گی با شوهر خاله

سلام من سامم 22 ساله خاطره ای که میخوام تعریف کنم واسه ی یک ماه و نیم پیشه…
این داستان گی هست و اگه خوشتون نمیاد میتونید ردش کنین❤️
من سامم ی پسر بور خوش هیکل سفید و بی مو خدایی از خودم خوشم میاد بنظر خودم فیسم خوبه و اکثرا آدمای اطرافم همین نظر رو دارن
آدمی نیستم که بخوام دخترونه رفتار کنم سعی میکنم برخلاف ظاهرم آدمی باشم که تستوسترونش بالاست و مردونه رفتار میکنم ، البته نمیدونم موفق میشم یا نه اما سعی میکنم.
خب من یک شوهر خاله ای دارم به اسم علی آقا که 47 48 سالشه دوتا دختر داره و کارش باشگاست و تقریبا ورزشکاره اما بدن خیلی خفنی نداره اما خیلی گولاخه بالای 110 کیلو چاق نیست اما حجم عضلات بدنش خیلی زیاده بدنش شکلاتی رنگ و سفت قدشم که خیلی بلنده فک کنم بالا ۱۹۰ ، بخاطر سنش موهاش کم پشته و وسط سرش خالی
آدم خونگرمی نیست‌اکثرا جدی و اخمو و قده
اصلا زیاد گفتگوهای خاصی باهم نداشتیم تا حالا همیشه در حد یک سلام و احوالپرسی بودیم با اینکه هر هفته همو می‌دیدیم.
آدم مذهبی ای هم هست.
خلاصه بریم سر اصل مطلب
ما همیشه پنجشنبه جمعه ها خونه مامان بزرگ جمعیم
اون روز خاله ها و مامانم تصمیم گرفتن برن روستای پدریشون کل خونه بار و بندیل بستن که تا شب برن روستا و سر قبر اموات و یه سری به باغ داییم هم بزنن؛
اما علی آقا چون سرش درد میکرد گفت من‌میمونم چون علی آقا نمی‌رفت یکی از ماشینا کم‌میشد من هم‌جا نمی‌شدم و علاقه ای به اون روستای بیابون نداشتم گفتم نمیرم همه رفتن من و علی آقا موندیم خونه مامان بزرگ،
علی آقا روی کاناپه دراز کشیده بود یک تیشرت یقه دار مشکی پوشیده بود با یک پیژامه گشاد کرمی رنگ
کنترل رو گرفته بود سمتش و با همون فیس جدی داشت اخبار نگاه می‌کرد
منم رو کاناپه ی رو به رویی دراز کشیده بودم و با گوشیم ور میرفتم.
نمیدونم چرا احتمالا جذبه ی علی آقا حشریم کرد کیرم کم کم داشت سفت میشد که البته دیده هم نمی شد چون من هم دراز کشیده بودم هم شلوارم ی شلوار بگ جین بود؛
علی آقا هیچ حرفی نمیزد ، تعجبی هم نداشت چون نه تاحالا باهم حرفی زده بودیم نه حرفی داشتیم که بزنیم.
علی آقا تلویزیون خاموش کرد ساعد شو گذاشت رو سرش و خوابید،
وقتی خوابیده بود قشنگ بهش نگاه کردم واقعا جذبه و مردونگی داشت، من تاحالا دلم نمیخواست به ی مرد کون بدم ولی برا اولین بار دلم خواست با تمام وجود همون لحظه دلم میخواست همونو مستقیم برم کیرشو از شلوارش در بیارم بشینم روش
اما غیر ممکن بود ، اون عمرا اینو میخواست نه آدم جوونی بود نه من رو دوست داشت نه پسر دوست داشت و نه آدمی بود که هوس باز باشه و لاشی البته اینارو حدس زده بودم و قابل حدسم بود.
کیرم داشت شورت و شلوارم و پاره میکرد که دنبال ی چیزی میگشتم که فقط بوی علی آقا رو بده بوی اون عطر تن مردونش
دلم زیر پیراهنش رو میخواست اما تنها چیزی که پیدا کردم جورابش بود همون جورابی که همیشه وقتی میخواد نماز بخونه گوله میکرد و زیر مبلا میذاشت تا وقتی میخواست بره یادش نره؛
رفتم توی اتاق جوراب و بو میکردم و جق میزدم
بوی عطر جورابش دیوونم میکرد بوی عرق پاهاش و زحمتشو میداد
آبم با شدت خیلی زیادی پاچید و ارضا شدم،
خلاصه که دیگه حشرم خوابیده بود و منم دراز کشیدم رو کاناپه و علی آقا همچنان خواب بود دلم میخواست بوش کنم دستمالیش کنم بوسش کنم ولی خایه نداشتم
می ترسیدم بیدار بشه بفهمه آبرومو ببره.
چند ساعتی گذشته بود علی آقا هنوز داشت چرت میزد و خروپفش در اومده بود
ی چند دقیقه بعد بیدار شد و رفت دستشویی و برگشت تلویزیون و روشن کرد و نشست روی مبل و شروع کرد به اخبار دیدن
یهو گفت : برو دو تا چایی بریز بیار
منم سر تکون دادم و رفتم آشپزخونه دوتا چایی ریختم؛
بعد اینکه چایی رو خورد یدونه بالشت گذاشت پایین کاناپه و دراز کشید و گفت : بیا یکم برو رو پاهام که خیلی گرفته.
با اینکه من‌ نسبتا آدم توپری بودم پاش دو سه برابر پای من بود در همین‌حال رفتم رو پاهاش و شروع کردم جابه جا کردن پاهام رو مچ پاش بعد از چند دقیقه گفتم دستت درد نکنه و بسه؛
بعد از یه ربع بهم رو کرد و گفت : ماساژ بلدی؟
منم گفتم نه بلد نیستم اما میتونم سعی کنم ماساژ بدم
گفت پس برو از تو اتاق مامان بزرگت روغن سیاه دانه رو بیار
منم روغن رو از پاتختی مامان بزرگ برداشتم و نشستم کنارش که یهو بلند شد نشست و تیشرت و زیر پیراهنش رو در آورد که تا درآورد عطر عرقش چند ثانیه فضا رو پر کرد…
