…ادامه از قسمت قبل (لینک قسمت های قبل را در پایین داستان بالای نظرات میتوانید پیدا کنید یا اینکه میتوانید نام داستان را از بخش جستجوی وب سایت جستجو کنید)
شهاب رفت من هم بزور بلند شدم دوش گرفتم کمی هم لیف زدم ولی باز از خستگی نشستم رو سکوی تو حموم کمی با حوله خودم رو خشک کردم شهاب رو صدا زدم
گفتم شهاب انگار باید بیایی منو ببری بیرون فقط بدنم خیسه حوله بیار بپیچ دورم
اومد داخل نشست جلوم گفت پاتو بلند کن شرتت رو بپوش دست گذاشتم رو شونه اش پامو رد کردم شرت تا زانو آورد بالا گفت بلند شو
نا خواسته وقتی بند شدم با شکم رفتم سمت صورتش دو دستی شرتم رو کشید بالا به نزدیک کسم که رسید اول صورتش رو چسبوند به بالاش کم دماغش رو مالوند بهش
گفتم روانی چی می کنی شرتمو تنم کن
گفت اگه بزاری دارم همین کارو میکنم این که دعوا نداره
بهش گفتم بله دارم می بینم یه لحظه چشمت خورد به بدن لختم میخوای بخوریم بسه دیگه بکش بالا اون شرت رو
اونم شرتمو رو تنم کرد بعدم با دست اول سمت کسم رو صاف کرد بعد از پشت هم دو طرفش رو گرفت صافش کرد دور زدم کرستم رو تنم کنه
خواستم بشینم یه لحظه پام لیز خورد افتادم تو بغلش اونم محکم منو گرفت
گفت هیچی نیست گرفتمت دستاش که دورم بود کمی منو مالوند
گفت میخوای بگیرمت بغل ببرمت اتاقت
گفتم مرسی ولی من وزنم زیاده کمرت اذیت مییشه همین که دست بندازم گردنت میتونم بیام
گفت نترس میتونم بزار امتحان کنم اگه نشد هر جور خواستی میبرمت
گفتم نه مرسی بزار خودم راه بیام من که چیزیم نیست فقط کمی خسته شدم همین
گفت یواشکی دیدم موهای اونجات جیک زده زشت شده وقتش شده بری لیزر
گفتم میدونم تو لازم نکرده بگی چی کنم کمک کن بریم بیرون
دور زدم خم شدم وسایل و لباس کثیف ها رو بردارم اومد نزدیکم
نمیدونم حشری شده بود یا میخواست حرص منو دراره از پشت بغلم کرد دو دستی سینه هامو گرفت به مالوندن منم ساکت شده بودم
گفتم شهاب چی میکنی عشقم ؟ ولم کن بیشعور
گفت هیچی کمی صبر کن الان میبرمت اتاق خودت
گفتم شهاب تو داری باهام چیکار میکنی ولم کن میزنم تو سرت ها
داشت ادامه میداد من هم تحریک شده بودم حس میکردم کم کم کسم دارم خیس میشه
یه لحظه چشامو بستم خودمو فشار دادم بهش با یه صدای آروم
گفتم شهاب بسه مامان فدات بشه
گفت باشه یه لحظه صبر کن بعد دست برد پایین رو شکمم کمی موند خواست دست بزاره رو کسم دستش رو گرفتم
گفتم شهاب بیخیال نمیشه مامان رو اذیت نکن عصبانی میشم ها
بزو دستش رو کرد تو شرتم گفت فقط همین یه ذره مونده الان تمومش می کنم
کمی بعد دیدم نمیشه خیلی جدی با ناراحتی هولش دادم عقب از دستش در رفتم بلند گفتم گفتم بسه دیگه کثافت مگه نمیگم نمیتونم
هم عصبانی بودم هم شرتم حسابی خیس شده بود ولی گفتم فقط برم بیرون
گفتم زود باش یه ذره کمک کن منو ببر بیرون ببینم هیچ حرکت اضافه هم نمی کنی
گفت ببخشید دیگه تکرار نمیشه ولی فقط خواستم بدنت رو نرم کنم الانم کمک می کنم بریم بیرون
گفتم عشقم اشکال نداره ببرم بیرون لباسم رو تنم کن
الان فقط منو ببر تا اتاق خودم اینجا ممکنه خیس بشه
دست انداختم گردنش اونم کمرم رو گرفت باهم رفتیم سمت اتاقم تو همین حین هم کلی بدنم رو مالید و بوسم کرد
تا پیش تخت که رسیدیم گفتم شهاب یه کاری کن
گفت هر چی بخوای انجام میدم
گفتم از کمد یه شورت دیگه بیار این کثیف شد
گفت باشه ایستاد پیش کمد یه شرت پیدا کرد داد دستم
هرجوری بود لباس زیرهام پوشید تنم من رو تو بغلش بلند کرد برد خوابوند رو تختم
بلند شد بره دستش رو گرفتم کشیدم سمت خودم
گفتم بیا بخواب کنارم ببینم میخوام کمی باهات حرف بزنم کاری که نداری؟
گفت نه فقط میشه شلوارک بپوشم چشمم خورد بهش دیدم فقط یه شرت پاشه با یه رکابی
گفتم لازم نیست من هم لختم بیا بخواب پیشم تو هنوز واسه ام نگفتی ببینم امروز چه خبر بود اینجا
اون دختره کی بود؟ چجوری اومده پیشت؟ چرا به من نگفتی میخوای بیاریش ؟
گفت راستش نمیدونم چرا ولی یادم رفت زنگ بزنم بگم فکر کردم تا قبل از ساعت دو نمیاییی
گفتم اینو ولش کن چی کرده بودی واسه خودت از بالا تا پایینشو آب پاشی کرده بودی
دیدم ساکت شد سرش گرفت اونور گفت اخه بعد یک هفته بود سکس می کردم
گفتم شهاب راستش رو بگو این دختره کی بود؟
چرا از جلو باز بود ؟
من که میدونم دوست دخترت نبود
گفت میشه اینو نگم اخه روم نمیشه برات بگم فقط این بار دوم بود میاد اینجا یه نفر بهم معرفی کرد
گفتم نکنه واسه سکس بااش ازت پول گرفت راستش رو بگو بخدا کارت ندارم
گفت مامان بخدا من پول ندادم این رو بهم معرفی کردن گفتن هر وقت خواستی بگو تا بگم باز بیاد
بعد هم بلند شد گفت من برم گوشیم رو بیارم واسه دوتامون ناهار سفارش بدم بخوریم هم من خسته ا م هم تو
گفتم شهاب مامان قربونت بره وقتی اومد بیرون بهش گفتی من مامانتم ؟
کمی ساکت موند بعد گفت راستشو بگم عصبانی نمیشی؟
گفتم نه بگو فقط دروغ بگی من میدونم و تو
گفت راستش رو بخوای وقتی داخل حموم بودید من پشت در صداتون رو شنیدم
گفتم از کی پشت در بودی؟
گفت نمیدونم وقتی رفتی داخل من از ترسم که دعوا نشه رفتم تو اتاقم بعد که دیدم هیچی نشد یواش اومد پشت در دیدم داری باهاش حرف میزنی
انگار داشتی بدنش رو لیف میزدی اخه شنیدم گفتی دو لا شو لای کونت رو بشورم بعدم شنیدم گفتی من دوست مامان شهاب هستم
وقتی اومد برون ازم پرسید من هم همینو گفتم
گفتم خوب کردی نگفتی من مامانتم ممکنه بار بعدی نیاد
حالا برو ناهار سفارش بده من هم کمی استراحت کنم
شهاب خواست بره ایستاد کنارم گفت مامان الان از من عصبانی هستی که نگفتم میخوام دختر بیارم ؟
گفتم بیا بشین پیشم ببینم دیوونه شدی؟
نشست کنارم گفتم بیا تو بغلم میخوام ببوسمت خم شد سمتم دست انداختم دورش کشیدم تو بغلم یه بوس از لپش گرفتم بعد ی زره لباشو بوسیدم خواست بره عقب گفتم بی شعور لبا دختره رو کبود کردی به من میرسی ناز می کنی بیا جلو ببینم
اومد سمتم لبامو گذاشتم رو لباش یه لب طولانی ازش گرفتم گفتم آخیش حالا شد باز یه لب دیگه گرفتیم این دفعه شهاب هم باهام لب می گرفت
کثافت ترسش ریخته بود دیگه ازم خجالت نمی کشید
وقتی لب می گرفت دست گذاشت رو یکی از سینه هام فشار میداد کمی هم خودم تحریک شدم ادامه بدم باهاش
گفتم بسه باز شروع نکنا من حوصله ندارم پاشو برو دیگه داره دیر میشه
بلند شد بره دیدم کیرش بدجوری سیخ شده گفتم شهاب غذا که سفارش دادی کتری رو پر کن بعد هم دست گذاشتم رو کیرش گفتم کمی صبر کن این بخوابه بعدش میایی اینجا
خندید گفت تقصیر خودته میخواستی اینجوری لبامو نخوری
گفتم گمشو بیرون بی شعور من لباتو خوردم تو چرا سیخ شدی ؟
گفت بس که سکسی و جذابی آدم رو بغل میکنی همه جام سنگ میشه خواستم بزنم بهش فرار کرد از اتاق رفت بیرون
بلند گفتم شهاب برات دارم جرات داری شب بیا اتاقم اون وقت بهت نشون میدم کی بیشتر سکسی و جذاب و زودتر حالش بد میشه
بعد هم پیش خودم گفتم کاش پسرم نبودی تا همین الان با همین خستگی باهات سکس می کردم بفهمی با کی طرفی
چشامو بستم نمیدونم کی خوابم برد
ادامه دارد
نوشته: شیلا
16 پاسخ به “من و پسرم (۲)”
داستان را دوست داشتم
عالی بود دنبال میکنم ادامشوبزار
این که داستان های گی و سکس با مادر در صدر علایق اعضای شهوانی قرار گرفته آدم به این نتیجه میرسه که نصف ملت تمایل دارن کون بدن و یا ننشون رو بکنن این واقعا جای نگرانی داره
نه به محارم .. بخصوص مادر .. اوناییکه اینجور طرز فکر دارن و به محارم نظر دارن مشخصه پدرشون پول حروم و حق الناس بخوردشون داده
جالب بود . یه کم بیشتر حوصله به خرج بده و برای نوشتن قسمت های بعدی صبوری کن . ممنون ازت .
کسشو خوردم و اونم لرزید تو ۹۹ درصد داستان ها هست
باحوله نشستی گفتی حوله بیار درحال جق زدن داستان مینویسی ایا
کسکش لب میدی کستو میخوره بهش نمیدی. دیگه فقط سینتو تونسته بماله باید بهشم بدی
داستان عالی بود یختونو با چت کردن باز کن و تابو هارو بشکن و لز هم بیار تو داستان
شیلا جوون خوب یکبار بیا ببینم با کی طرفم تو سکس و کی کم میاره شما یا من من حاضرم یه پیشنهاد عالی بدهم بهت و باهات شرط ببندم که کی کم میاره دوست داری خصوصی پیام بده ببینم تو شرط رو میبری یا من
عالی بود ادامشو هم بنویس
واااای با این داستان دوستم منو انقد محکم کرد تا اب خودمم ریخت زیرش ارضا شدم
هردو تشنه همن،ولی هنوز بهم نرسیدن، چه شود موقع وصال عالی، ادامه بده.
به نظر میاد یه زن اینو ننوشته، ولی بد نبود…
بی غیرت دو طرفه پیوی حال کنیم واقعی بیاد
سلام پوریا هستم شیراز قدم ۱۸۳ هست کیرم ۱۸ سانته کلفت دنبال ی دختر خانوم شیرازی هستم صیغه محرمیت بخونیم باهم باشیم سن واسم مهم نیس حشری باشه هر روز بکنمش روبیکا پیم بده تصویری بزنیم shiraz230 اول چت کنیم اصل بده بهم بعدش تصویری بزنیم بعد حضوری بریم بیرون رل بزنیم صیغه محرمیت بخونیم باهم باشیم هر روز بکنمت پایه ای آشنا شیم؟ پیام بده بهم یا داخل روبیکا shiraz230@ آیدیم پیام بده آشنا شیم دوس داری از کون بکنمت ناله کنی ممه هاتو بخورم عشقم بشی اره تصویری بزنیم آب کستو بیارم بکنمت تند تند عاح لای پات بزارم کیر کلفتم رو بکنمت عشقم دختر شیرازی داریم بهم پیام بده تصویری تلمبه بزنم برات خانومیم باشی دوس داری؟ کیر کلفتم تو کصت