نفر سوم

این داستان ها کاملا تخیلی است….

ایام جنگ بود همه از تهران اومده بودن خونه ما آقایون یه اتاق بچه ها یه اتاق خانوما یه اتاق

یکی از اقوام تهرانی که خانومه خیلی خوشگلی داشت به اسم سارا ، بی حجاب و دلنواز بود، همیشه لبخند روی لباش ، خصوصا وقتی منو می دید، کلا روی من زوم داشت همه اش چشماش روی من بود و زیرزیرکی منو دید میزد

البته منم هم، خیلی خوشگل بود همه اش تصورم این بود چجوری بکنمش ، چجوری لختشو ببینم ، هر بهانه ای به هم اصابت می کردیم و همو میمالیدیم و از کنار هم رد می‌شدیم…

گاهی به کله ام میزد به خودش بگم، یا بهش پیام بدم یا شوهرشو بگم،
بعدا فهمیدم ، شوهرش یه بویایی برده بوده از رفتارهامون! و به سارا گفته بود فکر کنم بهزاد خیلی ازت خوشش اومده ! !!

کامران رو هم خیلی احترام می کردم و خیلی بهش احترام میزاشتم و هواشو داشتم و اونم خیلی کشته و مرده ادبم شده بود…

تا اینکه یه شب دلو زدم به دریا گفتم هر چه بادا باد! گفتم کامران یه اتاق بالا هست خواستید با خانومت خلوت کنی برید بالا ، البته بزارید شب بشه همه خوابیدن برو

اونم که خیلی خوشش اومده بود تشکر کرد گفت ممنونم با سارا در میون گذاشته بود اونم خیلی خوشحال شده بود ، سارا ازم تشکر کرد

قرار شد همه بخوابن یواشکی برن بالا ، اول کامران بعد سارا ، کامران که رفت سارا یه خورده معطل کرده بود تا بقیه بخوابن، تا رفته بود دیده بود کامران خوابش برده بود!

منم اونجا دوربین داشتم، خوب که خوابشون برد شب رفتم تو! رفتم زیر پتو بین کامران و سارا، سارا لخت لخت آماده و خواب آلود و گیج، تا کیرمو بردم نزدیک بدون اینکه چشماشو باز کنه گفت جووون عشقم بیدار شدی اومدی؟ یه نفس عمیقی کشید و باسنشو نزدیکم کرد! کصش پر از آب ! آماده آماده ! یه تکون، کیرم رفت تووو اونم بلند گفت جووون چقدر کللفت شده مثل اینکه این چند وقت کصص ندیده چاق شده عشققممم!

انگشتامو همزمان تا ته فرو میکردم داخل کونش، اونم می‌گفت حسابی حشری شدی! از این کارا بلد نبودی آره کونممممم میخواد بکن جووون ! یه خورده کردممو جرات نکردم خودمو نشون بدم! ابمو ریختم روی پشتش ، سفت گرفتمش بر نگرده! یعنی خوابم میاد تو هم بخواب

سارا بیچاره انقدر خسته بود خوابش برد ! بدون اینکه بفهمه حسابی توسط من گاییده شده بود البته بعدا می گفت یه خورده شک کرده بودم ولی جرات نکردم ابراز کنم البته خوششم هم اومده بود و حسابی کیر کلفتم براش جذاب بود!

فرداش کامران حسابی دعواش کرده بود که چرا دیشب دیر اومدی؟! اونم جواب داده بود تقصیری نداشتم خانوما بیدار بودن ولی خوب منو گاییدی نصف شب!

کامران تعجب کرده بود! گفته بود من؟! سارا گفته پس عمه من ؟! عمه ام که کیر به این کلفتی نداره؟! اون هم گفته بود اونقدر حشری بودم و خواب آلود اصلا چیزی نفهمیدم!!! خواب خواب بودم… سارا: راست میگی؟ کامران : آره بخدا…

یکی یکی رفتن حموم، کامران رو دیدم تشکری کرد و پرسیدم خوش گذشت گفت از بس خوابم می اومد نفهمیدم کی سکس کردیم ؟! خندید و خندیدم

فردا برنامه ریزی کردم بردمشون کوهنوردی و دشت و طبیعت تا شب دوباره حسابی خسته بشن! شب بردمشون خونه یکی از دوستام که رفته بودن مسافرت و کلیدشون رو داده بودن به من! من که خیلی خسته بودم گفتم منم همینجا میخوابم ، براشون تویه اتاق تشک انداختم خودم تویه پذیرایی خوابیدم
سر و صداشون بلند شد، حسابی سکس می کردن و هی کامران به خانومش می‌گفت هیس شاید بهزاد بشنوه ، سارا هم اعتنا نمی کرد و سر و صدا راه می انداخت !

