…قسمت قبل
از اونجایی که یادم میاد تو ضمیر ناخودآگاه خودم همیشه حسم دخترونه بود و دوس داشتم دختر باشم ولی از ترس خانوادم و دیگران هیچ وقت جرات رو کردنشو نداشتم از درون یه دختر بودم کاملا ولی از بیرون یه پسر
واسه سرگرمی و حس دخترونه داشتن همیشه تو تلگرام با اسم رز تو گروهای همجنسگرایان سکس چت میکردم و خودمو ارضا میکردم کارم شده بود فرو کردن خیار تو کونم
و عکس گرفتن از خودمو پخشش تو همون گروه ها چون از سکس واقعی همیشه میترسیدم و این که مردم منو چطوری قضاوت میکنن
تو همین گروه ها با یکی دوست شدم به اسم سهیل با هم خیلی سکس چت میکردیم یه بار تو اوج سکس چتمون ازم خواست لباس دخترانه بپوشم بهش گفتم من که لباس دخترونه ندارم ولی اون کلی اسرار کرد منم چون تو اوج بودم رفتم سراغ لباسهای خواهرم یه شورت قرمز همونی که تو عکس پروفایلم هست رو برداشتم و تن کردم حس عجیب و جدیدی بهم دست داده بود که تا به حال تجربه نکرده بودم یه حس گناه همراه با شهوت فراوان که باهم یکی شده بود طوری که وقتی شورتو پوشیدم کیرم داشت منفجر میشد و ازش اب میچکید خلاصه چندتا عکس از خودم گرفتم و به سهیل فرستادم تو تنم شورت خواهرم خیلی خوب نشسته بود و بهم میومد سهیل هم بعد دیدن عکس کلی ازم تعریف کرد و پرسید شورت کیه منم اولش مقاومت کردم ولی بالاخره بهش گفتم اونم وحشی شد و کلی از خواهرم پرسید منم کم کم گفتم بهش ۲۳ سالشه ومجرده قدش ۱۶۰ و وزنش حدودا ۶۵ و سینه هاش سایز ۷۵ هست
رنگ پوستش هم سفیده مث برف
اینارو راجب محدثه از میپرسید همانطور داشت کیرم منفجر میشد و اب ازم می چکید داشتم دیونه میشدم
طوری شده بود که دیگه غیرتی رو خواهرم نداشتم هر چی دلش میخواست بهم میگفت و فانتزی سکسیش شده بود گاییدن منو خواهرم هم زمان منم واقعاً غیرتمو از دست داده بودم داشتم لذت میبردم این موضوع دیگه عادت شده بود برام و رفته بودم تو فاز لباسهای محدثه کارم شده بود که هر روز یکی از لباسهای زیرشو کش برم تن کنم جوری شده بود که همیشه شورتش تنم بود مخصوصا روزهایی که هیچکس خونه نبود تمامی لباسهای خواهرمو می پوشیدم از خودم عکس میگرفتم می فرستادم تو گروهای سکسی کاملا بی غیرت بی غیرت شده بودم
یه روز خانوادم رفتن خونه خالم اینا تو شهر ری من نرفتم تو خونه موندم رفتم سراغ لباسهای خواهرم اونم تا دلت بخواد همیشه لباسهای سکسی داشت همه کسایی که بهشون عکس میدادم به اتفاق میگفتن خواهرت از تو سکسی تره و جندس که این لباسها رو میپوشه آخه واقعا چیزهایی داشت که من فقط اون رو تو فیلم های پورن میدیدم
