نگاهی دیگر (۴)

…ادامه از قسمت قبل (لینک قسمت های قبل را در پایین داستان بالای نظرات میتوانید پیدا کنید یا اینکه میتوانید نام داستان را از بخش جستجوی وب سایت جستجو کنید)

نمیدونستم چه خاکی باید تو سرم کنم
خب تو این مدت به شاهین وابسته شده بودم و کمکم داشتم حس میکردم که عاشقشم و خوب حس شاهینم بهم برام مشخص بود
باید قضیه رو یه جوری جمعش میکردم
اگه واقعیت رو میگفتم که عمرا باهام نمیموند . مجبور به دروغ بودم اما چه دروغی؟
چه دروغی میتونست از رو لب بوسیدن کامی رو توجیه کنه ؟ ای کاش همین اتفاق فقط نمیفتاد.
تصمیم گرفتم زنگ بزنم به شاهین
یک روز گذشته بود و هیچ زنگی بهم نزده بود
زنگ زدم بهش و جواب داد گفت بفرمایید
گفتم خوبی؟
شاهین:باید خوب باشم؟
شیدا:زنگ زدم بهت بگم ممنون بخاطر اینکه ندونسته قضاوتم کردی و بهم گفتی هرزه
شاهین:ندونسته؟ همه چی برام روشنه شیدا . قضاوت چی؟ تو بهم دروغ گفتی مریضی و خونه ای . رفتی مهمونی . طرف از لبات بوسیدتت . چیو میگی ندونسته؟ ایا توجیهی داری ؟
شیدا : ازم توضیح میخواستی بهت میگفتم
شاهین : اکی توضیح بده
شیدا : بله که توضیح میدم چون دوست ندارم مورد قضاوتت قرار بگیرم . توضیح میدم و بعدشم خواستی از زندگیت میرم بیرون و حتی سر کارم دیگه نمیام
شاهین : بفرمایید منتظرم
شیدا : با تلفن نمیشه باید ببینمت . اگه تو خونه ات راهم میدی بیام اگرم نه که خودت بیا
شاهین : نه من میام
شیدا : واسه شام منتظرتم
شاهین : شام نه میام یسر ببینم چیه حرفت
شیدا : حرف بزنیم برات حل میشه البته اگه یکم درک داشته باشی و بهم حق بدی . من شام درست میکنم حرف میزنیم نخواستی برو
شاهین : اکی
.
راوی:

یه روزنه ای تو دل شیدا باز شد و امیدوار شد . شاهینم اینقدر تو این مدت دلباخته شیدا بود که دنبال راهی و حرفی از سمت شیدا بود که باور کنه و شیدا رو از دست نده
همینکه شیدا گوشی رو قطع کرد احساس بهتری داشت . شاید میتونست امشب یه سکس خوب به شاهین بده و همه چی تموم شه
شروع کرد به آماده کردن تدارک شب و یه سرویس دهی خوب سکسی به شاهین
انگار نه انگار که تازه گاییده شده و هنوز جاش درد میکنه و داشت آماده میشد برای سکس شاهین
شیدا دیوانه وار هات بود و عاشق سکس . همونجوری که اول قسمت اول گفتم سکس رو یجور دیگه میدید و تشنه سکس بود
تا شب شد و نزدیک اومدن شاهین
شیدا هم از اونجایی که خودشم میدونست پاها و اندام سکسی داره یه دامن کوتاه سکسی پوشید و بالا تنه ای که فقط بخشی از سینه هاش رو گرفته بود
یه تیپ سکسی که هیچ کس نمیتونست جلوش مقابله کنه
شاهین رسید و در زد . شیدا در رو باز میکنه و شاهین وارد شد که یهو اندام زیبا و منحصر بفرد شیدا رو میبینه
یکم از عصبانیتش فروکش میشه و وارد میشه
شیدا سریع میره تو بغلش و خودش رو لوس میکنه و میگه :
شاهینم چقدر دلم برات تنگ شده بود نامرد
هر چی خواستی گفتی و رفتی نگفتی شیدات میمیره
شاهین چقدر بغلت رو میخواستم
شاهینم یکم شل میشه ولی نمی خواست با این حرفها خر شه و خودشو کنترل میکنه شیدا شروع میکنه به لب گرفتن
شاهین:شیدا بسه برای اینکارا نیومدم . اومدم بهم توضیح بدی
شیدا:باشه عزیزم توضیح میدم ولی الان میخوامت و همینجوری که شاهین رو میبوسه دستشو میبره رو شلوار و کیر شاهین و شروع میکنه مالوندن
شاهین:شیدا خواهش میکنم الان نه
شیدا:شاهین خواهش میکنم الان . دلت تنگ نشده برام ؟ اصلا گیریم گفتم و باز خواستی ترکم کنی . نمیخوای واسه اخرین بار ….
همچین بیراه هم نمی گفت . شاهین پیش خودش فکر کرد اصلا درستم نشد و قرار شد تموم شه بزار یه لذت دیگه با شیدا رو تجربه کنه . شیدا دختری نبود که ازش بتونی بگذری
شیدا تو همین حین زاتو زد و همونجا جلوی در آپارتمان کیر شاهین رو دراورد . یه اخی که دل شاهین رو ببره گفت و شروع کرد به ساک زدن واسه شاهین
شاهینم کم اورد و اروم دستشو انداخت پشت سر شیدا و فشار میداد سمت کیرش
زیاد طول نکشید که کیر شاهین سیخ سیخ شد و شیدا رو بلند کرد و ازش لب گرفتن و شیدا هم ماهرانه اینکارو کرد
شاهین از شیدا لب میگرفت و کونشو میمالوند که دیگه صبرش تمووم شد . شیدا رو بلند کرد و انداخت روی مبل . شورت شیدا رو از زیر دامن درآورد و پاهاش رو داد بالا و شروع کرد به خوردن کس شیدا
اب از کس شیدا بود که میریخت و شیدا حسابی حشری شده بود و بی تاب
چند دقیقه شاهین کسش رو خورد و شیدا به التماس افتاد و گفت شاهین بکن توش التماست میکنم منو بکن
شاهینم لخت شد و بدون اینکه لباسهای شیدا رو دربیاره پاهاشو داد بالا و کیرش رو تو کس شیدا فرو کرد
شیدا یه آخی گفت و شاهین رو تو بغلش گرفت و کسش رو زیر کیر شاهین تکون میداد
اره بکن منو شاهین
دیوونه کیرتم
داشتم میمردم واسه کیرت
هر دو تو اوج لذت بودن و شاهینم با حرص بیشتری که از شیدا داشت بیرحمانه تو کس شیدا میکرد
حالا هر دو دیگه تو اوج بودن و داشتن لذت میبردن
شاهین کامل رو شیدا خوابیده بود و پاهاشو داده بود بالا و وحشیانه شیدا رو میکرد

