سکس فراموش نشدنی یک شبه با نگار

آخرای اردیبهشت سال 1401 بود… به اجبار داشتم دوره آموزشی رو میگذروندم… آخرای دوران کرونا بود و هر روز تقریباً صبح زود میرفتم پادگان و برمیگشتم خونه… روزای سختی بود… نه صرفاً بخاطر سربازی و آموزشی، حدود 1 سال بود کسی رو که خیلی دوست می داشتم رو سعی میکردم باهاش وارد رابطه بشم ولی خب منو یک دوستی معمولی میدید… بگذریم… حالم خیلی خراب بود و توی این مدت سکس هم نداشتم و واقعا شرایط خوبی نبودددد… خیلی با خودم کلنجار میرفتم بابت اینکه خوب حداقل تو این دوران که به کسی متعهد نیستی وارد یه رابطه حتی شده در حد وان نایت شو… اینم بگم کیس مناسبش خب جور نمیشد. تا اینکه یه شب واقعا نمیدونم چی شد یاد یکی از شاگردام افتادم و رفتم تلگرامشو چک کردم… دو سال پیش واسه کنکور ارشد یه درس با من داشت و اون موقع یادمه متاهل بود و علی رغم اینکه خوشم میومد ازش ولی کاری به کارش نداشتم… رفتم عکساشو دیدم و حس کردم جدا شده… بهش پیام دادم و سر صحبت رو باز کردم… اسم مستعارش نگار میذارم. قدش حدود 168 بود… همه چیزش نچرال بود و چهره بانمک و خاصی داشت… بینی و چشماش یکم شبیه به سوفیا لورن بود و منم خیلی بهش اینو میگفتم و موقع تعریف کردن بهش حال میدادم.
بعد از نیم ساعت حرف زدن متوجه شدم حدود 2 ماهه جداشده از همسرشو و واقعا دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم و تونستم باهاش یه دیت بذارم توی پارک شیان برای فردا ظهرش… اینم بگم این اتفاقات در مدت 5 روز میان دوره آموزشی سربازیم بود و از سه شنبه تا جمعه تعطیل بودیم… دیدمشو فاز احساسی شد و منم دستشو گرفتمو خودمو خیلی بهش نزدیک کردمو استارت صمیمیت و دوستی از اونجا زده شد… تا شبش کلی باهاش چت کردم. هیچ چیز مستقیم سکسی بینمون مبادله نشد ولی یه حسی بهم میگفت از این رابطه میشه زود به سکس رسید و واقعا اون موقع به همچین چیزی من نیاز داشتم، ولی برام مهم بود همه اتفاقات با رضایت و خواست دوطرفه باشه. خلاصه تونستم شب اون روز مخشو بزنم و برای رفتم به دربند و کوه پیمایی از صبح زود رضایتشو بگیرم. اینم بگم من کلا ورزش کوهنوردی و فوتبال رو از سنین خیلی پایین تو برنامم داشتم… قدم 178 و وزنم 80 الی 90 هست. استایل مناسبی دارم و تیپ آکادمیک و علمی دارم… عاشق موسیقی به خصوص ایرانی اصیل و همین طور جز هستم و مباحث فلسفی و فیزیک کلاسیک رو دوست دارم…. یه هنری هم که دارم میتونم توی بحث هام اگه طرفم یکم علاقه به درس داشته باشه با پرحرفی نظرشو به خودم جلب کنم… از نظر سایز هم کیر خیلی کلفتی دارم و سایزم 17 18 هست و واقعا توی سکس خیلی مسلط و با حوصله رفتار میکنم…. برگردیم به داستانم…

