از فقط ساک به کون

سلام دوستان من مهدی ام ولی توی سکس مهدیه صدام میکنن
یکم از خودم بگم
من الان 17 سالمه پوستم سفیده ولی لاغر یکم رو پام مو در میاد که همونا هم با شیو میزنم
سال پیش با اصرار پدرم برای کاهش خدمت رفتم عضو بسیج شدم و بسیج فعال گرفتم
وقتی رفتن اونجا موهام نسبت به بقیه بلندتر بود و ریشام هنوز در نیومده بود
برای همین همه یه جور نگام میکردن تا چند وقت
خلاصه‌ بگم که یه مدت گذشت و من جا افتاده
شدم مسئول کفشا و راهرو
انگار این دو تیکه هم یکیش دوربینش خراب بود و اون یکی اصلا دوربین نداشت
یه پسره بود به اسم جواد
جواد و امیر مهدی و کریم دوستای من بودن اونجا
هوامو داشتن بگو بخند داشتیم و خیلی چیزای دیگه
پس شوخی دستیم طبیعی بود دیگه نه؟
خب تو مدرسه راه میرفتیم همو انگشت میکردیم و کلی میخندیدیم
و فکر میکردم اینجا هم مثل همونه
وقتایی که دم ورودی بودم و در بسته بودو و خلوت بود
این جواد میومد هی خودشو از پشت بهم چسبوند
وقتیم برمیگشتم میدیدم میخنده
اوایل فکر میکردم اشتباهی خورده
یا همینطوری اومده
ولی بعد یه مدت شوخی دستیا شروع شد
حقیقتا من خودم بای هستم دوست دختر دارم و بارها کردمش ولی از طرفیم دوست داشتن بدم
ولی نه به جواد یه پسر چاق که قدش از من کوتاهتر بود و و سبزه و بیریخت بود
خلاصه
چند وقت گذشت و جنگ شد
تو جنگ این به من پیام داد که بیا روبیکا
رفتیم اونجا
گفت تا حالا دادی
گفتم نه
گفت مطمئنی؟ اخه وقتی انگشتت میکردم خوشت میومد
گفتم نه من همچین کاری نمیکردم
فک کردم شوخی داریم
گفت دوست داری انگشت شی پس دوست داریم کون بدی
و بعد سریع سریع پیاماشو پاک میکرد
یهو برگشت گفت فردا خونه خالیه بیا کنار هم باشیم
بهم بده شبم کنار هم بخوابیم قول میدم حمایت کنم
با صد تا بدبختی پیچوندمش اون روز
ولی خب دلم خیلی کیر میخواست
دو هفته بعدش بهش پیام دادم که سلام چطوری و اون قراره هنوز هست
گفت میخوای کون بدی؟
گفتم با ساک شروع میکنم و اگه نخواستم ادامه نمیدم
گفت باشه
رفتم دم خونشون سوار ماشینش شدم
در پارکینگ رو زد و رفتیم تو پارکینگ
جای ماشینش دقیقا پشت یه ماشین دیگه از سمت ورودی بود و از سمت خروجی پشت ماشین بود پس چیزی معلوم نمیشد
تا فرمونو ول کرد شروع کرد به تحریک کردن من با حرف
کیرمو حسابی برا تو شستشم خیلی پشمالوئه ولی دهنت کارو در میاره و خلاصه این حرفا
حقیقتا اون لحظه پشیمان شدم چون یهو یادم افتاد ممکنه ازم فیلم بگیره ولی دیر شده بود
من هیچی نمیگفتم
اول با دستم یکم کیرشو ماساژ دادم دیدم سیخ سیخه
بعد یه نگاه به چشماش کردم و مثل فیلما شروع به خوردن لبا کردم همچنان که میمالیدم
اونم انگار داشت لذت میبرد چون چشاش بسته بود
همونو اروم اروم زیپشو باز کردن و شورتش زد بیرون
سرمو خم کردم و از رو شرت براش خوردم
بوی تعفن خایه شرتش بهم خورد و داشتم بالا میاوردم ولی اون سرمو پایین نگه داشت
هرچی بیشتر می اوردم بالا اون بیشتر فشار میداد
دیگه گفتم چیکار کنم چیکار نکنم
شرتشو کشیدن کنار و کیرش زد بیرون
یه کیر نسبتا کوتاه و متوسط از لحاظ قطر داشت
شروع کردم به لیس زدن سرش
زبونمو دایره مانند دور کیرش میچرخوندم ولی اون انکار براش راضی نبود
مومو کشید و گفت بیشتر بکن تو دهنم
بیشتر کردم تو دهنم تا جایی که میخواستم اوق بزنم خواستم دهنمو بکشم عقب که فشار داد سرمو اول برای اینکه جا ثابت باشه ولی بعدش کم کم فشار داد تا کیرش بیشتر بره تو دهنم
همینطور داشت فشار میداد تا دستمو گذاشتم رو رونشو منم فشار میدادم به جهت مخالف
اونم که اینو فهمید سرمو ول کرد
تا سرمو آوردم بالا شروع کرد به خوردن گردنم
وای داشتم میمردم
خیلی رو گردنم حساسم من
چشامو که دید خماره دستشو اروم از شلوارم کرد تو و به کونم رسید همین که من خمار بودم و اونم انگشتش رو سوراخم قفل بود در پارکینگ باز شد و ماشین اومد
ما هم حالت طبیعی به خودمون گرفتیم
من شروع کردم به چک کردن داشبورد
اونم گوشیشو روشن کرد رفت اینستا

این یارو اومد پارک کرد رفت
تا صدا در اسانسور رو شنید دوباره دستشو گذاشت رو کیرم و فشار داد
صدام از درد رفت بالا ولی اون دهنمو گرفت که صدا نپیچه
دوباره سرمو خم کرد که براش بخورم
اونم دوباره انگشتش رو رو سوراخم چفت کرد
فک کردم میخواد یه انگشتی بزنه توش مهم نبود خودم قبلا کرده بودم
ولی انگشتشو گره کرد و دوتا کردی تو کونم
از حالت خمیده و ساک زده پریدم رو اسمون دوباره دهنمو گرفت تا داد نزنم و دوباره خمم کرد تا دستش جا داشته باشه
منو دوباره به کیرش هدایت کرد
همینطور که هم کونم داشت باز میشد هم براش میخوردم
یهو یاد جوراب مچی صورتی های مامانم افتادم که پامه
از کیرش فاصله گرفتم و لباشو بوسیدم
بهش گفتم میخوای با پاهام ارضات کنم
گفت نه دوست دارم
و بزرگترین اشتباه زندگی من این بود بعدش بهش گفتم این جورابای مادرمه
یکم نگام کرد و گفت باشه
منم که خسته از ساک و با سوراخی گشاد بودم
پامو از کفشم دراوردم
همون اول پامو گرفت و شروع کرد به بو کردن جوراب
گفت مامانت چه بوی پای خوبی داره
گفتم از کجا میدونی پای من نیست من تازه حموم بودم تمیزم هستم
گفت عصر زنونه رو میشناسم
بعدش شروع کرد به خوردم ساق پای سفیدم و همزمان جق میزد
با انگشتش بین شصت پام و انگشت بزرگم یه سوراخ ایجاد کرد و کیرشو گذاشت توش
یهو شروع کرد تلمبه زدن توش
وسطاش بود که بهم برگشت گفت مادرجنده اسم مادرت چیه
گفتم به تو چه
عصبی شد زد تو گوشم گفت تو جنده منی
اسم مادرجندت چیه
دوباره مقاومت کردم
یهو گوشیشو برداشت و تو همون حالت یه عکس گرفت و من اینقدر کتک خورده و بیهوش از شهوت و حشری بودم که نتونستم سریع واکنش نشون بدم
گفت یا میگی اسم ننت چیه یا اینو همه جا میزنم
یه لحظه شوک شدم و اروم گفتم مهدیه
گفت چی گفتم مهدیه
یهو دوباره شروع کرد به تلمبه زدن
هی بالا پایین میکرد اون پامو و اون پا دیگمم میخورد
هی میگفت مهدیه کستو جر میدم
جلو خودت مهدیه رو میکنم
جوننننن کس مهدیههههه
منم هیچی نمیگفتم که سریع ارضا شه و ولم کنه برم
یهو پامو ول کرد و گوشیمو ازم گرفت
با اثر انگشت صفحه گوشیمو باز کرد و رفت تلگرام و پروفایل مامانم رو اورد
گوشیو دستش گرفت با اون دستش شروع کرد جق زدن منم که تو حال شهوت و کیر و کون بودن یه حس جدید به اسم بی غیرتی توم متولد شد
ولی یه بکن بول میخواد ناموست رو بکنه و تو هم نمیتونی کاری کنی
البته اون اوایلش مثل الان نبود و کلی مقاومت کردم و چند بار خواستم گوشی رو ازش بگیرم
با بدبختی راضیش کردم یه عکس خونگی مامانم رو برات تو تل میفرستم ولی گوشیمو بده
اونم گوشیمو داد و منم یه عکس که زیاد چهرش توش معلوم نبود رو براش فرستادم
بعدش خم شدم براش خوردم
ولی سرعتی و حرفه ای تر
اینبار کمتر دندون زدم و میخواستم فقط ارضا شه
اونم صداش کم کم داشت در میومد
بلندم کرد گفت جورابتو بده منم دادم بهش جوراب و گرفت دستش و با عکس مامانم شروع کرد جق زدن و بالاخره با عربده ابشو ریخت تو جورابش
یه چند لحظه بی حال شد و منم این فرصتو دیدم که فرار کنم
تا خواستم برم
یکی زد در کونم و گفت هروقت گفتم با هر لباسی گفتم باید بیای وگرنه عکسشو از کف جنده خونه ها جمع میکنن
منم سریع همه چیو بستم و رفتم
تا چند شب با آلپرازولام میتونستم بخوابم
تا اینکه بالاخره پیام داد….

نوشته: مهدیه جون

بازدید 14,753

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

یک پاسخ به “از فقط ساک به کون”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...