من بدجوری تو كف مامان بودم. دوست داشتم اونو از كون بكنم. خيلی ديدش ميزدم. و قتی كه ميخواست بره حموم از بالای در رخت كن حموم لباس عوض كردنش رو ميديدم. چه كون سفيد و توپولی داشت. كونش گوشتی بود و وقتی راه ميرفت لرزش شهوت انگيزی داشت. خلاصه بگذريم يه روز از مدرسه زود تعطيل شدم و اومدم خونه. كليد انداختم و درو باز كردم اومدم تو خونه. البته سر و صدای زيادی هم نكردم. يهو ديدم از اتاق مامان و بابام داره يه صداهايی مياد. مشكوك شدم و بدون هيچ صدايی رفتم جلو. لای در باز بود. بله! داشتم چی ميديدم؟ داييم افتاده بود رو مامانم و داشت سينه هاشو ميخورد. باورم نميشد. داييم اسمش رضا بود. 30 سالش بود و زن هم نداشت. الان هم نداره. يه تشك انداخته بودن و مامان زير خوابيده بود. دايی هم افتاده بود روش و داشت ازش لب ميگرفت و سينه هاشو ميخورد. منم چيزی نگفتم و نگاه ميكردم. البته خيلی دوست داشتم كه اون موقع داييم مامانمو از كون بكنه. خلاصه بعد از اينكه سينه هاشو خورد شورت مامانمو كشيد پايين. قشنگ يادمه اون موقع مامان مريم يه شورت سفيد توری كمر كشی پاش بود. بعد پاهاشو داد بالا و شروع كرد به خوردن كس مامان. صدای آخ و اوخ مامان دراومده بود ومعلوم خيلی حشری شده.
بعد ازاينكه داييم حسابی كسشو خورد كير كلفتشو از زير شورتش درآورد و گذاشت دم كس مامان و آروم كرد تو. واقعا كير كلفتی داشت. مامان درد ميكشيد ولی اين درد از روی لذت بود. دايی شروع كرد به كردن و تند تند تلمبه ميزد. مامان هم صدای آخ و اوخش بيشتر شده شده بود. دايی بعد از اينكه حسابی مامان رو از كس كرد ، بهش گفت كه برگرده اما مامان گفت كه نه. از كون نميده چون درد داره. اما داييم بالاخره به زور برش گردوند. اول بهش گفت ميزاره لای پاش. وقتی كه مامان برگشت قشنگ يادمه داييم با يه فشار سر كير كلفتشو كرد تو كون مامان. مامان يه جيغ بلند كشيد كه من جا خوردم. خواست بره اونور اما دايی گرفتش و يه فشار ديگه داد. حالا نصف كيرش تو بود و مامان مريم هيچكاری نميتونست بكنه. ديگه دايی قشنگ كيرش رو كرد تو كون مامان و شروع كرد به تلمبه زدن. مامان بد جوری ناله ميكرد. قمبل كونش منو ديوونه ميكرد. كير كلفت دايی توی اون كون سفيد و نرم و گوشتی بود. يه جای گرم و نرم. فكركنم نزديك 5 دقيقه داشت از كون ميكرد. وقتی كه دايی كيرشو درآورد قشنگ سوراخ كون مامان مريمو ديدم كه گشاد شده بود. بعد دايی سريع برگشت به پشت خوابيد روی تشك و مامان مريم كير دايی رو گرفت دستش و شروع كرد واسش جلق زدن. آب دايی كه اومد مامان اونوگرفت به طرف سينه هاش و پاشيد روی سينه هاش. بعد افتاد روی دايی و بیحال افتادن. منم كه اونقدر دست رو كيرم كشيده بود آبم اومده بود بی سروصدا رفتم بيرون. وقتی يك ساعت ديگه برگشتم خونه دايی نبود و مامان تازه از حموم برگشته بود يه دامن كوتاه تا زانوهاش پوشيده بود با يه تاب سينه باز و طبق معمول كرست نبسته بود. وقتی نگاش كردم باورم نميشد اين همونيه كه زير دايی بوده اونم تا يه ساعت پيش !!
16 پاسخ به “دایی و مامانم”
عزیز کمرو نباش و الا هر روز که بیای خونه بکن های مامانتو باید بشمری خودت پا پیش بذار و مامان جونیتو از کون و کس بکن و حکه شو بخوابون.مطمئن باش بابات نمیتونه ارضاش کنه و الا اینهمه دست بکیر نبودو در کفش . ضرر نخواهی کرد و کس و کونی که شرعا و اخلاقا مال توئه دیگران نمیان توش بکنند و تو فقط تماشاچی باشی. جرات داشته باش اون از خدا میخواد.
زنده باد سکس خانوادگی
baye bavs koni ke madar jonat jende ast
کیرم تو کون آدم دروغ گو باشه ؟
😀 lol ina taravoshate zehne ye bache jaqiye/ jaq zadanam haddo marzi dare to az un rad shudi ke shudi in / dar kol kiram to sharafe pedare bi khaharo madaret babat hatman to bachegish be nanash nazar dashte ke alan u be nanat nazar dari/ KOoOooOooOooSe BiBiT
من این داستانو تو سکاف خونده بودم حدود سه سال پیش
گی از زاهدان نیست.
چی بگم؟ فحش بدم؟ نه نمیدم اما قبول داری خیلی آشغالی؟ بابات کیه؟ میگم فکر نمیکنی که از کمرت بابای واقعیت اومده باشی بیرون؟ نه من که فکر نمیکنم برو ی آزمایش دی ان ای بده.بی بته آدم برای ناموس خودش از این کسشعرا مینویسه؟حیف که نزدیک نیستی وگرنه ی دو سه دست از کون میکردمت صدا سگ بدی تخم سگ جلقوتخم سگ جلقوجلاقمجلوقجلقیانجلل جلاقالجلاق البشرامیدوارم با کیر خر تصادف کنی کونت پاره بشه کس کش بی غیرتخیلی جاکشی که سکس با محارم میزاریخیلی دلم میخواد گیرت بیارم سیگار رو کونت خاموش کنمبچه کونیببخشید دیگه نتونستم فحش ندماینم ی شعر با عشق برای دوست جلقوی ماخاک عالم بر سرتکیر بردی بر درت
be nazaretun ina dus daram madareshun jende bashe???jalebedash1
خوب بودولی آدم بدبخت تا کی میخوای نظاره گر باشی خداییش نترس و پا پیش بذار باهمدیگه لذت ببرینبازم دمت گرم
منم دوست دارم مامانتو بکنم میشه؟
قشنگ بود. از سکس با محارم خوشم میاد…
معلوم بود کسشعره و در یک ذهن جقی پرورانده شده
قشنگ مشخصه و یادمه که کسشعر میگی خخخخ
اینجور داستانها همیشه گاف های مخصوص به خودشون رو بهمراه دارند که خود این گاف ها هم مهر تاییدی بر غیر قابل باور بودن این داستانها هم میزنه .
به این میگن عشق خواهر و برادری…این عشقه ک تمومی نداره.کاش منم خواهر داشتم