صبح که برای صبحانه رفتم نون بخرمو برگشتم سارا از حموم اومد بیرون گفت صبح بخیر بهزاد، دیشب خوب خوابیدی ؟

گفتم مگه سر و صدای شما گذاشت؟ خندید و سرخ شد تندی رفت تویه اتاق

امروز هم بردمشون اینور اونور ، کامران خیلی بهم احترام میذاشت…

شب که خوابیدن سریع دوباره رفتم پشت سارا بین کامران و سارا نگاه کردم دیدم این دفعه لخت نکردن! کار سخت میشد
آروم آروم شلوار و شورت سارا رو دادم پایین در همین حین با حالت عصبانی بیدار شد و گفت بخواب کامران هر شب هر شب؟ امشبم سکس میخوای؟ که نگاهش به نگاهم گره خورد اومد جیغ بزنه که سریع دستمو گذاشتم روی دهنش ! تکون نخورد تویه گوشش گفتم آروم سارا تو رو خدا ! آبروم میره… سریع تموم میشه! اشک تویه چشاش حدقه زده بود ! با دست باسنشو کشیدم جلو تر کیرمو کردم تویه کصش کلفتیشو حس کرد ولی فهمیدم حال خوبی نداره کشیده بیرون و از اتاق زدم بیرون ! یه چند دقیقه بعد اومد بیرون یه گوشه نشست! گفت چند شب پیش هم تو کردی منو؟ سرمو تکون دادم گفتم آره ! تعجب کرد! گفت خیلی نامردی! سرمو انداختم پایین! گفتم تکرار نمیشه ! تو رو خدا کامران نفهمه ! رفت تویه اتاق! صبح که بیدار شدیم اول صبح یه خورده خسته بود گفت امروز من می‌خوام تویه خونه باشمو استراحت کنم منم گفتم کامران میای بریم بیرون؟ کامران هم بله قربان ؟ با هم رفتیم بیرون و جاهای مختلف و تعمیرگاه ماشین تا ظهر ، ظهر برگشتیم با کمی خوراکی خونه

اومدیم خونه سرحال و خندون ازمون استقبال کرد خدا رو شکر کردم
باهم راحت تر با هم حرف می‌زدیم و اونم اصلا ماجرای شب قبلو بروی خودش نمی آورد؟ یکی دو روز گذشت شوخی های یواشکیش با هام بیشتر می شد! دیگه حس میکردم دوباره میخواد! یه شب نصف شب رفتم توی اتاق شون! رفتم زیر پتو ! دیدم لخت لخته! رفتم نزدیک و مشغول شدم برگشت منو دید لبخندی زد و روشو برگردوند! بدون هیچ ترسی رفتم لای پاهاش مشغول خوردن شدم! و آه و ناله اش بلند شد! هر لحظه بلند تر میشد !
کس و کونش رو خیس آب کردم اومدم کیرمو گذاشتم تویه کصش گفت جووون چقدر کلفته ! دو برابر کیر کامرانه! گفت نوووش جون همه اش مال خانم کامرانه! گفت جوون

مشغول که بودم نگاه دیدم کامران بلند شده یه نگاه سنگین ! سکته داشتم می کردم! سارا هم !
فریاد زد چه غلطی دارید می کنید؟ بهزاد اینجا چه کار میکنه؟ بهزاد خیلی کثافتی منو کشید هلم داد خوردم زمین! سریع خودم بی تحرک انداختم زمین ! سارا داد زد کشتیش! مُرد ؟ اونم گفت تو رو هم میکشم! سارا اومد جلو چند بار تکونم داد، اومد دست سارا رو گرفت کشید مشغول کتک کاری با هم شدن ! خیلی ترسیده بودم ! ولی تکون نخوردم ! سارا شروع کرد معذرت خواهی که غلط کردم ! دست خودم نبود ! من نمی خواستم! یهویی اومد زیر پتو مشغول شد ! گریه کردن! هر دو و گفت دیگه تکرار نمیشه! همو بغل کردن کمی نوازش

سارا گفت اگر مٌرده باشه چی؟ گفت هیچی در میریم! یا میگیم اومده تجاوز کنه از خودمون دفاع کردیم! کامران اومد نزدیک نبضمو گرفت گفت نمرده !

آب بیار ، سارا یه لیوان آب آورد، کامران آب پاشید روم یه تکون خوردم که یعنی به هوش اومدم! کامران اخماش دیگه تویه هم نبود ! لخت بودم یعنی شلوار تویه پام نبود. خودمو جمع کردم ! کامران پرسید خوبی؟! گفتم آره سارا هم شلوار پاش نبود جلوم وایستاده بود منو با نگرانی نگاه می کرد؟ چشمام بهش افتاد ؟ کامران برگشت زنشو دید، و نگاه های منو! سریع به سارا گفت نمی‌خوای شلوار پات کنی سارا جیغ زد و یه لبخند گفت وای اصلا حواسم نبود! دوید و رفت شلوار پاش کنه پشتش به ما بود قمبل ناز و خوشگلش تویه چشام!