شاهین:

کیرم تو کس شیدا تا اخر فرو میرفت و خاصیت جذب کنندگیش داشت دیونه ام میکرد
پیش خودم میگفتم یعنی اون مرده شیدا رو کرده ؟
یعنی این حال رو اونم برده ؟
حس سکسیم بیشتر شد و برام جذاب بود که بدونم اون طرف چه حالی با کس شیدا کرده و آیا شیدا هم اینجوری بهش کس میداده؟
این فکرا شهوتم رو بیشتر میکرد که شیدا گفت : بکن شاهین این هرزه رو که گفتی بکن . انقدر عاشقتم که ولمم کنی باز باید بیای منو بکنی
گفتم میکنمت عشقم همیشه میکنمت . من از این کس دست نمیکشم
شیدا گفت یعنی جنده تو میشم ؟ هرزه تو میشم ؟
گفتم اره الانم هستی . تحت هیچ شرایط من این کسو بیخیال نمیشم حتی اگه هرزه باشی
گفتن این حرفها بیشتر تحریکم میکرد و با تمام قوا داشتم کسشو میگاییدم
شیدا ؛ زن یکی دیگه . زن یکی دیگه بشم چی ؟
گفتم : بازم میکنمت . بازم باید به من بدی
شیدا:یعنی جنده بشم ؟
منکه دیگه با احتمال سکس شیدا داشتم لذت میبردم دیگه وا دادم
گفتم مگه نیستی؟
گفت:چرا هستم مگه ندیدی رفتم جنده بازی و دادم
این حرفش شهوتم رو صد برابر کرد و با حرص بیشتری میکردم که گفت : بکنم رو مگه ندیدی لبام رو بوسید؟
صحنه اش اومد جلو چشام و باز حشری تر شدم و گفتم اره دیدم . شیدا بگو راستشو . بگو که کردتت . میخوام بدونم
.
شیدا:

شاهین چی میگه ؟
دعوتش کردم کارم رو ماست مالی کنم حالا خودم دارم اعتراف میکنم و اونم لذت میبره
تصمیم گرفتم بهش بگم و اگه بعدش اکی نبود میگم تو حال و هوای سکس بودم و یه فانتزی توهمی تعریف کردم گه تو حال کتی و در نهایت منکر میشم
شایدم کاکولد باشه و لذت ببره
همینجوری که سر کیرش رو ته کسم حس میکردم گفتم اره شاهین معلومه که کرد
تا اینو گفتم هیجان تو شاهین بیشتر شد و از رو لذت یه وای گفت و خواست ادامه بدم
گفت بگو شیدا خواهش میکنم بگو
گفتم معلومه که کرد
دوست دختر جندتو نکرد گایید
شاهین بیشتر لذت برد و گفت بگو چطوری گاییدم . اون زنه چی اون کی بود؟
گفتم اون زنش بود که دوستمه و منو به شوهرش داد بکنه
اول با هم لز کردیم و بعد شوهرش منو کرد
شاهین یه جونی گفت و گفت ادامه بده
گفتم :شاهین با اون کیر گندش کسم رو گشاد کرد . وحشیانه میکرد منو
دوستم کسم رو میخورد و شوهرش منو میکرد
شاهین بیشتر لذت میبرد و گفت دوست داشتی کیرشو
گفتم خیلی شاهین خیلی خوب میکرد
تو همین حین شاهین شروع کرد لب گرفتن ازم و محکم تو کسم ارضا شد و منم همزمان ارضا شدم
بعد اینکه ارضا شدیم کماکان بغلم میکرد و بدون اینکه کیرشو در بیاره قربون صدقه ام میرفت و می بوسید منو
گفتم شاهین چته؟ حالت خوبه ؟
گفت دوست دارم شیدا دوست دارم
گفتم منم دوست دارم
سرش رو جدا کرد و پرسید شیدا راست گفتی اینارو؟
موندم چی بگم
ولی اون نگاه عاشقانه رو که دیدم تصمیم گرفتم حقیقت رو بگم
یا تموم میشد یا نه . ولی اگه رابطمون ادامه پیدا میکرد حداقل با دروغ نبود
به چشمهای معصومش نگاه کردم و سرم رو به علامت تایید تکون دادم
گفتم آره ولی مجبور بودم
اگه خواستی بهت توضیح میدم
ولی بخدا دیگه اینکارو نمیکنم
انگشتش رو جلو دهنم گرفت و با مهربونی گفت هییییس
اشکال نداره
همینکه راستشو گفتی ارزشمنده
فراموشش کن
تمام انرڗی رفته ام برگشت و گفتم شاهین جدی میگی ؟ میبخشی؟
گفت اره به شرط اینکه بعدا همه چیو تعریف کنی و دیگه بهم دروغ نکی
بغلش کردم و فشارش دادم گفتم شاهین عاشقتم . میمیرم برات
ببخشید منو
که گفت بس کن دیگه
فراموش کن
باورم نمیشد قضیه به این راحتی تموم شد و شاهین حتی تو سکس لذت هم برده
.
شاهین:

