من و پسرم قسمت آخر

…ادامه از قسمت قبل (لینک قسمت های قبل را در پایین داستان بالای نظرات میتوانید پیدا کنید یا اینکه میتوانید نام داستان را از بخش جستجوی وب سایت جستجو کنید)

چشامو بستم نمیدونم کی خوابم برد
با صدای شهاب بیدار شدم که گفت ناهار رسید همینجا میخوریش یا بریم آشپزخونه
گفتم چرت و پرت نگو بریم آشپزخونه خیلی گرسنه ام اونجا میخورمش
فقط تو برو من یه چیزی بپوشم بیام نمیخوام جایی از لختم رو ببینی دوباره واسه من سیخ بشی
اون رفت من یه بلوز سفید بدن نما تا زانو پوشیدم زیرش هم یه شرت توری رنگ لیمویی پوشیدم تو آینه قدی نگاه خودم کردم دیدم لپای کونم قشنگ تو چشم هستن میتونم با این لباس تحریکش کنم ولی گفتم به درک مهم نیست رفتم پیشش که ناهار بخوریم
موقع ناهار خوردن همه اش چشماش رو سینه هام بود و هی سوالای درباره رابطه می پرسید
منم هرچی بلد بودم جواب میدادم
پرسید اگه زیاد واسه ات بخورم یه چیزی ازش بریزه اونو بلیسم مریض میشم؟
گفتم نمیدونم ولی بابات همیشه واسه من که میلیسه میگه بزار بریزه جلوشونگیر
گفت مال تو وقتی میریزه چجوریه؟ زیاده یا کم ؟
گفتم وقتی من هم حشری باشم حسابی ازش میریزه حتی بعضی وقتا میپاشه
گفت ی سوال دارم میترسم بپرسم ناراحت بشی
گفتم راحت باش من هم میخوام ازت سوال بپرسم
گفت وقتی داره میکنه داخل انقدر حشری میشی شده یهویی جیشت بیاد ؟
گفتم آره خیلی پیش میاد زنا جیش میکنن فکر میکنن آب اونجاشون اومده
پرسید میشه وقتی جواب میدی نگی اونجات بجاش اسمش رو بگی
گفتم باشه سوال بپرس اگه لازم بود میگم
گفت الان که شرت توری پوشیدی وقتی داشتی از تو کمد ظرف غذا میاوردی دیدمش
از پشت یه جوره دیگه میشه
گفتم عشقم میخوای شرتم رو دربیارم وقتی خم و راست میشم راحت تر بتونی کسم رو ببینی ؟
گفت آخه از پشت بزرگتر میشه نمیدونم کمی داخلش هم پیداست
گفتم پسر یعنی نشستی با دقت زل زدی به من که بتونی هم کسم رو ببینی هم تونستی ببینی اندازه اش چقدره
گفت راستشو بخوای الان که ندیدم وقتی میری حموم صدام می کنی بیام کمرت رو بشورم چند بار جلو من خم شدی از نزدیک دیدم کست چه شکلی بوده حتی بهش دست هم زدم فقط روم نشد بگم
گفتم اون که دست زدی رو خودم گفتم با لیف من رو بشور بعدا هم تو حموم که من خیلی کارای دیگه کردیم با هم من هم واسه تو رو دیدم سیخ شده با دست گرفتمش
گفت میشه شب که خواستی بخوابی بیام ببینمش میخوام بیشتر بهش دست بزنم و بخورم برات
گفتم شب دیره ناهار بخوریم میبرمت اتاق خودم هر کاری بخوای برات می کنم
گفت باشه مرسی میخوام برات بخورمش ببینم آبش چجوری میریزه بیرون
یه لحظه جا خوردم نمیدونستم چی بگم اخه این چه حرفی بود زد
گفتم باشه قربونت برم زود ناهارتو بخور کمی دیگه میریم تو اتاق هر چی بخوای برات میگم
کمی بعد داشت ناهار میخورد اومد رو صندلی کنارم نشست
گفتم چیه چیزی میخوای بگی
گفت نه میخوام کمی بهش دست بزنم بینم چجوریه
یکی دو بار نگام کرد چیزی نگفتم آخرش گفتم زود باش دیگه
بهم گفت پاتو باز کن دست گذاشت رو شرتم دست رو مالید به کسم
من که دیگه کاملا تسلیمش شده بودم گذاشتم راحت کارشو بکنه حتی بهش گفتم پسرم دستت رو بکن تو شرتم کسمو بمال ببین چجوری خیس شده
دست کرد تو شرتم با انگشت وسط لای کسم رو فشار میداد
گفت هم خیلی داغ شدی هم آب کست اومده میخوام دستمو لیس بزنم ببینم چه مزه ایی هست
گفتم انگشت وسط رو بکن تو سوراخ کسم بعد درار مک بزن
اونم یه فشار داد بهش تا نصف کرد داخل در اورد همه انگشت خودش رو مک زد گفت ووووی خیلی خوبه ولی بازم میخوام دوبار دیگه تکرار کرد
گفتم بسه بزار بریم تو اتاق میزارم برام بخوریش اونجوری واسه من هم بهتره میخوام مثل بابات برام کسمو بخوری من هم واسه تو رو میخورم میخوام تو دهنت ارضا بشم
گفت باشه پس زود باش بریم که من سیر شدم میخوام هر چه زودتر خودم لختت کنم تو هم من رو
بلند شدم گفتم تو برو تو اتاق خودتو اماده کن من هم برم اتاق خودمون لباس خوب بپوشم میام
اون که رفت دست کردم تو شرتم کسم رو انگشت کردم با اب کسم خیسش کردم گذاشتم دهنم
خیلی حشری بودم حسابی کسم داغ کرده بود
رفتم اتاق خواب کامل لخت شدم از کمد یه لباس خواب بلند برداشتم پوشیدم زیرش بدون کرست
یه شورت نازک پوشیدم یه عطر خوب زدم با گوشیم پیام دادم به پسرم نوشتم عشقم من دارم میام سه تا شرط دارم
اول از الان بهم نمیگی مامان
دوم من میگم کجا ارضا بشی
سوم هر کاری کردیم فراموش می کنی چون بعدش دیگه تکرار نمیشه
در ضمن چشاتم ببند تا خودم نگفتم باز نمی کنی
نوشت بیا که بدجور منتظرت هستم
رفتم دم اتاقی که پسرم بود دیدم با یه شورت خوابیده رو تخت کیرشش هم شق شده
اشاره دادم چشاشو ببنده
ایستادم کنار تخت بعد نشستم کنار پسرم دست گذاشتم رو پاش گفتم
سلام عشقم داری چی می کنی؟
گفت هیچی دارم میمالمش بین چطور واسه ات سنگ شده
یه ژل از کمد برداشتم ریختم رو دستم کیرشو گرفتم از سرش تا تخماشو لیز کردم
گفتم اجازه میدی ببوسمش ؟
گفت آره
همونجوری که دستمو بالا پایین میکردم سرشو بوسیدم بعد با لبام گرفتم فشار دادم
یواش یواش تا تخماش کردم تو دهنم واییی چقدر کلفتی کیرش اندازه دهنم بود ولی نتونستم تا اخر بکنم تو دهنم
سه بار تا جایی که تونستم کردمش تو دهنم فشار دادم هر بار پسرم نفسش بند میومد تا درش بیارم
بار آخر گفتم انگار قراره بدجوری حال کنم
گفت اررررره میخوااام جرت بدم میخوام بیشتر بخور برام
بلند شدم نشستم رو شکمش خوابیدم روش جوری که کیرش لای رونام باشه لبامو گذاشتم رو لباش گفتم
عشقم از الان من مال تو ام هر کاری میخوای بکن
اونم دو دستی کونمو گرفتم کیرش رو لای پاهام تلمبه میزد
همه اش می گفت قربونت برم عشقتم جووونم چه کس داغی داری کی میشه برات بخورمش
گفتم عجله نکن الان میگم بخوریشش قبلش باید من برات بخورم تا جونت در بیاد
گفت کور خوندی قرار نیست تا خودم نخواستم جونم در بیاد
داشت لای رونام تلمبه میزد لب می گرفت
گفتم عشقم هر وقت گفتم چشاتو باز کن خودم رفتم پایین کیرشو گذاشتم دهنم تند تند براش ساک می زدم
کمی براش ساک زدم گفتم نوبت تو هست نشستم رو صورتش گفتم حالا چشاتو باز کن ببین چی اوردم برات چون قراره از الان تو بگی چکار کنم
یه زبون زد به کسم بعد همشو با دهن گرفت شروع کرد خوردن کسم تند تند زبونشو فشار میداد تو کسم جوری که خیلی زود تو دهنش ارضا شدم
اونم مثل وحشی ها اب کسمو لیس میزد دو دستی لپای کونمو گرفته بود فشار میداد که کسمو بچسبونم به دهنش انقدر ادامه داد تا دوباره تو دهنش ارضا شدم گفتم بسه حالا نوبت منه
گفت نه صبر کن کمی دیگه بخورمش
گفت بلند شو بخواب جای من میخوام برم لای پاهات بازم کستو بخورم
بلند شد من خوابیدم جاش اومد گفتم خوردن بسه بیا بالا بخواب روم کسم کیرتو میخواد
روم خوابید پاهامو دور کمرش حلقه کردم کیرشو گذاشت رو کسم شروع کرد تلمبه زدن لای کسم و ازم لب گرفتن
ارم دم گوشش گفتم نفسم نیاز نیست بزور جلو خودت رو بگیری ارضا نشی من تا یک ساعت مال تو هستم ارضا شو که به تخمات فشار نیاد
گفت نه راحتم ولی اگه میخوای باشه بگو کجا بریزمش
گفتم بار اول ممکنه زیاد ارضا بشی بریز روی سینه هام
گفت میخوام قبلش بکنمش داخل
گفتم گفتم میخوای بشینم روش
گفت نه اینجوری بهتره میخوام خودم تو کست تلمبه بزنم
قول میدم وقتی خواست بیاد درش بیارم
دستمو بردم سر کیرش رو گرفتم گذاشتم دم کسم
گفتم زود باش بکن تو کسم اونم با یه فشار تا ته کرد توش نگهداشت
کمی موند فکر کردم همون موقع ارضا شده گفتم نفسم یواش دری بیار آبت نریزه رو تخت
گفت هنوز نریختمش یواش تا سر کیرش کشید بیرون دوباره تا جایی که تونست کرد تو کسم
چند بار تکرارش کرد
هر دفعه محکم تر می کرد تا تخماش دم گوشم همه اش نال می کرد
حدود سه دقیقه تو کسم کوبید در آوردش باز کردش توش
بهش گفتم عشقم داری کسمو جر میدی یواش تر بکن
کیرت کلفته اذیت میشم
گفت کست خیلی تنگه کیرمو بزور کردم توش آنقدر که کمی دیگه تموم میشه
تا بار اخر یهو کشید بیرون اومد نشست رو شکمم کیرشو گرفت دستش آبشو ریخت رو سینه هام و گردنم چون دهنم باز بود خیلی هم ریخت تو دهنم
منم با دست میمالیدمش به سینه هام یه کم که اروم شد گفتم بیا بالا کیرتو بزار ساک بزنم اونم گفت همه اش مال خودته گذاشتم دهنم کمی براش خوردم کمی هم تو دهنم ارضا شد
بعد که تموم شد دراز کشید کنارم دست انداخت گردنم گفت مرسی عشقم خیلی خوب بود نفسم رو بند آوردی
گفتم میدونم عشقم مرسی که تو کسم ارضا نشدی کمی استراحت کنیم که بار دوم اذیت نشی
گفت بار دوم میتونم یه کاری کنم؟
گفتم من مال خودتم هر کاری میتونی بجز اینکه بریزی توش
گفت اگه میشه بار دوم بریم تو حموم دوست دارم قبلش حسابی بدنتو بمالم
گفت باشه عشقم هر چی تو بخوای بغلم کن بخواب تو بغلم تا عصر
چشامو بستم خوابیدم تو بغلش تا ساعت حدودا چهار که بیدار شدم
دیدم هنوز خوابه کنارم یه نگاه کردم کیرش خواب بود
اروم رفتم پایین کیرش رو گرفتم دستم کمی مالیدم بعد سرش رو گذاشتم دهنم با یه دستم کسمو میمالیدم
دیدم کیرش راست شد انگشتمو کردم تو کسم کیر پسرم رو هم ساک میزدم
دیدم نمیشه بلند شدم پاهامو گذاشتم دو طرفش کیرش رو گذاشتم دم کسم نشستم رو تا جایی که میشد کردمش داخل کسم
حس کردم کلفتی کیرش داره به کسم فشار میاره اروم بلند شدم دوباره نشستم خیلی بهم حال میداد بلند شدم دور زدم رو به پاهاش دوباره نشستم رو کیرش کردمش داخل کسم
دیگه داشتم راحت خودمو رو کیرش بالا پایین میکردم که حس کردم بیدار شد
یه نفس کشید گفت مامان داری چیکار میکنی؟
گفتم شششش حرف نزن بزار کارمو بکنم تو فقط حواست باشه نریزی تو کسم
گفت ببخشید حواسم نبود باشه اخخخخ
گفتم وقتی نزدیک بود ارضا بشی بهم بگو
گفت باشه حواسم هست
دو دستی کونم گرفته بود من هم خودمو رو کیرش بالا پایین می کردم
گفت جااان محکم تر بکنش تو کست میخوام تا ته بره داخلت
گفتم باشه عشقم
اونم یه انگشت گذاشت دم سوراخ کونم فشار داد
منم خوشم اومد گفتم اگه دوست داری انگشتم کن
انگشتش رو تا نصف فشار داد داخل در آورد باز کرد داخل
داشتم حال میکردم گفت همینجوری ادامه بده نزدیکه آبم بیاد
وقتی گفتم بلند شو
اینو که گفت تند تر سر کیرش تلمبه میزدم
آب کسم حسابی ریخته بود رو کیرش لیز کرده بود
یهو یه داد بلند زد با دست کونم گرفت گفت مامان زود باش بلند شو آبم داره میاد
بلند شدم نشستم کنارش کیرشو گذاشتم دهنم شروع کردم ساک زدن
یهویی حس کردم یه چیزی با فشار زیاد ریخت تو دهنم کیرشو با لبام محکم گرفتم
کیرش رو تو دهنم نگه داشتم تا ابش رو کامل بریزه بعد بیست ثانیه کیرش اروم شد
درش اوردم دیدم دهنم پر شده کمی با انگشتم مالیدم به سینه هام
انگشتمو کردم تو دهنم آبشو مالوندم به داخل دهنم خیلی حال میداد
یه ذره شور بود کمی تلخ کمی هم ترش بود تو دهنم با زبونم دورش میدادم
خیلی بود بزور نگه داشتم قورتش ندم دلم میخواست بریزمش رو سینه هام ولی جلو شهاب نمی شد
کمی دیگه موندم
شهاب همه اش داشت نگام میکرد هیچی نمی گفت
دیدم دستمو گرفت کشید سمت خودش گفت مامان بیا جلو لباتو بخورم
خواست ازم لب بگیره چون آبش تو دهنم بود نذاشتم
اول ابشو قورت دادم بعد خوابیدم روش ازش لب گرفتم
گفت چرا همشو خوردی خواستم ازت لب بگیرم
گفتم خفه شو بیشعور مگه نگفتم بهم نگو مامان بچه شدی؟
گفت ببخشید اصلا حواسم نبود فکر کردم تموم شده میتونم بگم
گفتم دیوونه ایی بخدا چی تموم شده مگه مسابقه گذاشتیم تموم بشه
دیدم پشت کرد بهم ساکت شد
رفتم از پشت بغلش کردم گفتم عشقم من که حرف بدی نمیزنم فقط میخوام بیشتر حال کنی
گفت منم حواسم نبود
گفتم لوس نشو دیگه برگرد بین این چیه ریخته روی سینه هام دور زد طرفم دیدم زبونشو کشید رو یکی از سینه ام که کمی آبش ریخته بود
بعدم گفت شب میریزمش رو سینه هات خودم لیسش میزنم
گفتم باشه اصن هر چی تو بگی تا شب هر کاری دوست داری بکن
الانم پاشو برو حموم یه دوش بگیر حسابی عرق کردی بدنت بو گرفته
بعدش من میرم حموم میکنم باید بریم بیرون خرید دارم شب هم کلی کار داریم
پایان

نوشته: شیلا

بازدید 5,397

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

14 پاسخ به “من و پسرم قسمت آخر”

  1. یک زمانی شهوانی داستان مینوشت تا دو دست جق نمیزدی راضی نمیشدی الان من دو دفعه رفتم توالت چسط این کستان

  2. خدا وکیلی این چیه نوشتی ؟ خیلی دوستداری مادرت رو بکنی ؟ بفرموده عاقا خیلی خری

  3. اگه فیلمای مامان پسر و محارم و میلف وطنی علاقه داری بیا تلم پیام بزار پشیمون نمیشی Aga1375@

  4. نظر؟ دارم میمیرم از حسودی خوش به حالت همچین مامانی داری❤️❤️ کاش منم همچین مامان پایه ای میداشتم ❤️

  5. جوری الان از خودم مطمئنم که میتونم تا چندماه بدون حدر رفتن وقت بی وقفه بکنمت

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...