شما تا حالا شاهد سکس چند نفر بودید؟
آیا سکس مامان بابا یا داماد و خواهرتون دیدید؟
یا افراد دیگه؟
داستان من دقیقا از جایی شروع شد که فکر می کردم فقط منم که دوست دارم هر شب با زنم مرضیه سکس کنم اوایل ازدواج مخالفتی نداشت اما بعد از به دنیا اومدن دخترم شیرین هر شب زندگی مون شده بود دعوا و نمی داد میگفت آرش نمی کشم نمی تونم به زور دعوا دو شب یه بار میداد اونم فقط کص میداد وقتی کون می خواستم خوابش میبرد کم کم از هم فاصله گرفتیم و این فاصله هر روز بیشتر میشد مرضیه خودشو سرگرم شیرین می کرد منم سرگرم کار و هر وقت مرضیه می خواست ما سکس داشتیم که تقریبا هفته ای یه بار بود اونم فقط کص میداد و کون نمیداد کارم توی اون شرکت رها کردم و رفتم شمال که ساخت و ساز بیشتر بود تازشم اونجا خواهرم نفیسه بود که شوهرش پارسال فوت کرده بود و می تونستم خونه نفیسه بمونم تا هزینه هام کمتر بشه وقتی رفتم اونجا نفیسه خیلی شوکه شد گفت انتظارشو نداشتم تو رو تنها ببینم چیزی شده؟منم بیکاری بهانه کردم و گفتم اومدم اینجا برای کار و درآمد بیشتر خیلی خوشحال نشده بود مشخص بود چون سابقه خوبی داشتم زود کار پیدا کردم سعی میکردم اغلب سرکار باشم و مزاحم زندگی نفیسه نشم تا اینکه یک شب که قرار نبود برم خونه نفیسه کارم تا ساعت 12شب طول کشید و نمیشد برم پیش کارگرها چون ساعت 11 می خوابیدن و در قفل میکردن منم مجبوری رفتم خونه نفیسه بهم کلید داده بود اما همیشه باهاش قبل رفتن هماهنگ می کردم اما اون شب دیر وقت بود و نمیشد هماهنگی کنم رفتم خونشون صدای تلمبه زدن و آه و ناله های پر شهوت خونه برداشته بود تردید داشتم بمونم یا برم چون مدتی بود سکس نداشتم دوست داشتم بمونم رفتم دم اتاقشون نفیسه می گفت محسن تو رو خدا آبت زود نیاد محسن گفت چیکارش کنم داره میاد داره میاد داره میاد یه آه بلند کشید فهمیدم آبش اومده نفیسه گفت من هنوز ارضا نشدم محسن اگر مثله دفعه قبل بری دیگه بهت نمیدم محسن گفت میای التماسم میکنی که بکنمت جنده محسن برادر شوهرش بود و بعد از چند دقیقه فهمیدم که می خواد بره رفتم قایم شدم تا بره محسن که رفت می خواستم منم برم اما حیفم اومد نفیسه حشری ارضا نشده رها کنم برم صدای ناله کردناش خیلی گوشنواز بود دوست داشتم بازم صدای اون آه و ناله بشنوم یعنی خودم باعث اون آه و ناله بشم می خواستم برم توی اتاق که خودش اومد بیرون فکر کنم می خواست بره دستشویی لخت لخت بود تا منو دید سکته کرد گفت تو اینجا چیکار میکنی؟ از کی اینجایی؟ چسبوندمش به دیوار گفتم اومدم کار نیمه تمام محسن تمام کنم سرشو انداخت پایین گفتم یعنی الان خجالت کشیدی؟ نشوندمش کیرمو به صورتش فشار میدادم گفتم شروع کن شروع کن کمربندم باز کرد شلوارم درآورد شورتم کشید پایین کیرم افتاد بیرون گفتم بخورش بخورش تا امشب طعم واقعی خیلی چیزها رو بچشی می خوردش کیرمو جوری توف مالیش کرد که خیس خیس شده بود گذاشتش لای سینه هاش منم عقب جلوش می کردم گفتم دوست دارم آبمو بریزم لای سینه هات گفت باشه برات بخورم؟ گفتم نه دوست دارم بریزم لای سینه های گندت خیلی حال میده آبم اومد ریختم لای سینه هاش گفتم بازم بخورش برام نفیسه بخورش رگ زیر کیرم لیس میزد آروم زیر لب گفت عاشق رگ کیرم هم کیرت کلفته هم رگش گفتم امشب با کیرم کصتو جر بدم؟ گفت پارش کن گفتم پس بریم توی اتاق تا کار ناتمام محسن برات تمام کنم رفتیم داخل اتاق خوابید روی تخت منم خوابیدم روش کیرم کردم توی کصش نه خیلی تنگ بود نه خیلی گشاد دقیقا فیت کیرم بود انگار کصش خودشو قالب کیرم کرده بود من تلمبه میزدم نفیسه پاهاشو دورم حلقه کرده بود آه و ناله های خوشگل حشری کنندش بلند شده بود می گفت بزن بزن بزن آرش بزن که خیلی وقته کسی اینجوری توی کصم تلمبه نزده بزن که خیلی دوست دارم واقعا لذت بخش بود برای هر دومون که نفیسه ارضا شد کشیدم بیرون گفت ادامشو داگی بزن بهم رحم نکن بزن که پارش کنی داگیش کردم کیرم تا ته کردم توی کصش دو تا تلمبه محکم زدم گفتم پارش کنم؟ گفت پارش کن پارش کن منم رحم نکردم بهش تا در توان داشتم محکم و سریع توی کصش تلمبه میزدم می گفت همینه همینه من همینو می خوام بزن بزن داره میام گفتم منم دارم میام گفت چه بهتر بزن عزیزم بزن عشقم بزن پارم کن که دوتایی با هم ارضا شدیم و ریختم آبمو توی کصش گفت از الان فقط به تو میدم فقط به تو میدم گفتم به این محسن دوزاری هم دیگه رو نده فهمیدی؟ گفت دیگه بهش نمیدم دو دقیقه ای آبش میاد مجبور بودم که به محسن پناه آوردم گفتم از الان من هستم گفت مرسی که هستی بعد از مدتها واقعا امشب لذت بردم صبح قبل از اینکه برم حمام از کون کردمش بعدش رفتم حمام و رفتم سرکار از اون روز یکساله میگذره که من خونه نرفتم و اکثر شبها با نفیسه می خوابم چون اونم مثله خودم از سکس سیر نمیشه تازه هر روز وحشی تر از روز قبل کصش پاره میکنم.
نوشته: آرش
8 پاسخ به “اگر یه روز یهویی دیدی….”
افرین
اخه خواهرته
وقتی گفت خیلی وقته کسی اینجور نکرده یعنی خیلیا کردن ولی کسی اینجور نکرده تبریک میگم شما یه خوارکسه اعظم هستی
هیچ جوره فحشی نیست به کسی که رو خواهرش کراش داره دادچون بدتر خوشش میاد از این فحشا
داداش کصخلی چیزی هستی کمتر فیلم سوپر ببین. اومدم چسبوندمش به دیوار گفتم اومدم کار نیمه تموم محسن تموم کنم یه سلامی علیکی مارو کص گیر آوردی
میدونی چرا سیزده هزار نفر خواندند هیچکسی لایک نکرده.
بدون مقدمه خواهرت رو گایدی عجب عوضی هستی
نوش جوووووونت…. نصیب ماهم بشه بکنیم توووش،بریزیم توووش.