خواهر کوچیک جنده

سلام امیدوارم از نوشته م خوشتون بیاد دوستون دارم

من ممدم ۲۰ سالمه قدو هیکل و قیافه خوبی دارم دوتا خواهر دارم یکی ازم بزرگتر که مطلقه هس و یکی کوچیکتر به اسم مائده که ۱۶ سالش هست مائده دختری با قد متوسط بدن توپر و سفید موی بور و اندام خیلی خوشگل ممه هاش درشت و برجسته هس کون گرد و خوش فرمی داره مخصوصا توی شلوار راحتی نرمایی که تو خونه میپوشه خب بریم سراغ خاطره م قبل از این هم بگم کاملا کاملا واقعی هس نه داستان های خیالی من همیشه به اندام زیبای مائده نگاه میکردم اما هیچوقت تو کفش نبودم تا یه سال پیش که تقریبا فهمیدم مائده دوسپسر میگیره و سرقرار میره و چند باری هم سکس داشته من از بقیه شنیده بودم ولی چیزی ندیده بودم تا اینکه یبار تو گوشیش چتش با رفیقش که فقط حرفای سکس به هم زده بودن و درباره یه پسر هم حرف میزدن رو دیدم شب بود و خونه خالی بود نتونستم چیزی بهش بگم تا اینکه صب فردا بعد از ظهر به طوری خونه خالی شد سریع رفتم تو اتاق مائده که با اون خواهرم مشترک بود و جریان رو بهش گفتم و الکی خودم رو به اعصاب خوردی زدم و اینا اما جرئتشو نداشتم ازش چیزی بخام شب شد و همش با خودم احساس پشیمونی میکردم که امروز بهترین فرصت بود و کاری نکردم و کیرم هم شق شده بود و باز به یاد مائده جق میزدم گذشت و چند وقت بعد دیم از حموم اومد بیرون با حوله بود مث همیشه با حوله اومد در و روناش و بالای سینه هاشو میدیدم و دیدش زدم که متوجه کبودی روی سینه هاشو شدم وقتی بهش گفتم این چیه حول شد گفت با کیسه حموم کشیدم کبود شده گفتم دروغ تحویلم نده این چیه کلی بهش گفتم و همش انکار کرد همین که گفتم به مامان و بابا میگم از ترس خشکش زد و گفت باشه چی میخای بدونی گفتم کار کیه باز چیزی نگفت گفتم می‌دونم کار کیه همین پسرای محل خودمونه گفت نه گفتم پس کی گفت همکلاسیم آخه چون سال اول دبیرستان ش هم بود تازه از مدرسه اومده بود میدونستم دروغ میگه و گفتم الکی نگو شروع کرد قسم خوردن ولی همش الکی بود گفتم دیگه کجاهاتو کبود کرده گفت فقط همین گفتم میخام سینه هاتو کامل ببینم که ترسید و با تعجب گفت تو داداشمی گفتم خب باشه چه ربطی داره که قبول کرد ولی اصلا راضی نبود چون هیچوقت چشم دیدن منو نداشت ازم بدش میومد همین که حوله رو دادم پایین باورم نمیشد دارم چی میبینم خدایا خود بهشت بود ولی فقط سینه هاشو نشون داد منم خوب نگاه میکردم فقط حواسم پرت شده بود که یهو گفت تموم شد دیگه نگاه کردی چیز دیدی گفتم فقط همیناست و رفت تو اتاق لباس عوض کنه به خودم اومدم دیدم اینبار خیلی پیش رفتم و بازم نتونستم کاری کنم ولی فهمیده بودم که تنها راه به دست آوردن کون مائده اینه ازش اتو بگیرم چون آدمی نبود که خودش حاضر بشه کص و کونش رو به من بده ولی با پسرای دیگه آره خلاصه گذشت و یبار که مدرسه بود گوشیش رو برداشتم دنبال اتو بگردم ازش هیچی نبود هیچی به فکرم زد رفتم تو شیریط و صندوق امانات یا همون گاو صندوق رو آوردم دیده آره فعالش کرده از قبل و قفل داره دل تو دلم نبود از مدرسه بیا موقعی که اومد ظهر بود همه خواب بودن رفت تو آشپز که ناهار رو تنهایی بخوره رفتم سراغش و گوشیش رو گرفتم رفتم رو شیریط و گاوصندوق گفتم باز کن که دیدم از ترس دستش می‌لرزه با ترس باز کرد و چیا که ندیم چه عکس و فیلمایی از خودش داشت چقد پورن داشت دیدم عکس نود سینه شو کصشو کونشو فیلم شیک زدنش عکس کیر خوردن شو گفتم اینا چیه گفت همینجوری گرفتم یه چش غره بهش رفتم حساب کار اومد دستش شروع کرد به التماس کردن و قسم دادنم که به کسی نگم گفتم شرط داره گفت هرچی بگی فکرش هم نمیکرد چی تو سرم هس وقتی ازش خواستم باهام سکس کنه تعجب کرد ولی سریع هم قبول کرد گفت باشه گفتم فردا صب خونه خالیه غیبت کن نرو مدرسه قبول کرد خلاصه فرداشد و مامان هرچی اصرار کرد حاظر نشد بره مدرسه که خوابیدم تا ساعت نه و نیم اینا و بیدار شدم دیدم خونه خالیه سریع با شرت رفتم اتاقش دیدم خوابه پریدم روش پتو رو کنار زدم و رو شلوار راحتی نازک و نرمش کیرم رو می‌کشیدم که بیدار شد هنوز تو حال خودش نبود گفت چیکار میکنی گفتم قول قرارمون رو که یادت هست گفت آره و سرشو با ناراحتی گذاشت رو بالش اهمیت ندام و مدام کونشو میمالیدم شروع کردم به لخت کردنش شلوارو کشیدم پایین وای چی بود باورم نمیشد کون مائده تو دستامه کون به این خوشگلی سفیدی و نرمی ندیده بودم شروع کردم به خوردن لپ های کونش با ولع خوردم که دیدم خودشم داره ناله های ریزی می‌کنه معلومه خوشش اومده بود برگردوندمش شروع کردم ممه هاشو خوردن و اومدم پایین رسیدم به کصش کص تپل و کلوچه ای صورتی بود بخدا ولی شیو نکرده بود اهمیتی ندادم و شروع کردم به خوردنش که اونم وا داد و شروع کرد ناله کردن و دستشو گذاشته بود رو سرم بلند شدم گفتم برام بخوره گفت هنوز دهنمو نشستم گفتم مهم نیس شروع کرد به خوردن کیرم و تخمام جوری میخورد از پورن استار ها هم حرفه ای تر منم رو ابرا بودم وقتی برام میخورد بهش گفتم داگی شو میخام کونتو پاره کنم چیزی نگفت و مث حرفه ای ها داگی شد فقط یه تف زدم و تا ته کردم تو فهمیدم معلومه خیلی کون داده و بار اولش نیس ولی دردش گرفته بود و شروع کردم تلمبه زدن چند دقیقه طول کشید که ابم اومد و ریختم رو کمر و کونش اما راضی نشده بودم میخاستم چند بار بکنم اینبار ۶۹ شدیم و کصشو می‌خوردم مائده هم تخمامو میخورد چند دقیقه ای گذشت کیرم دوباره سفت شد و دوباره خاستم بکنم اینبار اون نذاشت داگی بشیم من رو خابوند و خودش نشست رو کیرم و بالا پایین کردن خودش داشت خودشو جر میداد و آه و ناله شدیدی هم میکرد انگاری لذت و دردش براش بینهایت بود همینطور ادامه میداد منم با دستم ممه شو میمالیدم که ابم اومد بهش گفتم ولی بازم ادامه میداد که هلش دادم و افتاد و می‌خندید تو تخت افتاده بودیم که بلند شد لخت رفت سمت حموم دستشویی فوری پشتش بلند شدم یکی با تمام وجود زدم رو کونش گفتم از این به بعد جنده منی مائده بهم گفت نخیر تو جنده منی به منظور اینکه خوشش اومده بود و باید بکنیم همیشه بهش گفتم ولی حق اینکه با پسرای دیگه بریزی رو هم نداری قبول کرد و از اون روز چندین بار گاییدمش و هنوزم میکنمش

امیدوارم خوشتون اومده باشه ببخشید که خیلی حزیئات از سکس و اینا نداشت چون واقعی بود نه از این خیالیا

نوشته: ممممم

بازدید 8,224

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

3 پاسخ به “خواهر کوچیک جنده”

  1. دختر خالم عین خواهرت میخارید رک بهش گفتم شنیدم با فلانی رفتی خونه گفت اره به توچی گفتم به بابات بگم چی؟رید گفت بیخیال توم خودت رل داری میبریش گفتم اره میبرم میکنمش ولی تورو میبرن میکنن فرقش اینه گفتم فردا بیا بیرون ببینمت کارت دارم نیای به بابات ناشناس پیام میدم میگم اسمش بهناز بود لاغر و سفید خیلی سفید ازاونا که ازسفیدی صورتی میشن ولی لاغر .خلاصه سوارش کردم بردمش سمت بیرون شهر بهش گفتم بهم حال بده به کسی نمیگم یه کم ننه منغریبم دراورد دید راهی نیگفت تو ماشین اخهههههه؟فهمیدم وا داده خدایی گفتم اگه دلش نبود نکنمش گفتم جای دنج بلدم گفت اخه من اماده نیستم گفتم چرا گفت حالای روز دیگ منم نقد و چسبیدم فهمیدم دلشه بردمش بیرون شهر یه جا بلد بودم جاده خاکی سر ظهر تابستون پرنده پر نمیزدبردمش صندلی عقب لباشو خوردم خودش خوابید زیرم دستش رفت سمت کیرم .لختش کردم بدنش خداشاهده عین برف بود یه شرت توری مشکی پاش بود سوتینش سورمه ای بود سینه هاش عکس بدنش که لاغر بودنبزرگ بودن و سربالا .لخت لختش کردم جوراباشم دراوردم از کف پاهاش لیسش زدم تا لباش .کسو سوراخ کونشو حسابی خوردم گفتم شاید کون نده دیدم رام رام تا بیخ چپوندم تو کون لاغرش یه کم داد بیداد کرد ولی من دخترایی که کون دادنو زود میشناسم بهش گفتم ادا در نیار کم کیر توش نرفته سوراخت اتوبانه ترا مادول خورده بودم لنگاشو انداختم رو شونم گاییدمش سوراخش باز باز اب کسش درومده بود همون دو دقیقه اول ابش اومد .یه بار دیگم ارضاشد پنجه پاشو کامل کرده بودم تو دهنم میخوردم پاهاشو میگاییدمش شست پاشو ساک میزدمو سوراخشو پر اب منی کردم اخرشم گفتم ساک بزن برام ی کم خورد ولی گفت پارم کردی ننیتونم بدم .تا وقتی زن گرفتم سه سال مرتب میزاشتم کونش

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...