خلاصه خونه تنها بودم به لباس زیر سکسیشو ور داشتم پوشیدم با جوراب توری که از چن جا پاره شده بود انگار یکی موقع گاییدنش پارش کرده بود رو پوشیدم و با یه دامن کوتاه که فقط کونو پوشش می داد با یه سوتین مشکی بعدش رفتم سراغ لوازم آرایشی و خودمو حسابی آرایش کردم داشتم از خودم تو حالت های مختلف عکس میگرفتم که یهو در زده شد تو اف اف دیدم پسر خالم حسینه ترس ورم داشت درو باز نکردم شروع به زنگ زدن کرد جواب ندادم تا پیام داد میدونم خونه ای چرا درو باز نمیکنی خاله گفته بیام دنبالت نهار بریم خونه ما خودمو حسابی باخته بودم تن تن رفتم آرایش و لباسامو در اوردن سریع خودمو جمع جور کردم و درو بعد کلی زنگ زدن باز کردم اومد تو گفت چرا درو باز نمیکردی گفتم که خواب بودم گفت پاشو بریم خونه ما نهار
گفتم که حسشو ندارم کلی اصرار کرد و منم انکار دید اینجوریه گفت بس منم میمونم پیشت باهم پی اس بزنیم نهارم یه املت بزنیم
منم دیدم چاره نیست قبول کردم راجب حسین هم بگم به پسر سبزه با قد حدود ۱۸۰ و بدنساز و درشت هیکل سنش هم ۳۰ هستش
منم پاشدم یه کم خونه رو جا به کردم و رفتم از اتاقم پی اس و اوردم پذیرایی داشتم به تی وی وصلش میکردم که یهو حسین دستشو انداخت دور گردنم و شلوارمو کشید پایین من از ترس و تعجب خشکم زد یهو گفت کصکش شورت محدثه تو تن تو چیکار میکنه اینو که گفت انگار که برق منو گرفت اخه من همه لباس رو عوضش کرده بودم جز شورته فکرشم نمیکردم بفهمه افتادم به تته پته بهم گفت همیشه میدونستم کونی هستی ولی الان بهم ثابت شد گفتم تورو خدا به کسی نگو غلط کردم گوه خوردم ببخشید و کلی خواهش و التماس بالاخره ولم کرد و منم شلوارمو کشیدم بالا و نشستم همون جا سکوت عجیبی بینمون بود یهو بهم گفت به یه شرط به کسی نمیگم گفتم چی گفت همه چیو باید بهم بگی همه داستانتو
منم دیدم واقعا به گا رفتم و مجبورم بهش بگم و شروع کردم به تعریف همه چیز بعد تموم شدن بهم گفت میبخشمت و درکت میکنم این یه حسی هست که دست تو نیست و باهاش به دنیا اومدی منم کمی آروم شدم گفت چرا با کسی سکس نمیکنی که به خود واقعیت برسی منم گفتم از ترس و مریضی و بد نامی این چیزا یهو گفت من نمردم که چرا به خودم نگفتی تا حالا هم سالمم هم فامیل و هم
ب کسی نمیگم
اومد و بغلم کرد و بوسم کرد کلی نوازشم داد کم کم حس ترس ازم خارج شد و حس شهوت بهم نزدید نوازش داشت بهم حس زنونگی میداد و ابم شروع به چکیدن کرده بود اونم کم کم دستاش داشت میرفت پایین و پایین تر کم کم شروع به لب گیری ازم کرد منم دیگه خودمو باخته بودم و شل کرده بودم ازش لب گرفتم و شروع به عشق بازی کردیم دستشو اورد رو شورتم خیسه خیس بود همین دیونش کرد لباسامو در اورد فقط شورتم تو تنم موند بهم گفت شورت محدثه به تو بیشتر میاد که یهو فازم پرید گفتم راستی تو اصلا جوری فهمیدی موضوع منو گفت داشتی پی اس رو وصل میکردی خم شده بودی شورت خوارت زده بود بیرون گفتم خب این منطقیه ولی از کجا فهمیدی که شورت محدثه هستش
