داستان و مطالعه

چگونه یک پسر جنده شدم (۲)

سه‌شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵ 24 دقیقه مطالعه

…ادامه از قسمت قبل (لینک قسمت های قبل را در پایین داستان بالای نظرات میتوانید پیدا کنید یا اینکه میتوانید نام داستان را از بخش جستجوی وب سایت جستجو کنید)

سلام اینجام تا پارت بعدی رو بنویسم
بابت غلط املایی و جا به جای اسامی معذرت میخوام
چند بار چک کردم ولی گویا بعضی چیزا از دستم در رفت البته قدیمی بودن اتفاقات و هیجان برای تعریفشون هم باعث این اشتباهات جزی میشه
و سعی میکنم این سری بیشتر به جزئیات بپردازم
در کل بریم سراغ ادامه خاطراتم

جندگی برام شده بود نون شب
اگه بگید چند نفر بهم تلمبه زدن واقعا جوابش رو نمیدونم
اما باید بگم از هیچ کدوم پشیمون نیستم

یه مدت با یه آقای متاهل اکی بودم که عملا هیچ پولی نداشت
اما شدیدا اسیرش بودم
کارمند یکی از این شرکت های خودرو سازی بود
ترک بود
خیلی تر تمیز و مشتی
سی سالش بود لاغر بور و چشم رنگی اما جا افتاده با ظاهر بچه مثبتی
صدای فوق هات
اصلا سر همین صدای خمارش تونست منو زیر خواب کنه
بعدا فهمیدم تریاکی هست اما برام مهم نبود
چون هم تمیز بود هم رفتار نرمال داشت هم با شخصیت بود
توی مترو مخش رو زده بودم
گاهی وقتی اوبم میزنه بالا سوار مترو میشم و کیس پیدا میکنم
یادمه خسته و کوفته بود
اما از وقتی دید دارم مثل بنز بهش نگاه میکنم توجهش جلب شد
طرفای ایستگاه بهار شیراز بود پیاده شد که منم پشت بندش زدم بیرون
نشست رو نیمکت و منم نشستم کنارش
همین که خلوت شد
گفتم میکنی منو؟
یه خنده ای کرد و گفت جا داری؟
صداش رو که شنیدم جوری حشری شدم که خودم تعجب کردم
نیم ساعت بعد با اسنپ رسیدیم خونم
نمیدونم چطور لخت شدم
چنان لب میگرفتم که گفت
یواااااش
کبود میکنی زنم میفهمه لاشی
ولی دست خودم نبود اون صدای خمارش مستم کرده بود
شلوارش رو که در آوردم پاهای درشت و پشمالوش رو لیس میزدم
اونم جون جون میکرد
چند دقیقه بعد یه کیر کلفففت و سر بالا رو تا خایه میخوردم
بعد چند سال یه نفر منو بی کاندوم گایید(اون شب رسما عقلم رفته بود تو سوراخ کونم ولی بعد اونم بار ها منو کرد اونم بی کاندوم ولی هیچ مریضی ازش نگرفتم که خب باید بگم طرف آدم حسابی بود)
وقتی میگم گایید یعنی رسما گایید چون فیکس دو ساعت تلمبه زد بهم
سه بار زیرش ارضا شدم ولی مگ آبش میومد
بعد ها فهمیدم قبل مترو یه چای تریاکی زده به بدن و سر اون سفت شده بود کمرش
وقتی آبشو ریخت تو کونم من قمبل کرده بودم و پریشون و عرق کرده رو تخت بودم
وای وای اون لحظه که کشید بیرون و ته مونده آبش ریخت روی برجستگی سوراخم و گفت خسته نباشی رو هرگز یادم نمیره
منی که جقی نیستم به یاد همون حرفش بار ها جق زدم!
اون شب خودم براش اسنپ گرفتم
و رفت و میتونم بگم بالای بیست بار بهش دادم و دست آخر خودش گفت دیگه رابطه رو تموم کنیم
نمیدونم شاید سر عذاب وجدان خیانتش به زنش یا شاید تکراری شدن من بود
اما باید بگم حتی اگه الانم بگه بهش کون میدم
وقتی خشن میکرد و با اون دستای درشتش اسپنک میزد و بهم فحش میداد
ته لذت جنسی بود
اون شب بعد رفتنش
من همون طور با آب توکون خوابم برد
تقریبا ساعت ۱ شب بود که با زنگ گوشیم بیدار شدم
چی میدیدم
میثم بود
حالا این آقا میثم کی بود؟
یه مرد لر بود که تو پانزده خرداد دستفروشی می کرد
فوق العاده خشن و بد دهن و فوق العاده لارج!
تقریبا یک سال بود ندیده بودمش
آخرین بار وقتی رفیقش التماس میکرد بهش کون بدم گفته بود افتاده زندان!(به رفیقش ندادم چون کیری فیس بود حال نمیکردم باهاش)
میثم دو متر قد داشت ریش بلند جو گندمی
دستا پلمپ و صورت و بدن زخمی
همون شب زنگ زد گفت کجایی میخوام بگامت
سعی کردم بپیچونمش اما گوشش بدهکار نبود اینقدر فحش داد و حرف زد تا آخر راضی شدم برم مکانش(فحش حشریم میکنه)
حالا مکانش کجا بود؟ مهرشهر کرج
یه گاوداری که مال پسر عمش بود
ساعت سه چهار صبح بود که رسیدم
اینم بگم توی راه به راننده در ازای دو تومن کون دادم قشنگ زد بغل سوراخمو‌خورد منم یکم کیر قلمیش رو خوردم و بعد با یه کاندوم خاردار که مال خودم بود در حد پنج دقیقه تلمبه زد
بنده خدا چنان سر به زیر بود که خودم از کون دادن بهش دچار شرم نیابتی شدم(نه پول مبلغ خاصی بود نه من نیاز داشتم صرفا جون جنده بودم و موقعیت فراهم بود مخش رو زدم و دادم) سنش هم حدود سی بود با چهره مردونه و بدن لاغر و ریش پرپشت مشکی
وقتی رسیدم و میثم رو دیدم فهمیدم عرق خورده
حقیقتا ترسیدم میترسیدم بلا سرم بیاره و تو دلم گفتم ای احمق چرا انقدر بی فکری اخه
حتی راننده وقتی میثم رو جلو ورودی دید ترسیده بود
بهش گفتم کرایتو بگیر برو اصلا رو نکن منو کردی چون هم برا من دردسر میشه هم تو
اون شب دهنم سرویس شد
میثم کیرش خیلی بزرگ نبود
ولی وحشی بود
بد دهن و بی کله
چنان تلمبه میزد که مثل خر عرعر میکردم
نه از رو لذت
از درد زیاد!
دست آخر آبش که خواست بیاد همشو ریخت رو صورتم و بعدش رفت خودشو بشوره
کونم شدید درد میکرد وقتی کاندوم رو دیدم فهمیدم کاندوم خونی شده
اصلا جون نداشتم
بعد اومدن میثم از اونجا که آروم شده بود
گفت اینجا حموم هست اگه میخوای برو
(یه سوییت کوچیک اما تمیز و با امکانات اونجا بود که مال کصکلک بازی پسر عمش بود)
بعد دوش آب داغ و شستن بدنم
رفتم پیش میثم اما با فاصله خوابیدم ازش که یه وقت باز حشری نشه چون اون میکرد و من قطعا اون دفعه زیر کیر میمردم
تقریبا ساعت ۱۱ صب بود که حس کردم یه چیزی دم کونم وول وول میخوره
چشمام رو که باز کردم متوجه شدم یه مرد هیکلی با ریش بلند مشکی پشتمه
دستاش خیلی پت و پهن بود
چهره مردونه و بانمک خوبی داشتش
وقتی دید بیدار شدم گفت صبحت بخیر عروسک خوش گذشت دیشب؟
تو همون حال که دنبال کیرش میگشتم تا بمالمش گفتم اره پسر داییت(میثم)خون انداخت کونمو
اونم گفت وایییی بمیرم برات
میثم که کیرش بزرگ نی چطور خون انداخته
منم با ناز گفتم اخه کونم حساسه
اونم ی جوون گفت و ازم خواست قمبل کنم تا سوراخم بزنه بیرون
تو همین حال وقتی سوراخ صورتیم رو دید
یه سوت زد و گفت چه خوشگله بلا گرفته
چقدرم ازش کار گرفتی!
و بعدش زبون داغش رو گذاشت رو سوراخم
آه و اوهم در اومد جوری که یه لحظه گفت بریم بیرون تا میثم بیدار نشه
و با همون وضع کون لخت بغلم کرد
نمیدونستم کجا قراره ببره منو
تو بغلش بودم
اصلا حواسم نبود زمستون سگ سرماس
