوه زیاد و نفس زنان، آبش اومد تو کونم،
کیرش تا آخر تو کونم بود و همونجا نگه داشته بود تا آب منیش خالی بشه،
کیرش رو بیرون نکشید از کونم،
بیحال افتاده بودم تو بغل هاشم، و اونم سفت منو تو بغلش گرفته بود،
رحمان همونطوری از پشت تو کونم تلمبه میزد،
کیرش کنار کیر نیمه خوابیده هاشم تو کونم عقب و جلو میشد،
رحمان هم خوابید پشت کمرم،
دستاش دور سینه هام بود و پستونامو فشار میداد،
منو تو بغلش محکم گرفته بود،
با صدای زیاد نفس نفس میدادی و میگفت مهران کونی آبم الان میاد،
آب رحمان هم پاشید تو کونم و با آب هاشم مخلوط شد،
چند دقیقه سه تایی روی هم افتاده بودیم،
هاشم زیر بود،
من وسط و رحمان پشت کونم،
کیرشون نیمه خوابیده هنوز تو کونم بود،
رحمان کیرشو از کونم بیرون کشید و بلند شد،
خودمم از روی کیر هاشم بلند شدم،
نشستم کف حمام،
هاشم هم بلند شد و ایستاد،
کیرای آویزون و غرق آب منی جفتشون جلو صورتم بود،
به بهترین نحو کیرشون رو مکیدم و با زبون کامل تمیزشون کردم،
رحمان دستم رو گرفت و بلندم کرد،
سه تایی رفتیم زیر دوش،
همش از من و کونم تعریف میکردن که چقدر خوبه،
هاشم گفت خم شو سوراخت رو ببینم،
حالت رکوع رفتم جلوشون،
رحمان گفت سوراخت غار شده مهران،
احساس کردم یه چیزی داره میره تو کونم،
سرمو که برگردوندم هاشم دستش تا مچ تو سوراخ کونم بود،
با خنده گفتم هاشم چیکار میکنی،
دنبال چی هستی؟
جفتشون خندیدن،
هاشم گفت میخواستم ببینم تو کونت چی داری،
که اینقدر دلمون میخواد بکنیمت،
راحت دستش تا وسط مچش میرفت تو کونم،
رحمان هم دستش رو داخل کونم کرد،
گفت چه کون گشادی داری، مهران کونی،
رحمان دستش رو از تو کونم در آورد،
هاشم همونجوری کیرشو گرفت جلو سوراخم،
و شاشید تو کونم،
سوراخ کونم و روده هام پر از شاش داغ هاشم شده بود،
و از کونم بیرون میریخت،
حس خوبی داشتم اینجوری شاشید تو کونم،
رحمان هم کیرش تو دستش بود،
هاشم گفت تو هم بشاش،
گفت نه من با اجازه مهران میخوام یه کار دیگه کنم،
گفت بشینم جلوش و دهنمو باز کنم،
دیگه هر کاری میخواستن باهام میکردن،
نشستم جلوش و دهنمو باز کردم،
رحمان کیرش رو گرفت طرف صورتم و شاشید،
رو صورتم و تو دهنم،
همونجوری میریختم از دهنم بیرون،
کل دهنم و حلقم مزه شور شاش رحمان رو گرفته بود،
و بوی تند و تیزش تو مشامم،
وقتی شاشش تموم شد،
کیرشو کرد تو دهنم و واسش مکیدمش،
کیر رحمان رو از دهنم در آوردم و گفتم،
اگه کار دیگه ندارین و نمیخواین برینین تو دهنم تا بلند بشم،
هر دوشون خندیدن،
دیگه بلندم کردن و بردنم زیر دوش،
و جفتشون شروع کردن شستن سر و بدنم با شامپو و صابون،
همه جامو دست کشیدن و زیر دوش،
کامل کف شامپو و صابون رو از سر و بدنم شستن،
همونجوری که منو میشستن رحمان گفت،
مهران وقتی میکردمت خیلی حشری شده بودی و مامانت رو صدا میکردی،
دوست داشتی اونم اینجا بود؟
هاشم خندید و گفت،