کامران شلوار منو داد دستم گفت یالا بیرون ! منم رفتم بیرون تا صبح خوابم نبرد! اونا ولی خوابیدن! صبح بیدار شدم رفتم صبحونه رو آماده کردم یه کاغذ عذرخواهی گذاشتم! رفتم بیرون! کامران زنگ زده بود به داداشم که می‌خوان برن! با داداشم رفتیم در خونه کلی اصرار کجا میخواهید برید! و منصرف شون کردیم ! کامران رو کشیدم یه گوشه و عذرخواهی ! گفتم غلط کردم کامران دیگه تکرار نمیشه! اصلا دیگه این دور برا پیدام نمیشه! دوست ندارم با ناراحتی برید! اونم یه نگاهی بهم کرد و برگشتن خونه از بیرون براشون ناهار گرفتم فرستادم در خونه! چند روزی پیدام نشد اونجا و جنگ تموم شد و تصمیم گرفتن برگردن تهران . اومدم برای خداحافظی! هم کامران اخلاقش خوب شده بود! هم نگاه عاشقانه و پر لبخند و راحت سارا برگشته بود ! دوباره از کامران عذرخواهی کردم! کامی گفت پیش میاد دیگه اصلا حرفشو نزن! سارا رو هم گفت ببخشید که میزبان خوبی نبودم؟ اونم جلو کامران برگشت و گفت همه چی خوب بود؟ ممنون از شما ما مهمان های خوبی نبودیم! تهران حتما اومدید بیایی خونه ما؟! همه این حرفا رژه میرفت تویه ذهنم که یعنی نظرشون عوض شده؟ یعنی چی شده بود ! خلاصه خداحافظی تموم شد و رفتن! چند روز بعدش پیام های کامران تویه تل شروع شد. کم کم پیام بازیم به جوک های سکسی و هم حرفهای سکسی کشید! فهمیدم حالش تغییر کرده ! کامران یه روز پرسید: بهزاد راستشو بگو سارا میخواست بکنیش یا تو شروع کردی؟ من گفت راستش من پیش قدم بودم! گفت شب اولم طبقه بالا تو اومدی کردیش؟ استیکر شرمندگی فرستادم ؛ جواب اومد نوش بهزاد ناراحت نباش اشکالی نداره پیش میاد ! نوش جونت آخرشم گفت دفعه دیگه خواستی بکنیش به خودم بگو!

چند روز بعد یه پیام سلام از طرف ناشناس اومد؟ بعد از احوال پرسی فهمیدم ساراست! کلی حرف زدیم! استیکر عاشقانه ! تشکر از پذیرایی و گفت دلش تنگ شده برامون ! پرسیدم کامران چطوره؟ خوبه؟ حالش خوبه؟ بهتر شد؟ حالتون با هم خوبه گفت اره؟ خیلی خوبه؟ من:دیگه حرف از من نمیزنه؟ چرا صحبت میشه ؟ خیلی حرف میزنیم؟ خیلی تغییر کرده ؟ گفتم یعنی چی؟
گفت از تو صحبت می‌کنه ؟ از سکسمون میپرسه؟ در مورد سکس سه نفره می پرسه؟ گفتم؟ جدی؟ گفت بخدا؟

من:: وووووو ، اممممممم!

گفتم نکنه میخواد ببینه هنوز با من در ارتباطی یا نه؟ گفت شایدم
منم گفتم خیلی رو بازی نکن! گفت اوکی ولی وسط سکس حرف تو وسط میاد دیگه نمیتونم رفته دیلدو و بات پلاگ خریده !!!من: گفتم: یه سوالی بپرسم؟ گفت آره بپرس عزیزم! گفتم الان با همید؟ گفت نه بخدا!؟ چرا؟ گفتم یه تصویری بفرست تا مطمئن بشم؟ یه چیزی میخوام بهت بگم … اونم سریع یه تصویری از خونه فرستاد. گفت خوب بگو چی شده!

منم گفت راستش چند روزی کامران به منم پیام میده! گفت چی میگه؟ گفتم جوک سکسی ارسال می‌کنه ! ازم در مورد سکس منو تو پرسید! سارا: جدی ؟

گفتم تو بهش گفتی سکس طبقه بالا رو ؟ گفت آره ؟ چند تا از پیام هاش رو اسکرین گرفتم براش فرستادم ازش قسم گرفتم به روش نیاره! اونم قسم خورد! گفتم احتمالا سر صحبت رو میخواد راجع به سکس سه نفره میخواد باهام باز کنه؟ گفت آره فکر کنم، اگر باز کنه چی میشه! گفتم آره حسابی خوش بحال تو میشه ! گفت کوفت آره جووون! البته خوش به حال شما آقایون فکر کنم میشه

گفتم آره حسابی

گفت من به این خوشگلی سهم دو نفر میشم
گفتم آره حسابی ! گفتم پس حسابی نرمش و ورزش کن از بات پلاگ ها استفاده کن تا وقتش برسه سارا: جووون چشم چند تا استیکر و گیف سکسی دو کیره فرستادم براش ! گفت جون خیس خیس شدم! برم بات پلاگ بزارمو خودمو آماده کنم برای کامرانم! و خداحافظی کردیم
کیرم حسابی سیخ شده بود و داشت می ترکید! تویه همین حال و هوا بودم که یخورده مالیدمش آبم پاشید بیرون !