به محض اینکه باد سرد به بدنم خورد یه جیغ ریز کشیدم و خودم رو به علی فشار دادم
اونم یه جوون گفت و بعدش گفت الان گرمت می‌کنیم عروسک
یهو صدای یه نفر دیگ رو شنیدم که گفت
عجب کصی هست علی چه سفیده!!!!
علی هم یهو گفت کص نیست کصخول
کونه کون!!!
که رفیقش گفت برو بابا کس گیر آوردی منو
که علی واستاد و گفت مادرجنده بیا خودت ببین که در آن واحد که منو بغل کرده بود لای پامو به رفیقش نشون داد
اونجا رفیقش دیدم
یه مرد سبیل کلفت با موی کوتاه مشکی با قد و هیکل متوسط بود
سیس ساده ولی مشتی داشت
یه لباس ساده هم پوشیده بود
در همون حال که اینا داشتن درباره تعداد سوراخام بحث میکردن بلند گفتم بابا سردمه
گاییده شدم(کلا یه لباس خواب حریر قرمز تنم بود)
که علی معذرت خواهی کرد و منو با سرعت برد طرف یه کامیون بعد گفت میتونی بری بالا؟
هم زمان رفیقش سجاد در کابین رو باز کرد منم در حال بالا رفتن بودم که علی یه آن جهش زد و هم زمان زبونش رو انداخت رو سوراخ قمبل شدم
یکم مکث کردم اما چون سرد بود سریع رفتم بالا
داخل ماشین تمیز و جا دار بود یکم بعد علی اومد بالا و سجاد رفت
بلافاصله شروع کرد لب گرفتن از من و سینه هامو مالیدن و خوردن
یکم بعد کیر کلفت سیاهش رو داد بیرون که بخورم یکم که خوردم گفت یه کار بگم میکنی؟
گفتم چی؟
گفت سوراخمو بخور
منم که عاشق این کارم اکی رو دادم و سوراخ مردونه و تنگش رو حسابی خوردم(اکثر مردا اجازه نمیدن با اینکه خیلی بهشون حال میده)
یکم بعدش گفت بسه بذار بکنمت
ولی یادم افتاد کاندوم تو کیفم جا مونده
وقتی گفتم گفت خودم دارم از تو جیبش یه کاندوم در آورد زد به کیرش و بعد یکم ور رفتن با کونم تا خایه جا کرد توم
الحق که خوب میکرد
کلفتی کیرش باب میلم بود و تلمبه های منظمش باعث شد چشمام شهلا بشه
تقریبا پنج دقیقه کرد و بعدش ارضا شد
که کاملا رضایت داشتم از وضعیت
بعد اینکه خودشو جم و جور کرد سرمو یه ماچ کرد از ماشین بیرون رفت
یکم بعد سجاد اومد بالا
با تعجب و حشر نگام میکرد وقتی لای پام رو دقیق دید دستش رو گذاشت رو دولم(دیشب موقع حمام چاستیتی رو باز کردم و بعد اون نبسته بودم)
و بعد شروع کرد مالیدن
با همون صدای کلفت گفت اصلا بهت نمیخوره پسر باشی
چقدر خوشگلی چقدر ظریفی چقدر ملوسی
میزاری منم بکنمت؟
خندم گرفته بود از این حجم از مودب بودنش
ابرو بالا انداختم و باز گفتم مشکلی نیست
فقط پول میگیرم
اونم تو یه حرکت انتحاری گوشیش دراورد و درجا رفت برا واریز پول
و بعدش گفت تو جون بخواه
همونجا با خودم گفتم این آدم کیس خوبی هستی برام
چون وقتی گفتم پنج برام بزن اصلا بحث نکرد
بعد اینکه برام پول زد شروع کرد لب گرفتن ازم و بعدش ساک و سوراخی
و چقدر هات و حشری بود
جوری که آب خودمم آورد همون روز
طرفای ظهر بود که میثم بیدار شد
و بعد دیدن پسر عمش و رفیقش فهمید اونا هم حسابی منو گاییدن و سر همین موضوع
کلی غرغر کرد که چرا دادی و فلان که البته بعدش دوباره منو حسابی گایید جوری که علی از پا بساط (تو ماشین تریاک می کشیدند چون منو میثم تو خونه بودیم)
بلند شد اومد و گفت میثم گناه داره اذیتش نکن
ک میثم در جواب گفت نه بابا این مادرجنده کونی تر از این حرفاس گول ظاهرش رو نخور

و خب بگم میثم ساعت ۹ شب پیچید رفت پیش دوست دخترش اما خب من اون شب موندم و تا صب با سجاد و علی عشق و حال کردیم
با اینکه عرق خور نبودم ولی بعد مدت ها عرق خوردیم و مسخره بازی در آوردیم
بدشون نباشه واقعا علی و سجاد خوش مشرب و مشتی بودند و هستن و الانم ماهی یکبار اگه تهران باشن میرم پیششون البته یبارم سفر رفتم بندرعباس باهاشون
که اطراف دزفول ساعت چهار صبح
وقتی برا سیگار داشتم بیرون ماشین پرسه میزدم
توی همون ایستگاه بین راهی یه راننده دیگ مخمو زد و یه تقه فوری بهم زد
در کل بگم علی و سجاد واقعا هم معنوی هم مادی مایه میزارن برام و رفیقای خوبی هستن
صبح اون شبم که اومدم خونه از خستگی تا خوده شب خوابیدم

یا یه شب که خیلی حشری بودم و نمیدونستم چیکار کنم و همزمان دنبال تنوع بودم
یه فکری به سرم زد
یه آرایش ملایم کردم
تیپ اسپرت زدم سوار ماشین شدم و رفتم میدون تره بار!
ساعت هفت شب بود
اونجا قبلا به یه صاب غرفه میدادم
ولی از همون زمان یادم بود پره راننده هست
منم کرم اینکه یه راننده پیدا کنم تو وجودم وول میخورد برا همین رفتم میدون
از اونجایی که تاریک بود خیلی چهره ها مشخص نبود با ماشین دور میزدم و اگه چیز خاصی می دیدم نگه میداشتم که خب وقتی پیشنهاد میدادم طرف خایه فنگ میشد و می ترسید سریع میگفت نه/:
انگار میترسیدن مخبر یا خفت گیر باشم
اما یه صحنه داشتم حرکت میکردم که چشمم یهو برق زد
دو تا کامیون قدیمی به فاصله یه متر پشت هم ایستاده بودن و توی کامیون جلویی
سه تا رانند داشتن با هم حرف میزدن
معلوم بود رفیق بودن
منم توی حرکت انتحاری دور زدم و با ماشین اومدم بغل کامیون
و بلند گفتم ببخشید
اونی که بغل پنجره بود یه مرد جا افتاده اما با ریش پر پشت و چهره مردونه بود
که خیلی داش مشتی طور گفت جونم
چی شده
منم نه گذاشتم نه برداشتم
گفتم نگاه کن عمو
سه تا دونه کاندوم دارم
شما هم سه نفرید
نفری یبار منو بکنید هر چهار تامون حال کنیم
اینو گفتم طرف هنگ کرد اصن نمیدونست چی بگه
به ‌‌پته پته افتاد
که معمولا در برخورد اول همه راننده ها همینن
کون بازناااا ولی انتظار ندارن یهو یه بچه خوشگل بیاد بگه منو بکن
تو همین حین رفیقش که بغلش بود و سبیلو بود سرشو از کنار رفیقش کرد بیرون و با دیدن من توی همون تاریکی گفت برو پشت پارک کن بیا بالا
خیلی خوشم اومد
آدم شناس بود
در ثانیه آنالیز کرد و تصمیم گرفت
خیلی سریع پارک کردم و رفتم بالا
سه تا مرد جا افتاده مردونه
دوتا ریشو و یکی سبیلی
جالب این بود بدن رو فرم و ورزشکاری داشتن
از وقتی که اومدم بالا بغل همونی نشستم که گفت بیا بالا
چون تعدادمون بالا بود
یکم نشستن سخت شده بود
این آقای سبیلو هم که اسمش فهمیدم سامان بود دستش تا ناموس رفته بود تو شورتم
و اون دوتای دیگه هم با شهوت نگاه میکردن منو یکم که یخمون آب شد فهمیدم
اینا سه تا رفیقن از طرف شهر درود
لر هستن و اون ریشو که اول دیدم و اسمش حامد بود
اصلا راننده نیست بلکه برا سرگرمی با اینا اومده بود
اون یکی هم اسمش محمد بود
صحنه خیلی جالبی بود
تو همون حال که سامان داشت سوراخمو انگشت میکرد و از خوشگلیم تعریف میکرد
حامد و محمد هم کیرشون رو میمالیدن
تو یه صحنه سامان به اون دوتا گفت برن پایین
و بعد اینکه نوبتشون شد بیان بالا
اونا هم رفتن
تو همون فرصت حامد سریع نور چرای سقفی رو خاموش کرد
پرده ها رو کشید
و به من گفت لخت شو
خودشم پیرهنش رو در اورد و شلوار شیرازیش رو کشید پایین
از ظاهرش بگم
یه سبیل پر پشت و سکسی داشت
صورتش رو انگار چند روز قبل با ماشین زده بود
چهره مردونه و پر جذبه ای داشت
بدنش هم باشگاهی و عضله ای بود
بالا تنه نسبتا کم مو اما پاهای به شدت پر مویی داشت
دور کیرش ولی تمیز بود
گویا چند روز پیش تیغ زده
بعد لخت شدنش افتاد روم و شروع کردن لب بازی کردن و خوردم ممه هام و دائم از خوشگلیم و تمیز بودنم حرف میزد
و هی میگفت پسر ندیدم مثل تو
چقدر خوش بویی
چقدر خوشگلی
چقدر نرمی
اون وسط هر از گاهی یه دستی به دودلم میکشید
یکم بعد خودش خوابید و به من گفت براش ساک بزنم
کیرش خیلی بزرگ نبود در حد ۱۵/۱۶ سانت بود و تقریبا کلفت اما تخمای خیلی بزرگی داشت
شروع کردم به ساک زدن و تا ته میخوردمش
دارکوبی و تند تند
اونم یه سیگار روشن کرده بود یکم بعد تخماشو خوردم و بعدش خواستم برم طرف سوراخش که یه خنده ای کرد و با دست خیلی آروم زد تو صورتم و گفت فکر کردی من مثل این کونی شهریام؟
اون چیزی که سهمته رو بخور رودار نشو
منم جدا تو اون لحظه خیلی تحت تاثیر قرار گرفته بودم
یکم بعد قمبل کردم و کاندوم زد به کیرش و بعد خیس کردن سوراخم
یه ضرب کرد توش
جوری یه داد دخترونه کشیدم که باعث شد بگه جووون داد زدنت هم مثل خودت نظیر نداره و محکم بدون رحم تلمبه میزد در حدی که از حالت داگی به خوابیده در اومدم و حدود ده دقیقه طول کشید که آبش اومد و تشکر کرد و رفت
پشت بندش رفیقش حامد اومد
ینی همون شخص اول
حامد از نظر جثه از سامان لاغر تر بود اما بازم بازو های عضلانیش خود نمایی میکرد
وقتی بدن لخت منو دید یه جونی گفت و اومد بالا سرم و در حین اینکه داشت لخت میشد با کونم بازی میکرد
منم به شکم خوابیده بودم
بعد لخت شدنش گفت بکنم یا ساکم میزنی؟
منم درجا پریدم و بدون حرف شروع کردم خوردن کیرش
از مال سامان بزرگ تر بود
اما خیلی خروس بود در حدی که فقط ده پونزده ثانیه بعد ساک زدنم آبش اومد
و اونم نامردی نکرد همشو با فشار ریخت دهنم
بعدم یه خنده کرد و گفت ببخشید خیلی سکسی هستی
از دختر بهتری
نتونستم صبر کنم
اونم رفت و در نهایت محمد اومد
محمد هم از نظر بدنی مثل اینا بود ولی ریش بلندی داشت
و برخلاف اینا یه شیش جیب لجنی پوشیده بود
وقتی منو لخت دید امان از کف داد
چنان ازم لب گرفت که اصن فرصت نکردم بگم رفیقت ابشو ریخته دهنم( خیلی دوس داشتم وقتی رفیقش میگفت ابو ریخته دهنم قیافشو ببینم)
یکم بعد منو قمبل کرد و شروع کرد خوردن سوراخم
اصلا حرف نمیزد و فقط جون جون میکرد
یکم بعد که خواست کیرشو بده دهنم تازه فهمیدم کارم در اومده
کیرش شاید ۱۹ سانت بود
با کله سر پایین و بادمجانی یعنی از سر به ته باریک میشد ولی سر درشت و گنده داشت
جوری که تمام دهنم رو پر میکرد
یکم که ساک زدم
کاندوم رو کشید به کیرش و با کلی تف و فشار کیرشو تو کونم جا داد
و محکم و حشری تلمبه میزد
یکم بعد کیرشو کشید بیرون که باعث شد بی اختیار بگوزم
که یه جوون بلند گفت
و منو یه حرکت حرفه ای چرخوند و پاهامو انداخت رو شونش و یه ضرب جا کرد بهم
و هم زمان خودشم اومد پایین تر و ممه هامو میخورد
این حجم حرفه ای بودنش توی اون فضا کوچیک خیلی منو حشری تر میکرد
تقریبا ده دقیقه هم تو اون پوزیشن جوری که منم داشتم کم کم سیر میشدم
که گفت ابتو میاری یا نه؟
که گفتم اره
اونم گفت بیارم آبمو؟
خارشت افتاد؟
یه جووون گفتم و تایید رو بهش دادم
اونم همزمان دودول سیخ شده منو میمالید و تقریبا یه دقیقه بعد آبش اومد
وقتی دستش خیس شد خودشم با یه نعره ابشو ته کونم توی کاندوم خالی کرد
یکم بعد با دستمال تر تمیز کرد منو و رفت پایین و در رو هم باز گذاشت
تقریبا ده دقیقه طول کشید که سه تاشون دوباره اومدن بالا و از من تشکر کردن و یکم حرف زدیم و اونا میگفتن چی شد اومدی به ما پیشنهاد بدی
ما ظاهرمون خلافه از ما میترسن
چطور نترسید و جرات کردی
منم گفتم چرا بترسم؟ تهش سه تا کیره دیگه
اونا هم خنده میکردن بعد کشیدن یه نخ سیگار و رد و بدل شماره رفتم طرف خونه

ماه بعدش با سامان که اومده بود تهران دوباره تو ماشین سکس کردم و با خوده سامان به طرف شهرشون رفتیم و سه روز خونه سامان موندم که تو اون سه روز به خودشو و حامد و محمد و داداش بزرگه سامان که متاهل هم بود سکس کردم
و اینم بگم نفری ۸ تومن ازشون گرفتم
و جدا اون روز آخر به اسرار خودم با قطار خواستم بگردم
البته قبل سوار شدن
با یه نفر که تو هورنت آشنا شده بودم یه سکس داغ کردم و سه تومن ازش پول گرفتم
که اونم جالب بود حتی وسوسه شده بودم بمونم پیشش
ولی چون یکم با اخلاقش حال نکردم به این نتیجه رسیدم اگه بمونم پیشش به نفعم نیست
توی قطارم با دوتا از هم کوپه ای هام در اضا سه تومن دو بار سکس کردم که کیرشون خیلی دراز بود جوری که اخراش دل درد گرفته بودم و التماس میکردم آب بدن
اونا هم میخندیدن و میگفتن کیر لر هرچی بیشتر بره توت سیر تر و کردنی تر میشی
یه حسن دیگه ماجرا هم این بود که مشتری ثابت شدن و تقریبا ماهی دو سه بار میومدن پیشم
تقریبا بعد اومدن به تهران هم یه دو هفته ای سکس نداشتم
تا یه روز به دعوت رفیقم رفتم طرف میدون امام حسین تهران
و ناهار با دوستم بودم و گپ زدیم و یکم با اینو و اون تلفنی لاس زدیم
که ساعت نه شب یهو کیرم راست شد برم خونه
نه کاری داشتم نه نگرانی ای ولی نمیدونم چرا انقدر عجله داشتم
تقریبا زدم بیرون و تو یه لحظه کرمم گرفت جا اسنپ با بی آر تی برم
توی مسیر بی آرتی وقتی داشتم از پله برقی میومدم پایین هم زمان دوتا مرد هیکلی و ریشو هم داشتن میرفتن بالا
تو یه لحظه نگاهمون به هم گره خورد و اونا هم زوم کرده بودن به من
جوری که وقتی رسیدم پایین و اونا رسیدن بالا همچنان نگاه میکردیم به هم
که تو آخرین لحظه یکیشون با دست بهم اشاره کرد بیا بالا
منم بدون چک و چونه رفتم
وقتی رفتم بالا و تو نور قشنگتر صورتامون معلوم شد اونا از دیدن خوشگلیم یکم دستپاچه شدن وقتی گفتم کارتون چیه(میدونستم در اصل)
اونی که بهم اشاره کرده بود بهم یهو گفت
عرق خوب خواستی موجود داریم
شرابم هست
که منم نه گذاشتم من برداشتم گفتم
اگه میخواید بکنید
بدون کاندوم نمیدم
جا هم ندارم جا از خودتونه
نفری هم ۴ میگیرم
قبلش هم باید برید حموم پشما کیرو خایه رو کامل بزنید
تو اون لحظه خودمم حتی هیجان داشتم
یه لحظه به هم نگاه کردن و اونی که از اول ساکت بود گفت
اکی هستیم مشکل نداره
فقط زیادیم! میتونی جواب بدی هممون رو؟
وقتی گفتم چند تا گفت
۷ نفریم!
همه کارگر. و مجرد از شهرستان اومدیم
طرف میدون خونه داریم
همه تو کفیم
اکی هستی پایه ثابت بشیم!!!
دروغ چرا پشمام ریخته بود
خیلی هم ریخته بود
به طرز عجیبی کونی گریم فوران کرده بود
از طرفی ۷ نفر خیلی بیشتر از توانم بود!
اما با کونده پررویی گفتم
اکی ام به شرطی که مثل خودتون باشن و کیسم باشن وگرنه نمیدم
اونا هم گفتن اکیه
البته خب من میرسیدم مکان و اونا هم اونطور که میخواستم نبودن به هر حال میگاییدن منو
البته من همیشه فانتزی داشتم یه خونه کارگری پیدا بشه که منو بکنن و پول بدن بهم
البته افغانی نباشن
و خب تا جایی که فهمیدم اینا م ایرانی بودن
سر راه رفتیم داروخانه دو بسته کاندوم ساده خریدن
بعد رفتیم طرف خونشون
خونشون یه خونه کلنگی دو طبقه تر تمیز بود و به محض وارد شدن پنج تا مرد ریشو با سیس لاتی و مشتی دیدم که دارن قلیون میکشن
با دیدن من چشماشون روم زوم شد
تو دلم گفتم امشب کارم در اومده
به اینا نمیخوره پول بده باشن!
تو این بین دونه دونه سلام کردیم و دست دادیم و منم برا اینکه حشریشون کنم سریع شلوارم از پام در آوردم و به مرتضی(اونی که اول باهاش حرف زدم) گفتم دستشویی کجاست
اونم که هنگ کرده بود بهم آدرس داد و ب دستشویی طبقه بالا بود
تو این فاصله هم رفتم خودمو خالی کردم
و اومدن پایین و توی راه تی شرتم رو هم در آوردم و اومدم پیششون نشستم
از حجم کونده پرو بازیم پشماشون ریخته بود
چون درست نشستم بغل یکیشون که اسمش حسن بود
ریش بلند جوگندمی داشت با چشم آبی
سن و سالش ۴۰ میشد بدن جا افتاده و ورزیده داشت و از همه مهمتر دستای پت و پهنش بود که زیر آفتاب هم حسابی سوخته بود
بعدا فهمیدم ارماتور بند هست
به حسن گفتم قلیون رو بده و اونم سریع داد و کم کم حرف باز شد و اونا هم هی از خوشگلیم میگفتن و کیر بی قرارشون رو میمالیدن
که خیلی رک گفتم ببینید
من با این رفیقاتون قرار گذاشتم
نفری ۴ میگیرم
سکس با کاندوم قبل سکسم باید برید حموم ترتمیز کنید
اگر راضی نیستید مزاحم هم نشیم
که تو لحظه حسن منو به طرف خوش خم کرد و با انگشت های درشتش یه دست به سوراخم زد و گفت چه کونی پر ناز و ادایی هم هستی
ولی ارزش داری
برو خودتو آماده کن تو اتاق تا شروع کنیم که تا صب باید حال بدی!
منم رفتم و یکم بعد حسن اومد تو
گفت اونا هم نوبتی میرن حموم تا صبح هم باید حال بدی کون بچه!
خلاصه کنم بعد لب بازی خوردن کیر بزرگ و سیاه حسن که اصلا بهش نمیخورد همچین کیری داشته باشه
ده دقیقه به کونم تلمبه زد و حسابی محکم گایید منو و بعد کارش پولو کارت ب کارت کرد
و رفت
بعد اون یکی اومد ب اسم مسلم قد کوتاه ریش تر تمیز و فیس خشن
که خیلی هم بد دهن بود و کیر ۱۶ سانتیش رو تا ته میکرد تو کونم دائم میگفت با کیر ترکیم دارم میگامت کونی ننه قحبه
بعد اون مرتضی اومد و اونم یه ده دقیقه ای منو کرد
مرتضی ریش بلند و صورت آفتاب سوخته داشت و بدنش پر از جا زخم تیزی بود
کیر کوچیکی داشت اما محکم میگایید
نفر بعد وحید بود
لر آبادان بود دو متر قد ریش پر پشت و بدن ورزیده
مادرمو رسما گایید جوری التماس میکردم تورو خدا بسه یادمه وقتی کرد تو از درد جیغ زدم و همین باعث شد اونایی که بیرون بودن بلند بلند بخندن
بعدا که اندازه گرفتم ۲۳ سانت کیر داشت اما خیلی کلفت نبود
نیم ساعت منو کرد و رفت
بعد اون هم به ترتیب جواد و علی و سیاوش
که از همه کوچکتر بود و ۲۵ سالش بود اومدن
ولی خب کارشون تموم نشد بعد راند اول
شام خوردیم و بعدش قلیون و عرق به پا شد تقریبا چهار صبح بود که حسن بازم منو کرد و این بار ابشو ریخت دهنم
دوباره نوبتی اومدن کونم گذاشتن اما تا هفت صب طول کشید
رسما گریه میکردم چون خیلی بهم فشار اومده بود ولی اینا سر عرق شنگول شده بودن و کیرشون هم نبود
جوری که وحید منو نبرد تو اتاق
و جلو جمع منو کرد و موقع کردن میگفت ببینید چطور کونش کیرمو میخوره
کونش از کس زن امیری بهتر هههه والا
و اونا هم میخندیدن
(امیری گویا زن صاحب کار وحید و مسلم و سیاوش و علی بودن که این چهار تا توی یه کارگاه کار میکردن که وحید مخ زن این صابکاره رو زد و آورد تو همین خونه و هفت نفری کردنش طوری که زنه حامله شده بود و اینا هم یه دردسری کشیده بودن سر این داستان انداختن بچه و در نهایت زنه چشمش ترسیده دیگه نیومده خونه اینا)
خلاصه هشت صب روز جمعه بالاخره تونستم بخوابم و ساعت ۳ بعد از ظهر بلند شدم
و با اینا ناهار خوردم که دوباره بعدش بازم کردن منو هرچند که رضایت نداشتم
اما نتونستم جلوشونو بگیرم
در نهایت ساعت شیش غروب بعد کلی چونه با ۲۸ میلیون تومن پول توی کارتم اومدم خونه!
نااا نداشتم
جنازه بودم
کونم درد میکرد و از هرچی کیر و مرد بود تنفر داشتم
یه دوش گرفتم و بعدش قرص خوردم و خوابیدم!
تو این بین بگم
من شیش ماهه با اینا در ارتباطم
هر دو هفته میرم پیششون
البته الان تنظیم کردم وقتی همه هستن نرم چون تحملم میاد پایین
ولی خب اکثرا همه هستن و چند دفعه شده مهمان هم داشتن
و اما
در خصوص چند سوالی که ازم پرسیدن
اول از همه بگم من شانس و اقبال زیادی داشتم که بچه خوشگل به دنیا اومدم
و خانوادت بی در و پیکری داشتم
که آزاد باشم
دوم قیمت خودتون رو بدونید و هیچوقت کوتاه نیایید
اگر یک بار با کسی سکس کردین و پولتون رو ندادن دیگه باهاشون سکس نکنید
خر نشید که سری بعدی بگیرید
اون آدم پول بده نیست
اگه کسی تهدید کرد که آبروتون رو میبره و سکس زوری خواست زیر بار نرید
هیشکی تو این دوره زمونه دنبال شر نمیگرده بیاد برا خودش داستان درست کنه
پس از ترستون نرید زیر کیر
اگه کسی دبه کرد
ادا در آورد یا لاشی بازی درآورد
جنده بازی در بیارید و داد و بیداد کنید
مخصوصا اگه خونه مسکونی بود که طرف از ترس ابروش حساب کار دستش بیاد
مکان خارج از شهر نرید
مگر به توان اثبات بشه طرف آدم حسابیه
اگه مکان کسی میرید خودتون اسنپ بگیرید و حتما بگید اون طرف پول رو از کارت خودش به راننده بزنه
بدون کاندوم هم سکس نکنید
اگه یکی گفت نمیتونم کنسل کنید هیچی مهمتر از سکس با کاندوم نیست
با شیشه ای ها و معتاد ها
هرچقدر که کیستون بودن و یا سیس سرحال داشتن سکس نکنید