اتفاقی بود که افتاده بود
هم میدونستم شیدا دوسم داره هم خودم اونقدری عاشقش شده بودم که نمیتونستم باهاش کات کنم
اون قبل ارتباط با من سکس داشته و اینو میدونستم
گفتم فکر میکنم اینم جزو رابطه های قبلیشه
از طرفی هم حسابی این اتفاق تحریک کرده بود و اینکه یه مرد دیگه دستش به شیدا خورده و مزه کسش رو تجربه کرده حسابی تحریکم میکرد و بی صبرانه منتظر بودم شیدا موضوع رو برام تعریف کنه
شیدا روش نمیشد تو چشمام نگاه کنه و نگاهشو میدزدد . خیلی سعی کردم راحت باشه و از این حس بیاد بیرون
پیش خودم گفتم شب دوباره سکس میکنیم و ازش میخوام وقتی که تحریکه برام تعریف کنه و خودم هم نشون میدم لذت بردم که باهام راحت باشه
شام رو خوردیم و کلی با هم گفتیم و خندیدیم . بعدش رو کاناپه نشستیم و فیلم دیدیم و شیدا با شورت و سوتین تو بغل من بود و منم با یه شلوارک همش داشتم نوازشش میکردم
من تو زندگیم با دخترای زیبای زیادی بودم ولی واقعا شیدا همه چی تموم بود
پوست بدن شفاف
هیکل زیبا و کمر باریکش
باسن برجسته و گردش و از همه مهمتر سینه هایی که تو عمرم ندیده بودم . بزرگ و ایستاده دریغ از یکم افتادگی
اینا جذابیاتهایی بود که منو درگیر کرده بود
فیلم تموم شد و همینجوری که میمالوندمش دستم رو آروم بردم زیر شورتش و شروع کردم نوازشش
شیدا یک دقیقه نشد که کسش خیس شد و آه و اوهش رفت هوا
گفتم شیدا اسم این مرده چی بود با زنش
گفت سمیرا و کامی ولی میشه ادامه ندیم؟
گفتم نه . میخوام بدونم
گفت شاهین من اولش میخواستم انکار کنم و دروغ بگم ولی دیدم اگه قراره بمونی بهتره دروغی تو زندگیمون نباشه . این شد که تصمیم گرفتم راستش رو بگم و هر چی میخوای بدونی بهت میگم ولی مطمئنی بدتر نمیشه و تورو اذیت نمیکنه
گفتم اره و اینکه ندونم بیشتر اذیتم میکنه تا بدونم
گفت چی میخوای بدونی
گفتم اینا کی بودن و چطوری اشنا شدی و چند بار باهاش رابطه داشتی
گفت : همین دیشب باهاشون آشنا شدم و اولین باری بود که سکس کردم باهاشون
پرسیدم خونه خودشون بود ؟ که گفت نه خونه افشین دوست سابق بهزاد بودیم
بعد از جدایی من با بهزاد من با افشین رابطه ام بیشتر شد و اصلا افشین بود که باعث شد بفهمم بهزاد و نیلوفر با هم ارتباط دارن
دیشبم خونه افشین بودیم که با کامی و سمیرا آشنا شدم
شیدا اینارو میگفت و با کیرم ور میرفت . منم حسابی تحریک شده بودم که پرسیدم یعنی افشین هم بود؟
گفت اره
پرسیدم تو با افشین هم مگه سکس کردی ؟
گفت اوهوم یه چند باری ولی فقط رابطمون سکس بوده و احساسی نیست
شهوتم بیشتر شد و حسابی تحریک شده بودم
اینکه شیدا ۲۰ سالش بود و اینجوری حرفه ای سکس می کرد نشانگر این بود که با این سن تجربه اش تو سکس زیاد بوده
میلش به سکس هم بهم داشت اینارو ثابت میکرد
پرسیدم دیشب افشینم باهات سکس کرد
گفت یکمی اره ولی رفت و با سمیرا سکس کرد و من و کامی هم با هم
پرسیدم یعنی افشین جلو کامی با سمیرا سکس میکرد و کامی هم دید؟
گفت اره . خیلیا فانتزیشون این چیزا
من در مورد این فانتزیا شنیده بودم ولی هیچوقت ندیده بودم و برام جالب شد
پیش خودم گفتم پس تحریک شدن من از سکس سمیرا فقط مختص من نیست
شیدا پرسید ناراحت نشدی؟
گفتم نمیدونم والا راستش یه جورایی برام تحریک آمیزه
شیدا گفت یعنی سکس من با اونا تو رو تحریک کرده؟
گفتم آره و هم اینکه تو لذت بردی و اینکه اونا ازت لذت بردن مشتاقم میکنه . گفتم چقدر سکستون طول کشید
گفت نزدیکای یک ساعت بود
دیگه حسابی تحریک شده بودم و شیدا رو خوابوندم رو پهلو و پشتش خوابیدم
کیرم داشت میترکید و اروم گذاشتم تو کس شیدا و فشار دادم که گفت جون و شروع کرد قر دادن
همینجوری که میکردمش شیدا برام تعریف میکرد که چه اتفاقاتی افتاد و همش داشتم جلو خودم رو میگرفتم که ارضا نشم
گفتم شیدا بازم باهاش سکس میکنی؟
گفت نه عزیزم هیچوقت . خیالت راحت
که گفتم نه اتفاقا میخوام که سکس کنی
چشمای شیدا از تعجب گرد شد و برگشت نگاهم کرد گفت جدی میگی؟ میخوای ببینی؟
گفتم آره فکر میکنم هیجان انگیز باشه
گفت خب ناراحت نمیشی جلو تو باهام سکس کنه !؟
گفتم نه خب منم با سمیرا سکس میکنم
یدونه محکم زد رو پام و گفت پس بگو بیشرف
چشم اقا شاهین سمیرا رو گرفته و خندیدیم
دیگه حسابی تحریک شده بودیم
.
شیدا:

شاهین حسابی از حرفام تحریک شده بود و فهمیدم حس کاکولدی داره و راستش خوشم اومد
بهش گفتم خوشت میاد جنده باشم؟
شاهین میکرد و میگفت اره جنده خانوم و میکرد . ازم پرسید کامی ابشو کجا ریخت؟
گفتم تو کونم
آهی کشید و گفت جنده مگه از کونم میدی؟
گفتم فقط به افشین میدادم ولی اون شب کامی بزور کرد
یه آهی کشید و گفت پس از کس و کون دوست دختر جنده مو گاییده
گفتم آره شاهین تا دیروز نمیتونستم راه برم
گفت بلند شو داگ استایل شو پس
.
شاهین:

این کون راهش بازه و من نمیدونستم؟
داگ استایلش کردم و اون کون زیبا الان تو صورتم بود
شروع کردم کس و کونش رو خوردن
شیدا میگفت بکن شاهین کوس و کونم ابتو میخواد
این دوست دختره جندتو بکن
کیرم رو اروم اروم کردم تو کون شیدا . شیدا اخی کرد و اروم اروم شروع کردم به کردن
شیدا حسابی حشری شده بود و گفت آره بکن . کیر کامی و افشینم اینجوری اون کون رو کردن بکن شاهین
تا اینو گفت دیگه نتونستم تحمل کنم و با تموم وجودم تو کونش ارضا شدم و همونجوری خوابیدم روش
قربون صدقه اش میرفتم و گردنش رو میبوسیدم
شیدا نگران از حرفهایی که بهم زده بود و اروم اروم بوسش میکردم و گفتم نگران چیزی نباش
.
راوی:

اون شب یه شب دیگه بود برای شاهین و شیدا
خودشون نمیدونستن دیگه درست و غلط چیه و همه چیو سپردن به زمان و تو بغل هم تا صبح خوابیدن
چند روز از این اتفاق گذشت و شیدا و شاهین تقریبا هر روز سکس داشتن و روزبروز علاقه بینشون شدیدتر میشد
زمان سکس شاهین از شیدا میخواست که از سکساش بگه و شیدا هم براش تعریف میکرد و شیدا دیگه به این باور رسیده بود که شاهین داره با این قضیه لذت میبره
از سکساش با بهزاد و سمسهای فانتزی که با افشین داشت می گفت و شاهین ابراز علاقه به این موضوع که میخوام جلوم سکس کنی تا اینکه یروز بعد سکس وقتی تو بغل هم دراز کشیده بودن شاهین گفت که :
شیدا دوست داری واقعا انجامش بدیم ؟
شیدا: شاهین احتمال اینکه بعدش پشیمون بشی هست و شاید دیگه به این راحتی چیزی درست نشه
ولی شاهین اصرار داشت که یکبار میخوام ببینم اگه اکی نبودم دیگه تموم میکنیم
این بحث خیلی طول کشید و در نهایت شیدا قانع شد و گفت اگه میخوای با کامی و سمیرا برنامه بزاریم که تو هم با سمیرا باشی
شاهین گفت نه . میخوام با کسی باشه که اگه بعدش دیگه نخواستم هیچ ارتباطی باهامون نداشته باشن و یک ادم غرییه باشه و دوست دارم خودم انتخابش کنم
شیدا گفت من اینکارو واقعا برای میل تو میخوام انجام بدم و هرچی که تو بخوای
و گذشت
.
شاهین:

چند روزی خیلی تو فکر بودم که با کی اینکارو انجام بدیم و یادم افتاد یه نفری بود که ماساژور بوده و قبلا دیده بودمش
گشتم شمارشو پیدا کردم و باهاش تماس گرفتم و گفتم ماساژ میخوام رزرو کنم
گفت برای خودتون که گفتم نه همسرم
گفت تو منزل خودتون؟
گفتم بله
برای فردا شب هماهنگ شدیم و من یه ویلا شبونه اجاره کردم و اونجا باهاش قرار گذاشتم ولی هیچی در مورد سکس نگفتم
شیدا که فهمید گفت خب حالا اگه اینکاره نباشه چی؟
گفتم مگه میشه کسی میتونه از تو بگذره
خنده ای کرد و بغلم کرد
اون شب شیدا قرار شد وقتی پسره میاد تو استخر باشه و از اونجایی که از تو سالن به استخر دید داشت گفتیم پسره بیشتر تحریک میشه
شیدا لخت و بدون مایو تو استخر بود که پسره که اسمش علی بود اومد
در رو باز کردم و تعارف کردم بیاد تو
خوش و بش کردیم و وارد ساختمون شدیم
یه جایی به علی گفتم بشینه که به استخر کامل دید داشت و علی اول متوجه شیدا تو استخر نشد
کمی که صحبت کردیم گفت خانومتون کجاست نمیان شروع کنیم؟
اشاره کردم تو استخره و تازه علی چشمش به شیدا خورد
گفتم می خواست قبلش کمی شنا کنه که بیشتر بهش بچسبه
علی گفت کاری خوبی کردن و اشکال نداره راحت باشن من منتظر میمونم
برای اینکه خودم راحت تر باشم گفتم علی جان من یکم شراب دارم اگر اکی هستی یکم بخوریم و مشغول باشیم تا شیدا جانم بیان
یکم تعارف کرد و در نهایت قبول کرد
هنوز برای علی همه چی طبیعی بود
شراب رو اوردم و برای جفتمون ریختم و تو یک گلاس هم برای شیدا
رفتم دم استخر و گفتم شیدا جان شما میل نداری ؟
ضمنا علی آقا منتظر شما هستن
شیدا گفت شما میل کنید منم چند دقیقه دیگه میام و من برگشتم کنار علی نشستم و شروع کردیم به خوردن شراب و از ماساژ و تاثیراتش گفت و خیلی رسمی و مودب حرف میزد
راستی از علی بگم

یه پسره ورزشکار و چهارشونه . خوش تیپ و ادکلن زده با یه قدی تقریبا ۱۸۵ و خوش هیکل که ۳۵ سالش بود
از نظرم تمام شرایط را برای این کار داشت
من سعی کردم باهاش کمی گرم بگیرم که اونم یخش باز شه
سه تا گلاس خوردیم که دیدم شیدا لخت از استخر اومد بیرون و پشت به ما دلا شد و حوله زرد رنگش رو برداشت . دور خودش پیچید و اومد سمت ما
علی که چشمش به این صحنه افتاد سعی کرد نگاهش رو از شیدا دور کنه ولی معلوم بود که خوشش اومد
شیدا اومد سمت ما و سلام علیک کرد که هر دو رو معرفی کردم
شیدا تا دست علی رو برای دست دادن فشرد رفت جلو و با علی روبوسی کرد و گفت خیلی خوشوقتم
دقیقا همون کاری که با من تو اولین قرار کرد
علی کاملا حیرون شده بود و میخواست طبیعی جلوه بده ولی با همه این حرفها نتونست خودشو کنترل کنه و بعد از روبوسی گفت به چه خانم جذابی . واقعا انگیزه آدم برای ماساژ بیشتر میشه
این حرفش رو من اینجوری برداشت کردم که میخواست چراغی که شیدا داده رو اعلام کنه گرفته و اونم با ما صمیمی شه . ضمن اینکه میخواست ریکشن مارو هم ببینه که چقدر حساسیم
شیدا روبروی علی نشست و پاهاش رو انداخت رو هم که رانهای زیبایش قشنگ داشت خودنمایی میکرد
من تو همون لحظه کیرم بلند شد و دوست داشتم همون موقع شروع بشه
.
شیدا:

تا رفتم تو با علی روبوسی کردم و جوری با حوله نشستم که پاهام و رونام معلوم بشه
با این کار میخواستم شاهین رو بسنجم
ببینم اگه حالش بد میشه قبل اینکه اتفاقی بیفتد اجازه ندم
ولی شاهین شهوت از چشماش داشت بیرون میزد و انگار نه انگار . این بهم جرات بیشتر داد و شروع کردم با علی صمیمی حرف زدن و بعد چند دقیقه آشنایی گفتم علی جان من با ماساژ میتونم به باسنم و سینه هام فرم بدم؟
علی گفت بله میتونید ماساڗ فرم دهی بگیرید ولی به نظر نمیاد زیاد لازم داشته باشید
گفتم نه خودم اینجوری فکر نمیکنم و دوست دارم بهتر شه و البته شاهینم براش مهمه
علی گفت بله ولی بازم معتقدم نیاز ندارید
جسارت نباشه میتونم ببینم اصلا نیاز هست یا نه؟
یه نگاهی به شاهین کردم و گفتم عزیزم از نظر شما ایرادی نداره!؟
شاهین بلافاصله جواب داد نه بابا بالاخره علی آقا قراره ماساژ بده دیگه
لبخندی زدم و از جام بلند شدم و با ناز و عشوه حوله رو از دور خودم باز کردم و گذاشتم رو مبل
دستی به زیر سینه هام بردم و باز یه عشوه اومدم و بعد یه چرخ اروم زدم که علی باسنم رو ببینه
هیجان علی رو میشد حس کرد و برگشت گفت این عالیه و چرا فکر میکنید نیاز به این کار هست ؟
گفتم که نمیدونم شاهینم میگه خوبه ولی خواستم شما هم نظر بدید
علی گفت میتونم لمس کنم؟
گفتم بله حتما و رفتم سمتش
علی بلند شد و روبروم واستاد و دستش رو روی سینه هام گذاشت و کمی لمس کرد و برد زیر سینه هام و یکمی اورد بالا
گفت من هیچ کاری نمیتونم کنم که بهتر بشه واقعا . فرم سینه هاتون عالیه و بعد دستش رو انداخت دور کمرم و برم گردوند که باسنم رو ببینه
به باسنمم دست کشید و گفت باسنتو نم از سینه ها بهتر . واقعا عالیه و ایده آل . اصلا باهاش کاری نداشته باشید ولی ماساژی براتون میتونم انجام بدم که اگه مدام باشه این فرم همیشه حفظ بشه
گفتم خب این عالیه

دستش که به بدنم خورد گرماش به تموم بدنم انتقال پیدا کرد
هیکل علی واقعا خوب بود و معلوم بود سکس خوبی داره
کسم کمی خیس شد و یه نگاه به شاهین کردم و دیدم اکیه و داره لبخند میزنه
خیالم راحت شد و میدونستم انجام میشه و قراره اولین کس دادنم جلو شاهین اتفاق بیفته

علی برگشت گفت میخواین شروع کنیم
گفتم بله چرا که نه فقط اگر ممکنه چند لحظه اجازه بدید من میام
علی گفت پس من وسایل رو آماده میکنم
رفتم تو اتاق و با اشاره به شاهین گفتم بیاد . شاهین دنبالم اومد تو اتاق
بغلش کردم و گفتم شاهین جان عزیزم مطمئنی؟
همینجوری که بغلم کرده بود دستش رو از پشت گذاشت رو باسنم و سفتی کیرشو حس میکردم و گفت اره عزیزم نگران من نباش
ازت خواهش میکنم اصلا فکر کن من حضور ندارم
بوسش کردم و گفتم پس من میرم اماده شم و رفتم پیش علی
علی تخت ماساڗ رو باز کرده بود و آماده شده بود
یه جورایی فهمیده بود به نظرم
.
شاهین

پشت سر شیدا از اتاق بیرون رفتم و دیدم علی دستشو دراز کرد دستهای شیدا رو بگیره که کمکش کنه رو تخت بخوابه
شیدا هم با ناز و عشوه و لبخند دست علی رو گرفت و رو تخت طاق باز دراز کشید و برگشت به من گفت عزیزم میشه نور اتاق رو کم کنی ؟ من خجالت میکشم
گفتم چشم عزیزم

چراغارو خاموش کردم ولی نور سمت استخر سالن رو به اندازه لازم روشن کرده بود و رفتم نشستم رو مبل
علی یه نگاه به من کرد و گفت اجازه هست شروع کنم؟
گفتم بله راحت باشید
علی اروم اروم شروع کرد با شکم و سینه های شیدا بازی کردن
شیدا یکم جمع شد که معلوم بود از شهوتشه
علی اروم اروم شروع کرد تمام اندام شیدا رو چک کردن و نوازش کردن و برگشت گفت بسیار زیبا
روغنش رو برداشت و شروع کرد بدن شیدا رو روغن زدن
. واقعا تحریک آمیز بود . جلو چشمام یه مرد داشت بدن شیدا رو نوازش میکرد . کیرم سفته سفت شده بود
علی یواش یواش دستش رو نزدیک کس شیدا میکرد و شیدا هی پاهاش رو بازتر میکرد و ناله های ریز میکرد
علی هم کاملا تحریک شده بود و شک داشت تا کجا اجازه داره پیش بره . ولی کم کم داشت اونم جلوتر می رفت
یکم که ماساڗ داد به شیدا گفت دمر بخواب حالا بریم سراغ اون باسن زیبا تو یه نگاه ریز به من کرد ببینه ریکشن من چیه
برای اینکه یکم راحت باشه بلند شدم رفتم تو اشپزخونه و با شراب و سیگار خودم رو سرگرم کردم
پشت اپن نشستم رو صندلی
تو این حالت راحت با کیرم بازی میکردم و علی نمیدید
دیگه شیدا تو خودش نبود و آه و اوه میکرد
علی داشت کم کم دوزاریش میافتاد کیرش رو از رو شلوارک می دیدم که کامل بلند شده
.
شیدا :