شب شد؛ کامران پیام داد برای سارا بات پلاگ خریدم؟ گفتم چرا ؟ کامران: برای باز شدن و باز موندن بیشتر کس و کون خوشگلش امروز از سر کار اومدم دیدم بات رو گذاشته تویه کونش!!!
گفتم: جووون عکسشو بفرست
گفت نمیشه! شک می‌کنه دیوونه!فکر کنم دو کیره میخواد! این پیام رو دیدم برق از کله ام پرید ! سریع اسکرین گرفتم بفرستم برا سارا که دیدم که همه پیام هاشو پاک کرده! گفتم شاید الان صلاح نباشه پیام بهش بدم

برای کامران چند تا گیف خوشگل دو کیره فرستادم و کلی پیام رد و بدل کردیم و دوباره آبم فوران کرد
فردا صبحش سارا پیام داد، ماجراهای دیشب رو توضیح داد کلی سکس کرده بودن با دیلدو اسم دیلدو رو هم گذاشتن کیر بهزاد جون

منم پیام های کامران رو براش فرستادم سارا چشماش گرد شده بود!

این همون کامرانیه که می‌خواست منو بکشه!

گفتم آره
گفتم میخوام بیام تهران! سارا: گفت جووون قدم به روی چشم کی میای؟ گفتم معلوم نیست با کامران صحبت کنم آمادگی شو داشت میام ! گفت خواستی بیلی خبر بدی ! تا منم خودمو آماده کنم گفتم حتما بیخبر نمیزارمت! بی زحمت نمیزارمتون
گفت نه رحمتی عزیزم!

شب با کامران دوباره چت کردیم؛ آخرش گفتم میخوام بیام تهران! بیام خونتون ؟ گفت قدمت بر روی چشم ، خیلی عالی! گفتم سارا هم میگی؟

گفت از اون کارا؟

گفتم آره

گفت روم نمیشه

گفتم اوکی، پس بیخیال نمیام

گفت کلک فقط بخاطر سارا میخواستی بیای؟ پس ما چی گفتم یعنی تو هم میخوای؟ گفت نهههه من گی نیستم!!! برای دید و بازدید میگم

خندیدیم و خداحافظی کردیم

فرداش به سارا گفتم …. سارا گفت هنوز چیزی بهم نگفته! صبر کن ببینم چیزی میگه یا نه! یه روز بعد بهم پیام داد گفت دیشب وسط سکس بهم گفت میخوای بیای تهران کلی با سوراخام بازی کرد!!! گفت باید آماده اشون کنم! حشری شده بود وحشتناک
همزمان کامران پیام داد بیا تهران ولی سارا با خودت !

گفتم یعنی چی؟
گفت یعنی آغاز کردند حرف سکس و اینجور چیزا !

به سارا پیام هاشو رسوندم ، سارا گفت جوننن بیا هر چه زودتر ؛ من خیلی منتظرتم ! یک کم استرس دارم ولی یه جوری انجام بدیم که نفهمه منم میدونستم و میخواستم! باشه؟ گفتم اوکی

راهی تهران شدم !

تهران مستقیم رفتم خونه کامران … کامران و سارا حسابی اومدن استقبالم، سارا نسبتا سکسی پوشیده بود البته نه خیلی
تا حواس کامران پرت میشد چت بازی و نگاه و ادا بازی میکردیم تا برای کاری می‌رفت بیرون بوس لب بازیم شروع می‌شد!

با کامران صحبت میکردم تویه چت!؟ یه جوری مثلاً که سارا نفهمه؛ پیام داد از دیشب بهش خبر دادم داری میای خوشحال بود، خودشو برات خوشگل کرده و تیپ زده! فکر کنم برم یه ساعتی بیرون لخت کنه برات!