خلاصه صبح زود شد و رفتم دنبالش و شروع کردیم رفتیم بالا… یادمه اون روزا یه تعطیل رسمی چیزی بود و دربند خیلی شلوغ بود… صبحونه رو باهم خوردیم و توی مسیر صعود کنار مسیر باهم کلی خوش گذروندیم و بمن خیلی حال داد که هم حرف جذاب برای هم داشتیم و هم به اصطلاح chemistry بدنامون به هم خیلی میخورد… هر لحظه که زمان میرفت جلو مطمئن تر میشدم که شاید حتی امروز به سکس ختم بشه این کنار هم بودنمون.
توی مسیر دو گروه بزن و برقص و جو شاد رو باهم تجربه کردیم و اونجا متوجه شدم که توی رقص هم خیلی حرفه ای کار کرده و بالرین هستن این نگار خانوم… در تمام طول مسیرم من کیرم سیخ بود و واقعا تو حال عادی نبودم … شلوار کوهنوردی هم پوشیده بودم و خوب کیر کلفت و درازم خم شده توی شلوارم بود و اگه کسی دقت میکرد به چشم میومد برجستگیش. با هم یه مقدارم رقصیدیم و واقعا من حس میکردم اونم مثل من مست هست و خیلی حال خوبی بود… بخاطر معاشقه و صحبت های طولانی مون خیلی کم از مقدار صعود رو پیشرفته بودیم و گرسنه هم شده بودیم… تابش آفتاب هم شدیدتر شده بود و ما هنوز به اون بخش مسیر که از روی پلکان میرفتیم نرسیده بودیم… این وسطا من اصلا گوشیمو چک نکرده بودم الا یه بار موقع صبحانه که یه آهنگ علی عظیمی و محسن نامجو رو پلی کرده بودم… یه آن گفتم بذار چک کنم ببینم پیامی چیزی نیومده… اونجا معمولا آنتن خوب نیست و نت هم نداری… دیدم از اون کسی که تلاش میکردم باهاش برم تو رابطه پیام اومده و پیگیره که کجایی من دلتنگتم و این کسشعراااا…. واقعا ضد حال خوردم ولی زود جمعش کرد مو به رو نیاوردم و یه جورایی دوست داشتم حالا که یه نفر به این خوبی و پایه عشق و حال پیدا کردی، قدرشو بدون و جوابشو ندادم… یکم دیگه بالا رفتیم و تو یکی از آخرین کافه های مسیر نشستیم و سوسیس تخم مرغ به عنوان ناهار خوردیم… توی مسیر برگشت هرجا که پیش میومد و می شد همدیگرو میمالوندیم و واقعا حس و حال عالی داشتیم… ولی خب نمیشد حتی لب بگیریم…
داشتیم میرفتیم نزدیک ماشین… یه جایی نزدیک یکی از خونه های ویلایی یه بخش سرسبز پرپشتی توی پیاده رو بود و یکم دیدش کور بود… دستشو گرفتمو از اونجا گفتم بریم … وقتی یکم اطمینان پیدا کردم که میشه یه حرکتی زد، سریع لبم تو لبش قفل شد و 10 20 ثانیه لب همدیگرو خوردیم… واقعا از دلچسب ترین و جذاب ترین لحظات بود برای من… چون نمیشد ادامه داد نگار گفت بریم تو ماشین تا تابلو نشدیم. رفتیم سوار شدیم و توی مسیر برگشت برای اینکه برسونمش خونه باید از تجریش به سمت شرق تهران می رفتیم و از همت شرق داشتیم میرفتیم… فک میکنم بعد از خروجی مدرس هست توی همت غرب به شرق که دست راست مسیر یه بریدگی هست که یه حالت کنارگذر داره و توی روزای تعطیل خیلی خلوته… مغزم از کیرم فرمان میبرد و در کسری از ثانیه تصمیم گرفتم بپیچیم توی اون کنارگذر و چون شیشه های ماشینم 30 درصد دودی بود حس کردم میشه حداقل یکم اینجا لب بازی طولانی تری داشت… همینطورم شد و تا خوردن گردن و ممه هاش پیش رفتم… ممه های پرتقالی خوشگلی داشت نگار… واقعا خوب بود استایلش… نگارم یکم با دستش کیر متورم و خم شده منو مالوند و گفت لامصب از صبح تا حالا تو شق کردی و حالم تا الان خرابه… واقعا هورنی شده بود و منم که همه کنترلم درست کیرم بود… ولی خب نمیشد بیشتر از این اونجا موند… به ناچار راه افتادیم…. پدر بی مکانی بسوزه… اون موقع هنوز مستقل نشده بودم… اینم بگم جفت مون یه دانشگاه خوب