کابینت ساز مجبورم کرد

اسم مستعار من سعید هست الان 18 سالمه خوشگل نیستم سفید هم نیستم یک پسر معمولی داستان مربوط میشه به زمانی که من حدود 13 سالم بود پدر و مادرم هر دو فرهنگی و مثبت بودن و خودم هم مثبت بودم درسته کم کم فهمیده بودم سکس چیه و دیده بودم بعضی بچه های مدرسه یا محل شوخی شوخی همدیگه را انگشت می کنن یا به هم می چسبن یا با هم حرف های سکسی می زنن حس شهوت در من بیدار شده بود و بدم نمی اومد من هم با یکی از هم کلاسی هام شوخی داشته باشم و بهش بچسبم ولی وانمود می کردم از این چیزا خیلی بدم میاد قیافه مثبت می گرفتم و خیلی اتوکشیده تو مدرسه و محل رفتار می کردم از ترس اینکه یک وقت کسی نفهمه تو دلم چیه و یا بفهمن من هم میخوام و آبروم بره بدتر از همه پدرم اخلاقش خیلی تند بود و سر چیزای ساده سرم داد میزد و گاهی بد کتکم می زد به خاطر همین جرات نمی کردم دنبال این چیزا باشم و به خودم هم تلقین می کردم که از سکس و این چیزا بدم میاد و اهل جق زدن و این چیزا هم نبودم تا اینکه پدرم طبقه سوم خونه را تکمیل کرد و ما اساس کشی کردیم بالا اینم بگم خانه ما سه طبقه بود زیر زمین و طبقه اول و دوم با زیر زمین میشه سه طبقه که طبقه زیر زمین کامل بود و ما توش چند سال زندگی می کردیم طبقه وسط و بالا نیمه کاره بود بالاخره پولی دست بابام اومد و با قرض و قوله طبقه بالا را داد تکمیل کردن و رفتیم بالا اما بدهی زیادی داشتیم به خاطر همین پدرم تصمیم گرفت زیر زمین را بده رهن که مقداری از بدهی ها را بده به خاطر همین کابینت های زیر زمین را قرار شد تغمیر کنیم درهاش خراب بود و بعضی قسمت ها پوسیده بود به هر حال وضع پولی خوب نبود پدرم یک شاگرد کابینت ساز پیدا کرده بود 35 سالش بود اسمش جاوید بود یک جورایی رفیق بابام بود از 13 سال سنم عبور کرد و مرداد بود که پدرم با جاوید هماهنک کرده بود بیاد کابینت ها را ردیف کنه اونم گفته بود بعد از ساعت کاری مغازه میاد روزی دو سه ساعت کار می کنه اما باید کمکش کنیم که دیگه نخواد شاگرد بیاره و پول بیشتر بدیم خلاصه بابام به من گفت برم جلو دست اوستا واستم آچاری چیزی خواست بدم دستش روز اول خوب بود بابام نشسته بود و من هم کمک جاوید می کردم روز دوم شد یکی زنگ زد و بابام گفت میره جایی و بر می گرده من از همه جا بی خبر مثل روز قبل به جاوید کمک می کردم که جاوید یک درکونی بهم زد نمی دونستم چی کار کنم گفتم شاید دستش خورده اما جاوید یک نیش خند زد و فهمیدم اتفاقی نبوده و اخم کردم دفعه بعد یکهو بی هوا بودم کونمو تو دستش گرفت و فشار داد بعدش هم سعی کرد منو به زور بگیره که بهم بچسبه اما نزاشتم و فرار کردم دیگه هم نرفتم دم دستش بابام شب اومد و جاوید بهش گفته بود وقتی رفتی پسرت ول کرد رفت پی بازی گوشی و بابام حسابی دعوام کرد و داد کشید سرم جرات نمی کردم بگم چه کار باهام کرده تازه آبرم هم در خطر بود چی می گفتم ؟ ممکن هم بود بابام بگه خودت هم لابد کرم ریختی که یارو فکر کرده کونی هستی و این کار را کرده به هر حال هیچ چیزی نگفتم خجالت هم کشیدم به مادرم بگم فردا باز رفتیم دم دست جاوید ولی این بار بابام نبود جاوید فهمیده بود جرات نکردم به بابام بگم و تازه هیچ کس نفهمیده جراتش بیشتر شده بود از همون اول سعی کرد منو بگیره و بهم بچسبه که دستشو گاذ گرفتم و فرار کردم از دستش و تو دستشویی رفتم در را قفل کردم تا بابام اومد و بابام به جاوید گفت سعید کجاست ؟ جاوید گفت همین الان رفته دستشویی میاد من که صداها رو شنیدم زود زدم بیرون اون روز رو شلواری و پیرهن آستین دار مدرسه را پوشیده بودم که جاوید نتونه راحت به لباس نازک دست بزنه بهم جاوید یکهو به پدرم گفت لباس سعید کثیف میشه ها پدرم تازه متوجه لباس هام شده بود یکهو اخمی به من کرد داد زد بچه مگه می خواهی بری مدرسه یا مهمونی اینا رو چرا پوشیدی برو عوض کن بیا بعد هم داد زد به مادرم گفت یک لباس بده کثیف شده مهم نباشه راحت بتونه کار کنه متاسفانه مادرم هم یک شلوار خیلی نازک خونگی پیدا کرد با یک زیر پیرهن که آستین نداشت تا شونش پیرهن بود بدون آستین خلاصه راحت راه را باز کردن برای اینکه جاوید بتونه دست مالیم کنه رفتم زیر زمین آشپز خونه که کار شروع کنیم بابام نشسته بود بالای پله های زیر زمین چون هوا گرم بود و اونجا هم کولر آماده نداشت و بابام به آشپز خونه دید نداشت جاوید یک نیش خند زود و در اولین موقعیت منو انگشت کرد شلوارم نازک بود و انگار که انگشت لای کون لختم کرده نمی دونستم چی کار کنم فقط خودمو کشیدم جاوید گفت همکاری نکنی به بابات میگم کمک نمی کنی دعوات می کنه ها گفتم چی کار کنم گفت فقط یک کم پا بده کاریت ندارم که یک کم دست بهت می زنم گفتم نه که جاوید رفت دم پله زیر زمین به بابام گفت این پسرت خیلی بازیگوشه بابام داد زد و از ترس ریدم به خودم می دونستم دفعه بعد داد بزنه ممکنه یک کتک حسابی بخورم جاوید اومد و گفت برم در کابینت را بیارم بگیرم که جای لولاشو با مته سوراخ کنه و پیچ کنه در را گذاشتم روی کابینت کمی خم شدم که در را تو محل درست بگیرم جاوید آمد یک پیچ را بست بعد با دریل آمد پشت سر من که یک سوراخ دیگه بکنه نمی تونستم در ول کنم جاوید کیرشو تنظیم کرد و پشت کونم چسبید اومدم خودمو بکشم کنار دیدم در می افته و جاوید در گوشم گفت می خواهی بابات کتکت بزنه ؟ صداش کنم ؟ آروم گفتم چی از جونم می خواهی جاوید گفت هیچی فقط راحت واستا تکون نخور همین بعد هم دوباره کیرشو از رو شلوار چسبوند به کونم دریل را گذاشت روی میز و راحت منو بقل کرد نمی دونستم چی کار کنم جرات نمی کردم یک بار دیگه به بابام می گفت کنک بدی می خوردم جاوید دید ساکت شدم و پا دادم منو بقل کرد و کیرمو هم گرفت و شروع کرد به مالیدن در گوشم هی می گفت جونننننن از ترس اینکه بابام نیاد جرات نمی کرد شلوارمو پایین بکشه تا صدای پای بابام اومد تمومش کرد دریل را برداشت و سرواخ کاری را شروع کرد درسته از رو شلوار بود و مدت زیادی هم نبود اما شلوارم خیلی نازک بود انگار دقیقا کیرش لای کونم هست و کیرمو که می مالید کم کم داشت خوشم می اومد اون روز هم گذشت کار پنج روز عقب افتاد چون اوستای جاوید برده بودش سر کاری که تا آخر شب کار می کردن و وقت نداشت بیاد اما من دیگه سعید قبل که از سکس فرار می کردم نبودم به کارهایی که باهام کرده بود شب و روز فکر می کردم از مالیدن کیرم خیلی خوشم اومده بود و اینکه کیرشو لای کونم از روی شلوار نازکم حس کرده بودم بدم نیومده بود اما سعی می کردم به خودم بقبولونم بدم اومده و خوشم نمیاد ولی شهوتم زده بود بالا و فشار زیادی بهم می آورد حتی خواب سکس دیدم و تو خواب خودمو خالی کردم بالاخره جاوید باز آمد و ما با همان لباس کار یعنی شلوار نازک رفتیم برای کمک یک کم کار کردیم که بابام جایی کار داشت و باز رفت و من موندم و جاوید تو آشپز خونه جاوید بهم چسبید و خواست شلوارمو بکشه پایین که گفتم نه التماس کردم نکنه که گفت دیوونه قول میدم فقط لاپایی هست توش که نمی کنم درد نداره حسابی هم خوشت میاد مثل دفعه قبل به هر حال مخمو زد گفتم اینجا نه یکهو کسی میاد بریم اتاق خواب و جاوید فهمید از دفعه قبل خوشم اومده و دیگه همه چی اوکی هست رفتیم اتاق خواب جاوید گفت دستمو بزارم رو دیوار و قمبل کنم دستمو گذاشتم به دیوار قمبل بلد نبودم جاوید اول شلوارمو کشید پایین تا زانوم بعد کونمو کشید طرف خودش و کمرم خم شد کیرشو از تو شلوار در آورد و گذاشت لای چاک کونم برای اولین بار کیر لای چاک کونم بود چه کیفی داشت شهوتم رو هزار بود کیرمو گرفت و برام می مالید و منو بقل کرد و به کونم پسبید ده دقیقه گذشت یکهو یک صدایی اومد سریع از جاوید جدا شدم شلوارمو کشیدم بالا و رفتم ببینم کیه مادرم بود از طبقه بالا صدا زد بابات نیومده ؟ کفتم نه و در بست و رفت برگشتم جاوید گفت باز بریم اتاق خواب گفتم نه مامانم یکهو میاد ولی دست مالیم کرد مخمو باز زد و راضیم کرد راه افتادیم اتاق خواب بهش گفتم فقط زودتر تمومش کن سریع شلوارمو کشیدم پایین و دست سرمو گذاشتم روی دیوار اتاق خواب این دفعه با دست باسن هامو گرفتم و لای کونمو با دست خودم باز کردم که زود کیرشو بزاره لاش جاوید گفت خوشت اومده ها گفتم نخیر می خوام زود تمومش کنی تا کسی نیومده ولی در واقع حسابی خوشم اومده بود غرورم قبول نمی کرد بگم خوشم میاد کیرشو گذاشت لای چاک کونم کیرمو گرفت و منو بقل کرد کیرمو مالید تا چند فطره آبم اومد و حسابی کیف داشت و اونم آبشو خالی کرد لای چاک کونم بدون اینکه شلوار بالا بکشم دید زدم کسی نباشه و سریع رفتم دستشویی و خودمو تمیز کردم اون روز کار کابینت ها هم تقریبا تموم بود دیگه به من کاری نداشت و فردا هم بابام دم دستش بود و کار تمام شد قرار بود هفته بعد جاوید بیاد با بابام حساب و کتاب کنن از اون شب همش تو فکر کارهایی بودم که جاوید باهام کرد شهوتم به شدت بالا بود و از یک طرف سعی می کردم به خودم بقبولونم زوری بوده و بدم میاد از یک طرف حسابی خوشم اومده بود و باز می خواستم اما نه جراتشو داشتم با هم سن هام هم کلاسی هام همسایه ها از این کارا بکنم نه غرورم اجازه می داد بزارم کسی بفهمه از این کارا می کنم اگر کسی می فهمید آبروم می رفت بابام لهم می کرد به هر حال تو فکر بودم که بالاخره قرار شد شب جاوید بیاد برای حساب و کتاب از قبل خودمو آماده کرده بودم جاوید آمد بابام اف اف را زد و گفت بیاد بالا سریع دویدم به طرف پایین راه پله ورودی راه پله به جاوید رسید که باهام سلام گرمی کرد پشتمو کردم به جاوید و روم به دیوار راه پله بود که اگر کسی از بالا از راه پله آمد پایین ببینم به جاوید گفتم هر کاری می خواهی بکنی همین جا بکن که جاوید منو از پشت بقل کرد یک جون گفت بعد از چند دقیقه ولم کرد گفت اینجا نمیشه قرار بزاریم همو ببینیم گفتم باشه گفت من که رفتم بیا سر خیابون می بینمت آمد بالا فاکتور را داد بابام کمی حرف زدن قرار شد بابام فاکتور چک کنه بعد صحبت پول بکنن و جاوید رفت من هم سریع رفتم خودمو رسوندم سر قرار جاوید با موتور بود منو سوار کرد هوا دیگه تاریک بود منو برد تو یکی از ساحتمان نیمه ساز های اطراف چند تا خیابون پایین تر و شلوارمو کشید پایید لاپایی منو کرد و آبشو ریخت لای کونم بعد هم گفت قرارمون هفته دیگه سر خیابون همین ساعت که گفتم نه نمیشه بهم شک می کنن شب نمی تونم از خونه بیام بیرون گفت پس کی گفتم جمعه ساعت ده همیشه میرم فوتبال شما بیا سر خیابون با هم بریم جاوید جمعه اومد سر قرار و منو سوار کرد و برد گفتم کجا میری گفت خونه ما هیچ کس نیست گفتم خونه نمیام اعتماد ندارم گفت خره راحت می تونی لخت بشی و کیفتو بکنی هیچ کس هم نمی فهمه مخمو به هر حال زد و رفتیم خونشون هیچ کس نبود تنها زندکی می کرد گفت برو اتاق خواب کامل لخت شو من هم رفتم و لخت شدم فقط شورت پام بود روی لبه تخت نشسته بودم که اومد کامل لخت شد و وقتی بلند شدم شورتمو هم کشید پایین و از پام در آورد منو خوابوند تو تخت متکا گذاشت زیر شکمم پاهامو باز کرد و خوابید روم کیرشو گذاشت لای چاک کونم و هی جوننن جونن می کرد و کیرشو لای چاک کونم تکون می داد تا آبشو خالی کرد دیگه هر دفعه قرار می زاشت منو می برد خونه و لاپایی می کرد و حالا دیگه سوراخمو روغن وازلین می مالید و انگشتم می کرد اولش خیلی درد داشت اما دیگه عادت کرده بودم و شستش راحت میرفت توش و حسابی کیف می کردم می دونستم داره منو آماده می کنه که کیرشو بکنه توش اما دیگه انقدر خوشم اومده بود و عادت کرده بودم که خیالم نبود ترسم ریخته بود چون هیچ کس نفهمیده بود و کسی بهم شک نکرده بود هیچ مشکلی نبود و راحت کیفمو می کردم این چند سال جاوید حسابی منو کرده اما یک سال قبل بهش گفتم دیگه نمی خوام ادامه بدم و قول کرفتم دیگه ولم کنه چون به غرورم بر می خوره بهم بگن کونی یا کسی بفهمه آبروم میره خلاصه خواستم دیگه تمومش کنه هر چند حسابی خوشم می اومد الان یک ساله دیگه سکس نکردم ولی همیشه به فکر اون چند سال هستم که زیر کیر چقدر کیف داشت و باز دلم می خواد اما غرورم بهم اجازه نمیده به جاوید بگم باز میخوام میترسم کسی بفهمه آبروم بره یا مشکلی پیش بیاد یا دیگه نتونم ترک کنم اما شهوتم خیلی زیاد هست باز سکس میخوام جرات نمی کنم با همکلاسی همسایه یا کس دیگه سکس کنم هم از ترس آبروم هم بابام و غرورم و غیره اما حسابی تمایل دارم جاوید قولشو زیر پا بزاره و باز بیاد منو بکنه سعی می کنم شهوتم را سرکوب کنم اما خیلی سخته نمیدونم چیکار کنم به نظر شما باید چی کار کنم ؟ باز شروع کنم یا بی خیال بشم ؟ سرکوب شهوت خیلی سخته من هم هات هستم فکر کنم به هر حال نمی دونم نظرتون چیه شاید از اول نباید سکس می کردم اما اولش به زور بود قبول دارم بعدش خوشم اومد و خودم می خواستم اما جاوید لعنتی منو کشید تو این کار شما بودید چیکار میکردین ؟ لطفا راهنمایی کنید

نوشته: سعید

بازدید 8,960

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

7 پاسخ به “کابینت ساز مجبورم کرد”

  1. سکس غذای جسم هست . جاوید قصه ات واقعاً راز نگهدار و امن هست که توی این چند سال به کسی نگفته و … یا با همون قبلی یا یه آدم مطمئن ادامه بده ولی خیلی مراقب آبروت باش .

  2. ببین ی آدم مطمئن مثل جاوید پیدا کردی درسته از سن کم باهات شروع کرده ولی حداقل آدم امنیه همینکه تو این یک سال کاری به کارت نداشته یعنی آدم قابل اعتمادیه برو با همون باش…

  3. شانس اوردی یک مرد امن وامین گیر اوردی ناشکری نکن وبرو زیرش بخواب وکونتو بده بکنه برات …..برو جای زنش باش از سکس سیرابش کن تا اونم کونتو سیراب کنه وبه گلدونت اب بده ..هرچقد بذاری تو کونت بذاره کیرتم بزرگ میشه کونتم مثل کون دخترا بزرگ میشه.بذار ابشو بپاشه داخل کونت تا هم اروم بشی هم پروتیینه ديگه غذاست برای بدنت..ضمنا ابشو نگه دار داخل کونت تا باسنت خوشگلتر وبزرگتر بشه هم شهوتت بره بالا وهر لحظه دنبال کیر باشی وکونت له له بزنه برا کیر

  4. آخه وقتی خودت حسابی خوشت میاد دوست داری اونم آدم صد در صد مطمئنی هست هیچ کس نفهمیده و شک هم نکردن دیگه مشکلت چیه ؟ اگر می خواهی کیفتو بکنی باید غرور و این حرفا را بزاری کنار وقتی خوب تو رو می کنه هیچ مشکلی نداری و دوست داری نباید بزاری غرور باعث بشه از لذتش بگذری بهتره باز بری سراغ جاوید نیاز هم نیست بگی پشیمونی یا خیلی تو کف هستی نح بدی خودش میاد دوباره می کنتت و حسابی کیف می کنی تو تهران تقریبا بیشتر پسرا تو سن کم کون دادن و معمولا همه خوششون میاد فقط مهم هست کسی نفهمه و پاره نشی ازیتت نکنه و ازت آتو نگیره همین تو هم که آدم مطمئنی داری مشکلی هم باهاش نداری کیفتو هم می کنی دیگه تعلل نکن تصمیمتو بگیر برو زیرش بخواب کیفتو بکن

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...