به خودتون برسید با آب خنک دوش بگیرید
اگه پول لیزر ندارین با موبر و واجبی شیو کنید
از تیغ استفاده نکنید
و از لباس زیر های نخی و آزاد توی شرایط نرمال و عادی استفاده کنید
اگه لایک ها به بیست عدد برسه
یه پارت دیگه هم از سکسام مینویسم براتون

نوشته: پسرکِ جنده

اطلاعات داستان

تاریخ انتشارسه‌شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵
زمان مطالعه24 دقیقه
دسته‌بندیداستان‌های سکسی

اشتراک‌گذاری داستان

پسندیدن و بازدید

تعداد بازدید8,345

دیدگاه‌ها (3)

  1. آغ_بــــــالا

    خودم تو این کارم و میگم قیمتات تخیلیه گلم

  2. UK_Butt_boy

    همه ی این خاطرات جالبه که برای منم تکرار شده در ایران ، اما به گروپ افغانی هم خیلی کون دادم ، و بهم ثابت شده خیلی تمیزتر و با اخلاق تر از بعضی ایرانی ها بودن ، و یه چیز مهمتر چرا گروپی نمیدی ، لذتش خیلی بیشتره

  3. A_az

    بروگمشو کونی یک قیمتایی میگی بهت دادن که میشه لیلا اوتادی وباهاش کرداومدی داستان بگی یابازاریابی

ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.

داستان‌های مشابه و پیشنهادی

دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی