…ادامه از قسمت قبل (لینک قسمت های قبل را در پایین داستان بالای نظرات میتوانید پیدا کنید یا اینکه میتوانید نام داستان را از بخش جستجوی وب سایت جستجو کنید)
سلاممجدد
صدرا هستم کسی که سره یه انتخاب اشتباه دچار بیماری جنسی شده واقعا دست خودم نیست تو این مدت تا به حال نشده دلم کون دادن بخواد ولی هر موقع که پارتنرم بگه میرم
۲هفته ای از سکس وحشتناکم به مسعود میگذشت بدن درد شدید زخم شدید کامل اوکی شده بوذم تو این دو هفته مسعود مدام با صدف در ارتباط بود زنگ تصویری عکس کلی حرف زدن بودن و فقط سوالش این بود این عکس و فیلما کجا گیر اوردی؟
مسعود با اینکه عکسشو فرستاده بود ولی صدف اصلا نشناخته بود نمیدونست همسایه ماس
یکمی از چتای مسعود با صدف بخونم بعد بریم سراغ اصل مطلب
صدف: خب بگو عکسو کجا اوردی دیگ من که پا دادم بهت عوضی
مسعود: حالا ببینمت بهت میگم
صدف: الان قرارمون کیه؟
مسعود: هروقت تو بگی قشنگم
صدف: من دو تا شرط دارم که آخرین شرطام هست
یک اینکه خونه من باشه دو اینکه داداشم هستش
مسعود: چییییی داداشت؟
یعنی اونم میدونه تو میدی؟
صدف: باهاش راحتم فقط خونه میمونه ما اتاق کارمون میکنیم
مسعود: چند سالشه؟
صدف: ۲۰-۲۲
مسعود: یعنی با دادن تو مشکل نداره؟
صدف: نه مشکل نداره میدونه فقط واستا خونمون خالی بشه بهت میگم
بقیه صحبتا کسشعر بودش این یه تیکه چت مسعود بهم گف منم بهش گفتم راجبش حرف نزده باهام خبر ندارم
آخر هفته خانواده میرفتن خونه پدربزرگم سمت لویزان تقریبا هر هفته میریم
صدف گف کار داره به منم گفتم تو نرو بگو نمیری گفتم چرا
گف بگو نمیری حتما بهت میگم حالا
منم اوکی کردم منو صدف موندیم خونه مسعود یه ساعت پیام دادم صدرا این میگه امشب ۹شب خونه ما باش
تا اون لحظه هیچی نگفت تا غروب صدف گف
صدرا امشب من قرارمو فیکس کردم با اون یارو گفتم تو ام هسی داداش میدونم سخته برات تحملش ولی من میترسم
گفتم یعنی من ببینم ابجیم داره فلان میکنه؟
گفت نهههه من تو اتاقم باهاش تو داخل حال بشین اگه خطری بود بهت بگم
گفتم باشه صدف ولی اینکه من بیام اونجا خیالم راحت تره یع موقع چاقو در نیاره وسطش
گف نه اینجوری نیست ولی آخه من جلو تو چجوری این کارو کنم
گفتم وقتی مجبوریم باید انجام بدیم
گف نه اصلا
هم من هم صدف و هم مسعود استرس سگ داشتیم واقعا یه سوتی میتونست هممون بگا بده
صدف ساعت۷ رفت حموم نیازی به شیو نداشت برگشت رفت تو اتاق
اومد بیرون کیره من کسری از ثانیه بلند شد
صدف با ارایش غلیظ سکسیییییی موهای لخت
یه لباس خواب یکسره تنش بود که بسته بود زیرش معلوم بود لخت بود تا زانو
گفتم صدف خیلی داف شدی
گف اع جدی
گفتم زیرش چی داری
گف هیچی
گفتم ببینمت
گف وا نه بابا چیو ببینی
گفتم من الان قراره همه چیو ببینم دیگ
گف چی میگی عمرا یه موقع نیای تو صدرا وای چقدر استرس دارم
گفتم نگران نباش من هستم
زنگ گوشی صدف خورد مسعود بود در زد اومد بالا
قیافه مسعود با دیدن صدف کوپ شد سلام داد با من مث غریبه ها برخورد میکرد
نشستیم صدف رفت تو اتاق گف صدا زدم بیا
مسعود گف حاجی قرص خوردم اسپری زدم دارم بال درمیارم چقدر کسه این صدف
گفت قبول کرد جلو تو بده؟
گفتم نه نمیزاره
گف من اونجا حشریش میکنم تو بیا تو دیگه ببین یکم حشریش کردم تو ام کیرتو درار بیا جلو
گفتم نمیذاره
گیف حشری بشه میزاره امروز نکنیش دیگ نمیتونی بکنیش
صدف منو صدا زد صدرااابگو بیاد
من نشستم مسعود رف داخل اتاق
من تو هال بودم نمیدونستم چیکار میکنن یه ربعی گذشت هیچ صدایی نمی اومد یهویی در باز شد مسعود اومد پیشم شلوار تنش بود ولی بالا تنه لخت بود
گفتم چیشد
گف ببین صدرا من گفتم بهش تو رو کردم کونی هستی ولی باور نمیکنه شوک شده لباشو خوردم حسابی داغه الانم گفتم میتونی بیای تو اتاق فقط ببین خودت باش لخت شو بیا وسط بگو اصن بهم میدی اینجا فقط راجب سکسه به هیچی فکر نکن
منم شوک شدم با حرفاش با سکوت کامل رفتم تو اتاق
صدف لباسش تنش بود منو دید عادی بودیم نشستم رو صندلی اتاقش
صدف گف صدرا فقط بگو راست میگه این یانه
سکوت بودم با سر تایید کردم
صدف گف الان منو بکنه خوشت میاد؟
گفتم صدف من نمیدونم هرکاری میخوای کن نمیخوای نکن
مسعود که دید اوضاع خرابه اومد پیش صدف کلی کسشعر بافت بهم
صدف سکوتی که کرد لبای مسعود رف رو گردن صدف و چشمای صدف بسته شد
رو تخت یه ملافه پهن کرده بود
مسعود تیشرتو درآورد بالا تنه لخت کرد رفت پیشش
منم رفتم پشت تخت نشستم که چشم تو چشم نباشم
مسعود یکم با صورتش ور رف یهویی لباشون رفت تو هم
قشنگ تایم دیدم مسعود لاشی یه ربع تمام لبای صدف خورد با گردن و پهلوشام ور میرفت
صدف گف سینه هامو میخوووری؟
مسعود گف اونم به چشم قشنگم
مسعود سینه هارو دراورد
وااای عالی بود سینه گرد خوشگل که نرمیشو میشد حس کرد نوک سینه قهوه ای کم رنگ بی نظیر تو فیلم سوپرم پیدا نمیکردی این سینه هارو دوس داشتم برم سینه هاشو بگیرم دستم
صدف نفساش تند شده بود ولی بازم مقاومت داشت
مسعود دهنشو دور نوکش میچرخوند یکم دیوونش کرد بعد شروع کرد ممه خوردن حسابی لیس زد گاز میگرفت
صدف میگف ااایییی اروم با دندون گاز نگیررررررر
صدف پشتش بهم بود منو نمیدید ولی من کامل میدیدم بدن خوش تراش سفید بدون خط و خش کیرم سیخه سیخ بود دست میزدم آبم می پاشید
مسعود با بوس های ریز رفت سمت کس صدف
شرتو درآورد از پاش صدف نگاهی بهم کرد سریع نگاهشو دزدید
به مسعود گفت واستا به من نگاهم نکرد گفت صدرا برو بیرون تو نگاه نکن نمیتونم
گفتم من مشکل ندارم صدف
صدف گف من دارم صدرا برو بیرون من شرتمم دراوردم
یهویی مسعود گف کاری بهمون نداره که صدف من میکنم میرم داداشت واسته ببینه ابجیش چقدر نازه چقدر خوشگله بدونه من حق دارم
صدف گف همشو نگاه نکن منظور این بود کسمو نگاه نکن
مسعود سرش رفت لای پاش حسابی کسشو خورد با پاهاش سره مسعود فشار میداد دست انداخته بود رو موهاش
ااااییییییی مسعود بخور بخور عالیه همونجااااااا سرتو برندااااررررر اییییی بخورررررررررر عالیهههههه اییییی داره میاددددد
یهویی مسعود پاشد رفت سمت گردنش شروع کرد لیس زدن
صدف گف نهههه اونجاااروووو بخورررررر
مسعود با دستش شروع کرد کسشو مالیدن
صدف گف نههههههه برو بخورررررر
گفت اگه میخوای بخورم بزار داداشتم عشق کنه
صدف گف یعنی چی
مسعود گف بزار دراره بیاد بمالتت
صدف گف نههههه خفه شو اصن نمیخوام
مسعود دید صدف زیادی چس کرد سرشو برد سمت کسش حسابی لالش کرد انقدر خورد تا صدف چشماش سیاهی رفت خیلی ناز و خوشگل اورگاسم شد
صدف گف هوووووف مرسی
مسعود لخت شد خوابید رو تخت صدف پشتش به من قمبل کرد کیره مسعود گرفت دهنش
من حالت داگی اولین بار کس صدف دیدم یه کس خطی جمع جوره کوچیک خوشگل وسط یه کون خوشگل صااااف نرم بی نظیر بود
صدف صدای ساک زدنش بلند شد موهاشو جمع میکرد نریزه جلو صورتش
مسعودم داشت عشق میکرد
با مسعود چشم تو چشم شدم دیدم اشاره میکنم از پشت بیام سمت کون صدف ولی جرات نمیکردم
۱۰دقه ای خورد
مسعود گفت چجوری بکنمت
صدف گف فقط داگی
مسعود پاشد اومد پشتش کیرشو گذاشت سرع کسه صدف هی میمالید صدف دیوونه شده بود
نوک سینه هاشو صدف خودش گرفته بود هی میگفت
بکن بکن توشششششش دارم میمیرم بکننننن دیگهههه
مسعود هی میمالید اون روانی تر میشد کیرشو تو نمیکرد
یهویی مسعود گف بکنم تووووششش شرط داره هاااا
صدف گف قبوله قبوله تو بکن توش حالا
مسعود گف برا داداششت بخور الان
صدف سکوت کرد گفت چیکار بهش داااری تو بکنتوش
مسعود گف نه دیگه داداشت بیکاره کیرش شکست
صدف گف صدرا تو دوس داری
دید من هیچی نمیگم دوباره گف اگه دوس داری بیا اینجا زود باش این کارشو کنه
مسعود بهم اشاره کرد زود باش پاشدم رفتم جلوش شلوارمو در اوردم کیرم سیخه سیخ بود
صدف تا گرفت دستش مسعود گذاشت تو کسش
صدف گف اههههههههه بکن مسعود بکن عوضی ببین با ما چیکردی کیر داداشم دستمه تو داری منو میکنی جلووووش باورم نمیشهههههههه
مسعودم شروع کرد و گف
همتون میکنم مامانتم میکنم صدرا کسکشششششش
صدف حرووممم زاددددههه کیره داداشتو بگیر دستتتتت جنده مادر جنددددده
جاااااانننن جفتتون کردم اخرررررر هرشب باید زیرم باشید
عجبببب کست داغهههه صددددف جندددده داداشه کونیت کیرشو قشنگگگ بمال
مسعود شروع کرد گاییدن داگی از موهای صدف میگرفت از پهلو هاش میگرفت حسابی داشت میگایید صدف مدام ناله میکرد اصن نمی تونست برام بخوره
دست انداختم سینشو گرفتم ناخودآگاه گفتم جووون چه نرمه
صدف گف صدرا محکمممم بمالش داداشششش
من شروع کردم مالیدن مسعود تویی محکم میزد ناخداگاه اب من پاچید رو شونه های صدف یهویی همه وایستادیم
سریع رفتم دستمال اوردم پاک کردم مسعود دوباره شروع کرد گاییدن
یه ربع تویی زد صدف گف زانوهام درد گرفت
مسعود گف بخواب به کمر
صدف خوابید مسعود پاهاشو گرفت بغل شروع کرد گاییدن
مسعود دستوری گف برو سینه ها آبجیتو بخور بچه
من اومدم سمت صدف
صدف جیغش دراومد
اااهههاااییییییی صدرا بخوررررررر عالیهههه مسعود محکم رحم نکن بهمممم صدرا نوکشو قشنگ بکش دارم میااامممم اههههههه اییییی بکنید
عالیهههه صدراااا بخور واینستا داداشششششش اااااییییی مسعووود تا تههههههه ببرررررر کیرتووووو اههههههه اییییی اومددددددد
با لرزش شدید ارضا شددددد
نفس گرفت دوباره مسعود گاییدمش
مسعود گف پاشو سرپا صدف
پاشدن سرپا دستشو گذاشت رو میز جا داد کسش سرپا میزد
مسعود شروع کرد فش دادن
جووونننننن صدرا ببین ابجیتو کردممممم نگاش کنننن چجور داره زجه میزنهههه
جونننن صدف جنددددده جندگی درد دارررررره خوشگلههههه
کیرم تو کس ننه جفتتون مامانتونم میکنممممم جونننننننننن صدرا بیا نزدیکککک ببین چجور خارت گاییده میشه بالاخره خارتو گایدممممم همه کستون میکنمممم جنده هاااااااا جوننننن ناله کن صدف جنددددده
صدفم عشق میکرددددد
صدف کن هوووففف واستا چه کمری داری پاهام داره میلرزه
از همه فرصتا استفاده میکرد مسعود ممه کمر شکم رون پا کون ول نمیکرد صدف
صدف گف چجوری دیگ مسعود آوردش گف به بغل بخواب رو تخت
خوابید مسعود رفت پشتش یکم سرشو خیس کرد گذاشت توش یه پای صدف بالا بود
که مسعود گف صدرا بیا پاشو باز نگه دار من رفتم پاشو نگه داشتم چقدر نرم چقدر خوشگل ناخداگاه انگشت پاشو کردم تو دهنم
صدف گف اهههه صدرا خیلی خوبههههه داداششششش مسعود نوک سینمو محکمممم بکششششششش بکنید اههههه مسعود بکن سینمو ول نکننن اااااااععاااییی گردنممممم جووووون بکن جرم بده صدرا پامو از دهنت داری دندوناتو خورد میکنم
ااااعععهههاااییییی بکن مسعود دوباره دارم میشم
مسعود گف کستو بمال
تا دست به کسش زد یه جیغ کوچیک کشید
چهره نازش شروع شد به جمع شدن
صدف گف جوووون جونننن اااییییی بکنننن واینستااااااا داداششششششش اععاااییییییی دارم میشم مسعود کسکشششششششششش بزنسینمووووو ااااییییییی کندیششششش اومددددد بازززمممم خدااااااااا اههااایییییییییی واستیددددد الاهاااییییییی
این سری صدف خیلی بد لرزید داشت از تخت می افتد مسعود بغلش گرفت
صدف گفت دیگه نمیتونم آبتو بیار مسعود
صدف دوباره داگی گرفت
مسعود گذاشت بهش
انگشت شصتشو خیس کرد اومد بکنه کون صدف
سریع صدف واکنش نشونداد مسعود گف اروووم بابا من متخصص سوراخ کونم این دست نخورده
صدف گف بخدا پا میشم میرم عقب اصلااااااا
فکرم بهش نکن دست بزنی پا میشم
مسعود گف اقا صدرا نذاشت سوراخشو باز کنم برات
مسعود محکم تویی میزد من سرپا نگاه میکردم گهگاهی سینه صدف و میمالیدم چشمای صدف بسته بود وقتی یهویی تویی میخورد تو کسش چشاش باز میشد
مسعود دوباره شروع کرد
صدففف جنده زیره کیرم چطوووره جلو داداشت کس دادن چطوووره مادر جنده ها
جوننننن ناله کن اهههه بکششششش کسکشششششش چه کسی داری حروم زاااده جوووننننننن بی غیزرررت صدرای کونییییی گفتم ابجی رو میکنم گفتم یا نهههههههه
مسعود گف کامل بخواب پاهاتو ببند
قشنگ افتاد روش گلوشو گرفته بود بوسش میکرد سینشو میچلوند
مسعود گف جوونننن اینجوری تنگ تره آبم الان میاد گفتی میخوریش صدف اررره؟
صدف بزور صداش اومد گفتی ارررره توش نریزی بگا بریم
یکم محکم گایید مسعود پاشد زد رو کون صدف گفت یالا جنده بیا
صدف دو زانو نشست زیر کیرش مسعود شروع کرد حالت جق زدن سرشو گذاشت دهن صدف
مسعود هوار میکشید
اب مسعود تمام وکمال دهن صدف خالی شد صدفم همشو قورت داد
صدف یع گوشه افتاد نفس نفس زدن
مسعودم یه گوشه نشست یهویی کف کیره اینو سیخه بدبخت
صدف گف صدرا دوس داری بکنی من مشکل ندارم
چشم تو چشم بودیم لال بودم سرمو یه تکونی دادم
صدف داگی گیف رو تخت گفت بیا داداش هر کاری دوس داری بکن بزار توش
من رفتم اولش یکمکونشو مالیدم گذاشتم تو کسش
یه کسسسس دااااغ تنگگگگ سوختم تو آتیش کسش
جفتی یه اهی کشیدیم
که معلوم بود از بی غیرتی جفتمون بود
یکم گاییدم صدف گف
صدرااا داداششش ابجیتووو بکن بی غیرررررت کسکشششششش جلو چشمتمنو گاییدن ابتو بیار تو کس ابجیتتتتتجوننننن بکنننننن
داداااشششش بریز رو سینه هام
منم
مسعود اومد پشت سرم انگشتشو کرد تو کونم یه دستشمنوک سینمو کشید
حس ماورای طبیعی عالیییییی ترین حس جهااااان بی نظیررررر بود کمتر از ۳۰ثانیه سریع گفتم اومد چرخید سینشو گرفت ریختم رو سینه هاش بی نظیر بود مسعود خایه کرده بود مث خوده من که صدف از هر دوتای ما بدتر بود
صدف گف فکر نمیکردم انقدر حال بده
مسعود گف تری سام فوق العاده ای بود
دستمال آوردیم ابمو پاک کرد صدف پاشد سرپا
مسعود چسبید بهش
صدف گف نههه دیگه نههه من میرم حموم
تو همین تایم مسعود یکم اب خورد باهام خدافظی کرد رفت
فعلا که دیگه سکس نداشتیم ولی حس خیلیییی عجیبی بود تا زمانی که تجربه نکنی حس نمیکنی تمام
نوشته: صدرا