مامانی (۳)

…قسمت قبل

ساعت 4:30 اینا بود ک بیدار شدم و وسایلمو اماده کردم که با بچه ها بریم سالن که متوجه شدم مامان هنوز توی حمامه

اخه از ساعت 2 ک خواستم بخوابم گفت ک میخواد بره حمام

رفتم دم در حمام و گفتم

+مامانی من دارم میرم سالن کاری نداری

_ نه عزیزم فقط ی پا زودتر بیا کمکم کن بابات اخر شب میرسه

باشه خدافظ

کفشمو پوشیدم در سالنو باز نکرده بودم ک بلند گفت

_ امییییییر

جااانم مامان  چی شدهه

_ بیا کمرمو بشور بعد برو

کفش و گرم کنم رو در اوردم  و رفتم سمت‌حمام

_اومدی عزیزم زود باش ک دیرم شده

( پشت ب در لخت لخت وایساده بود و اون کون گرد  و قلمبشم چشامو خیره کرده بود)

اینجور ک تو گفتی امیر فکر کردم‌ اتفاقی برات افتاده

_ خو تو خری تخم سگ نمیدونی هر بار حمام‌میکنم باید کمر منو بشوری

_ الان زود باش شروع کن اول ی دست اروم کل کمرمو بزن

لیفو  ازش گرفتم و اروم روی کمر لطیفش کشیدم

و مثل همیشه

کیرم سریع سیخ شد ک گفت

_ خب بسه این ژیلتو بگیر و از بالای کمرم تا گودی کمرم اگر موی کوچیکی دیدی بزن

چی شده که ایقد رو شیو کردنت حساس شدی

_ بزن زودتر کار دارم عه

اها فهمیدم امشب سوپرایز داری برا بابا

_  امیییییر کارتو بکن  ک‌ اون دودولتو قیچی میکنما

مامان باز میخوای شروع کنی اذیت کردن من

_  اذیت چیه بچه ،نکنه دو سه بار تعریفشو دادم فکر کردی دیگه علم یزیده

علم یزید نیست ولی دودولم نیست

_  اگر زودتر شروع کنی بهش نمیگم دودول بهش میگم خرما کوچولو

مامااااان عههههه

_ با کمی خنده( شوخی کردم شروع کن عزیزم ک کار دارم

از بالای کمرش اروم شروع کردم ب چک کردن ولی تمیز بود و رسیدم به گودی کمرش  خم شدم روی دو زانو و یکی از دستامو گذاشتم رو کونش

و نگاه گودی کمرش میکردم

انگار هر سری نرم تر از دفعه قبل میشد

چند باری دستمو رو کونش کشیدم که گفت

_ اینقدر منو نچلون امیییر

کاری نکردم که دارم چک میکنم

_ اره میبینم انگار بالشته فشار میدی الحق ک پسر همین پدری

پس باباهم  خیلی دوس داره؟

_ امییییییر خفه شو ها تخم حروم

خودت داری میگی پسر همین پدری یعنی اونم دوس داشته دیگه

_  امیییییر ژیلتو بده من و برو ب کارات برس

ژیلتو دادم دستش و یکم خودمو دادم جلوتر ک اروم کیرم گرفت ب کونش

و گفت:

_  امییییر من کار‌دارم توهم الان تو فکر این چیزایی

نه خو درک میکنم ولی گفتی هر وقت هرچی بود بهم بگو

_(حرفمو قطع کرد، اخه توله سگ من امروز کار دارم بابای بی صاحابت داره میاد

خب منم همینو میگم اکر بیاد یک هفه ده روز اینجاعه و منم نمیتونم حرفامو بزنم دیگه

_ از دست تو و دودولت برو دیگه

حالا میشه امشب( حرفمو قطع کردم

_ امییییر پدر سگ برو دیگه  تا امشب   هیچی مشخص نی

از حمام اومدم بیرون و رفتم سالن

تقریبا یک ساعت نیمی گذشته بود و درگیر دست اخر بودیم

ک یکی از بچه ها اومدم زیر پام و جوری خوردم زمین و یکی از تخمام لای پام و زمین موند