به شکم دراز کشید پشتش معمولی بود مو داشت ولی خیلی کم پوستش شکلاتی بود و ابعاد بدنش واقعا بزرگ بود
یکم از روغن ریختم رو پشتش و شروع کردم ماساژ دادن مث اینکه بهش حال میداد و گاهی وقتا میگفت آخیش!
و من هر بار ناله های مردونش و می‌شنیدم یه جوری میشدم.
یهو گفت : امروز تو باشگاه خیلی کار کردیم خسته شدم.
منم گفتم ، الان بهتر شد؟
گفت : آره از قبل بهتر شد.
وقتی داشتم ماساژ میدادم چند بار تو چشمام نگاه میکرد منم چشمامو می‌دیدیم اما سنگینی زل زدنش و حس میکردم.
یهو با خودم گفتم بزا دلمو بزنم به دریا یا میرم زیر این شوهر خاله گولاخ و ددی عشق و حال میکنم یا کیر میره تو حس و حالم و کیرم میکنه
گفتم علی آقا پیژامه تو در بیار روغنی نشه
اونم بدون معطلی پیژامه رو کشید پایین تا ی جا و اشاره کرد که بقیشو خودم در بیارم
بازم کیرم شق شده بود جوری که انگشتمو بش میزدم آبم میومد؛
شلوارش و تا کشید پایین به عنوان ی مرد گولاخ عجب کون برزیلی ای واست که از رو شرت هم معلوم بود که چقدر خوش فرم و ورزشی
البته من جذب کونش نشده بودم دلم‌میخواست برم زیرش و زنش و روم حس کنم…
شروع کردم ماساژ گاهی دوتا انگشت شبنم و می‌بردم تا زیر کش شورت می‌آوردم بالا که کم علی آقا داشت خوابش میبرد.
کم کم دیگه دستامو میکردم تو شورت کونشم ماساژ میدادم آخ که چه نرم بود…
فهمیدم قضیه رو گرفته که یهو گفت میخوای همین شورتمم دربیارم؟
منم که دیگه زدم به سیم آخر گفتم آره عالی میشه یهو از رو شکم که خوابیده بود برگشت و صورتش و در آورد…
کیر شکلاتی رنگش و کله ی بزرگش و رگ هاش که انگار هر لحظه نزدیک بود پاره شن دیوونم میکرد‌.
باورم نمیشد علی آقا اینقدر باهام راحت شده بود که کیرشو اینقدر راحت بهم نشون داد‌.
به کیرش زل زده بودم که گفت : چیه تاحالا کیر ندیدی؟
گفتم این کیر نیست شاه کیره
گفت دوسش داری؟
سرم و تکون دادم فقط
که بهم گفت لخت شو
بلند شد و روغن سیاه دونه رو برداشت و رفت به سمت اتاق مامان بزرگ و کیر به دست وایستاد کنار تخت مامان بزرگم
منم که تشنه کیرش شده بودم نفهمیدم چجوری لباسام رو در آوردم و رفتم تو اتاق
تا وارد اتاق شدم اشاره کرد که دراز بکش
بالش گذاشت زیر شکمم و حالت داگی شدم
چند قطره از همون روغن ریخت رو سوراختم انگشتشو کرد توم
منم اولین بار بود که چیزی غیر از انگشتای خودم میرفت توم که خیلی سوخت اما بی لذت نبود چون با روغن بود
یه آخ گفتم که گفت چقدر تنگی تو!
که چند قطره روغن ریخت رو کیرش چند قطره هم ریخت رو سوراخم و کلاهک گنده ی اون کیر خوش فرم و گذاشت رو سوراخم
آخ چه لذتی داشت
که سرشو یهو کرد تو و من چنان سوزشی احساس کردم که جیغ زدم و اونم یدونه از پشت زد تو سرم و گفت خفه شو کونی جیغ نزن
کیرشو در آورد و چندبار تف زد و آروم کرد توم ی چند باری کرد توم و در آورد تا درد به لذت تبدیل شد
حالا تلمبه میزد جوری که خایه هاش که دو برابر خایه های من بود می‌خورد به خایه هام و آخ چه کیفی میداد
همزمان که تلمبه میزد خودشو انداخت روم
چندتا فحش داد بهم که کونی یکیش بود و جوری تلمبه میزد که نزدیک بود تخماش بره تو کونم منم چندبار ناله میکردم و میگفتم جوون علی آقا
اونم فقط میکرد منم گاهی وقتا دستمو میزاشتم رو کونش فشار میدادم که حشری تر بشه
یهو پوزیشن عوض کرد در حالی که تلمبه میزد یکی از پاهاشو گذاشت رو نصفه صورتم که اونم پای سنگینش و بوی پاهاش که بوی عرق میداد اوج لذت بود
حرفاش توی کونی و جوون خلاصه میشد که بعد یکی دو دقیقه بالشت از زیر شکمم برداشت کامل افتاد روم
وزنش و حس میکردم و اونجا فقط از صورتم که رو صورتم بود و وزنش و اینکه زیر همچین کیر کلفتیم دیوونم میکرد
یهو تلمبه هاش خیلی محکم شد که با ی ناله ی غرش طور و نفس بلند انگاری یک لیتر آب غلیظش و توم خالی کرد
۴ ۵ دقیقه روم خوابیده بود و نفس نفس میزد تا کیرش خوابید و از روم بلند شد.
ی لگدی هم بهم زد و با اخم از اتاق رفت بیرون مثل اینکه تازه یه خودش اومده بود و فهمید چه گناهی کرده…
بهترین لذت و برای همون بار اول کون دادن زیرش تجربه کردم که ۴ شب پیش هم بهش دادم توی ماشین که اونم داستانشو براتون میزارم اگه خوشتون اومد ببخشید طولانی شد واقعا اولین بارم بود‌‌.
اینم اضافه کنم ازون روز رفتارش هیچ فرقی با قبل نکرد و فقط من هربار باهاش تنها میشم دلم میخواد آبشون توم خالی کنه.
همین

نوشته: سام

بازدید 7,685

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

7 پاسخ به “گی با شوهر خاله”

  1. نوشته بدی نبود ولی خوب چون بار اولت بوده یه حس و حال خاصی داشته مطمئنا.می‌تونستی بهتر اون حس بار اول رو به تصویر بکشی چون من خودم با کسایی رابطه داشتن که بار اولشون بوده و میدونم چه حسی دارن ولی در کل خوب بود.

  2. خیلی چندش بود. مخصوصا اونجا که با جورابش جق زدی. با جوراب بوگندوی یه مرد گنده جق زدی؟ خاک بر سر کونیت کنند. حیف کیر خر که بره تو کونت

  3. هيچ مردی تو دنیا وجود نداره که بگه کون پسر نمیکنم . مرد کلا ذاتش اینه حشری دنبال سوراخه. اگه یه مرد بهتون جواب منفی داد واسه سکس نه اینکه تمایل نداشته باشه نه ، بدونید شما کیسش نبوده اید. وگرنه تمام مردها به پسرها هم حس دارن منتها بعضیا با هر کسی نمیخوان سکس کنن. سن بالاهای مذهبی یا اونایی که کار اداری دارن اینا خیلی محتاطن و چجور بشه بتونی مخشون را بزنی . ولی خب کلا همه مردها از دم بدونید کون دوست دارن.

  4. خوب بود داستانت واقعی به نظر می رسید. خوش به حالت به آرزوت رسیدی. زیر چنین مردی خوابیدن واقعا لذتبخشه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...