مامانی (۲)

ساعت نزدیک 9:30 بود که از خواب بیدار شدم
لخت لخت بودم
عادت نداشتم هیچوقت با لباس بخوابم
چشامو مالوندم و مثل همیشه کیرم سیخ بود
ولی تایم جقم نبود
بلند شدم و شرتمو پوشیدم و رفتم تو حال
+مامان؟ مامانیییی، مامان خانووووم
انگار خبری نبود
گوشی رو برداشتم و زنگیدم
+الو؟ صدام میاد
_الو امیر عزیزم
+مامان کجا رفتی باز بی خبر
_رفتم خارج… اول صبح پاشدی
آقا غرغرو شدی
+باشه حالا
خو باید بدونم‌کجایی
_ای امییییر دیشب بهت گفتم که با خانوم شاپوری قراره بریم پیاده روی
+امم اره راستی خب باشه زود بیا فلا
دیشب گفته بود ک قراره برن پیاده روی و کلا یادم نبود
کیرمم ک همچنان سیخ بود و دائم وسوسه میشدم برا جق
اول گفتم احتمالا بخاطر پر بودن مثانم باشه
رفتم دستشویی و شاشیدم ولی بازم سیخ موند و دیگه نوبت جق بود
ولی نظرم کامل عوض شده بود و منتظر مامان بودم ک بیاد و ی حرکتی با اون بزنیم
ولی حسابی گرسنم بود و بی حال بودم
واس همین ی صبحانه خوب خوردم و رفتم زیر دوش آب گرم
شاید بیشتر از چهل و پنج دقیقه زیر دوش بودم و
نقاط لازم رو شیو کردم و موقع پیچوندن حوله دیدم صدای مامان میاد
_امیر جان کجایی؟
+جانم اینجا هم( با حوله وایسادم رو بروش)
_وای امییییییر نگاه بخااار الان من بخوام برم که مثل یخه
(ی تیشرت نایکی قرمز تقریبا کوتاه تنش بود با ی لگ مشکی و کتونی سفید موهاشم ک دم اسبی بسته بود و کلاه سفید)
+نه بابا مثل آتیشه
_اره بخار پشت سرت همه چیو میگه
+اووم حالا بیخیال
با این لباسا رفته بودی
_نه تا تو اومدی سریع عوض کردم…
اره دیگه توله سگ
با اینا رفته بودم
+خب این لباسا ی مقدار
_ی مقدار چی؟؟؟
+خبر کوتاه نیستن توعم ی مقدار صندوق عقب داری
_به کسی چ ربطی داره
+(با کمی خنده)، خو من دوست ندارم کسی غنیمتی بابامو ببینه
_ (با خنده) ای کثااااافت تخم سگ
نگران اینا نباش کلیدش فقط دست باباته
+فقط بابام؟؟؟
پس من ک پسرتم
یکی یدونتم
کاراتو میکنم
آره تخم میزاری برام جیک جیک میکنی برام
+مسخره نکن خو جدی میگممم
_باش حالا برو لباس بپوش سرما میخوری
شب پدر سرویس میخواد
روز پسرش
+خوشبحالش پس
_امیییییر برو گفتم
تو اتاق باز کیرم بخاطر صحبتامون سیخ سیخ بود یکم‌مالیدمش و ی شلوارک کوتاه با ی تاپ حلقه ای پوشیدم
داشتم ی دستی ب موهام میکشیدم که
_امیییییر
+وااای جااااانم مامان چی شده باز
_عزیزم بیا اینجا
+اومدم جونم چی شده؟؟
رو مبل با همون لباسا نشسته بود
_بیا عزیزم کفشمو درار
+ی ربعه من تو اتاقم هنوز اینجایی
_چیکار کنم خو؟ منو از این ور شهر کشونده اونور که لاغر بشه مثلا
فقط پا درد برام‌اورده
+( با خنده 😅)حالا سعی کن کمتر بری که از غنیمت های بابا کم نشه
_خود شیرینی بسه پدرسگ بیا ببینم
خم شدم و اول کفشاش و بعد جورابش
ی لاک مشکی خوش رنگ زده بود روی ناخنهای کشیده و خوش فرمش
_چته باز خیره شدی
+لاک مشکی خیلی بهت میادا
_ خب دیگه پسر همین پدری
+عه پس دستور باباس
_اره دیگه فردا احتمالا بیاد
+پس امشب مراسم پشم زنی داری
_زهرماااار امیر
+ببخشید بابا، خو حقیقته
_حالا نمیخواد… اصلا من کی پشم داشتم؟،
+بفرما اینا چیه( لگشو یکم زدم بالا تا روی ساقش،

اصلا مو نبود ولی ی چنتا ریز ریز بود)
_امییییر اینا که از موهای صورتتم کم تره
+مامااان
_دور پسرم بگردم که نوزده سالش شده ولی موهای دودولش از صورتش بیشتره

  • با ناراحتی)باز گفتی دودول
    _اره پس چی یه ته هسته خرما تو شلوارتون دارید پدر پسری میخواین ادمو قورت بدین
    حسابی ناراحت بودم دیگه
    +مامااااان هسته خرما چیه
    _با خنده زیاد) همین که گفتم خرما کوچولوی منه
    +گفتیم نگوووووو دودول،.!! کردیش فندق، الانم میگی خرما کوچولو
    _اره
    فک نکن اندازه یه خرمای دیگه اومده روش دیگه بزرگ شده
    بلند شدم سرپا و با ناراحتی

+بفرما بگیرش ببین خرماعه بگیر ببینم
_خب دیگه توله سگ پرو نشو ببینم
خم شو پاهامو بمال، وقت برا خرما کوچولوت داریم
+مامااااااااان
_عزیزم شوخی بسه پاهامو بمال بعد یه فکری برا دسته بیلتم میکنیم
+چشممممم
_نگاش کنا، براش جون میدی ها
+خب تا پاهاتو بمالم یکم
_وای امیییییر
_نمیخواد برو ببین آب حمام گرم نشده
+گرمه بخدا، خستم برم
_ای خدااا پاشو بیا ببینم
+باز چی شده
_برو تو اتاقم زیر تخت کشو رو باز کن ی ژیلت و صابون هست بیارش
+با ژیلت میزنی اینقدر تمیزه
_امییییر برو اینقدر دخالت نکن بدو ببینم

رفتم تو اتاقش و طبق ادرس رفتم زیر تخت دوتا کشو زیر تخت نصب بود یعنی چسبیده ب تخت بود
کشو اولو باز کردم
وای خدا
فقط شورت و سوتین ست
همه رنگی میشد ببینم
اکثرا توری بودن و روی کش شرت طرح گل بود
هیچوقت قبل از این
روی کشو نرفته بودم
میخواستم چنتاشو بو کنم که
_امیییییر از دست تووووووو

سریع هول کردم و کشو دومیو باز کردم پر کارتن صابون و ژیلت و لوازم بهداشتی بود
هول هولکی ی ژیلت برداشتم و ی صابون
_بیا دیگههههه ببینمت
+اومدم دیگه چه خبرهههه

رفتم دیدم لخت لخت با شورت و سوتین آبی رنگ که واقعا بدنشو زیبا کرده بود ایستاده

_این اب که مثل یخه
+بخدا گرم بود
_اره دارم میبینم
زل زده بودم به بدنش
سینه های خوش فرم
بدن سفید
کون گرد
موهاشم که باز تا روی شونش
_با یکم‌خنده) باز اقا امیر چشمش خورد به ما و خرما کوچولوش فعال شد
کیرم کامل از زیر شلوارکم مشخص بود از طرفیم شرت پام‌نبود و بدتر زده بود بیرون
+حالا به رومون نیار… خودتو تو آینه دیدی
_دیگه به روت نیارم اون خودش به رو من میاره
+از صبح تا حالا اینجوریه خانوم!
_خب دیگه حالا‌ داستان بسه برو ببینم
+ولی قرار بود(حرفمو قطع کرد)
_امروز نه
ازت عصبیم به روت نمیارم برو ببینم
+ولی…
_امییییر برو ببینم
حسابی عصبی بودم و سیخ
ولی دیدن اندامش تو این حالت خیلی خیلی حشریم کرده بود
راهی نداشتم و امروز رو
لج کرده بود
مشغول ps زدن بودم که
_اقا امیر
صداش اروم و لطیف بود انگار اصلا عصبی نیست
+جانم مامانی
_بیا مامانی
رفتم پشت در حمام و در زدم و گفتم:
+جانم چیزی لازم‌داری
_اره عزیزم خودتو لازم‌دارم
باید کمرو بمالی
ی مقدار ناراحت بودم ولی خب میشد ی ویوی خوب برد
+باشه پس
_بیا داخل دیگه
درو باز کردم
وای خدای من
کامل لخت لخت از پشت وایساده بود و لیف و صابون تو دستش بود
محو تماشای این بدن بودم

پهلو داشت ولی پهنی کونش باعث شده بود کوچیک بنظر بیاد

کون پهن و گوشتی رونای خوش فرم بالا تنه ی نازک و ظریف

_امیر جانم ب زور داخل و گرم نگه داشتم درو ببند هی اب و باز میکنم هی قطع میکنم
+اومم اعمم ببخشید
_بفرما حسابی تمیز کن ببینم
لیفو گرفتم و شروع کردم ب مالیدن روی کمرش
از بالا تا گودی کمر خیلی آروم و لطیف میمالیدم تا پایین
هی که میمالیدم و بدن لختش میدیدم شهوتم بیشتر میشد فضا هم غرق در بخار و گرما بود
کیرمم که… بهتره بگم اهن سفت سفت سفت…

ی چند دقیقه مالیدم که گفت
_عزیزم کمر بسه برو پایین تر پاهام همرو بمال
+چشم فقط یکم اعمم هووف… خیلی گرمه
_ وای امیر از دست تو لباساتو درار زود فقط
+باش خو
تیشرتمو و شلوارکو ی راس در اوردم
کیرم سیخ سیخ عین عمود ایستاده بود
لباسامو انداختم بیرون و شروع کردم به مالیدن
هر وقت کونشو میمالیدم عین ژله تکون میخورد

ترکیب کون بزرگ سفید با کف …

واقعا زیبا بود…
از پشت رونش اروم میرفتم تا روی ساقش و انگشتای پاهاش
از بالا لای پاش مشخص نبود ولی از پایین موقع شستن پاهاش یکم از نازشو دیدم
سفید و غرق در کف بود
البته زیاد مشخص نبود ولی همونم ک میشد دید کافی بود
واقعا دیگه تحمل نداشتم کیرم هر لحظه امکان انفجارش بود
که گفت
_خب عزیزم بسه
+لیفو دادم بهش و گفتم خب چیزی دیگه لازم نداری
_کجا؟ تا پسرمو نشورم هیچ جا نمیذارم بری
تو همون حالت چرخید و میحرفید که چشمش خورد به کیرم
_با خنده( اینو ببین دیگه بزرگ شده ها
+ی لبخند روی لبام افتاد
_نیشتو ببند منظورم از بچگیاته از چند روز پیش تا حالا فقط موهاش رشد نکرده
+اره چون امروز شیوشون کردم

خم شد
دستشو دورش حلقه کرد و یکم مالید و بعد دست کشید رو سرش و تخمام
_هوووم الان خوبه، همیشه سعی کن تمیز نگهش داری چون بیشتر دلم میخواد بهش بگم خرما کوچولوم
+مامااااانی
_اینو میبینی حالا اینجوری شده
این قبلا اینقدر بود( انگشت شست و اشاره شو خیلی نزدیک کرد)
+نه دیگه
_اتفاقا همین قدر بود ولی الان ی آقا شده برا خودش
+میدونم ولی آقا امروز ناراحته
_با خنده( خب پرو نشو آقا نه و خرما کوچولوم)
+با کمی ناراحتی( حالا هرچی امروز که بی محلی کردی)
دستشو از رو کیرم برداشت و بلند شد جلوم
سینه های بزرگ
نوکش تقریبا رنگ روشن
سینه های شقی داشت…
_اره از دستت عصبی بودم ولی این به این معنی نیست ک دیگه بزارم تحت فشار باشی عزیزم
بعدشم اون برا ی ربع پیش بود
من ک نمیتونم از یکی یدونم ناراحت باشم
دستاشو باز کرد و منو کشید تو بغلش
سینه هاش چسبیده بود ب به سینه هام
خیلی نرم و داغ بودم
از پابینم کیرم چسبید به شکمش
تو همون حالت یه خنده کرد و گفت
_حرارتشم بالاعه
+خو صبح تا الان فشار رومه
_با خنده )دور پسرم و خرما کوچولوی فشاریش
+خب حالا میخوای از دل آقا پسرت داری
_باز که پرو شدی توله سگ
+نمیخوای یعنی؟
_معلومه که میخوام فقط امیر جان دفعه قبلی چی گفتم
+اینکه ب کسی چیزی نگم و همه چی بین خودمون باشه
_بله اینو گفتم و اینکه چیزی بینمون تغییری نکنه
تو یکی یک دونه ی منی و من نمیزارم هیچ وقت ناراحت باشی
_حالا اب و باز کن تا خودمو بشورم
آب رو براش باز کردم و محو تماشاش بودم
خودشو کامل شست و باز اب و بست
_خب پسر عزیزم چی میخواد
+خب اعمم میدونی
_امیر بچه نشو دیگه
+میخوام از غنیمت های بابا یکمم ب من برسه
خندید و گفت
_ای که توله همین پدری
_ حالا چی تو سرت میگذره
+خب چجوری بگم… خیلی تحت فشارم بخاطرش

کیرمو باز با دستش گرفت و یکم اروم فشار میداد
لذت زیادی وارد بدنم شد و گفت
عزیزم هرجور میخوای دست بزار روش نمیخواد اته پته کنی
+خو باشه
دستمو بردم روی کونش و یکم فشار دادم( مثل پنبه بود)
+این
یه خنده بزرگ کرد
_چقدرم اشتهات زیاده
+دیگه خودت گفتی
_خب باشه فقط میتونی بازی کنی ن بیشتر
ن کار اضافه ای
برا خرما کوچولوتم خودم برنامه دارم
+باشه
چرخید و پشت بهم ایستاد
_خب اینم برا امیر کمم
آروم دست کشیدم روش خیلی لطیف و نرم بود
بدون ی جوش اضافه و یا حتی ذره ای مو

دوتا دستمو گذاشتم روش و اروم باز کردم
دوتا سوراخ قهوه ای رنگ خیلی خوشگل
با اینکه بدن سفیدی داشت ولی سوراخ تیره ای داشت
سوراخ کونش به شدت تنگ تنگ بود و نازشم ک از اون زاویه حسابی دیدنی بود
چند لحظه ای محو تماشا بودم که گفت
_خب امییییر بسه لاشو ببند
+چشم مامانی
_دور پسرم بگردم
از روی کونش ی بوس کردم و تند تند اسپنک میزدم چپ و راست
انگار شهوت وحشیم میکرد
اسپنک هامو محکم تر کردم و دائم لپ‌ کونشو فشار میدادم
مثل پنبه بود و خوب صدا میداد
اینقدر محکم زدم که
_وای وای امیییر بسه سرخشون کردی
_بابات اومد چی‌بگم تخم سگ
من که کاملا لال شده بودم و هنوز وحشی بودن تو وجودم‌ بود
_امیییر با توام اروم تر توله
ی نفس عمیق کشیدم و گفتم
+چشم
_نه دیگه بسته این چشما فایده نداره
یکم دیگه بمونم میکنمش عین لبو
+مامان
_هیس ساکت خودتو اب بگیر تا برم برات حوله بیارم
حولو خودشو پیچید دورش و رفت
کیرم عین سنگ بود و خیلی خوشحال بودم ولی نمیدونستم قراره چیکار کنه و خودمو برا ی جق با دستای گرمش اماده کرده بودم
_بگیر عزیزم خودتو خشک کن و برو اتاقت
ی چشم بند برات گذاشتم بگیر روچشات و لخت بشین رو تختت تا بیام
خودمو حسابی شستم و حولمو گرفتم دورم
کیرم‌کامل سیخ بود و اصلا نمیخوابید
رفتم تو اتاق دیدم ی چشم بند
روی تختمه
خودمو خشک کردم و بستم رو چشام و لخت نشستم رو تخت ولی چون کوفته شده بودم زیر بخار
رو کمر دراز کشیدم

چند دقیقه ای گذشت که صدای مامان اومد
_با خنده گفت من پیاده روی بودم تو چته
+آب داغ، گرما، بخار ،شهوت، بی حال بی حالم
_دور گل پسرم، آقا پسرم ،زندگیم بگردم
الان راحت بخواب تا عصر
+خوابم نمیاد
_کاری میکنم بیاد
دستشو کشید کنار رونم و کیرمو گرفت
_خرما کوچولو ک برعکس آقا امیر سرحال سرحال
کیرمو محکم‌گرفته بود و اروم میمالید
حس خوبی داشت که ی لحظه موهای تنم سیخ شده
ی حس خیلی خوب و تازه رو بدنم‌داشتم تجربه میکردم
گرمی دهنش و زبونش روی کیرم و گرماش
با اینکه دمای بدنم بالا بود ولی انگار دمای دهن مامان بیشتر بود
ناخودآگاه از ته دل گفتم آاااااه و بدنمو سفت کردم
حس خیلی خیلی خیلی خیلی بی نظیری بود
دستام کار‌نمیکردن بدنم قفل شده بود و تمام‌تمرکزم روی گرمای لباش و مسیر زبونش بود
بی وقفه نفس میزدم و ناله میکردم
همزمان انگشت شصتشو روی سوراخم می کشید ولی انگار براش کافی نبود
خیلی اروم با دوتا دستاش منو کشید سمت لبه تخت
و همزمان انگشت وسطشو روی سوراخم میکشید
واس من که لذتی نداشت ولی برام سوال بود ک چرا این کارو میکنه…
نمیدونم چقدر گذشت ولی آبمو حس میکردم ک با شدت میخواد بیاد
اون لحظه فقط تمرکزم روی لذت بود
ناله هام بالا گرفت و آبمو حس میکردم
مالیدنش روی سوراخم بیشتر شده بود و حرکات زبونش روی کیرم بی وقفه بود
دقیق چند ثانیه قبل از پاشش آبم دهنشو جدا کرد و کیرمو محکم‌گرفت و میمالید
با فشاری که میداد لذتش چند برابر شد و تا قطره آخرشو خالی کردم
نمیدونم کجا ریخت ولی چیزی روی بدنم حس نکردم فقط ی لایه نرم روی نافم حس میکردم
نا نداشتم بدنم کوفته بود
ک حس کردم چند تا بوس از روی گونم شد
_لذت بردی عزیز دلم؟
+بزاق دهنم بدتر از همیشه بود ب زور و خیلی اروم گفتم
عالی بود
دستام رفت برا چشم بند که گفت
_نه عزیزم آمادگیشو ندارم ک منو ببینی ولی نمیتونستم بزارم اینو تجربه نکنی
_بهت که گفتم نمیزارم فشار روت باشه
و خودم میدونم چجوری پیش بریم
توهم هر وقت هر چیزی بود بهم بگو و هیچوقت قهر نکن باهام
+چشم مامانی
_خب دیگه راحت بخواب و فکر چیزی رو نکن

خیلی خوابم میومد مخصوصا با اون ارضای عمیق

چند باری با ی لایه خیلی نرم ک نمیدونم چی بود ولی حدس میزدم حوله بود
دور کیرمو تمیز کرد و سر کیرمو چند باری فشار داد و تمیزش کرد
و گفت
_خب دیگه راحت بخواب عزیزم
+باشه فقط ی سوالی
_جانم عزیزم
+نمیدونم چجوری بگم خب اعمم
_امیییر بخوای اینجوری خجالت بکشی و اینجوری کنی دیگه ن من ن تو
+نه نههه خب میدونی
_بگو عزیزم از هیچی خجالت نکش
+خب الان یعنی چند دقیقه پیش
_خبببب!
+سوراخمو موقع چیز میمالیدی
_با کمی خنده) اها… بعدا خودت میفهمی عزیزم…

ادامه‌ دارد)

نوشته: amir

بازدید 7,952

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

9 پاسخ به “مامانی (۲)”

  1. لطفا سریع تر ادامش بنویس منتظرم کیرت هرچه زودتر سوراخاش افتتاح کنه

  2. کاری به واقعی بودن یا نداشتنش ندارماما داستانت قشنگه،دوست دارم ادامشو بخونم و ببینم به کجا میرسه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید