الان سالها از دورانی که من خواهرم فرح را دید میزدم واز تو کشوی لباسهای زیرش با شورتهای حال میکردم و یا لای پاش را میدیدم و یا پستوناش که تو خونه کرست نمیبست و لرزش پستوناش من را دیونه میکرد و روزی نبود که من برای خواهرم فرح جق نزده باشم ،از آن وقت تا حالا خواهرم سه بار ازدواج کرده و از هر سه طلاق گرفته و الان که دارم داستانم را مینویسم خواهرم دوساله که برگشته خونه و دوباره با ما زندگی میکنه و از آنجایی که الان من خواهرم تو یک طبقه جدا از پدر و مادرمون زندگی میکنیم ،خواهرم دوباره زیاد به لباس پوشیدنش اهمیت نمیده و شاید هم خیلی راحت تر شده و بخصوص که دیگه پرده هم نداره راهش بازه بازه ،خواهرم الان چهل و سه سالش هست و یه هیکل توپ و شهوت انگیز داره که آب بالا و پایین همه را تو محل راه انداخته ،بخصوص الان که همه محل میدونند که خواهرم چندین بار ازدواج کرده و الان طلاق گرفته تو محل زنگی میکنه ،از پیر و جوان دنبال خواهرم هستند و به هر طریقی شده میخواهند راهی پیدا کنند که ترتیبش را بدهند یه عده مدام براش کار پیدا میکنند تا دیگه دم دست باشه که هر موقع خواست بزنه توش ،البته دیگه نمیشه قایم کرد که خواهرم فرح راهش بازه و هر موقع بخواهد و به هرکی میتونه راه بده خلاصه بگم که همه دنبال کردنشند و وقتی میره تو محل آب همه را راه میندازه .راستش من که خودم دنبال کردن خواهرم فرح هستم و ازاینکه یه محل دنبال کردنش هستند من را بیشتر حشری میکنه و حتی یک بار یه پیره مرده تو مغازه خاربار فروشی محل انگشتش کرده بود. که یکی از دوستام بهم گفت که خواهرت را انگشت کردند .
که البته من تو چشمهای دوستم میخوندم که اونم دلش برا کردن خواهرم لک زده میدونم که هر کسی که با من ارتباط داره یه چشمش دنبال کردن خواهرمه و راستش دیگه هر چقدر و یا هر چند نفر که بکننش تغییری تو تنگی و کشادی کسش نداره نداره و حتی بعضی ها به چشم جنده میبینندش و همه اینها من را حشری تر میکرد که تلاش کنم کنم خودم نفره اول باشم .
فرح تو خونه همیشه لباسهای باز میپوشید و کاهی دیگه تحملش برای من هم سخت بود یه همچین لوبت ،راستش نه فقط لوبت بلکه یه همچین کسی فقط برای کردن ساخته شده روزی نیست که من براش جق نزنم .گاهی تا سه یا چهار بار ،تا بلخره یکبار روزه تولدش من یه شیشه ودکا گرفتم و بعد از اینکه با بقیه تولدش تمام شد آخره شب ،ودکا را اوردم و گفتم بیا به سلامتی تو بخوریم و یه جشن کوچیک دونفره گرفتیم و من گیلاس پشت گیلاس برای فرح ودکا میریختم و خواهرم فرح هم سر میکشید و دیگه یواش یواش مست کرده بود حسابی حشری شده بود و من را دو اتیشه مرده بود ،اصلا فکرشم نمیکردم که با چند گیلاس ودکا فرح خواهرم همه چی رو بریزه رو میز از کردناش با شوهراش و همیشه دلش میخواست که بکننش و اینکه همه تو محل دنبال کردنش هستند و و حتی گفت تو که میدونم تو هم همیشه دنبال کردنم بودی دلت میخواهد من را بکنی این را تو چشمات میبینم و خلاصه حسابی حشری هم شده بود و گفت راستش را بگو دلت میخواهد بکنی خواهرت را منم من من کردم و گفتم چرا که نه و خندید و گفت کی بهتر از تو لااقل بهم خیانت نمیکنی ،خواهرت را میخواهی بکنی خوب بکن ،و بعد دستم را گرفت و گذاشت رو پستونش وگفت چه حسی داره بمالشون و من اولش جا خوردم ولی بعد شروع کردم به مالیدن ،سفتی نوک پستونش را حس میکردند و میرن راست شده بود و داشت میترکید ،آبم داشت میومد و همینطور داشتم پستونش را میمالیدم تا اینکه رو زمین دراز کشید و رونهای سفیدش داشت خودنمایی میکرد من آروم رونهاش را مالیدن و و یواش بواش رفتم بالا تا رسیدم به کسش و دامنش را زدم بالا و فرح دیگه خسته شده بود و مست بود و هیچی نمیگفت و من آروم دستم را بردم تو شورتش و کسش را مالیدم داشتم دیونه میشدم کسش پر از پشم بود و خیس اب شده بود شاید خودش هم حشری شده بود و کمی کسش را مالیدم و انگشتم را لای لبهای کسش بالا پایین کردم و آروم شورتش را کشیدم پایین ،داشتم دیونه میشدم پشمهای سیاه کسش خیس آب شده بودند و خواهرم خوابش بره بود ،من کمی از کسش خوردم و لیسش زدم ،کیرم داشت منفجر میشد ،من شلوارم را در اوردد و آروم کیرم را لای چاک کسش مالیدم و بلخره آروم کردم توش ،،مثل تنور داغ بود و شروع کردم به تلمبه زدن و بلوزش را دادم بالا و از پستوناش خوردم که ناگهان احساس کردم که داره سرم را فشار میده رو پستوناش ، پستونش تو دهنم بود سرم را اوردم بالا چشم تو چشم شدیم و دوباره چشمش را بست و من به کردنم ادامه دادم میدونستم که دلش میخواهد و کسش میخاره ،خلاصه یکساعت تمام کردمش و از کس و کونش خوردم و با دوربینم ازش فیلم و عکس گرفتم از تو کشش و زمانی که میکردند،خلاصه ابم را پاشیدم رو شکمش و بلخره ماجرا تموم شد و خواهرم فرح دوباره به خواب رفت ،من تا صبح کیرم نمی خوابید و نصف شب دوباره رفتم سراغش و یکباره دیگه از سر تا پاش را لیسیدم و از کس و گونه خوردم و دوباره از کس کردمش دیونه شده بودم و دلم نیخواست که از کون بکنمش ولی گفتم شاید نخواهد برای همین فقط از کس کردم چه کسی آبم را پاشید روش و یک بار هم روش جق زدم براش تا فردا صبح که از خواب بیدار شد دیدم باهام حرف نمیزنه و برام قیافه گرفته ،خلاصه چند روزی باهام حرف نزد تا اینکه بهم گفت که یه ودکا دیگه بگیر که بخوریم و من تازه دوباره حس شهوتم به اوجش رسید و همونجا جلوش زانو زدم و سرم را بردم زیره دامنش و از کیش خوردم ،بعد از چند لحظه دستم را گرفت برد رو تخت و برام قنبل کرد میدونستم که خودش دلش میخواهد تنش میخاره خلاصه یکم از کس و کونش خوردم و از کون کردمش وان روز برای اولین بار تا دسته تا زور داشتم کردمش به حدی که چشمانش از حلقه داشت میزد بیرون از کون و کس کردمش و حسابی سیرابش کردم و بهش گفتم حالا اگه بخواهی ودکا بگیرم و نگیرم من در خدمتم که بهم اوکی داد و من از آن به بعد هفته ای سه تا چهار بار میکردمش به هر شکلی که فکرش را بکنید من خواهرم فرحناز را کردم که گاهی صدای زوجش حسابی بلند بود و حسابی برام میخواد .گاهی بهم میگفت اگه خواهرت نبودم چطوری میکردی.
نوشته: برادر
9 پاسخ به “کس داغ خواهرم فرح”
کیر تو دهنت با این کسشرات
کیر تو دهنت با این کسشرات
توهمات یه جقی : وقتی دستشو رو کصش گذاشت خودش داشت آبش میومد بعد یک ساعت تلمبه زد … فککککررررر نکنم یه جقی بتونه چند راند پشت هم کص بکنه … خاهرش هی وسط سکس خابش میبرده هی بیدار میشده … چی بگم …
سبک نوشتاری یک بیسواد کسمخ
مغزتو گاییدم با این نوشتنت
حاضرم کل زندگیمو شرط ببندم که نویسنده ماکسیمم 15 سالشه
بچه جون. طرز نوشتنت خیلی بد و ضعیفه. به مدرسه رفتن ادامه بده و یک کمی هم کتاب و مجله و روزنامه بخون.
saba با این نگارش بی سر و ته ریدی تو داستان
یعنی ریدم تو سطح سوادتون ، مجبورید کوسشعر بنویسید! لوبت!!! بچه جون چند صفحه بنویس لعبت تا یاد بگیر،