سلام
امروز تصمیم گرفتم یکی از ماجراهای خودم و محسن رفیقم با ابجیم معصومه رو بگم.
دفعه ی قبل که رفته بودیم تپه های اطراف کرج، سکس محسن با ابجیم پشت پراید بود و به همین دلیل تصمیم گرفتم با محسن یه روز جمعه هماهنگ کنم و بریم یه جایی اطراف سد کرج (امیرکبیر) که از قبل میشناختم.
حدود دو ماه بعد این ماجرا، یه روز که فقط معصومه خونه بود، یهو ابجیمو از پشت بغل کردم و بردمش روی مبل و روی پاهام گذاشتم. با دست سمت راستم سینه هاشو میمالیدم و با دست دیگم کسشو از روی شلوار نوازش میکردم و تو گوشش میگفتم: ابجی خوشگلم میخوای لخت لخت جلوی من به محسن کس بدی؟ بریم یه جایی که لخت بشی برا من و محسن؟ که معصومه با تکون دادن سرش تایید کرد. چون میدونستم پدر مادر به زودی نمیان، به معصومه گفتم برام استریپ لباساشو لخت کنه. و منم کیرمو در اوردم و جق میزدم. معصومه با دستش لبه های کسشو باز میکرد و بهم نشون میداد. دست معصومه رو گرفتم و روی خودم اوردم و کس معصومه روی کیرم که حسابی گنده شده بود قرار گرفت. دوست نداشتم کیرمو داخل کص ابجیم کنم و معصومه با کسش حسابی کیرمو مالش میداد که بعد 2 دقیقه ابم اومد و رفتم دستشویی و معصومه هم لباساشو پوشید. چند روز بعد با محسن هماهنگ کردم که برای جمعه ی بعد آماده باشه و چادر مسافرتی و زیرانداز بیاره با خودش. و طبق معمول به پدرم گفتم میریم ایران مال رو بگردیم.
روز جمعه فرا رسید و معصومه با چادر عربی و مقنعه و مانتو اماده شد که محسن برسه و سوار بریم. محسن اومد و دوتایی سوار شدیم و به طرف سد کرج راه افتادیم. تو راه به محسن میگفتم حسابی امروز کس خواهرمو باید حال بدی. براش باید بردگی کنی. از تونل سد که بیرون اومدیم به محسن گفتم بپیچه سمت راست و بعد چند دقیقه به یه نیزار رسیدیم که وسطش خالی بود و به محسن گفتم چادر مسافرتی رو همونجا بندازه. از جاده هم معلوم بود سالها کسی رد نشده و در آینده هم کسی رد نمیشه. چادر آماده شد و من دست معصومه رو گرفتم و با محسن رفتیم داخل چادر. اول معصومه یکم خجالت میکشید. محسن سمت چپ و من سمت راست معصومه نشستم و محسن مقنعه ی معصومه رو در اورد و شروع کرد به لب گرفتن و مالیدن سینه های خواهرم و من به نوبت دکمه های مانتوشو باز میکردم مانتو رو از تن معصومه در اوردم و تی شرتشو بالا زدم و سوتین معصومه رو دادم بالا و بعدم در اوردم. بعدم تی شرتشو در اوردم. معصومه الان با بالاتنه ی لخت بین من و محسن نشسته بود و حسابی غرق شهوت بود. معصومه رو خوابوندم رو کف چادر و محسن سینه های سمت چپ معصومه رو میخورد و منم دراز کشیدم و سینه های سمت راست معصومه رو میخوردم.معصومه با دوتا دستش سر من و محسنو به سینه هاش فشار میداد که نشون میداد حسابی حشری شده. من بلند شدم و شلوار و شورت معصومه رو در اوردم. بعدم خودم لخت شدم و روی معصومه قرار گرفتم. الان معصومه لای پاها و دستام بود و کیرمو روی کس معصومه میکشیدم و با پاهام ، پاهای معصومه رو نزدیک کردم و کم کم لاپایی میزدم و سینه های سمت راستشو میمکیدم که معصومه اهش بلند شد. با دستم کیرمو با کس معصومه تنظیم کردم و کم کم شروع کردم کیرمو عقب جلو کردن تا کیرم با اب کس ابجیم خیس و نرم بشه تا راحت داخل بره. بعد ده ثانیه کلاهک کیرم داخل رفت و چون کس ابجیم حسابی خیس شده بود کم کم کیرم راحت تا ته رفت داخل کسش و منم شروع کردم تلمبه های اروم زدن. محسن هم با خوردن پستای معصومه و لب گرفتن حسابی مشغول بود. تمام بدن معصومه مخصوصا سینه هاش قرمز شده بود. بعدم معصومه پاهاشو دور کمرم قفل کرد و یهو ارضا شد و یه جیغ کوچیک کشید بی حال افتاد.دست از تلمبه زدن برداشتم و بدنمو روی معصومه ول کردم و حسابی مشغول لب گرفتن شدم که به محسن گفتم لخت شه و بخوابه. محسن لخت مادر زاد شد و خوابید رو کف چادر و منم معصومه رو بلند کردم و گذاشتمش روی محسن. یکم تو دستام تف کردم و بعدم کیر محسنو حسابی خیس کردم و کمک کردم کم کم داخل کس معصومه کنه. کیر محسن بعد 20 ثانیه عقب جلو کردن کاملا داخل کس معصومه قرار گرفته بود و معصومه هم چون یکم تپل بود نمیتونست کامل از رو بدن محسن بلند بشه. برا همین هی خودشو تکون میداد تا تمام کیر محسن رو حس کنه و منم نگه میکردم. چند لحظه بعد به معصومه گفتم کامل روی محسن بخوابه و بعدم خودم رو پاهای معصومه نشستم و با دستام لمبرهای کون معصومه رو باز کردم و کیرمو لای پاهاش قرار دادم و روش خوابیدم. معصومه بین من و محسن قرار گرفته بود . گرمای بدن من و محسن رو حس میکرد و حسابی حشری شده بود. از پشت من اروم اروم لای کون معصومه لاپایی میزدم و با دستام یکی از سینه های معصومه رو گرفته بودم و نوکشونو اروم لای دستام میمالیدم.محسن هم اروم تلمبه میزد. تقریبا 5 دقیقه داشتیم دوتایی کیرمونو لای کون و داخل کس معصومه عقب جلو میکردیم که من کم کم داشتم ارضا میشدم و به معصومه گفتم من بی ناموسم. میخوام حسابی به محسن کس بدی و من ببینم و آبم به خاطر تو بیاد همزمان با من محسن هم گفت داره ابش میاد که گفتم کیرتو در بیار توش نریز. کیر محسن رو حس کردم که در اومده و دوتایی همزمان یهویی ارضا شدیم و بدن معصومه رو با دستمون نوازش میدادیم. هر سه تا بی حال افتاده بودیم و چند دقیقه ایی طول کشید تا نای بلند شدن داشته باشیم. من و محسن بلند شدیم و با سختی لباسامونو پوشیدیم و رفتیم بیرون تا معصومه لباساشو بپوشه. تقریبا 10 دقیقه ایی طول کشید تا لباسامونو بپوشیم و بعدم چادر و زیرانداز و جمع کردیم و گذاشتیم تو ماشین. بعدم رفتیم طرف ایران مال و یک ساعتی تو جاده ی کنار ایران مال تو ماشین خوابیدیم تا حالمون جا بیاد.
تقریبا یک ساعت داخل ایران مال چرخیدیم و بعدم برگشتیم کرج.
نوشته: علی
8 پاسخ به “نیزار بیغیرتی”
«محسن هم با خوردن پستای معصومه» د اخه بچه چونی من اینجا ادم فحاشی نیسم. اما نمیشه. به تو جقی زاده چیزی نگفت. د اخه چون گشاد. ریدوم من، نگارش و کصتان نوشتنت. دستت تو شورتت بود. و مینوشتی. جز این نیست. تو جقی جقیزاده هسی! ی بیغیرت لاشی، که باید پیش من باشه بکنمش پروستاتش ارضا شه. بچه چونی و در پایان کصتانی سراسر غلط نگارشی، و بدون دیالوگت سیفون میکشم. هرررررریییییی
کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی مردک کوس دست
اخه کسچر چرا میگی لاشی
خوب بود فقط عجله ای بود حسش کردم
نظر شما چیه ؟ ((کیر محسن بعد 20 ثانیه عقب جلو کردن کاملا داخل کس معصومه قرار گرفته بود)) ببخشید مگه این محسن آقا میخواست تریلی پارک کنه ؟
ابجیت بیاربکنیم
چرا اکثر معصومه ها جنده هستند ؟
کاری به کسشعرت ندارم ، سینه های سمت چپ رو محسن میخورد سینه های سمت راست رو تو ؟ موجود فضاییه خواهرت ؟ چند تا سینه داره مگه؟