گفتم جووووون ولی نری ها؟ گفت چرا؟ گفتم بعد جلو تووو نمیده ! گفت میخوای برم ؟ تو شروع کنی بیام توووو وسط سکستون!؟ چون میدونستم سارا اینجوری خوشش نمیاد گفتم نه نرو

گفت پس چیکار کنم؟ گفتم شب تو اتاق شروع کنید من میام تووو!
گفت باشه هر طور دوست داری؟

پیام رو فرستادم برا سارا… سارا هم گفت اوکی

شام رو خوردیم نشستیم یه فیلم نگاه کردیم و تخمه میوه خوردیم کامران پا شد گفت سارا پاشو بهزاد خسته اس بقیه خوشگذرانی ها فردا شب بریم جای خواب واسه اش آماده کنیم رفتن تویه اتاق جا بندازن گفتم اگه اشکال نداره تویه پذیرایی بندازید من یک کم تلویزیون نگاه کنم بعد بخوابم…

گفتم نه چه اشکالی تشک منو آوردن تویه پذیرایی! خودشون رفتن اتاق یک کم گذاشت سر و صدا شروع شد منم لخت کردم با شورت چند دقیقه گذشت تلویزیون رو خاموش کردم که مثلاً خوابم سر و صداشون زیاد شد

پا شدم اومدم پشت در

در باز بود از پشت در داشتم نگاه میکردم
.سارا بالا بود کامران زیر همونجا وایسادم به دید زدن کامران منو دید به خودش نیورد مشغول بود سوراخ کون سارا رو می مالید
حسابی حشری شده بود

گفت میخوای صدا بزنم بهزاد بیاد؟
سارا هم خندید و ادای حشری ها رو در آورد، گفت نهههه گفت سوراخ کونتو روغن بزن فردا شب دوتایی بکنیمت! بات پلاگ رو فردا بزار تا کونت باز بمونه! سارا هم می‌گفت جووون کوننن نههه کصم میخااااد
حسابی که حشری شده بودن وارد شدم
گفتم سلام منم میخوام

سارا یک کم خودشو جمع کرد

کامران گفت عههه اینجا چیکار میکنی؟ خوابت نبرد! چی میخوای ؟

کیرم راست شده بود! گفتم یه کس داغ

سارا ساکت ساکت مونده بود. منتظر بود چی پیش میاد نه جرأت اینو داشت بگه میخام نه دل اینو داشت بگه نههه اومدم کمرم سارا رو فشار دادم به پایین چسبوندمش به کامران سوراخ کونش زد بیرون بوسیدمشو زبون زدم

نفسای سارا تند تر شد
کونشو دادم بالا تر تا کصش بهتر دیده بشه کیر سیخ شده کامران افتاد بیرون کس خوشمزه شو زبون زدم ! سارا حشری شده بود
به کامران گفت واقعا باورم نمیشه داره کص زنتو میخوره

گفت نوششش جونش مهمونه

کلی زحمت منو کشیده،اومدم بالا کیرم گذاشتم جلو دهن سارا
اولش روش نمیشد کامران گفت جوون نگاه کن چه بزرگه ! حق داشتی عاشق همچی کیری شدی! سارا گفت هیسس
کامران تویه کصش شروع کرد به تلمبه زدن من دست رسوندم به کونش و مشغول ور رفتن با کونش شدم

سارا کم کم حشری شد، کیرمو سفت گرفت تویه دستش تا ته حلقش کرد تویه دهنش
چشماش رو بست کشیدن از دهنش بیرون لباشو خوردم

کامران هم می گفت جوون

لبای خوشگلترین زن دنیا رو داری میخوری ها

مثل این پیدا نمی کنی؟ گفت خوش بحالت ها

گفت خوش به حال تووو که همچین خوشگلی رو داری!
سارا هم بین ما آه و ناله اش بلند تر می شد

رفتم پشتش خواستم بزارم کونش ! سارا نزاشت

رو کرد به من گفت لطفاً نه ، درد میگیره! گفتم چشم سارا جون دو کیره میزاریم تویه کصت منو کامران ابمون تویه یه جوب میره

کامران که ساکت شده بود و تلمبه میزد …
تا گذاشتم تویه کصش یکی دو تا تلمبه زدن کامران داد کشید چند فحش داد به خودش و کیرش بلند گفت نههه الان نه زوده کیرشو کشید بیرون آبش با شدت پاشید روی پای منو سارا

سارا خندید گفت جووون مشغول خوردن لبای کامران شد و کیر منو با دستش کرد تویه کصش بهش گفت عشقم نگران نباش بهزاد ادامه کارو پیش می‌ره
گفت جوون فدای خودتو کیر بهزاد. که الان هست و من خوشحالی تو رو میبینم
من از پشت مشغول ، ایندو تا مرغ عشق مشغول خوردن هم ! کمی کردم و خوردن همو و کامران خودشو از اون زیر کشید بیرون گفت بزار ببینم سالار چجوری می‌کنتت

اومد بیرون و گوشی رو برداشت من میگاییدم اونم فیلم و عکس می گرفت و می‌گفت جون هر از چند گاهی دستی می کشید به کس و کون سارا و تخم‌های منو می‌مالید رفت دستشویی خودشو شست و چیزی بخوره منو سارا مشغول شدیم

