چشمهای بدون مردمک

“برای درک بهتر داستان دست از روی کیرت بردار.”

من اومدممم.

سلام بچه باز که نشستی تو اتاقت داری چیکار میکنی؟

-هیچی.

چه بی حوصله چیزی شده دورت بگردم؟

-نه مامان یه بار وقتی میای خونه بهم غر نزننن

عام باشه عزیزم ببخشید:)

از صبح با این همه ادم سر کله زدن کافی نیست اینم از شبمون خدایا مارو افریدی واسه سرگرمیت؟

نشستی به ریش منو این بچه میخندی عشق میکنیا ای کلک.

من هدیه ام یه زن ۳۴ ساله که مادر سام و سمیرا هستم.

تقریبا لاغر اندامم اما تلاش میکنم به روز باشم از تیپ و استایلم تا سلیقه تفریح و موسیقی

سام تقریبا ۱۵ سالش شده و سمیرا تازه ۵ سالشه

همسرم هم محمد همسن منه و ما از ۱۵سالگیمون باهمیم.

سام من میرم سمیرا رو از خونه مامان زری بیارم کاری نداری؟

-خب چرا اومدی خونه یه راست میرفتی اونجا دیگه.

ببخشید دیگه اجازه نگرفتم اولیا حضرت شاشم داشت میریخت.

-بااااشه برو فعلا.

وای چقدر سرد شده هوا نمیشه راه رفت ، مطمئنم داشت بازم جق میزد که من اومدم خرابش کردم برای همین ناراحته ، اشکال نداره این همه تو نذاشتی ما حال کنیم یه بارم ما.

مامان دورت بگرده خوش گذشت؟

-اره مامان ، با مامان زری سبزی پاک کردیمم

چی؟ سبزی پاک کردی؟ از دست تو مامان این بچه فقط پنج سالشههه

س…سا…سام! اون شرت من نیست؟

-مامانی شرت تو چرا دست داداشه؟

هی…هیچی عزیزم تو برو میشا ماشا رو روشن کن داداشت میخواد لباسارو بشوره شورت منم کثیفه

-باشههه

دراتاقو ببند بیا بشین اینجا باهات کلی حرف دارم

-مامان غلط کردم

باشه عزیزم درو ببند بیا بشین

مارو از خونه میفرسته بیرون که بشینی با شورت ننت جق بزنی؟

معلوم بود سرافکندس ولی چی میتونستم بگم؟

منم همسن اون بودم دنبال کیر خایه محمد بودم ولی سام حتی رفیق صمیمی هم نداره چه برسه به دوست دختر

انقدری بچس که بلد نیست فیلم بزاره و ببینه داره با شرت من کارشو میکنه

-مامان من فقط دردم گرفته بود

دردت بگیره شرت من آرومت میکنه؟؟

نمیدونم چرا این سوالو پرسیدم نمیدونم چرا تو اون موقعیت بودم حتی نمیدونم چرا داشتم با دودول سیخ شدش خیس میکردم.

-ن…نه مامان

میتونم شب به بابات همه چیو بگم ولی بعدش باید بری دم دکه بخوابی.

-مامان تورو خدا گوه خوردم.

بغضش هر مادری رو میکشه.

از اعماق وجودم میخواستم کاری براش کنم اما تابو ها اجازه نمیداد

با تک تک سلول هام میخواستم خلاصش کنم اما باور هام اجازه نمیداد

میخواستم بخوابونمش رو تخت و انقدر براش بخورم که تلخی ابش منو به خودم بیاره اما من مادرش بودم و نمیشد.

باید به نقشم ادامه میدادم.

باشه عزیزم ناراحت نباش تو سن تو طبیعیه این چیزا کارت باهاش تموم شد بندازش تو لباسشویی

میتونستم ببینم شوک شده میتونستم ببینم دودولش داره بزرگتر میشه اما یه چیز مدام توی ذهنم بود

(من مادرش بودم و نمیشد.)

محمد بیشتر بخوری بیشتررر

-هدیه امشب بدجور خیسی ها

اره عشقم امشب منو جنده خودت کن اما الاننن عین سگ برام بخورش

-باشه جنده خانم

محمد کیرش واقعا خوب بود ۱۷ سانت خالص کلفتی معمولی هم داشت و مهم ترین خصوصیتش اینه که دیر انزاله بعد دو بار ارگاسم من اون تازه میادش

آروم بکنی ها مثل دیشب نشه

-چقدرم که بد گذشت ، از جیغت سام هم مطمئنا جق زده.

بسههه بکن جای کس شعر گفتن.

کیرشو تا ته فرو کرد تو کصم ، داشتم زیرش دست پا میزدم و اون فقط میکرد.

بعضی وقتا این اخلاقشو دوست دارم که خوب میکنه اما بعضی وقتا بی احساسه انگار من شیما کاتوزیانم و فقط قراره بدم.

نمیدونم چرا بعد اون حرفش دلم میخواست واقعا سام صدامونو بشنوه.

آییییی عااااح بکن محمد جندتو بکن عاااح

-ارومم باش اع

خفه شو بکننن عاااح اییی کصم میسوزهه

-دوباره سامو به جق زدن میندازی ها بسهه

محمد فکر میکرد این یه شوخیه اما هدف اصلی من همین بود.

-هدیه داره میاد ایی

بریز رو ممه هامم بدوو

محمد عادت داره هر جا خالی میشه ابشو لیس میزنه و تو دهنش جمع میکنه و بعد با هم میک لاو می کنیم.

-هدیهه اومدد

عاحح بریز رو ممه هام وایی

محمد اروم خم شد و ممه هامو خورد میک میزد و آبشو لیس میزد و تو دهنش جمع میکرد و دوباره می ریخت رو سینه ام و دوباره میک میزد.

نمیدونم چرا ناخواسته گفتم بخور پسرم بخور.

-چیه شیطون دلت مادر پسری میخواد؟

این یه رول پلی بود که ما گاهی باهم انجامش میدادیم.

اما من چجوری میتونستم بگم دلم واقعیشو میخواد؟

چجوری میتونستم بگم میخوام سام باهام ارضا بشه؟

چجوری میشه تو روی بابای بچم همچین چیزی بگم؟

نه بابا کمرم درد گرفت باشه برای فردا شب

-هرچی مامانم بگه

کمی همو بوسیدیم و آبشو ریخت داخل دهنم و منم با تمام وجود خوردم و با حالت بغض گفتم چقدر کم بود.

-۱۶ ساله هرشب داری کمرمو خالی میکنی خب طبیعیه.

سامی پاشو بابا داره میره پاشو برسونه

-مامان میشه امروز نرم؟

چرا باز چی شده این هفته یه روز نرفتی بسه دیگه

-مامان درد میکنه

چی کجات؟

با سرش بهم فهموند کجاش درد میکنه اما عجیب ترین قسمتش این بود بغل تختش دو تا دستمال کاغذی نسبتا نم دار توی سطل بود.

اون دو بار با صدای من ارضا شده بود اما هنوزم درد داشت ، به باباش رفته دیگه چی بگم.

باشه عزیزم صبر کن.

محمد رو با بغل و بوس بدرقه کردم و گفتم امروز تعطیلم میخوام برم خرید خودم میرسونمش تو سمیرا رو بزار مهد.

رفتم تو اتاقش درو بستم.

چی شده مامان چرا اینقدر اونجات درد میکنه دیشب مگه کارتو نکردی؟

-چرا مامان سه بار هم کردم اما دلم میخواد بازم بکنم ولی خیلی درد میکنه.

چرا مگه نمیاد برای چی انقدر درد داری پس

-چی نمیاد؟

تازه فهمیدم سام حتی بلد نیست درست جق بزنه و نم روی دستمال هم بخاطر پیش آبشه

حالا همه چیز جور در میومد.

سام فکر میکرد آبش مثل جیشه و نجسه و مثل وقتی که جیش داره نگهش میداره ، اینم نگه داشته و باعث دردش شده.

پسر تو چقدر ساده و کودنی اخه

ببین مامان باید بزاری اون بیادش اگه نگهش داری باعث میشه دردت بگیره

-میدونم مامان ولی خب نجس میشه همه جا برای همین نگهش میدارم تا جیشم نریزه.

نههه دورت بگردم موضوع همینه اون جیش نیست اون مایع منی فرق داره.

-چی یعنی این حسی که الان دارم جیش نیست؟

نه پسرم الان جیشه اما وقتی داری اون کارو انجام میدی یه چیز دیگس که باید بزاری بیاد.

میتونستم ببینم حالش بده اما نمیتونستم کاری کنم.

حتی روی اینکه براش فیلم بزارم و نظارت کنم تا کارشو بکنه هم نداشتم اما باید یه کاری میکردم.

سام پاشو بریم صبحونه بخوریم بعدش یه کاری میکنم خوب بشه خب؟

-وا…واقعا؟؟؟

اره بچه پاشو بریم گشنمه فعلا

سر میز صبحونه بودیم که شروع کردم به خوندن دعا.

ما خانواده مذهبی نیستیم اما یه عادتی هست اونم اینه برای سفره ای که توی خونه بازه شکرگزاریم و همیشه یه دعا میخونیم:

(خدایا ممنونیم ازت که مارو از شر تمام بدی ها حفظ میکنی.

خدایا ممنونیم که این سفره رو برای اشرف مخلوقات خود باز میکنی.

خدایا ممنونیم که چیزی برای خوردن روی این میز میزاری.)

-اشرف مخلوقات؟ جالبه

چیش جالبه؟

-کی گفته ما اشرف مخلوقاتیم؟

خبب کتاب های آسمانی ادیان و…

-مسخرس

چیش مسخرس؟

-مامان ما توی دنیا آدم هایی رو داریم که دزدی میکنن تجاوز میکنن مال مردمو بالا میکشد و هزار جور خلاف دیگه.

خب؟

-یعنی خدای تو انقدر کوچیکه که اشرف مخلوقاتش یه متجاوز باشه؟

حرفاش شوکم کرد. سام شاید توی مسائل جنسی و اینا پسر پخمه ای باشه اما ذهنش خیلی گستردس

تفکرش روشن بین نیست اما منطقیه

خب نظر تو چیه؟ یعنی کتاب های آسمانی دروغ میگه؟

-من قرآن و تورات و انجیل نخوندم که ببینم چی میگن اما هیچ سندی وجود نداره که این نوشته ها از چه تاریخی هستن یا کی نوشته اصلا.

درسته ولی حرف خدارو که نمیشه ازش ایراد گرفت.

-چرا نشه؟ مامان دین برای آدمای فقیره. یه باور رو نمیشه از بین برد. آدمهای قدرتمند برای اینکه قدرت رو حفظ کنن از طریق دین با مردم ارتباط میگیرن. مثلا مارو ببین تو داری بابت این یه لقمه نون پنیر خداتو شکر میکنی اما تا حالا شده بگی خدایا چرا هر روز کله پاچه روی میزم نیست؟ تا حالا شده بگی چرا دو بار در هفته چلو کباب نمیخورم؟

خب بچه ناشکری نباید کرد.

-اینکه اسمش ناشکری نیست این اسمش زیاده خواهیه که ادیان اینو نمیخوان. تو اینو باور کردی که هرچی شد بگی خداروشکر که بدتر از این نیست ، این یه باوره ، یه باور رو نمیشه از بین برد.

چجوری سام؟ واقعا چجوری تو با این ذهن باز انقدر بچه ای؟ چجوری انقدر بچه ای که فرق جیشو منی تشخیص نمیدی؟

این هم حرفیه تا حالا اینجوری ندیده بودمش.

پاشو بچه برو اتاقت تا بیام.

واقعا میخوام کمکش کنم؟ تا چه حد قراره پیش برم؟ دست؟ دهن؟ یا… نه نه تا اونجا ندیگه اما کمکش میکنم.

-مامان چیکار کنم؟

خب پسرم شلوارتو کامل در بیار و دراز بکش.

میتونستم خجالتو توی چشمش ببینم میتونستم بفهمم سرافکندس که به خاطر این کار هم به کمک من نیاز داره اما من یه مادر بودم و نمیشد کمکش نکنم.

دستمو دور کیرش حلقه کردم زیاد بزرگ نبود حدودا ۱۳ سانت اما برای سن اون همین طبیعی بود.

-ما…مامان میسوزه.

دورت بگردمم چیزی نیست الان دردش بخوابه.

داشتم با کیرش ور میرفتم که گریه کرد.

چی شده قشنگممم.

-مامان خیلی خوبه ایی.

اره دورت بگردم الان بهترم میشهه.

-مامان داره میاد الان میریزه.

برام عجیب بود حرفش هنوز یه دقیقه هم نشده بود که اینو گفت اما خب من هم جذابیت های خودمو دارم دیگه…

بریز مامانی بریزشش

تو فکر این بودم اولین بارش چقدر قراره باشه که دیدم داره جیش میکنه!

ای پسره احمق من یچی گفتم اما مثل که تو واقعا اینارو هم نمیدونی.

نمیدونم ارادی بود یا غیر ارادی.

نمیدونم خواسته بود یا ناخواسته.

نمیدونم ترسیدم تختش کثیف بشه یا غریزم اینو خواست.

به هرحال دهنمو چسبوندم به کیرش و هرچی جیش کرد و قلوپ قلوپ خوردم.

-مامان اییی

هوممم عوممم قلوپپپپ

شاشش تموم شد و من همشو خوردم دهنمو دروردم و دلم میخواست سرش داد بزنم اما دیدم چشاشو بسته و عاح میکشه برخلاف عقیدم بهش گفتم:

خیلی خوشمزه بود پسرمم.

-مامان هنوز خوب نشدمم اییی

معلومه چون هنوز اصل کاری نیومده.

منکه دهنمو به کیرش زده بودم ، بزار براش بخورم چیزی که باعث میشد خودمم خیس کنم.

کیرشو کردم تو دهنم و میک زدم‌.

زبونمو دور کلاهکش میگردوندم و مدام میمکیدم.

-مامان خیلی خوبه ایی

داشتم براش مثل یه جنده ساک میزدم که یکی زد زیر گوشم.

-دندون نزن درست بخور.

نمیدونم چرا یهو عوض شد یهو خشن شد اما من از زدنش خوشم اومد و سعی میکردم بهترین ساک عمرمو بزنم.

کیرشو از دهنم درآورد و با صدای پیک می طور بهش گفتم:

سامی جونم آبتو برام میاری؟

-اگه درست کیر بخوری اره.

با توام توانش زد تو صورتم و اشکم سرازیر شد.

بغضم ترکید و موقع ساک زدن کیرش داشتم طعم شور اشک هامو حس میکردم

کیرشو از دهنم درآورد و بازم منو زد طوری که خون دماغ شدم.

خواست ازم عذرخواهی کنه که بهش گفتم:

هیس من یه جندم که وظیفم اینه آب شمارو بیاورم اگر درست انجام ندم هرچی بشه حقمه.

بازم کیرشو کردم تو دهنم و تا ته گلوم بردمش و در حال اوق زدن سام مدارم موهامو میکشید و با زدنش داشت بهم لذتی جدید و عجیب میداد.

طولی نکشید که دیدم داره میلرزه و گفت داره چی میاد بیرون مامان.

بازم شده بود همون بچه آروم و لوس دیگه خشن نبود که فهمیدم داره میادش

دهنمو از کیرش جدا کردم و شروع کردم براش جق زدن تا اینکه با گریه و فریاد خالی شد رو صورتم.

انقدر زیاد بود که کامل صورتم کاراملی شده بود و رژ لبم از بین رفته بود.

-مامان اومد بالاخره وایی

میدونم بچه میدونم.

کنارش دراز کشیدم و با موبایلش سلفی گرفتیم از اولین رابطمون…

نوشته: prs_kha

بازدید 7,066

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

5 پاسخ به “چشمهای بدون مردمک”

  1. اگه دو جاش نبودن قشنگتر بود دعای غذا و آخرش غیر طبیعی بود

  2. اگه دو جاش نبودن قشنگتر بود دعای غذا و آخرش غیر طبیعی بود

  3. چی شد ؟ حالت خوبه؟ یه روانپزشک برو . بچه ای که نمیدونه ارضا شدن چیه سکس خشن میفهمه‌ ؟ بعد مامان خودشو میزنه؟ تو توی داستانت هم روانی هستی تو واقعیت چی میخوای بشی ؟

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...