داستان من زیاد شهوانی نیست ولی این اولین خاطره منه.
نیما هستم من الان ۳۶ سالمه و ساکن یکی از شهرستان های جنوبی ام.از همون کوچکی یه حس خاصی به مردها داشتم.این خاطر مربوط میشه به دوران راهنمایی.اون زمان فقط cd player داشتم و فیلم های پورنی که با همکلاسی ها دست به دست میکردیم روش پخش میکردم.
یک روز از یک فیلمی خوشم اومد دلم میخواست کپیش کنم(گی نبود) و تنها راه حلش دست آقا رضا صاحب ویدئوکلوپ بود.این آقا رضا زن و بچه داشت یعنی در این حد تفاوت سنی داشتیم.خلاصه فیلمو دادم کپی کنه! روز بعد فیلمو ازش گرفتم و بهم گفت فکر نمیکردم از اینجور فیلما دوست داشته باشی اگه این مدلی میخوای من زیاد دارم.من جوابشو ندادنم چون تو یک شهر کوچیک زندگی میکنیم نمیخواستم خودمو جلوش کوچیک کنم.سنگین و رنگین خدافظی کردم و رفتم. تا مدتها حرف هایی که فیلم زیاد داره عین کرم به جونم افتاده بود.
یه شب حدودهای 9 رفتم مغازه ش و با استرس و خجالت گفتم فیلم میخوام در جواب با یک لبخند گفت باشه فقط فیلما اینجا نیست خونمه و دارم میرم خونه کار دارم سر راه cd رو بهت میدم خلاصه رسیدم دم در خونه ش و اسرار کرد بیا تو خجالت نکش زن بچه م خونه نیستن و چون فیلم ها زیادن انتخاب کن کدومو میخوای.مجبور شدم برم تو .
تو اتاقش کنار هم رو صندلی نشسته بودیم و دونه دونه فیلمارو نشون میداد حسابی حشری شده بودم یهو دیدم دستشو رو پام کشید و گفت از فیلما خوشت میاد گفتم آره…
یه چند دقیقه گذشت دید واسه دست کشیدن روی پام اعتراض نمیکنم دستمو گرفت گذاشت رو کیرش و گفت یکم نوازشش کن منم بدم نمیومد از طرفی خجالتم میکشیدم و همونطوری که تو صفحه در حال فیلم دیدن بودم از رو شلوار کیرشو نوازش میکردم
حسابی داغ کرده بود یهو از رو صندلی بلند شد دستشو دورم حلقه کرد و صورت و گردنمو بوس میکرد. سعی کردم فشارش بدم عقب ولی لامصب زورشو نداشتم. ناگفته نمونه خوشمم میومد ولی نه به این وحشی بازی که خودشو روم بندازه.
کم کم شروع کرد به بیرون آوردن لباسش. یه حس وحشت بهم دست داد.بهش گفتم آقا رضا میشه من برم دفعه بعد میام .انگار داشتم با دیوار حرف میزدم دیوث خان تیشرتمو بالا زد و شروع کرد به مکیدن سینه م. اولین بار بود یکی سینمو مک میزد. وقتی ته ریشش به سینه میخورد کیف میکردم. وسط کیف کردنم بودم دست برد سمت دکمه شلوارم.هرچی جلوشو گرفتم زورشو نداشتم و کار خودشو میکرد.مجبور شدم خودمو رها کنم.اونجا دکمه شلوارمو باز کرد و شرتمو کشید پایین. یه حس بی آبرویی و خجالت داشتم میترسیدم کسی بیاد ببینه میگفتم نکن کسی میاد زشته ولی انگار مطمئن بود کسی نمیاد. در همین عین که شلوارمو پایین آورده بود با شکم خوابوند رو زمین و با دست کونمو از هم باز میکرد و هر از گاهی با انگشت سعی میکرد بهم فرو کنه که احساس یکم درد داشتم منم کف اتاق خوابیده بودم و به فرش زول زده بودم که قراره چی بشه؟! دست از بازی با کونم برداشت منم فکر کردم تمومه و برگشتم یه نگاهی به عقب انداختم
دیدم شلوارشو داره میکشه پایین و یک کیر سیاه مایل به قهوه ای داره. زشت ترین دول دنیا بود .تو ارزیابی کیرش بودم فشارم داد رو فرش که بتونه روم بخوابه و شروع کرد با تف زدن به سوراخم و سریع متوجه شدم یک چیز نرمی به سوراخ کونم میکشه
جوری منو داغ و حشری کرده بود که حرف نمیزدم منتظر بودم یه کونی ازم بگات. چندين دقیقه منتظر شدم و همچنان اون چیز نرم داره به سوراخم میکشه بعد بیخیال شد و شروع کرد به بوس دادن به پشت گردن و ور رفتن با کیرم که یهو آبم اومد گند زد به فرششون دیگه اونم یه جلق رو کونم زد و با دستمال پاک کرد.
موقع خدافظی بهم گفت بهم خوش گذشت دوست دارم دوباره ببینمت.
اون شب اولین رابطه جنسی من بود واقعا برای کون دادن نرفته بودم ولی موقعی که به زور بهم تحمیل شد دلم میخواست کون بدم.اون چیز نرم هم کیرش بود سیخ نمیشه و مشکل نعوظ داشت.چندین بار باهم ارتباط داشتیم ولی مشکلش برطرف نمی شد بعد یه مدت بیخیال همدیگه شدیم و فراموش کردیم.
نوشته: نیما