یهو زد زیر خنده گفت واقعا نمیدونی گفتم چیو گفت همه کرج میدونن محدثه جندس تو نمیدونی از تعجب شاخ در آورده بودم گفت من خودم هفته ای حداقل دو بار میگامش کجای کاری
دیگه همه چی برام روشن شده بود و فهمیده بودم اون لباسها واسه چین تو حس خودم بودم که یهو حسین گفت پاشو خوارکسته بریم رو تخت تا به خدمتت برسم منم که دوس داشتم حس دادنو تجربه کنم با اون حرفش کیرم شروع به نبض زدن کرد و غیرتم تحریک شد و رفتیم رو تخت شروع کرد به حرفهای تحریک آمیز فهمیده بود محدثه تحریکم میکنه بهم گفت میخوام جوری که محدثه رو میگام تو رو هم بگام دیوثه خارکسته بهم گفت میخوام ترو هم مث خواهرت کیر خواب خودم بکنم میخوام جندتت بکنم با خواهرت باهم خدمات بدید شورتو کنار زد انگشتشو کرد تو کونم چون از قبل همه چی تو خودم میکردم خیلی راحت رفت تو اصلا اذیت نشدم گفت جوون کشادم که هستی یهو شورع کرد به لخت شدن شورتو که در اورد یه کیر درشت و بلند زد بیرون اوردش جلو دهنم گفت بخورش گفتم از خوردن چندشم میشه گفت خفه شو خوارکسته دهنتو وا کن تا دندوناتو خرد نکردم بخورش ببین مزه کیری که رفته تو کس محدثه چه طوریه منم دهنمو وا کردم یهو انداخت توش کلی اوق زدم ولی ول کن نبود یه ده دقیقه ای ادامه داد سرخه سرخ شده بودم که دیگه اورد بیرون گفت لاشی از خواهرت بهتر ساک میزنی خوابوندم به پشت اماده شد که کیرشو بکنه تو کونم
منی که کلی خیار و بادمجان تو خودم کرده بودم وقتی که کلاهک کیرش رفت تو کونم حس کردم کونم جر خورد فریادی زدم که تا حالا نزده بودم حسین جلو دهنمو گرفت گفت اروم باش جنده اولشه خلاصه به زور کرد تو کونم اروم اروم عقب جلو عقب جلو کم کم درد کم شد
اره داشت خوشم میومد یه تیکه گوشت داغ تو کونم بود خیلی خیلی حس خوبی بود به ارزوم رسیده بودم بالاخره تجربش کردم حسین شروع کرد به تلمبه های سنگین زدن جا به جام کرد اومد از روبه رو به گاییدنم ادامه داد کیرمو گرفت تو دستش و همزمان داشت منو می گایید باحرفهاشم داشت دیوونم میکرد میگفت تا حالا چیزی به توپی نکردم از هر چی دختره بهتری محدثه جنده به پاتم نمیرسه مال منی دیگه حق نداری دیگه به کیرت دست بزنی اسم این دیگه دودوله فقط تو باید بدی بهم بی غیرت یهو آبم اومد
تا به حال تو عمررم این همه آب نداشتم بهم گفت تخم سگ چقدر تو اوب داشتی این همه آب از کجا اومد منم دیگه شل شدم و بی حال ولی اون به کردنش ادامه داد یهو به سرعت کیرشو کشید بیرون آورد سمت صورتم همه آبشو رو صورتم خالی کرد خیلی حس عجیبی داشتم مث یه دختر جنده شده بودم
حس ترس و شهوت
کار حسین تموم شد بهم گفت تو دیگه جنده منی مث خواهرت از این به بعد باید مثل خواهرت بهم خدمات بدی خارکسه منم هیچی نمیگفتم پاشد لباشو پوشید و سیگارشو روشن کرد منم پاشدم کونم درد میکرد هنوز کیرشو تو کونم حس میکردم خیلی حس خوبی داشتم همونی که میخواستم شده بودم رفتم لباسامو پوشیدم و به املت درست کردم و خوردیم و حسین اماده شد بره رفتنی یه لب ازم گرفت و گفت خیلی بهم حال دادی سری بعد میخوام ببرمت جایی که خواهرت همیشه اونجا میده میخوام سوپرایزت کنم کونی
از اون روز زندگیم شده بود شهوت گاییده شدن به قول حسین جنده کیرش شده بودم بدجور هوس گاییده شدن داشتم و چشم به گوشی بود تا حسین زنگ بزنه ولی از حسین خبری نبود حدود سه هفته گذشت تو این مدت هیچ چیزی دیگه ارضام نمیکرد نه خیار نه بادمجون هیچی دلم فقط کیر میخواست تا اینکه بالاخره حسین زنگ زد
گفت چطوری خانومی با گفتن این جمله قند دلم آب شد خیلی حس خوبی داشت گفت دلت واسم تنگ نشده گفتم دارم میمیرم بس کی میای گفت پاشو برو اتاق محدثه یکی از لباسهای سکسیشو بپوش و آرایش کن جوری که هیشکی نفهمه پسری
آماده شو دارم میام دنبالت
رفتم سراغ لباسهای محدثه یه ست شورت و سوتین مشکی توری جذاب داشت اونو تنم کردم یه دامن کوتاهه کوتا که فقط باسنو میپوشوند و با یه نیم تنه رو ورداشتم بایه سری لوازم آرایشیشو اینارو گذاشتم تو کولم و رفتم لباسامو پوشیدم و منتظر حسین نشستم تا اینکه زنگ در زده شد با شوق رفتم درو باز کردم حسین منو دید جا خورد و قیافش عوض شد بهم گفت حرومزاده مگه نگفتم لباس محدثه رو بپوش و آرایش کن مگه من با تو شوخی دارم گفتم اخه درسته کسی خونه نیست ولی تو محله که نمیتونم یهو کسی منم میبینه گفت گوه نخور خارکسته سریع برو اماده شو گفتم نه تو کولمه رسیدیم اماده میشم جملم تموم نشده بود یکی خوابوند زیر گوشم جوری زد که گوشم تا یه ربع سوت میکشید گلوموگرفت گفت تخم سگ میری یا همین جا له و لوردت کنم چشام پره اشک شده بود با گریه گفتم باشه چشم گریه کنان رفتم تو اتاق و لباسامو در آوردم تا حالا روی سگ حسین رو ندیده بودم دیگه ازش بدم میومد ولی کاری ازم ساخته نبود مجبور بودم به حرفش گوش بدم تا امروز تموم بشه خلاصه کولمو برداشتم دیدم از لای در نگام میکنه و میگه ببین خوار کسته رو شورت و سوتین محدثه چه بهش میاد چون دامنه خیلی کوتاه بود یه جوراب شلواری ور داشتم پوشیدم و از روش دامنو و بعد نیم تنه رو حسین دیونه شده بود میگفت وایی چه محشر شدی کصکش جووون
رفتم نشستم میز توالت خودمو آرایش مردم یکم رژ زدم خط چشم کشیدم و گونه هامو یکم سرخ کردم دیدم جای دست حسین هنوز تو صورتمه یکم پنکیک زدم و محوش کردم تا حدودی.
آماده شدم هرچی حسین تعریف میکرد ازم اصلا محل نمیزاشتم موقع رفتن خداروشکر کوچه خلوت بود سریع سوار ماشین شدم و حرکت کردیم تو ماشین سکوت مطلق بود هیچی نگفتم واقعا از حسین بدم اومده بود و دلو دماغ سکس ازم پریده بود تا اینکه رسیدیم به یه ویلا تو شهریار در که وا شد دیدم دوتا ماشین دیگه داخل پارکه سکوتو شکستم و گفتم اینا چین چرا ماشین توعه چه خبره گفت پارتیه گفتم چییی کسی هست من نمیام دوباره دیوونه شد گلومو گرفت گفت ببین کونی یا مثل آدم میای یا جنازتو میبرمت داخل
وقتی خشم و جدیت رو دیدم واقعا ترسیدم و مجبور شدم پیاده شم دستمو گرفت و رفتیم سمت در ویلا یه پسری به اسم ارسلان درو وا کرد و با حسین احوالپرسی کرد و بعد اومد سمت من و گفت جووون عجب کصی شکار کردی حسین دستشو آورد سمت شورتم که یکم بمالتم گفت عه لاشی این که فمبویه از کجا تورش کردی قیافش کپ دختراس حسین نیشخندی زد و گفت خودت بعدها میفهمی این توله کیه وارد خونه شدیم بله دیدم سه نفر دیگه هستن یه پسر دیگه که اسمش علی بود با دو تا دختر دیگه
اینجا بود که من میخکوب شدم چون یکیشون محدثه بود اونم مثل من یه دامن کوتاهه کوتاه تنش بود بدون جوراب شلواری با یه تاپ اونیکی دختر هم اسمش نسرین بود با یه لگ و نیم تنه
محدثه به من خیره شده بود حدود ۳۰ ثانیه گذشت که فهمید من کیم یهو اومد سمتم گفت کثافت این چه وضعشه اینا چه پوشیدی اشغال اینجا چیکار میکنی و یه کشیده خوابوند تو گوشم
ظاهراً اون روز روزه کتک خوردنم بود
حسین اومد جلو هلش داد عقب گفت به تو چه جنده مگه تو هر گوهی میخوری داداشت بهت چیزی میگه تا اینو گفت بچه ها همه متعجب شدن علی گفت داداششه شوخی میکنید این که دختره ارسلان گفت نه راس میگه پسره ولی مگه میشه داداش محدثه باشه نسترن گفت وایی چقدر شبیه همن
علی با خنده گفت بس خانوادگی جنده اید محدثه گفت خفه شو آشغال
با خنده گفت شوخی کردم جنده نه، پورن استار حسین و نسترن و ارسلان بلند خنده کردن فقط منو محدثه عصبی بودیم حسین دست منو گرفت و گفت خوب گوش کن محدثه، این داداشت دیگه کیر خور و کونی منه از این به بعد برده کیر منه چیزی بهش بگی و یا اذیتش کنی جرت میدم جنده
محدثه بهم نگاه کرد یه تف انداخت تو صورتم و گفت خاک تو سرت بدبخت کونی رفت نشست رو مبل
من کلا حاج و واج مونده بودم کل این ماجرا هیچ صدایی از من در نیومد هیچ واکنشی واقعا هم هیچ چیزی واسه گفتن نداشتم حتی جرات پاک کردن تف تو صورتمو نداشتم
یهو حسین دستمو گرفت گفت بیا عشقم اهمیت نده منو برد سمت مبلها نشوند ارسلان واسه این که جو عوض شه یه موزیک پلی کرد نسترن پاشد شروع به رقص کرد علی رفت تا بساط مشروب و نوشیدنی رو بچینه یکم گذشت ظاهراً موثر بود همه ارزوم شده بودن حسین رفت دو پیک مشروب آورد گفت بخوریم منم گفتم باشه خوردیم رفت بازم آورد یکمم مزه آورد بازم خوردیم زیر چشی همش نگاهم به محدثه بود اونم داشت میخورد کم کم اونم روبراه شده بود داشت با علی حرف میزد و گاهی میخندی دیدن با دیدن عادی شدن خواهرم منم کم کم عادی شدم حالم خوب شده بود حسین هم دید اوضاع خوبه از فرصت استفاده کرد یهو اومد سمتم و ازم شروع به لب گرفتن کرد پسرا بلند بلند گفتن جووون چه لاوی میترکونن اینا
علی بعدش گفت منم میخوام رفت سراغ محدثه شروع به لب گیری ازش کرد و ارسلان و نسترن هم رفتن یه گوشه شروع به خوردن هم کردن
من کلا چشام به محدثه بود اونم به من دوتامون داشتیم خورده میشدیم علی کم کم دستشو برد سمت دامن محدثه دامنشو داد بالا یه شورت سفید تنش بود از لای شورت انگشتشو کرد تو کسش در همون حال حسین هم هی داشت منو میخورد و یهو جورب شلوارمو از سمت کونم سوراخ کرد انگشتشو کرد تو کونم وایی خیلی درد داشت دیدن صحنه خواهرم و دستمالی خودم منو شهوتی کرده بود کیرمم از زیر شورت و جوراب شلواری حسابی ورم کرده بود حسین دو دستشو کرد تو همون سوراخ جوراب شلواری رو کلا جر داد یهو کیرم از لای شورتم زد بیرون حسین تا دید یه مشت محکم زد رو تخمام وایی چشام سیاهی رفت و نفسم بند اومد و کل شهوتم پرید و دل درد شدیدی گرفتم
حسین گفت حرومزاده گوه خوردی شق کردی تو حق نداری شق کنی تو کیر نداری اینا که ازت آویزوونند واسه تحقیر توئه وگرنه خاصیتی ندارن بی غیرته خارکسه
من که تو درد خودم بودم فقط میگفتم باشه باشه هرچی تو بگی دیگه نزنم در همون حالی که درد میکشیدم و دستم رو تخمام بود اون داشت کارشو میکرد اصلا دردام براش اهمیتی نداشت انگشتاش شده بود دو تا داشت تن تن میکرد تو سوراخم دستشو در اورد شروع کرد به لخت شدن کیرش مثل فنر زد بیرون گفت بخورش تخم سگ امادش کن اربابتو میخواد جرت بده
منم با وجود دردم مجبور شدم به حرفاش گوش بدم شروع به خوردن کیرش کردم حسابی حشری شده بود میگفت جووون بهتر از محدثه میخوری بخورش کصکش بعد کیرشو در اورد گفت خایه های بکنتو لیس بزن یالا شروع کردم به خوردن تخماش تخماش تو دهنم بود و کیرشو با دستام میمالیدم حالم بهتر شده بود یه نگاهی به محدثه کردم دیدم بله اونم داره کیر علی رو میخوره تقریبا کارهامون همزمان شده بود ولی از ترس این که راست نکنم دیگه نگاه نکردم حسین فهمیده بود موضوع رو گفت جووون بیغیرت چیه ساک زدن خواهرتو چرا نگاه نمیکنی چرا نمیری جلوی علی رو بگیری خواهرتو نگاد دارن جلو چشت خارتو میگان بی غیرت
همینجور داشت منو تحقیر میکرد همه میخندیدن حتی محدثه
ساک زدنو بیخیال شد منو خوابوند رو مبل و کیرشو گذاشت دم سوراخم یهو فرو کرد توم یه دادی کشیدم که همه کارشونو ول کردن منو نگاه کردن خیلی درد داشت جر خوردم از درد ارسلان گفت کیر من بره توت باید زمینو گاز بگیری و خندید حسین شروع به تلمبه زدن کرد اخ اوخ من کل پذیرایی رو ور داشته بود دوباره رفته بودم تو اوج دیگه داشتم لذت میبردم دیدم علی هم محدثه رو کاملا لخت کرده همزمان داره سینشو میخوره و کیرش تو کصشه و داره تلمبه میزنه دیگه داشتم دیوونه میشدم دوباره کیرم راست شده بود حسین دید دوباره و گفت پدر سگ مگه نگفتم راست نکن الان کیرتو از جاش میکنم که علی گفت دادا ولش کن بزار خوش باشه تقصیری نداره که جلو چشش خواهرش داره کس میده خودشم که داره کون میده بزار راس کنه بیغیرت
حسین گفت این دفعه به خاطر تو بیخیال میشم بهم گفت کاریت ندارم دیگه توله سگ حشری
به گاییدنش ادامه داد خیلی لذت داشت علی گفت داداش دوتا شونو رو فرش بکنیم کنار هم حسین گفت باشه دوتامونو بغل کردن اوردن وسط پذیرایی کنار هم خوابیدن اومدن رومون شروع به ادامه گاییدن کردن وایی باورم نمیشد بازوهامون به هم میخورد صدای ناله هردومون با هم قاطی شده بود حسین گفت دست همو بگیرید جنده ها دست همو گرفتیم وایی چه حالی داشت حتی الان که دارم بهتون تعریف میکنم حشری شدم هر دو مون تو اوج بودیم حسین گفت آفرین توله ها با هم دوست باشید
علی گفت عوض کنیم حسین گفت باشه وایی باورم نمیشد کیری که تو کس خواهرم بود داشت میرفت تو کونم و کیری که تو کونم بود داشت میرفت تو کس محدثه علی اومد بالا سرم و گفت خوارتو گاییدم بی غیرت الان نوبت توئه کیرشو کرد توم کیرش لیزه لیز بود به راحتی رفت توم وایی اب کس خواهرمو حس کردم سرمو برد سمت سر محدثه گفت لب بگیرید وای باورم نمیشد شروع به خوردن هم کردیم حسین هم کرده بود تو کسش صدای محدثه حسابی درومده بود من داشتم دیوونه میشدم که یهو ارضا شدم وایی تو عمرم اینقدر اب ازم بیرون نزده بود سیسیگاسم شدم علی گفت کی بهت گفت ارضا بشی توله سگ نجسم کردی اه اه حسین گفت الان تمیزش میکنم نگران نباش داداش به محدثه گفت لیس بزن تمیزش کن جنده
وای باورم نمیشد داشت شکممو لیس میزد ابمو میخورد وایی خیلی خیلی جذاب بود برام همه بچه ها اومدن دورمون حتی نسترن هم با دیدن این صحنه داغ کرد کسشو اورد گذاشت رو دهنم گفت لیسش بزن بیغیرت حتی دخترا هم بهم میگفتن بیغیرت
محدثه حسابی تمیزم کرد حسین نسترنو کنار زد پاهای محدثه رو بلند کرد لای پاشو گذاشت تو صورتم گفت کسشو بخور تو هم کیرشو بخور محدثه باورم نمیشد کس خواهرم چسبیده بود به صورتم و اب کصش میریخت رو م یهو دیدم یه کیر هم اضافه شد کیر حسین بود رفت تو کصش واییی خایه های بکن خواهرم همش میخورد به دماغم و زیر کس خواهرم داشتم گاییده شدنشو می دیدم شروع کردم به مک زدن چوچولش وایی محدثه دیوونه شده بود شروع به لرزیدن کرد کلی ازش لب اومد رو صورتم همه جام آب کس شده بود ارسلان گفت علی تو برو سراغ نسترن من اینجام
اومد و سیستمو عوض کرد خودش زمین خوابید منو روش خوابوند و کیرشو کرد تو کونم وایی باورتون نمیشه کیرش اندازه ساعد دستم بود خیلی خیلی کلفت بود پاره شدم رفت دسته بیله نگران نباش عادت میکنی توله
محدثه رو خوابوندن رو من همون طور حسین شروع به گاییدن کرد ارسلان هم به سختی از اون پایین داشت منو میکرد محدثه هم داشت کیر منو میخورد حسین هم تغییر سوراخ داد کرد تو کون محدثه من رو هوا بودم بعد چند لحظه حسین ارضا شد ریخت تو کون محدثه یکم همانطور موند و بعد چند لحظه کشید بیرون وایی آب حسین از کون خواهرم زد بیرون همون جور سر خورد اومد رو کصش و بعد ریخت صورتم حسین گفت لیس بزن نزار حریف بشه توله سک با یه گاییدن سه جا رو فتح کرد با اب کیرش کونو کس محدثه و دهن منو
حسین رفت نشست رو تخت ارسالان هم چنان داشت تلمبه میزد علی دید کس و کون محدثه خالیه اومد سراغش اونم کرد تو کونش و شروع به تلمبه زدن کرد بیچاره نسترن کم مشتری شده بود منو خواهرم سوپر استار جمع شده بودیم اونم به ناچار رفت نشست پیش حسین یهو صدای ارسلان در اومد تو کونم احساس گرما کردم بله ارسلان هم ارضا شد و کل ابشو ریخت تو کونم همینجور منو بغل گرفت و موند
علی هم کم کم داشت صداش در میومد یهو کیرشو در اورد کرد تو کصش چنتا تلمه زد ابش اومد کل ابشو ریخت تو کس محدثه اب علی هم یکم از کصش زد بیرون ریخت رو لبام علی هم مجبورم کرد بخورمش
محدثه هم چنان داشت برام ساک میزد کی فکرشو میکرد اولین کسی که برام قراره ساک بزنه خواهرمه اونم واسه منه گی
اینقدر ساک زد که یهو آبم اومد تو دهنش حسین گفت نخوریشا جنده بریز تون دهن خودش محدثه پاشد اومد سمت صورتم لب به لب شد باهام همه رو ریخت تو دهنم مجبورم کردن حتی لب خودمو بخورم ارسلان هم کیرشو یهو کشید بیرون وایی کونم گشاده گشاد شده بود چند دقیقه هون جور رو زمین بودیم محدثه پاشد رفت خودشو بشوره منم پاشدم برم حسین گفت کجا گفتم میرم دستشویی خودمو تمیز کنم گفت گوه میخوری تو همینجوری لباساتو تنت کن باید بوی اب کیر بدی علی گفت تو لباس محدثه که الان تنش بود و بپوش اونم ماله ترو وایی مجبورم کردن شورت خیس محدثه همون سفیده رو بپوشم با نیم تنه و دامنشو محدثه هم که اومد شورت و سوتین مشکی و نیم تنه ای تن من بود و بپوشه رفتیم نشستیم رو مبل که حسین آماده شه مارو برسونه خونه باورتون نمیشه که هنوزم داشت از تو کونم آب میچکید و شورته خیسه خیس بود
حسین آماده شد و سوارمون کرد رسوند خونه وایی انقدر واستادیم تا کوچه خلوت شد یهو رفتیم تو خونه هنوزم مامان اینا خونه خالم اینا بودن حسین رفتنی گفت دمتون گرم بچه ها خیلی حال داد ده تومن زدم به کارتت محدثه تا سری بعد خدافظ من تو اون لحظه نمیدونستم که خواهرم بیزی کار میکنه خلاصه حسین رفت منم رفتم تو حموم دوش بگیرم بعد چند لحظه دیدم محدثه اومد تو حموم زیر دوش بغلم کرد گفت داداشی ببخشید که اینطوری باهات رفتار کردم خیلی از رفتارم پشیمونم خیلی بهم خوش گذشت دیگه درکت میکنم
منم گفتم ببخشید آبجی که بی اجازه لباساتو میپوشیدم دیگه نمیپوشم به منم خیلی خیلی خوش گذشت گفت از این به بعد هر لباسی که دوست داری بپوش لباس منم تو نداره آبجی یاهو دوتامون خندیدم همو شستیم اومدیم بیرون داشتیم خودمونو خشک می کردیم بهم گفت برنامه باشه تو هم میای پول خوبی توشه گفتم همین بچه ها گفت نه رفیق زیاد دارم گفتن ببینم چی میشه خندید و رفت تو
نوشته: Roz
ادامه…
12 پاسخ به “گاییده شدن من و خواهرم (۲)”
عالی بود
عالی بود
مامیت چی ؟
عالی
Atena.sexy
کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی مردک کوس دست
ffgg ekhtiaran خیلی تخیلی بود ، ولی اگر همچین چیزی اتفاق بیفته واقعا فاجعه میشه
یعنی تو جامعه امکانش هست اینشکل انسان ادم نما هم پیدابشه و این حرکاتو انجام بده ؟بنظر من این حرفا از فشار شهوته نه واقعیت
اینجور ادما اگه واقعا وجود داشته باشن خیلی سریع باید برن پیش روانپزشک و درمان شن.چون با حیوان هیچ تفاوتی ندارن
عالیییی
عالی
حالا واقعیت بود یا نبود به خودت مربوطه ولی یجورایی هستن اینطوریا