من سارا رو چرخوندم سیر بغلش کردم گفتم کجایی عشقم اونم سفت منو فشار داد بغل عشقم

پاهاش که باز بود یه بوس محکم از کصش کردم سرمو می‌مالید و فشار داد به کصش ، منو کشید بالا گفت اون کیر کلفتتو و بزرگتو بزار لاااام
کامران اومد گفت چطورید مرغای عشق من ؟ دارید چیکار می کنید؟ یکی زد به باسن من گفت خوب زن من داری میگایی ها؟ سارا هم خندید گفتم انجام وظیفه اس

اومد کنار سر سارا یه بوس عاشقونه از لبهاش گرفت
کیرشو کرد تویه دهنش
بعد چند بار ساک زدن به سارا گفت قنبل کن، بهزاد بره زیرت
سارا سریع فرمان هاشو اجرا می کرد
من دراز کشیدم سارا اومد روم کامران با دستش کیرمو هدایت کرد سمت کصش نشست کامران رفت سمت کمد یه کرم در آورد گفت میخوام بزارم تویه کونت خوشگلت سارا جووووون برای اولین بار!!! با کمال ناباوری کووونشو سارا به نشان رضایت هوا تر کرد که یعنی آماده ام ! سوراخ کونشو با زبون بوس کمی مالوند
پرسید بات پلاگ کونتو باز کرده؟ آماده کرده؟ سارا سرشو تکون داد آره

گفتم چرا به من کون ندادی سارا ؟
سارا لرزون گفت مال تو خیلی کلفته!!!

کامران سر کیرشو گذاشت دم کونش با یه فشار کیرش تا ته رفت تویه کونش سارا یه تکونی خورد دردش گرفت با دست کامران رو نگه داشت
کامران گفت آره مال بهزاد کلفته کونتو پاره می‌کنه
مال من خوبه ؟
سارا هم با تکون سر گفت آره عشقم مال تو خوبه

آروم آروم کامران شروع به عقب و جلو کردن کرد!
کم کم صداهای ناله های سارا بلندتر می شد
هرچی سرعت کامران بیشتر می شد صداهای سارا هم بلند تر شد
من بی تحرک بودم
گفتم جا باز کنه منم شروع می کنم
کمی سرعت بیشتر شد سارا خودش رو روی کیر من بالا پایین کرد!!!
صداهاش تبدیل به جیغ فریاد می‌شد

کامران بلند می گفت جووون !!! می دونستم اینقدر دوست داری زودتر بهزاد و می گفتم بیام

سارا دیگه بلند داد میزد میگفت آره خیلیییی خوبببه
خودممم نمی دونستم اینقدر خوبه ! والا زودتر به شما دو تا می دادم
زودتر کونمو باز میکردم برات
کاش فیلم بگیری ببینم چطوری دارم گاییده میشم

چجوری دارید پارم می کنید
لباش به هم می مالید
زبونشو دور لباش می کشید
کامران گفت فکر کنم یه کیرم برای دهنت باید پیدا کنم
سارا خندید و گفت آره اااااممممممم

گاییدیمش خوب گاییدیم
کامران نشست روی مبل ، سارا نشست روی کیرش، کیرشو فرو کرد تویه کون منم گذاشتم تویه کصش ، چشماش مست می‌شد لبهاشو میخوردم
هر از چنگ گاهی کیرمو از کصش در می آورم کصشو یه بوس محکم میکردم یا با دست باهاش بازی میکردم …بعد چند دقیقه دوباره آب کامران اومد همرو خالی کرد تویه کون سارا یه جوری که از کونش آب می چکید
چند تا تلمبه هم من زدم اب منم اومد حسابی سارا منو سفت گرفت کشید روی شکمش آبم می پاشید روی سینه و شکمش با هر پاشش میگفت جووون

کیرمو تویه دهنش کرد همه آب باقی مونده تویه کیرمو کشید بیرون و خندون و خیس و لخت سه تایی روی تخت اومدیم خوابیدیم سارا وسطمون کیرمون رو سفت گرفته بود با لب خندون لای منو کامران خوابید…

