اسم من فرزاد ۴۴ ساله و اسم زنم فریبا ۴۱ ساله (اسامی مستعاره)که ۱۴ ساله با هم ازدواج کردیم. فریبا قدش ۱۶۷ و وزنش ۶۵ و سینههاش سایز ۸۰ و پوست سفید داره. حدود دو ماه پیش اولین سکس سه نفرهمون بعد از اینکه حدود یک سال روی مخ فریبا کار کردم رو تجربه کردیم ولی اصلا اونجوری که فکر میکردم نشد. درسته که نفر سوممون کیرش از من بزرگتر بود ولی خیلی توی سکس قوی نبود و من خودم از اون بهتر بودم. حدود یک ماه پیش توی اینستا یه پسر ۲۵ ساله شیرازی رو پیدا کردم و بعد از حدود یک هفته و کلی اثبات که از هم گرفتیم قرار شد ببینمش. روز قرار تو پارک چیتگر قرار گذاشتم و رفتم دیدمش. یه پسر سبزه ولی خوش قیافه بنام محمد با قد حدودا ۱۸۵ و بدنی ورزیده. البته خودش میگفت تو ورزشها فقط به کوهنوردی و شنا علاقه داره و بدنسازی نکرده. نشست تو ماشینم و با اجازش دست به کیرش زدم و دیدم با اینکه خوابه ولی معلوما بزرگه. خلاصه قرار رو واسه پنج شنبه همون هفته هماهنگ کردم. روز پنج شنبه واسه یک شب یه ویلا تو شهریار اجاره کردم و آدرس رو بهش دادم و بچه هام رو گذاشتم خونه مادرم و با زنم رفتیم سر قرار. ساعت ۳ رسیدیم اونجا و ویلا رو تحویل گرفتیم.ساعت نزدیک ۵ بود که محمد زنگ زد و راهنماییش کردم تا به ما ملحق شد. خانمم تو اتاق خواب داشت لباس عوض میکرد. بعدش اومد بیرون و در نگاه اول معلوم بود که محمد رو پسندیده. یکم نشستیم و حرف زدیم و شوخی کردیم و بعد از یک ساعت من و فریبا رفتیم تو اتاق خواب و فریبا بهم گفت که از اونیکه من تعریفش رو کرده بودم بهتر به نظر میاد. به فریبا گفتم آماده بشه فریبا با یه لباس خواب که فقط بالاتنه داشت و تا وسط باسنش بود رو تخت خوابید. خیلی هیجان داشت و موقع صحبت صداش میلرزید. فریبا نه شورت پوشید و نه سوتین. من محمد رو صدا کردم.محمد اومد داخل اتاق و وقتی فریبا رو دید معلوم بود که اونم هیجان داره. از من اجازه خواست و لباسش رو دراورد. بدنی بسیار زیبا و اابته پشمالو با سینههایی تخت و بزرگ.
بعدش با یک شورت رفت رو تخت. من واسه دو سه دیقه رفتم بیرون که زنم راحت باشه. وقتی برگشتم دیدم دست فریبا تو شورت محمده و کیره محمد کاملا راست شده . من شروع کردم به فیلمبرداری ولی مراقب بوو چهره ها نیفته… محمد هم در حالیکه از فریبا لب میگیره با دستش داره کوس فریبا رو بازی میده. صدای ناله های فریبا داشت بلند میشد.محمد شورتش رو دراورد و کیرش کامل افتاد بیرون. واقعا بزرگ و با هیبت بود. یه کیر سیاه و حدودا ۲۰ سانتی ولی کلفت.محمد لباس خواب فریبا رو کامل دراورد و شروع کرد به خوردن سینه فریبا و فریبا هم فقط با کیر محمد بازی میکرد. معمولا تو سکس خودمون این من هستم که به فریبا میگم کیرمو بخوره ولی اینجا خود فریبا بدون اینکه محمد ازش بخواد بلند شد تا کیر محمد رو بخوره. اول یکم کیرشو برانداز کرد و به من نگاه کرد و من آروم اشاره کردم بهش که چطوره؟ اونم فقط یه بوس واسم فرستاد و سر کیر محمد رو بوس کرد و بعد خوایه های گندهشو لیس زد و کیر محمد. و کرد تو دهنش. کیرش بزور جا میشد تو دهن فریبا. محمد میخواست بیشتر فرو کنه ولی فریبا نمیتونست. من به محمد گفتم که زیاد فشار نده چون فریبا اذیت میشه.