…ادامه از قسمت قبل (لینک قسمت های قبل را در پایین داستان بالای نظرات میتوانید پیدا کنید یا اینکه میتوانید نام داستان را از بخش جستجوی وب سایت جستجو کنید)
سلام من سامانم
تو داستان قبلی براتون تعریف کردم که چجوری ترکیب میل جنسی شدید و دوست دختری که هیچ جوره حاضر نمیشد باهام سکس داشته باشه، منو کشوند به دوستی با پسر. (خب بالاخره چیکار کنم؟ آدم باید میل جنسی رو از یه جایی تامین کنه یا نه؟)
تو این قسمت میخوام ادامشو براتون تعریف کنم.
به خودم اومدم و دیدم تو ۲۰۷ پرهام نشستم و داریم حرف میزنیم. خیلی خجالت میکشیدم. با اینکه بار اولم نبود که قرار بود تو ماشین برای کسی ساک بزنم، اما خیلی خجالت میکشیدم. (قبلا برای یه پسر دیگه به اسم آرش ساک زده بودم. و بله آبشم ریخته بود دهنم اگه براتون سواله!)
پرهام تلاش میکرد یخ بینمون رو بشکنه. و مدام باهام شوخی میکرد. و میگفت اصلا به قیافت نمیخوره همچین کونی داشته باشی. واقعا خودتی؟ و میخندید. تهش رسیدیم به مکانی که من بهش معرفی کرده بودم. یه جای دنج سمت شهرک غرب. ماشینو پاک کرد و زل زد بهم. از خجالت سرخ شده بودم. گفت نمیخوای کاری بکنی؟! و به کیرش اشاره کرد.
شلوارشو با کمک خودش درآوردم و فقط یه شورت پاش بود که برآمدگی کیرش مشخص بود. واقعا زیبا بود. اون شورت رو خودش درآورد و کیرشو گرفت تو دستش. رو کرد به من و گفت سلام داره خدمتت کون پسر! خیلی ناخودآگاه خم شدم سمتش و کیرشو بوسیدم. جوری بوسیدم که انگار از دوست دخترم میخوام لب بگیرم. با همون شدت. با همون علاقه. لبامو حلقه کردم دور کیرشو و شروع کردم بوسیدن. این کیر بوسیدن داشت. با همون خنده خاص خودش بهم گفت چقدر منتظر این لحظه بودی اما چیزی یادت نرفته؟ و به تخماش اشاره کرد. آروم لبامو از سر کیرش جدا کردم و رفتم پایینتر. کامل شیو کرده بود و کیر و خایه هاش بوی خوبی هم میدادن. تخماشو یکی یکی بوسیدم و لیس زدم. با بلند شدن صدای آهش فهمیدم که دارم راهمو درست میرم…
غرق لذت بردن از کیرش بودم که سپیده زنگ زد! گوشی رو جواب ندادم و به ساک زدن ادامه دادم. اما مگه دوست دختر عزیزم دست بردار بود؟! میدونستم که ول کن نیست. گوشیم روی داشبورد بود. پرهام با تعجب پرسید خب جواب بده شاید کار واجبی باهات دارن. بعد گوشی رو برداشت و یهو از خنده منفجر شد. گفت نرمالو با یه اموجی پیشی و قلب (نرمالو ❤️) داره بهت زنگ میزنه. این دیگه کیه؟ میخواستم از خجالت آب بشم و برم تو زمین. خیلی شرمگین جواب دادم که دوست دخترمه. اینجا بود که دیگه ترکید. خندش بند نمیومد. گفت تو مگه دوست دختر داشتی کون پسر؟! رو نکرده بودی! دفعه بعدی که زنگ خورد گوشیم، خیلی جدی گفت جواب بده. گفتم مطمئنی؟ گفت آره. جواب دادم و سپیده با لحن شاکی پرسید کجایی که انقدر دیر جواب میدی؟! گفتم با دوستم بیرونم. اینجا بود که پرهام سرمو چسبوند به کیرش. و اشاره کرد که مشغول شم. حس عجیبیه. فقط اونایی که تجربه کردن متوجه میشن. سپیده پرسید چیکار میکنی؟ گفتم اومدیم کافه غذا سفارش دادیم. تعجب کرد و گفت نگفته بودی امروز میری بیرون. گفتم آره دیگه یهویی پیش اومد. و سر کیرشو کردم تو دهنم. صدای عجیبی بود. سپیده هم واضحا تعجب کرد. گفتم دارم سیب سرخ کرده میخورم. و از دهنم پرید که جات خالی! این چه حرفی بود زدم! جای چی چی خالی؟؟؟ پرهام داشت از خنده میترکید. سپیده گفت دوستت چرا میخنده؟ گفتم هیچی. چیز مهمی نیست. و گفتم عزیزم باید برم و قطع کردم. پرهام هیجان زده شده بود. گفت عکس دوست دختر تو ببینم؟! گفتم دوست ندارم نشونت بدم و راستش علاقه ای ندارم اصلا. اونم یه شونه ای بالا انداخت و زیر لب گفت اوکی. به اونجا هم میرسیم.
گفتم چی گفتی؟؟؟ گفت هیچی. کیرتو بخور کون پسر. و کیرشو هل داد توی دهنم. وسط ساک زدن بودم که یهو گفت ولی واقعا راست گفتی. جای سپیده خالی. و سرمو محکم روی کیرش فشار داد. فرصتی برای ابراز ناراحتی یا خشم نداشتم. قشنگ داشت توی دهنم ارضا میشد. و من قطره قطرشو قورت میدادم…
ادامه داستان رو بزودی براتون مینویسم.
دوستون دارم و ممنونم که کامنت می گذارید.
نوشته: Samii_1999
5 پاسخ به “بازگشت به ریشه ها (۲)”
چی شد اخرش
جون خوب تحقیرت کرد عالی بود.
قلم خوبی داری . طولانی تر بنویس . این پرهام خاندانت رو میکنه آ لایک
چه ریشه ای
بچه ها خوشحالم که خوشتون اومده. لطفا کمک کنین با لایک کردن داستانم بره جزو برگزیده ها و زودتر بتونم قسمت های بعدیشو بنویسم واستون.