بالاخره نفر سوم زنمو کرد (۴)

…ادامه از قسمت قبل (لینک قسمت های قبل را در پایین داستان بالای نظرات میتوانید پیدا کنید یا اینکه میتوانید نام داستان را از بخش جستجوی وب سایت جستجو کنید)

سلام دوستان
تو قسمت های قبل گفتم که چی شد دوستانیم که گفتن چرا زنم قسمت اول ۲۱ سالش بود بعد شد ۲۳ چون داستان اول مال دو ساله پیشه بگذریم
اون شب که حسین و آرش رفتن از خونمون اون خونه و من و سعیده دیگه آدم سابق نشدیم هم به قولی تجاوزی که به زنم شد هم این که فهمید من کونیم کلا شرایطو تغییر داد یه مدت از اون جریان گذشت خیلی زندگیمون سرد شده بود البته بگم بعد یه هفته کلا از اونجا رفتیم به یه محل شلوغ که دیگه اونا پیدامون نکنن یه مدت برا اینکه روحیمون برگرده و شاید شرایط عادی بشه زیاد دنبال سکس هیجانی و اینا نبودیم سعیده هم کلا حالش عوض شده بود ن به سکس اهمیت می داد ن به من
گذشت بعد سه چهار ماه که کلا همه چی داشت عادی میشد من توی تلگرام دیدم یه پیام اومد برام باز کردم یه عکس تایمردار بود از یکی که داره زنمو میکنه
یعنی دقت کردم فهمیدم سعیدس همون شب حالا حسین یا ارش عکس گرفته بودن برام فرستادن
ولی اونا که اصلا شماره منو نداشتن کلا سعیده چت کرده بود و زنگ زده بود چیزی به سعیده نگفتم چون میفهمید کلا زندگیمون خراب تر از همیشه میشد
بلاک کردم و تموم
فردا شب دوباره همون عکسو با یه اکانت دیگه فرستادن برام
خیلی ترسیده بودمو اینکه کنجکاو بودم که کیه
پی ام دادم شما گفت نمیشناسی گفتم ن هی از این حرفا آخرش متوجه شدم که حسین و آرش بعد چند وقت میان در خونمون میفهمن رفتیم آمار میگیرن از در و همسایه و سوپری محل که کجان اونا هم میگن نمیدونیم سوپری محل یه علی نامی بود یه لر قد بلند هیکلی یه جوان قد و بالا دار
تو نگو اونا بهش گفته بودن جریان چی بود و از این حرفا
بعد چند ساعت چت دیدم گفت منم میخوام من از اون اولم چشمم دنبال زنت بود بدون درد سر بیام یه بار بکنم و برم
چند باری پیام داد و زنگ مجبور شدم به سعیده بگم
به سعیده گفتم که جریان چیه
چقدر حرف زد بهم سر اینکه اگه روز اول قبول نمیکرد مو زندگیمون خراب شد و از این حرفا و واقعا هم راست میگفت
گفتم چیکار گنیم گفت مگه راه دیگه ای داریم گفتم خودت بهش پیام بده بگو یه اشتباه کردیم نمیخا تکرار کنیم شاید بیخیال شد سعیده پیام داده بود علی هم سریع شروع کرده بود عکس از بدنش و هیکلش داده بود که سعیده شهوتی بشه
هرکاری کردیم نشد تهدید کرد که فامیلامونو نمیشناسم نمیدونم عکسشو فلان میکنم
با هر بدبختی بود علی قول داد یه بار سعیده هم قبول کرد
ولی میدونستیم که اگه خونه رو پیدا کنه میشه مثل داستان قبل چون ما کلا یه بیست کیلومتر دور شده بودیم از محلمون
گفتیم ما میایم اونجا گفت ما؟
گفتم اره خودمم میام وگرنه سعیده قبول نمیکنه
ساعت نه شب رفتیم سمت خونشون گفت بیایید فلان جا رفیقم خونه مجردی داره رفتیم رسیدیم
ولی ن من ن سعیده اون حس روز اول نداشتیم رفتیم بالا من علی و دیدم واقعا حس حقارت و درک کردم علی میخاس دلداری بده که خیلیا اینجورین و مگه چیه یکم منو نرم کرد
بالاخره چند وقت همسایه بودیم با همه فانتزیای که هرکی داره شرم و حیا هم داره سرتونو درد نیارم
علی همه چی ردیف کرده بود مشروب و گوشت و همه چی نشستیم بی میل بی میل خوردیم علی از اولشم با یه رکابی و شلوارک بود رفیقش زنگ زد من قلبم وایساد گفتم لاشی بازی و اینا که خدا رو شکر اشتباه میکردم رفیقش گفت میخوام بیام زودتر کارتو کن مهمون دارم علی به سعیده گفت خوشگل خانوم پاشو بریم اتاق خواب رفتن و من یکم نشستم اما بازم همون حس اومد سراغم بلند شدم رفتم یکم درو باز کنم دیدم علی گفت نیا
با التماس و خواهش گفت بیا ولی چیزی نگو کاریم نکن چون من یکی پیشم باشه بهم حال نمیده و نمیرم تو حس گفتم باشه
لباسای سعیده رو یکی یکی درآورد حتی سوتینشو فقط شرتش موند خودشم لخت شد من چشمم خورد کیرش یه کیر وحشتناک کلفت و دراز پشمام ریخته بود ولی کیرش خواب بود
شروع کردن لب گرفتن و مالوندن به سعیده گفت اون لبا خوشگلتو بنداز دور کیرم ببینم چی بلدی
سعیده که مثلا قبلا گفته بود پشیمون و ای حرفا میخاس یه جوری جلو من وانمود کنه که دلش نی علی هم فهمیده بود گفت عشقم اینقد بی میلی حال نمیده ها
منم یه چشمکی بهش انداختم که یعنی فدا سرت عشقتو کن
سعیده شروع کرد ساک زدن یه جوری کیرش کلفت بود که انگار سعیده دهنش اندازه وقتی که داد میزد باز بود یکمخورد گوشی علی هم هی زنگ می‌خورد معلوم بود رفیقشه
سعیده رو خوابوند رو تخت ولی پاهاش پایین بود با شکم رو لبه تخت لبه شورتشو کنار زد یکم تف زد اروم اروم کله کیرشو کرد تو سعیده هی اینور اونور می کرد کونشو کیر علی درمیومد اعصابش بهم ریخت یه جوری تا ته زد تو کس زنم که فک کردم کصش ترکید سعیده یه جوری بالش رو گاز گرفته بود که دندونش درد گرفته بود حرصش گرفته بود می کوبید ها
یه پنج دقیقه تلمبه زد همزمان با کون سعیده ور میرفت اخراش بود کیرشو دراورد با خیسی که از کس زنم داشت کیرشو فرو کرد تو زنم شاید باور نکنید سعیده واقعا از هوش رفت دو سه تا تلمبه زد آبشو ریخت تو کون سعیده من رفتم جلو یخ کرده بود بدنش به زور با اب به هوش آوردمش همینجوری داشت تو بغلم گریه میکرد بلند شدیم رفتیم خونه
ببخشید که غلط املایی یا هر چیزی بود این داستانو من برا عبرت نوشتم ن برا حال کردن
ادامه دارد …

نوشته: __

بازدید 12,041

3 پاسخ به “بالاخره نفر سوم زنمو کرد (۴)”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...