تهران ارشد خونده بودیم. من فارغ التحصیل بودم اون زمان ولی بخاطر اینکه دانشگاه کارای مقالم مونده بود کلید کارگاه رو داشتم… نگار هنوز دانشجو بود… خلاصه رسوندمش خونه ولی یه طرحی توی سرم بود… گفتم برم دانشگاه اگه دیدم جو اوکیه و کسی نیست میگم بیاد… همینطورم شد اونجا رو مکان کردیم و بعد از یه ربع مخ زدنش کشوندمش دانشگاه… فقط چون برای ورود مجبور بود مقنعه بپوشه خیلی غر میزد… اینم بگم که کاندومم توی کیفم داشتم و تونستم توی این مدت کم یه حداقل هایی رو واسه سکس آماده کنم اونجا… نگار اومد و بدجوری پیچیدیم بهم… شاید حدود 20 دقیقه فقط لب گرفتیم و من جای جای بدنشو خوردم… نیپل ممه هاشو دوتایی باهم براش خوردم که این قضیه خیلی حالشو خراب کرد… زده بودم به سیم آخر و گردنشو اینقد خوردم کبود و بنفش شد…
آروم آروم پیش رفتم و نوبت رسید به درآوردن شلوار و شرت و رسیدن به واژن زیبای نگار جونن…. یه مقدار مقاومت کرد… حقم داشت چون واقعا ریسک بالایی بود کار ما… خلاصه با کس لیسی و راضیش کردم و کسشو شروع کردم به خوردننن… بوی حشریت و ترشح از جفتمون یه جوری مستمون کرده بود که من داشتم با تمام وجود کسشو میخوردم و فینگر میکردم … اول یه انگشتی و بعد دو انگشتی… خواستم استارت سوراخ کونشو بزنم که هرکاری کردم اجازه نداد… حالا نوبت اون شده بود تا کیر کلفت و متورم منو حال بده… منم پیشابم جاری بود و در اوج سیخ بودن و سفت بودن کیرمممم به دهن گرفت و اینقدر حرفه ای ساک میزد که من نزدیک بود آبم بیاد… تنها نقطه ضعف نگار این بود که از خوردن تخمام طفره رفت… ولی اینقدر خوب میخورد که من رو ابرا بودمممم…. دیدم دیگه وقتشه که گایشو شروع کنم و روی یه صندلی کامپیوتر فیس تو فیس پاهاشو دادم بالا و کاندوم کشیدم روی کیرمو آروم فرو بردم کیرمو تو کسش…. واقعا زیبا و عالی بود این سکس… چند لحظه یه بار ازش لب میگرفتم و تو این پوزیشن آب من برا بار اول اومد… مغزم قبول نمیکرد که سکس اینجا ختم بشه… بدون فوت وقت کیرمو کشیدم بیرون و کاندوم رو در آوردم و آب کیرمو تمیز کردم و آماده راند دوم شدم. یکمم هم برام خورد نگارررر تا شق بشه کامل و کاندوم کشیدمو این بار داگی شروع کردم به تلمبه زدن…. بدجوری آه و نالش در اومده بود و واقعا شانس باهام یار بود که بگا نرفتیم و کسی نفهمید…. خدارو شاکرم چون کارگاه قدیمی بود دوربین خاصی نبود دور و ورش… به شدت اسپنکش میکردم و اونم داشت جیغ میکشید… منم به ناچار مقنعشو کردم تو دهنش تا صداش کم بشه… رنگ بدنش نسبتاً سبزه بود و قشنگ سرخ شدن لمبرای کون متمایز کرده بود اون بخشها رو از جاهای دیگش… وسط این تلمبه ها و اسپنک ها بود که بدنش به شدت شروع کرد به لرزیدن و از شدت لذت و ارضا خودشو جمع کرد و من شدیداً حس انقباض کردم از دیواره های کسش… حدود دو سه دقیقه طول کشید تا به خودش بیاد و منم آروم آروم شروع کرد ادامه دادن به تلمبه ها… مجدد شالاپ شلوپ ناشی از برخورد تخمام به بدنش شروع شد و ریتم رو تند کردم و برای بار دوم آبم اومد… اینبار دیگه از پا در اومده بودیم و پخش زمین شدم و نگارم تو بغلم ولو شد…. شاید نیم ساعت طول کشید به خودم بیام وقتی آماده رفتن شدیم نزدیکای ساعت 6 بود… هیچ وقت این سکس رو فراموش نمیکنم…

نوشته: شایان

بازدید 9,312

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

3 پاسخ به “سکس فراموش نشدنی یک شبه با نگار”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...