وای چی میشد اگه مهران با مامانش و من و تو،
چهارتایی تو حمام بودیم،
منم خندیدم و گفتم حالا که نیست،
رحمان گفت اگه واقعی میشد دوست داشتی؟
گفتم نمیدونم شاید،
هاشم پرسید مامانت چند سالشه،
گفتم پیر شده الان تقریبا ۶۳ سالشه،
رحمان گفت پیر نیست بابا،
سنی نداره که،
من و هاشم پیرزن ۷۵ ساله کردیم،
مامان تو که در برابر اون خیلی جوونه،
و ادامه داد میتونی یه روز مامانت رو بیاری اینجا،
با خنده سوراخ کونمو گرفتم طرفش و گفتم،
ها که ۸ نفری بکننش و جفت سوراخاش رو مثل سوراخ من کنید،
خندیدن با هم و رحمان گفت نه،
اگه خودت دوست داشته باشی و بیاریش،
قول میدم فقط من و هاشم با تو و مامانت،
با خنده گفتم،
حالا بزارید ببینم امشب از زیر شما و دوستانتون جون سالم به در می برم تا بعد،
رحمان گفت جون من یه کاریش کن،
خیلی وقته کوس نکردیم،
اگه مامانت هم مثل خودت حال بده عالیه،
گفتم باشه سعی خودمو میکنم ولی قول نمیدم،
رحمان گفت تو میتونی مهران و خندید و ادامه داد،
قول میدم خودم و هاشم همونجوری که تو رو کردیم و بهت حال دادیم،
از خجالت مامانت هم با کیر کلفتمون در بیایم،
اسم مامانم که میومد و تصورش میکردم زیر کیر کلفت رحمان و هاشم،
کیر خودم سیخ شد،
هاشم خندید و گفت ببین خودتم واسه مامانت سیخ کردی چه برسه به ما،
هر سه خندیدیم و گفتم باشه مامانم رو میارم یه روز تعطیل،
ولی راضی کردنش با خودتون،
گفتن تو بیا بقیش حله خیالت راحت باشه،
و ازم کلی تشکر کردن که همه جوره بهشون حال دادم،
دیگه منم بدن اونا رو شستم و دست کشیدم،
از زیر دوش اومدن کنار،
آب دوش رو سرد سرد کردم و کونم رو گرفتم زیرش،
رحمان گفت چیکار میکنی مهران،
گفتم آب سرد سوراخ کونمو جمع میکنه و بسته میشه،
همینجوری شد و از حالت گشادی اومد بیرون،
هر دو خندیدن و گفتن ای کونی
بلدی پس،
شیر آب رو بستم،
حوله رو برداشتم و بدنم رو خشک کردم،
و انداختم مثل شال رو سرم،
رحمان و هاشم هم شورتشون رو پوشیدن و از حمام بیرون اومدیم،
تقریبا همه دراز کشیده بودن و در حال چرت زدن بودن،
ساعت حدود ۴ و نیم صبح بود،
رحمان گفت بریم تو اتاق و یکی دو ساعت بخوابیم،
بعد که بیدار شدی اگه خودت خواستی دوباره بهشون کون بده،
گفتم باشه،
همونجوری لخت رفتم رو تشک و وسط تشک خوابیدم،
هاشم و رحمان هم خودشون رو خشک کردن،
شورتاشون رو در آوردن،
و اومدن دو طرف من خوابیدن،
به پهلو خوابیدم،
پشتم هاشم بود که کیرشو گذاشته بود لای کونم،
جلوم رحمان که سینه هام تو دستش بود و کیرش از زیر کیرم لای پام،
اینقدر خسته بودم از فعالیت و کون دادن،
که خوابم برد و بیهوش شدم.
نوشته: مهران دی کاپریو
عالی بودی مهران جون . دست مریزاد صدتا لایک
یعنی تو واقعا یع ایرانی هستی رفتی زیر ۸ تا کیر افغانی اما زیر کیر ایرانی نمیری باید میریدن دهنت
خووووب بود بنویس
بات حشری میخام @bardia949596