کسم حسابی خیس شده بود و علی هر دفعه دستش میرفت رو کسم بیشتر فشار میداد و مکث میکرد
اروم یه جوری که شاهین نشنوه گفت دختر کسی تا حالا بهت گفته خیلی بدنت سکسیه؟
با یه ناله ای که نشون از رضایت داشت گفتم همه
گفت مگه چند نفر تا حالا بدنت رو اینجوری دیدن؟
گفتم خیلیا که گفت جلو خودشون رو تونستن بگیرن؟
با عشوه بیشتر گفتم مگه تو میتونی که اونا بتونن؟
گفت خدایی نمیشه
گفتم پس چرا معطلی؟
گفت یعنی میتونم ؟
گفتم برای همین اینجایی
گفت پس شوهرت؟ داره نگاه میکنه
همینجوری که دمر خوابیده بودم دستشو کشیدم و کشوندمش بالا سرم
سرم رو آوردم بالا و با دوتا دست شلوارکشو کشیدم پایین که یهو کیر سیخ شده اش جلو صورتم افتاد
با دستم شروع کردم با کیرش ور رفتن و گذاشتم تو دهنم و شروع کردم ساک زدن
کیرش تقریبا ۱۸ سانت بود ولی خیلی کلفت . شاید نزدیک به کلفتی مچ دستم
شروع کردم براش ساک زدن و اونم دیگه ماساژ و ول کرده بود
تو همین حین گفت شوهرت اکیه؟
سری تکون دادم و هدایتش کردم پشت سرم
باسنم رو دادم بالا و شروع کردم قر دادن
علی اومد پشتم و از لای پاهام کس و کونم رو میخورد و گفت به از کونم که میدی خانوم
گفتم بهش زود باش بکن
کیرشو اروم مالید در کسم و یواش فشار داد تو و گفت جوووووون
یه آهی کشیدم و یه نگاه به شاهین که حالا لخت شده بود و با کیرش ور میرفت و نگاه میکرد
علی شروع کرد به جلو عقب کردنه اروم و خیلی با احساس
قربون صدقه میرفت و میگفت چقدر تو خوبی بچه
گفتم پس بکن . تا ته بکن تو کسم
میگفت چشم , جلوی شوهرت کست رو جر بدم؟
گفتم اره جرم بده ببینه چطوری دارم پاره میشم
علی سرعتشو بیشتر کرد و گفت چشششششم

چند وقت پیش تو فکر بودم جندگیم رو چطوری جلو شاهین ماسمالی کنم و حالا داشتم جلو چشماش کس میدادم
واقعا چرا آدم نباید از همچین اتفاقی که میتونه لذت ببره ,نبره؟
.
باسنم رو تا میتونستم دادم عقب و علی هم افتاده بود روم و تا ته میکرد تو کسم و قربون صدقه میرفت
شاهین حسابی تحریک شده بود و داشت نگاه میکرد دوست دخترش چطوری داره کس میده
پنج دقیقه تقریبا علی تو این پوزیشن کرد و منو برگردوند
پاهام رو جفت کرد و داد بالا
دو تا زد رو باسنم و گفت جون ادم دلش نمیاد تو رو بکنه
کیرش رو دوباره کرد تو و اینبار یه اخ بلند گفتم و گفت جووون عزیزم ,! دردت اومد؟
گفتم اره یواشتر . داشتم از شدت لذت جر میخوردم
مخصوصا وقتی میدیدم شاهین بهم نگاه میکنه
علی دیگه کامل روش باز شده بود و از حرفهاش میشد فهمید
میگفت جنده حال میکنی جلو شوهرت میکنمت؟
هر زمان کست خارید بگو بیام خودم پارش کنم و ….

شاهین دیگه طاقت نیاورد و اومد جلو و تو همون پوزیشن کیرشو اورد جلو دهنم که ساک بزنم و منم به بهترین شکل ممکن اینکارو میکردم
سه نفری رو هوا بودیم که علی کیرشو در اورد و گفت بشین روم
کیرشو گذاشتم دم سوراخم و آروم نشستم روش و علی همینجوری که میکرد سینه هام رو میخورد که شاهین اومد پشتم
کیرشو کامل با روغن چرب کرد و با انگشتش شروع کرد با سوراخ کونم بازی کردن
یکم بعد اروم کیرشو کرد تو کونم
حالا علی داشت کسم رو میگایید و شاهین از کون جرم میداد
دیگه تو خودم نبودم و میگفتم اره این جندتون رو جر بدید
قربون کیرای جفتتون بشم و هر دو عین وحشیا میکردن
علی یهو گفت بلند شو دارم ارضا میشم . تا اومدم بلند شم شاهین که دو پهلوم رو گرفته بود منو فشار داد رو علی که بلند نشم و شروع کرد تندتر کردن و یهو داد زد و تو کونم ارضا شد و همزمانم علی ابشو ریخت تو کسم و منم باهاشون برای بار دوم ارضا شدم
من افتادم رو علی و شاهین رو من
اروم کیرشون رو دراوردن و آب بود که از کون و کسم سرازیر میشد
بلند شدم و جفتشون رو بوسیدم و گفتم ممنون از جفتتون
علی گفت من باید تشکر کنم واقعا سکس بی نظیری بود و رفتم سمت دستشویی
.

شاهین:
تو عمرم اینقدر با سکس لذت نبرده بودم
شیدا فوق العاده بود . مهم این بود که همدیگرو دوست داشتیم و اصلا برام لذت بردن شیدا مهم نبود که هیچ دوستم داشتم
به خیلی دلیلها
اول اینکه شیدا رو با تجربه میکرد و هو چی جنده تر میشد با اون هیکل زیباش من بیشتر لذت میبردم
دوم اینکه وقتی شیدا سکس میکرد از زاویه ای این زیبایی هارو میدیدم که قطعا خودم هنگام سکس تجربه نمیکردم
سوم اینکه
به حسادتی که علی یا هر شخص دیگه ای بهم میکرد هم کیف میکردم
شیدا دافی نبود که یکی با یکبار سکس ازش سیر شه که هیچ معتادشم میشد و این برافروختگی و له له زدنش حس خوبی بهم میداد
حس خوبی بود که کسیو داشتم که همه حسرتشو میخورن و من هر زمان اراده میکردم داشتمش
دیری طول نکشید که من دیوانه اینکار شده بودم و حتی موقعی که با شیدا سکس میکردیم دوست داشتم شیدا از سکسهای قبلیش بگه برام و تصور اون لحظات حشریم میکرد
و در نهایت رسیدیم به جایی که این اتفاق فانتزیمون شد و البته از اونجایی که شیدا هم لز دوست داشت هم باید برام جبران این آزادی رو میکرد منو هم آزاد گذاشت و قرارمون بر این شد که یا باهم اینکلرو انجام بدیم یا اگه هر کدوم پا داد و تنها خواستیم شیطونی کنیم بهم اطلاع بدیم
البته تمام این تصمیمات , تصمیماتی نبود که بعد سکس با علی گرفته شد
به مدت یکی دو ساب این اتفاق افتاد و یواش یواش به مرز فهم و شناخت فانتزی رسیدیم
.
شیدا ۲۵ سالشه الان و من ۳۷ سال و الان باهم ازدواج کردیم
عاشق همدیگه هستیم و خداروشکر هیچ محدودیت و مشکلی تو این قضایا نداریم
فلانی کیه
چرا لباست باده
چرا کارمند دختر داری
و…
خداروشکر این بحث ها نیست و تازه هر کدوممون از هر می خوشش بیاد اون یکی تلاش میکنه برای رسیدن طرقش به اون لذت
تا الانم بارها این تجربه رو کردیم
با کامی و سمیرا چند بار برنامه گذاشتیم و سفر رفتیم
حتی تو یک سفر کامل از اول تا اخر سفر سمیرا با من بود و شیدا با کامی
توسط کامی و سمیرا پای دخترای زیاد تو رابطه مون باز شد و عشق و حال های خوبی کردیم
چند بار من تنهایی سکس داشتم و چند بار شیدا
این اتفاق واقعا از نظر من خوبه و اگر زوجها دوست داشته باشن البته به شرطی پیشنهاد میدم که عین ما به درک این قضیه رسیده باشن
از این به بعد میخوام براتون تو یکی دو تا قسمت سکس هایی رو براتون بگم که هیجانش برامون بالا بوده و لذت بخش
امیدوارم تا اینجا لذت برده باشید و خواستم بگم تمام این خاطراتی که میگم واقعیته
اسمها طبیعتا عوض شده عموما ولی اتفاقات همونجوریه که براتون مینویسیم
یک دوستی تو کامنتها گفته بود به نظرم داستان رو ببر سمت گی بودن شاهین که جذاب تر شه
خواستم بگم که این روایتها زاییده ذهن نیست و اتفاقاتیه که مو به مو افتاده
شاید جاهاییش براتون باور پذیر نباشه ولی اگه ریز داستان رو بدونید و پیش زمینه هایی که اتفاق افتاده رو بشنوید باور پذیر میشه ولی خب طبیعت نمیتونیم اینقدر دقیق به جزییات بپردازیم
و در نهایت خوشحال میشیم کامنتتون رو بشنویم
از قسمت بعد ما خاطراتمون رو با قسمت بندی شماره مشخص نمی کنیم
نگاهی دیگر و تو پرانتز اسمی رو مینویسیم که مربوط به همون خاطره است
منتظر ما باشید

نوشته: زوج خوشبخت

بازدید 12,889

0 پاسخ به “نگاهی دیگر (۴)”

  1. تا حالا هزاران داستانو خوندم ولی هیچکدوم نتونستن نظرمو جلب کنن ولی این داستان اخرشه محشره

  2. واقعا زیبا بود و منم راغب شدم که خاطرات سکسی خودم و خانمم رو بگم واقعا وقتی عاشق خانمت باشی حس کاکولدی در وجودت رشد میکنه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
در حال بارگذاری ویدئوها...