صبح با صدای در و شر شر آب بیدار شدم
دیدم کامران رفته حموم، از فرصت استفاده کردم سارا رو بوسیدم چشماشو باز کرد اومد بغلمو ارووومه جووونم… چسبیدیم به هم ، سارا گفت بزار کامران اومد ببینم عکس العملش چیه
تا صدای باز شدن در اومد، سارا خودشو انداخت روی من، هی خودشو میمالید، کامران اومد ساکت از پشت نگاه می کرد و بعد گفت سارا خوب شد بهزاد اومد توو چقدر کیر لازم بودی نمی‌دونستم یه کیر کمت بود! سارا روی من گفتتت اممممم آرهههه کامران….
کامران گفت خیلی کار دارم بمونم اینجا منم گاییدمت رفت آشپزخونه چای و صبحونه شو خورد سارا هم بلند شد بره دستشویی یه لباس گشاد سفید پوشید و شورت سفید پاش کرد و رفت ، منم که دیگه باید میرفتم بلند شدم شورت و زیرپوش مو پوشیدم بعد سارا رفتم دستشویی، کامران صدا زد بیایید صبحونه! مشغول خوردن صبحونه که شدم از کامران پرسیدم کجا میری منم بیام باهات ! کامران گفت نه لازم نکرده بمونه خونه تویه کارهای خونه سارا رو کمک کن سارا گفت منم باید برم سر کار ، کامران چهارشنبه است نمیاد بری! سارا گفت چرا؟ گفت مهمون داریم ! به سر کارت بگو مریضی ! بمونه چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه استراحت کن از شنبه دیگه بهزاد نیست…
‌کامران خداحافظی کرد و دستی کشید به باسن گنده سارا گفت خدایا این سپردم به خودت باسن سارا رو یه ماچی کرد بعد رو کرد به من گفت اذیتش نکنی سالم بهت دادم سالم برش گردونی ها ! دست سارا رو گذاشت تویه دست من گفت خوش بگذرونید سارا که تعجب کرده بود و خندون لب دادن و خداحافظی کردیم و کامران رفت، سارا که درو بست رو کرد به من لباشو گذاشت روی لب من رفتیم ادامه صبحونه و تلویزیون روشن کردیم و گوشی بازی و تخمه خوردن
‌هر چند دقیقه یه بار کامران یه پیامی یا زنگی میزد یا عکس میخواست یا تصویری صحبت می کردیم فکر می کرد روی همیم
‌نزذیک ظهر بود با هم رفتیم حموم آب بازی، اومدیم بیرون یه دو تا لباس از لباسهای کامی داد تنم کرد خودشم حوله اش روی تنه اش بود صحبت که میکردیم دستش روی کیر من یا کس خودش بود دیلدو، ویبراتور و بات پلاگ های که این چند وقت کامران براش خریده بود رو آورد
‌پاشدم جلوش نشستم مشغول بازی با کس و کونش شدم باتش ویبراتورش و دیلدو هر سه کنترل از راه دور بود خیلی با حال بود
کامران پیام داد ظهر ناهار میگیرم میام، به سارا گفتم با تو برات بزارم سارا سری تکون داد گفت آره احتمالا بعد از ظهر باید به هردوتاتون خدمات بدم گفتتممم جووون خدمت از ماست سارا خاننممم سرمو کردم تویه کصش یه لیس محکم زدممممم سارا که با یه دست سرمو گرفته بود با یه دست هم سینه شو داد اآهههه یه کرم مخصوص آورد زدم به بات کونشو هوا کرد
دور سوراخ کونشو و داخل از همون کرم زدم با تو آروم کردم تویه کونش
سرمو بردم روی کصش یه ماچ آبدار دیگه از کصش کردم
سرمو بردم تویه کصش و یه ماچ محکم از کصش کردم کیرم سیخ شده بود دوست داشتم بگامش ولی با خودم گفتم انرژیمو بزار برا بعد از ظهر…شر شر از کیرم آب چکه میکرد! دم دمای ظهر که شد سارا لباسهای سکسشو پوشید منتظر کامی شدیم منم گفت شلوار پات نپاشه فقط شورت و زیرپوش منم گفتم چشم قربان
کامی اومد خونه با جووون محکم اول لب از سارا
بعد وارسی کس و کون سارا چشمش به بات افتاد گفتتت جوون
رو کرد به من گفت امانت دار خوبی هستی ها

چند بار گاییدیش؟ سارا گفت پسر خوبیه ، هیچ بار نگاییدم
رفتیم حموم بات رو جا کرد تویه کونم
یه خورده کصمو لیس زد و خورد فقط همین

کامران یه نگاه با تعجب به من کرد ، نگاییدیش؟ من جای تو بودم تا ظهر ده بار از کس و کون و دهنش گاییده بودمش ، با یه زن متاهل هات خوشگل تنها و لخت تویه خونه بودی نگاییدیش ؟!
منم گفتم انرژیمو گذاشتم برا بعد از ظهر باهم بگاییمش

کامران گفت جووون، ایول! ولی چطور نتونستی همچی دافی رو نگایی
یه نگاه به سارا کرد گفت بهزاد روش نشد بگایدت تو چرا یه تعارف نزدی! کیرش تا الان هم ده بار ترکیده ، شورتمو کشید پایین گفت نگاه کن کیرمو یه فشار داد کلی آب ازش در اومد
شورتمو نشونش داد خیس بود ، به سارا گفت نگاه ! کلی گریه کرده کیر خوشگل و کلفتش
سارا گفت چیکار کنم خودش تاعرفیه! کونمم هوا کردم نگایید منو گفتم حتما نمی‌خواد
کامران گفت خوب روش نشده

