سلام به همگی. داستانی که میخوام بگم کاملا واقعیه و همین ماه قبل اتفاق افتاده و امیدوارم لذت ببرید.
اسم من ایلیاست و تک فرزندم و با مامانم تنها زندگی میکنیم ، کلاس نهم هستم و مامانم اسمش سهیلاست 39 سالشه ، قدش 173 و وزنش 84 ، موهاشو هم با رنگ زرد مش میکنه ، رنگ پوستش مایل به برنز هست و ممه های متوسطی داره و یه کون و کمر خوش فرم داره ، کونش خیلی هم گنده نیست ولی همون قدری هست که زیر مانتو بالا پایین بره و دل هر مردی رو ببره و ما تو شهرستان زندگی میکنیم. پدرمم بعد تصادف با ماشین پاش شکست و بعد درست شدن رفته بود تهران برای کار و با اینکه تو شناسنامه از مامان طلاق نگرفته بود ولی عین طلاقی ها بودن و 3 ماه یه بار میومد و فقط از اونجا واسه ما پول میزد و یه کارت بانکی خودشم داده بود به من که تو اونم پول میزد برا من.
مامانم یه خاله داره تو روستا هستن و 58 ساشه ولی خیلی پیر به نظر میرسه و با شوهرش یعنی جعفر که 60 سالشه میونه خوبی نداره.
از جعفر بگم: مردی با وزن متوسط به بالا و قد متوسط و دستهای بزرگ و کلفت و همچنین سبیل هم داشت و دماغ گنده ای هم داشت .
به دوستم شماره مامانم رو داده بودم که از روبیکا عکس های کلاس رو که گرفته بودیم بفرسته ، رفتم روبیکا دیدم رمز گذاشته و شک کردم و سریع فیلم برداری از صفحه گوشی رو زدم و آیکون های برنامه رو مخفی کردم و به مامانم گفتم: که دوستم از روبیکا عکس فرستاده و اون رو از روبیکا ذخیره کن گالری من نگاه کنم ، گوشی رو گرفت و اصلا به من نشونم نداد و زود ذخیره کرد از روبیکا خارج شد و گوشی رو داد من. من رفتم فیلمو دیدم و رمز رو دیدم و سریع رفتم روبیکا ، به غیر از pv دوستم 3تا دوست داشت با اونا هم صحبت میکرد ولی چشمم به یه اسم مرد افتاد :جعفر.
هنگ کرده بودم ، عکسشو دیم جعفر شوهرخاله مامانمه، زدم چت هاشونو دیدم که صبح به هم نوشته بودن:
جعفر: سلام جیگر کی تنها میشه من دیگه طاقت دوری تورو ندارم
مامان: امروز ایلیا بعد از ظهر ساعت 7:45 شب میره سالن فوتبال بازی کنه و تا 2 ساعت نمیاد ، تو ساعت 8 بیا .
جعفر: رو چشم . امشب یه حالی بهت بدما
مامان: باشه ببینیم و تعریف کنیم.
من بچه زنگ زدم و گفتم نمیام و مریضم .
من وسایلمو جمع کردم و ساعت 7:40 از خونه رفتم بیرون و 100 متر بالاتر یه پارک بود ، اونجا نشستم.
ساعت 7:57 بود هوا هم تقریبا تاریک شده ، دیدم جعفر ماشینشو یکم دورتر از خونه ما پارک کرد و پیاده رفت خونه ما.
در خونه ما یه جوری بود که نمیشه از دیوار رفت بالا ولی یه روش مخفی داشت که فقط منو و مامانم میدونستیم. یکم وایسادم ، ساعت 8:10 رفتم سمت خونه ، و در رو آروم با اون روش باز کردم، قلبم تند میزد و حیاط ما هم بزرگ بود و علف و درخت داشت ، از بین اونا آروم رفتم جلو ، اتاق خواب مامان که تخت دونفره داشت پنجره داشت رو به حیاط و پرده طوری داشت و شب قشنگ داخل دیده میشد.
چی میدیدم جعفر یه کیر تقریبا 23 سانتی داشت و کلفت هم بود مامان براش ساک میزد و جعفر موهای مامانو تو دستای بزرگش گرفته بود و ناله میکرد و کیرش هم تو دهن مامان جا نمیشد. جعفر مامانو بلند کرد و لختش کرد ، شورت و سوتین ست پلنگی داشت و جعفر با دیدن اندام فوق العاده مامان یه جونننننن گفت و انداختش روی تخت و از گردن تا پاشو لیسید ، مامانم هم چشماشو بسته بود و تو بهشت بود. وقتی شروع کرد کصشو خوردن مامانم هی کمرشو می داد بالا و با دستاش سر جعفر رو گرفته بود و ناله میکرد. جعفر بلند شد و یه تف گنده به کس مامان و کیرش انداخت و آروم کیرشو کرد تو کس مامان که انقدر کلفت و دراز بود مامان میگفت تورو خدا آروم ، وقتی کامل کردو تو کصش پاهای مامان رو انداخت رو شونه هاش و شروع کرد به تلمبه های محکم و مامان هم چشماشو بسته بود و ناله میکرد و چنگش تشک تخت رو فشار میداد بعد 5 دقیقه تلمبه سنگین ، یهو مامان خودشو داد بالا و پاهاشو دور جعفر قلاب کرد و کیر جعفر تا ته تو کصش بود ، داشت ارضا میشد و پاهاش میلرزید ، بعد افتاد رو تخت و جعفر کیرشو کشید بیرون و آب از کصش فوران کرد بیرون و جعفر با صدای شهوتناک گفت: حالا نوبت منه و تف انداخت و کرد توش و بعد 3 دقیقه تلمبه آبشو ریخت روی شکم مامان ، راحت نیم لیوان میشد.
بعد من آروم رفتم نشستم پارک تا 2 ساعت و بعد برگشتم.
داستان ادامه داره…..
از دستش ندین
نوشته: ایلیا
5 پاسخ به “مامان میلف و شوهرخاله 60 ساله اش (۱)”
ایلیا بکنمت عمو جان حشرت بخواب. کصتان ننویسی؟
همون کیر۲۳سانتی مرده تو کون ادم دروغ گو پفیوز چراجریان فیلم را به جای داستان واقعی جا می زنی خر خودتی
کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی مردک کوس دست
فکر کنم وسط فیلم سوپر مادرت دکمه pause رو زدی رفتی کیر جعفر اقا رو با خط کش اندازه گرفتی بیست و سه سانت رو از کجا اوردی ریدم به مغزت
پسر جان هممون گوشی داریم فیلتر شکن هم داریم سایت پورن هم فراوونه . خودمون میریم فیلم میبینیم . نمیخواد واسمون فیلم رو تعریف کنی . میدونم خیلی کیر 23 سانتی دوست داری من بیست سانتی خیلی کلفت دارم اگر پسندت هست تا بکنمت جیگرت حال بیاد