یکم ساک زد و بعد برگشت سرجاش. محمد بلند ش. وکوس فریبا رو لیس زد و زبونش رو میکرد داخل کوس فریبا. سه چهار دیقه با کوس فریبا بازی کرد و یه دفعه فریبا ارضا شد…تا بحال بدون کردن کوسش ارضا نشده بود ولی معلوم بود که واسه کیر محمد هیجان زیادی داره. محمدیکم صبر کرد و میخواست فریبا رو بکنه. من کاندوم بهش دادم و کشید سر کیرش و رفت بین پاهای فریبا و کیر کلفتش رو آروم آروم و تو چند مرحله کرد تو کوس فریبا. فریبا ناله های بلند میکرد و حقم داشت چون کیر محمد از کیر من هم بزرگتر بود و هم کلفتر. بالاخره کیرشو کامل فرو کرد تو کوس فریبا و شروع کرد به تلمبه زدن. تلمبه هاش داشت محکمتر میشد. فریبا دستشو انداخته بود دور باسن محمد و هیکل مردونه اونو تو هر ضربه به خودش فشار میداد. سه چهار دیقه تو همون وضعیت فریبا رو کرد و فریبا دوباره ارضا شد در حالت ارضا محمد لب فریبا رو انداخته بود تو دهنش و لباشو میخورد و صدای ناله های فریبا تو دهن محمد کمتر میشد. فریبا دمر خوابید و محمد اول از کون و کمر فریبا چنتا بوس کرد و چاک کونش رو لیس زد و دوباره کیرش رو از پشت فرو کرد تو کوس فریبا. فریبا که دیگه نا نداشت فقط آروم ناله میکرد و محمد هم از پشت میکوبید تو کوسش. محمد کاملا عرق کرده بود و بدن پشمالوش حسابی جذاب شده بود. بعد از چن دیقه فریبا رو برگردوند و پاهاشو انداخت رو شونههاش و کیرش رو دوباره فرو کرد و ایندفعه فریبا جیغ بلندی کشید و دردش اومد. محمد عذرخواهی کرد و دوباره شروع کرد به تلمبه زدن. فریبا تو این حالت دوباره ارضا شد. من که حسابی حسودیم شده بود. چون معمولا با من فقط یه بار ارضا میشه و بعضی وقتا هم ارضا نمیشه و من با دستام ارضاش میکنم. وقتی فریبا ارضا میشد محمد سرعتش رو بیشتر میکرد. نزدیک ۲۰ دیقه بود که محمد داشت تلمبه میزد و عرق از سر و روش میریخت رو تن و بدن فریبا. فریبا داشت با دستاش عرق محمد رو پاک میکرد. بالاخره محمد هم ارضا شد و افتاد رو فریبا و فریبا هم همه سر و صورت و لب محمد رو داشت بوسه بارون میکرد. و محمد رو به خودش فشار میداد.چن دیقه تو همون وضعیت بودن و بعد محمد بلند شد و بدون اینکه منو حساب کنه رفت سمت دستشویی. تو این فاصله به فریبا گفتم چطور بود؟ بهم گفت این خیلی عالی بود …قبلیه چی بود بابا؟…محمد برگشت و کیرش خوابیده بود ولی هنوزم هیبت داشت. شورتش رو پوشید و نشست رو تخت و با دستاش فریبا رو نوازش میکرد. اون روز یک بار دیگه محمد فریبا رو کرد و فریبا باز هم دوبار ارضا شد. فریبا بعدش گرفت خوابید و آخر شب بیدار شد. وقتی بیدار شد دوباره سراغ محمد رو گرفت ولی محمد قبلش دیگه رفته بود. این هفته قراره دوباره بیاد پیشمون. اگه خوب شد بازم واستون تعریف میکنم…
نوشته: فرزاد
5 پاسخ به “سکس با نفر سوم شیرازی”
خوشحالم لذت بردید، باز هم بنویس. ممنون که متن رو خوانا و بدون اشتباه نوشتی.
خوشحالم لذت بردید، باز هم بنویس. ممنون که متن رو خوانا و بدون اشتباه نوشتی.
فانتزی باز عشق تون پایدار
خوب بود. خوشم اومد
من سلام عزيزم ٤٠ سالمه شيراز بدن ليزر شده تميز قد ١٨٨ ٨٥ ١٧ بدن ورزشي و تميز مهندس عمران و دوره ماساژ رو هم حرفه اي رفتم با كمال ادب و احترام به حريم شما