گفت عیبی نداره ناهارو بخوریم از خجالتش در میام
ناهار خوردیم یه فیلم دیدیم
کامی لخت کرده بود با کیرش ور می‌رفت، هر از چند گاهی با ویبراتور بات پلاگ تویه کونه سارا بازی می کرد ! سارا یه جیغ ریز می کشید دستشو میزاشت روی کونش و اهههههه می کشید
کامران موسیقی گذاشت

یه ویبراتور مخصوص واژن هم گذاشت تویه کس سارا
کنترل اونو داد دست من کنترل بات هم دست خودش
به سارا گفت میرقصی، هر وقت بد رقصیدی ویبراتور می زنیم
سارای بیچاره یک کم بد می رقصید کون کصش می‌لرزید
کمی رقصید کامران هم پاشید با هم رقصیدن

یک‌ کم دو تا یی می رقصیدن به من گفت تو پاشو
کامران نشست منو سارا مشغول رقصیدن شدیم
اونم هی سارا می لرزوند
بعد چند دقیقه کامران هم پاشد سه تایی می رقصیدیم

چند دقیقه بعد سه تایی لخت بودیم
سارا مست مست شده بود
شروع کردیم به مالیدن و خوردن سارا
دوباره شروع کردیم همه پوزیشن ها رو امتحان کردن

یک کیر تویه دهن یه کیر تویه کصش

نوبتی کس کردن

هر دو تویه کس
یکی کس یکی کون

اینقدر سر و صدا کردیم که همسایه ها به دیوار و در و زنگ و پیام دادن مشغول شدن یکی از خانمهای همسایه به سارا پیام داد

سارا جان دارید چیکار می کنید مگه اینهمه سر صدا!!! یکی از آقایون به کامی پیام داده بود آقای فدوی مهمون دارید؟ . همه همسایه ها فهمیده بودن چند نفری داریم سکس می کنیم

مجبور شدیم صدای موسیقی رو کمی بیشتر کنیم

کار رو ادامه دادیم
حسابی دوباره سارا رو گاییدیم
.از همه جاش آب راه افتاده بود
کس، کون ، حتی دهنش
دیلدو رو کردیم تویه کونش

کردیم کس و دهنش

کامران خطاب به سارا
اینم سه کیره !!! سارا می گفت جووون
مدهوش افتاده بود روی زمین پاهاشو از هم باز کرده بود
داد میزد میخوام
کیراتون رو میخوامممم

ما هم حسابی گاییدیمش و خوردیمش تا اینکه دیگه گفت بسه ، کافیه ، خسته شدم
پنجشنبه جمعه دیگه سکس نکردیم بازار گردی و تفریح و طبیعت گردی
برای سارا پنج میلیون دادم یه عروسک خرگوش خوشگل بزرگ خریدم خرگوشه جوری بود که میشد لای پاهاش دیلدو نصب کرد
سارا اسم خرگوش رو گذاشت بهی! مخفف بهزاد اومدیم خونه سریه دیلدو رو نصب کرد روش نشست روش و ادای سکسو در آورد منو کامران هم حشری شدم و گاییدیمش و یه سکس سه کیره درست و حسابی تجربه کرد فردا صبحش کامران رفت سر کار
منو سارا هم نه بیدار شدیم
رفتیم دوش گرفتیم آماده شدیم منم وسایلمو برداشتم سارا رو رسوندم سر کارشو خداحافظی کردم

سارا خیلی ناراحت بود از اینکه دارم میرم ولی چیکار میشد کرد باید میرفتم
زنگ زدم با کامران هم خداحافظی کردم کامران هم گفت هر وقت تونستی بیا
خونه خودته ، گفت هر وقت با بهی سکس کردیم یادت هستیم

گفتم فیلم و عکس یادتون نره
از اون به بعد هر وقت میرفتم تهران پیش کامی و سارا بودم
سارا می‌گفت همه دوستام حسرت میخورن

یه گروه سه نفره هم داریم کامی میخواد جایی بره سارا میگه من برم خونشون یا میاد شهرستان پیشم خلاصه اینطوری شد که کامی روی من حساب کرد و فقط نسبت به من بی غیرت شد.


نوشته: بهزاد

بازدید 13,278

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

4 پاسخ به “نفر سوم”

  1. ببین این فیلم نامه را بفرست سینمای بالیوود هند پول خوبی بابتش میدن چون تو فیلم های هندی همه چی اینقدر تخمی و تخیلی هستش و امثال تو هم راحت کوس می کنند

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...
مشکل عدم نمایش کنترلرهای پلیر ویدئو در نسخه دسکتاپ برطرف شد.