و درد شدیدی گرفت

ی چند دقیقه ای دراز کشیده بودم و یکم ک بهتر شد رفتم خونه ولی هنوزم درد داشت

رسیدم خونه

دیدم  رو کاناپه دراز کشیده

تاپ حلقه ای سبز تنش بود با ی دامن تا روی زانوش

و از نوک سینه های درشتش  مشخص بود سوتین نداره

_ ( بدون اینکه‌نگام کنه)کجا موندی تو،

زود غذا رو گرم کن که خیلی گشنمه

بدون اینکه چیزی بگم رفتم نشستم  کاناپه بغلی

_ نشستی که، برو غذا رو گرم کن خودت گشنت نیست؟

میرم بابا بزار یکم دردم کم بشه

_ کجات درد میکنه

اعم هم…

_ امییییییییر

جااانم مامان باز ک اینجوری گفتی

_ بگو  کجات درده  منو عصبی نکن بی زبون

چیز خاصی نی یکی از بچه ها تکل زد زیر پام رو شکم افتادم   و ضربه خورد به بیضم

( تا اینو گفتم دیدم نشست و چشاشو گرد کرد)

_ از اون وقت تا حالا بازم درد داری یعنی

خب اره یکم موقع راه رفتن درد میاد( اخه یک ساعت از سالن تا خونه راهه)

_  ای خدا لعنت کنه تو و دوستای بی صاحابت رو

مگ‌نمیگم مراقب خودت باش امیر  خر

پاشو شلوارتو درار ببینم زود

چیزی نیست خوبم ( حرفمو قطع کرد)

_ امیییییییر پاشو، بخدا  قیچی میارم همین چصی هم‌که داری قیچی میکنم

چصی چیههه جدیده( حرفمو قطع کرد)

_ امیر پاشو حرفو عوض نکن  سریع درار ببینم

پاشدم و شلوارمو در اوردم و با شرت نشستم

که دیدم زیر چشمی نگام کرد

_ پدر سگ منو عصبی نکن پاشو وایسا ببینم

تو کی اینقدر ناز نازی شدی

بلند شدم و دست کرد دو طرف شرتمو کشید تا رو زانوم و سریع  کیرم و تخمامو گرفت و شروع کرد به معاینه

_ نباید مراقبشون باشه احمق خان

خو بازیه دیگه پیش میاد

_ دهن منو باز نکن‌امیییییر

چیزی بشه اینده خودت خرابه خر نفهم

اروم زیر تخمامو میمالوند

اخ اخ همینجا درده

_ الان فشار میدم درد میاد؟

اره

_ ای خااااک تو سرتتتت امیر

مامان(حرفمو قطع کرد)

_ ساکت هیچی‌نگو، جیش کردی یا نه

نه هنوز

_ پاشو بدو حمام ببینم

حمام‌ چرا میرم دستشویی

_ لازم نکرده بی صاحاب،

باید باشم ببینم، بدو زود

خلاصه رفتیم حممام و  شروع کرد به مالیدن تخمام

جالب اینجاس کیرم شق نمیشد

_ خودتو شل بگیر و جیش کن

یکم گذشت و حسش اومد ولی اولین بار بود ک یکی تخمامو میمالوند و میخواستم جلوش جیش کنم

و راحت خودمو  ول کردم

_ خوبه چیز نیست هووووف امیر ی روز میکَنَمش تا دیگه منو نترسونی

با کمی خنده( الان دقیقا نیاز داره روحش تازه بشه)

_  فکرشم نکن خودم خستم توهم استرس دادی بهم باید یاد بگیری مراقب باشی

بخدا درس شد برام لطفااا

_ نهههه امیییییر عصبیم از دستت  میکنمش راحت بشیا

بکن ولی برات سوال نی چرا شق نشد؟

دیدم چند ثانیه سکوت کرد و با عصبانیت نگام کرد

خب چیکار کنم مگ دست منه شاید اگر یکم نازشو بکشی اوکی بشه

_   امشب خیلی منو عصبی کردین!!!

هم امییر احمق، هم شما( اشاره کرد  به کیرم)

_ حالا چیکار کنیم اقا از خواب پاشه

+‌پس یعنی بگم چی‌دوس دارم دیگه

_ امییییییییر

+‌جووووونم واااای

_ این سوالای احمقانه چیه خو وقتی میگم یعنی راحت باش فقط زود  ک گشنمه

خب اوووم

_ زود بگو امییییر باز این فکر کرد

دستمو گذاشتم رو کونش

_  نه امیر اصلا الان سرخش میکنی   امشبم بابات میخواد بیاد…

نه نمیخوام بزنم روش

_ پس چی میخوای توله

+  خب میدونی اعم اهم هم

_ بگوووو امیر

میخوام  یه عرض سلامی به سوراخا داشته باشم

ی نفس عمیقی کشید و گفت

_ از دست تو امیرر باید منت خرماتم بکشیم   زود باش بیا بیرون ببینم

نه اینجا( حرفمو قطع کرد)

_ امییییر  زود ی اب بزن ب خودت و بیا

یکم‌خودمو شستم و کیرم تقریبا نمیه شق بود ولی واقعا برام عجیب بود ک چرا شق نشده بود

حوله رو دور خودم کشیدم و رفتم بیرون

دیدم تو اتاقش به پهلو دراز کشیده و تو گوشیه

_ بیا عزیزم،‌حوله رو در بیار و بیا اینجا تا ببینمش

(کیرم نیمه شق بود )

دستشو کشید دور کیرم و با اون یکی دستش تخمامو نوازش میکرد

_ خیلی منو عصبی کردی امروز ولی دوس ندارم درد بکشی

خیلی دردم‌ اومد امروز ضربه بدی خورد

ی بوس از روی سر کیرم کرد و

_ دور دودول امیرکم بگردم امروز خیلی درد کشید

_ خب  نمیدونم میخوای چیکار کنی ولی بخوای اذیت کنی یا بچه بازی دراری خودم یکی میزنم ک تا فردا شب بخوابی

باشه بابا نترسونم

دیدم بلند شد دامنشو و تاپشو در اورد و ی شرت مشکی توری پاش بود

شرتشم در اورد و پشتشو کرد بهم

_ اگر ضربه بزنی دیگه نه من ن تو

باشه مامانی فقط اینجوری نه میشه چهار دست پا بشی روی تخت

بدون اینکه چیزی بگه روی تتخت داگی شد

دستمو بردم رو گودی کمرش و

اینو بده پاییین لطفا

_ امیییییر زود باش ک کار دارم

مثل بار‌ اول برام جذاب بود سوراخ قهوه ای و تنگ تنگ

کصشم ک واقعا حرفی برای زیبایی نداشت

انگشتمو گذاشتم رو سوراخ کونش و

_ چ خوشگلن چ‌ نرمن. خوش بحال بابااااا

با کمی خنده( فلا ‌ گل پسرش داره استفاده میکنه

اره خیلی خوبه( انگشت اشارمو اروم فرو کردم ب سوراخ کونش ک سریع رفت جلو

_   فشار مشار نداریما بابای بی زبونت بیاد الکی ایراد بگیره

خو یکم حالا چی میشه

_ امیییییر

باشه مامان

کیرم مثل سنگ شده بود شق شق

سوراخ کونشو یکم مالیدم و رفتم روی کصش

نرم ترین و لطیف ترین چیزی بود ک دست میزاشتم بهش

به اندازه ای زیبا بود این حس ک دلم‌نمیخواست دستمو بردارم

اروم کصشو میمالیدم

ک متوجه شدم نفساش یکم عمیق تر و چند درجه پر صدا تر شده

به اندازه ای حس خوبی داشت ک نمیخواستم هیجوقت تمام بشه

که گفت

_ امیرم

جانم

_  دودولکت خوب شد؟

اره شق شده

_ بیا ببینمش

دستمو برداشتم و رفتم‌ جلو صورتش

یکم باهاش بازی کرد و چنتا بوس از روی سرش کرد و

_ دور‌ امیرم دور کیرش اقا شده خوشگل شده

واقعا گفتی کیر؟؟

_ اره دیگه ببینش الانه که منفجر بشه

اره خیلی فشار رومه

_ خب  میخواستم فقط شق بشه ک شد ولی الان میخوام یکم بیشتر پیش بریم تا ی مدتم بخاطر بابات خبری نیست

میدونم مامان

_ و اینکه جلو بابات ن حرفی ن صحبتی هیچی امیررر فهمیدی امیر هیچی

اره خیالت راحت

_ دور پسرم بگردم

برو پشت سرم و  اروم به دوتا سوراخم بمالش ولی فشار ندی هااااا

چشم

_ بدو زود ک دارم میمیرم

چرا مامان( میدونستم حشریه)

_ هیچی بخاطر اینکه کاری کردی تشنه باشم ولی فلا تا همینجا کافیه زود باش امیر زود

نشستم پشتش و کیرمو گرفتم و اروم گذاشتم رو سوراخ کونش

حس خاصی نداشت ولی وقتی رسیدم به کصش

انگار سر کیرمو داغ گذاشته بودی و مثل چی لیز بود

خیلی اروم بدو هیج فشاری ب کیرم سرشو  به صورت عمودی از بالا به پایین میکشیدم رو کص لیزش

هنوز سه دور نمالیده بودم که بلند گفت

_ واییییی امییییر چه داغه

مال تو خیلی داغ تره

واقعانم کصش داغ بود داشتم کم کم عرق میکردم

_ اروم عزیزم ادامه بده دورت بگردم من

الهی قربون خودت و کیرت بشم امیرم

اون لحظه خیلی دلم میخواست ضربه بزنم به کونش

دستمو شل کردم و خیلی محکم زدم ی رف کونش

ک مثل ژله لرزید

یه آه بلند کشید و:

_ بشکنه دست بی صاحبتت نگفتم قرمزش نکن تخم سگ

من که اصلا تو این دنیا نبودم نفس عمیق کشیدم و خیلی اروم گفتم باشه

_ نه فایده نداره پاشو بیا اینجا ببینم

کیرمو جدا کردم و رفتم بغل تخت

اونم از حالت داگی در اومد و  روی دو زانو روی تخت نشسته بود که چشمش خورد به کیرم

امیر…( چند ثانیه سکوت)

چشاشو بست و نفس عمیقی کشید

_ امیر از دست تو نمیتونم واقعا

بیا بخواب رو شکم زود باش زود

مگ میخوای چیکار کنی

_ امیر لطفا اذیت مامانی نکن بدو عزیزم

منم واقعا نمیدونستم میخواد چیکار کنه

رو کمر روی تخت خوابیدم

و حس کردم کاراش و نگاه کردنشم حتی سریع تر شده

_ بدو عزیزم، با گرمات منو اینجوری کردی حالا میپرسی میخوای چیکار کنی توله سگ

دستشو اورد زیر دهنم و گفت

_ آب دهنتو بریز رو دستم زود امیر

منم یه تف بزرگ کردم رو کف دستش اخه بزاق دهنمم بخاطر حشری شدن زیاد بود و همین باعث شد اب دهنم غلیظ باشه

دستشو مالید به کصش و بعد اب دهن خودشو زد به دستش و مالید رو کیرم

و فهمیدم میخواد کیرمو بکنه تو کصش

خر ذوق بودم و اظطراب داشتم ک چشش خورد بهم

_ ای کونی احمق فکر کردی الان میخوام فرو‌کنم به خودم

با سر به نشانه تایید تکون دادم

ولی اون با ابرو گفت نه

و اروم نشست رو کیرم ولی با ی تفاوت ک وسط کصش دقیقا روی کیرم بود

و شروع کرد به جلو عقب کردنش روی کیرم

یعنی دقیقا وسط کصش روی کیرم بود ولی ب جای بالا پایین شدن خودشو عقب جلو کرد

و منم حس خیلیی خیلی خیلی خیلی فوق العاده ای داشتم

_ واییییی امییییر دورت بگرده مامانی

من به اندازه ای از این حس تازه داشتم لذت میبردم کع واقعا حرفم نمیومد

_ امیر مامانیه، امیر خودمه

چشاشو بسته بود و سرش رو به سقف بود و با سرعت متوسط خودشو رو  کیرم جلو عقب میکرد

نمیدونم چرا اون لحظه کیرم ارضا گریز شده بود ولی هیچ نوع حس ارضایی نداشتم

نمیدونم چقدر گذشت ولی یدفعه دیدم  مکث کرد و صورتشو اورد نزدیک صورتم و شروع کرد به بوسیدن گونه و پیشونیم

و دائم قربون صدقم میرفت ولی من اصل کاریو میخواستم

_  امیر منه( بوس) کیر کلفت مامانه(بوس)و.‌.‌

مامان لباتو میخوام

چند ثانیه مپکث کرد  و با شهوت کامل از صداش و بزاق دهنش مشخص بود

_ امیر امیر( صورتشو اورد تزدیک و مکث کرد) ولی انگار دلش میخواست

_ امیر امشب حال منو بد کردی لعنتی  لباتو بده

اولین حس بوسیده شدن لبام ب دست زنی ک واقعا از کنترل خارج شده بود جالب بود

نرمی و داغی لباش و بازی کردن زبونش با لب و زبونم

داشت منو میکشتتتت

دو طرف صورتمو گرفته بود و با نفس نفس میخورد ولی یدفعه لباشو جدا کرد

چشاشو بسته بود سرشو گرفت سمت سقف و ی نفس عمیق کشید  و باز نشست رو کیرم و اینبار با سرعت بالاتر شروع کرد

‌هنوز چیزی نگذشته بود و گفت

_ امیر جانم سینه های مامانو بگیر  و نوکشو ماساژ بده

منم که لال بودم سریع اینکارو کردم

اون لحظه تمام لذت ها یکجا به بدنم وارد میشود

وقتی شروع به ماساژ نوک سینش کردم متوجه شدم ک سرعتشو باز بیشتر کرد و نفساش عمیق تر شده و لباشو گاز میگرفت

و چیز عجیب یک دیده بودم نوک سینش به قدری شق شده بود ک باور نکردی بود

مامان یکم اروم تر صدای تخت در اومده

_مامانی رو خیس کردی حالا میگی اروم تر توله جونم

حرفاشم بهم لذت میداد

نمیدونم چقدر گذشت ولی زمان زیادی نبود ک یدفعه حس ارضا اومد برام و هیچ جوره نمیتونستم کنترلش کنم

مامان مامان حس آبم اومده

_ فلا نه امیر نیازش دارم

نمیتونم بخداااا

_ بمیری امیر  واییی

نمیتونم  دیگه امیرکم

گردنمو میک بزن زود زود

دیدم کامل خوابید رو و فقط کمرشو  تکون میداد ک کصش روی کیرم عقب جلو بشه

منم ک  دیگه آبم داشت  سر کیرمو پاره میکرد

گردنشو تا جایی یک تونستم کردم دهنم و مثل چی میک زدم

نفسام‌دیه داشت عمیق میشد

دو طرف کونشو با تمام قدرتم گرفتم و فشار دادم

_ بخور بخور عزیزم

هر قطره ابم ک میومد بیشتر فشار میدادم کونشو و عنیق تر میک میزدم که یدفعه چنان  ناله ای از مامان بلند شد ک چنند ثانیه ای ترسیده بودم

بدنش یه لحظه مثل سنگ شد و دائم کونش شل و سفت میشد  متوجه شده بودم ک خودشو بهم فشار میده

و بعد از چند ثانیه گردنشو از لبام جدا کرد و اروم روم خوابید و ی لرزش کوچیکی تو بدنش بود

منم ک واقعااااا جونی تو بدنم نبود

که یدفعه چشم خورد ب گردنش مثل چی کبود و قرمز شده بود

رنگ خون مردگی بود

با استرس گفتم

_ وای مامات گردنتو، بخدا خودت گفتی وگرنه نمیخواستم اینجوری بشه

دیدم بعد چتد ثانیه ی نفس عمیق کشید و گفت

فدا سرت عزیزم یه بهانه براش میارم

_ یعنی ناراحت نیستی ازم

نه امیرک من اتفاقا خیلی ازت خوشحالم

_ اووم اعم خو برا چی؟!

خنگولی جون بخاطر اینکه تونستی منو به اوج برسونی

فکر نمیکردم بتونی ولی واقعا دیگه مرد شدی ها

( منم ک اصلا نمیدونستم چی میگه فقط لبخند طدم)

دور گل پسرم بگردم

_   خیلس دوست دارم مامان ولی گردنت

امییییر  هی من میخوام یادم بره باز تو حرفشو میزنی

_ ببخشید خو گفتم منو مقصر ندونی

بدون اینکه چیزی بگه از روم بلند شد و عقب تر کیرم نشست

زیر شکمش زیر تر از نافش خیس بود

و چشم خورد به کیرم

کیرم یکم قرمز شده بود و خیلی لجز و خیس بود

دقیقا از روی کیرم تا نافم

دستاشو کشید رو شکمم و

بزار بابات بره برنامه‌ دارم برا مَردم

_ مَردددد؟

بله شوما مرد منی

و چنتا بوس از روی گونه و چشام کرد

و از روم بلند شد

واقعا نایی نداشتم بدنم به شدت بی جون و خسته بود

دیدم یه بطری اسپری مال عینک

ولی ی مواد دیگه توش بود اوردم

با یه دستمال مرطوب

چنتا اسپری کرد به کیرم و بدنم و با دستمال شروع کرد به پاک کردن

_ نمیخواد خو باید برم دستشویی

میدونم ولی با اب خالی تمیز نمیشه

مرد مامان دفعه قبل درباره اومدن بابات چیزی نگفتم چون خیلی پیش نرفته بودیم ولی الان بازم بهت میگم

اصلا نمیخوام حرفی یا حرکتیوفتی بابات خونه باشه چ نباشه ببینم باشه مامانی؟

_ باشه چشم ولی خو اگر فشار روم اومد چی

اتفاقا عیب نداره بزار یکم وقفه بیفته ک بدنت خواهانش بشه

یه بوس از سر کیرم کرد و دو انگشت گرفتش( خوابش خیلی کوچولوعه)

یکم‌تکونش داد و

ایشون الان ایقد جمع و جور و خجالتی شده ولی امشب خودشو به من ثابت کرد

_ با کمی‌خنده( بخاطر اینکه مربیش منم)

پاشوووو بچه

باز من تو رو این خندیدم

پاشو بدو جیش کن بعدم بیا شام ب من بده ک دارم تلف میشم

_  من نمیخورم خیلی خستم کمرمم درد میکنه…

ادامه دارد

شرمنده  بخاطر این چند ماه ک نشد قسمت سوم رو ارسال کنم

وقتشه که بیوگرافی خودم و مامی رو بدم

اول از مامان میگم

مامانم الناز 39 سالشه و خونه داره از اندام و رنگ پوستشم قبلا گفتم ما ساکن شیرازیم

و خودم امیر تازه یک ماه وارد 18 سالگی شدم، پوستم سفیده و ب شدت بیبی فیسم موهام تقریبا قهوه ای رنگه و چهره و فیس بدی ندارم، ریش ندارم بدنم  کم موهه از صد درصد شاید پنج درصد بدنم مو داشته باشه

از اندامم‌بگم لاغرم قدم 174 وزنم 73 و سایز کیرمم  تقریبا 14

و بابام که کارش توی پالایشگاه یکی از شهرهای خوزستانه و دیر ب دیر میاد پیشون ولی حدود ده روز تا دو هفته میمونه

برا خودمم عجیبه ولی فک کنم‌تنها ادمی هستم ک رابطم با مامانم اینقدر قشنگه  و دوست دارم این داستان رو تا جایی ک اتفاق برام افتاده ادامه‌بدم

ممنونم و قسمت بعد رو بلا فاصله مینویسم❤️

نوشته: amir

بازدید 6,853

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

5 پاسخ به “مامانی (۳)”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...