این ماجرا مال ۲ ،۳ سال بعد اون ماجراست مربوط به رابطه
منو دوست پسرم حسامه
(اینم بگم که اگه فوت فتیش نیستید نخونید الکی بعدا فحش
ندید کسی مجبورتون نکرده بخونید)
داستان: تقریبا ۳ سال بعد اون ماجرایی که با داداشم داشتم
تو دانشگاه با یه پسر آشنا شدم که یه ترم از من بالاتر بود و تقریبا ۲ سال از من بزرگتر بود . حسام یه پسری با قد ۱۷۸
بدنی معمولی ولی توپر با قیافه پسرونه شیک بود وضع مالیشم
خوب بود باباش تیگو۸ داشت خودشم تارا داشت
خودمم که قبلا گفتم بدنم خوش فرمه و قدم۱۶۸
من با حسام اوایل بیشتر تو اینستا و تلگرام چت میکردیم
زیاد مطالب سکسی نمیفرستادیم ولی یه کم که گذشت دیگه
با هم خیلی راحت شدیمو راجب همه چی حرف میزدیم شوخی
میکردیم
یه روز پنجشنبه بود و منم تو خونه بیکار بودم که پیام داد آیدا جون هستی بریم بیرون بگردیم منم که حوصله ام سر رفته بود
قبول کردم(اینم بگم که چند وقتی بود که از روی نگاهش به منو
کلیپ هایی که میفرسته فهمیده بودم فوت فتیشه ولی به روش نیاوردم مثلا به شوخی می گفت وای من از دانشگاه میام پام بو سگ میده مال تو چی منم خودمو میزدم به اون راه میگفتم نه
اصلا) خلاصه اون روز یه تیپ فوق سکسی زدم که هوش از سر
حسام بره یه مانتو کوتاه جلو باز پوشیدم از زیرشم یه تاپ نیم
تنه قرمز پوشیدم که حسابی جذب تنم بود یه شلوار لی با یه
کتونی سفید پوشیده بودم با جوراب ساق کوتاه
حسام تا منو دید برق از کلش پرید گفت سلام خوشگلم چه
سکسی شدی من خودمو ناز میکردم .خلاصه راه افتادیم با ماشین داشتیم میچرخیدیم که دیدم زیر چشمی داره پاهای
منو نگاه میکنه زیاد توجه نکردم ولی بعد دیدیم این خیلی دیگه
تو بهر پاهامه بهش گفتم حسام چیزی شده کفشامو نگاه میکنی
یه لحظه سکوت کرد ،بعد ۱۰ ثانیه با پت پت گفت نه آخه منم یه
دونه عین همینو داشتم میخواستم ببینم مارکش اونه یا نه
منم خیلی بدون مقدمه ازش پرسیدم فوت فتیشی مگه نه؟؟
خواست دوباره بپیچونه که گفتم نترس من مشکلی ندارم عزیزم
که شروع کرد به تعریف کردن که فانتزیاش چیه و… ولی برده
دوست نداشت فقط گفت دوست داره پاهای دخترارو بو بکشه
بخوره هرچی پاها کثیف ترو بد بو تر سکسی تر منم گفتم ایول
خوراک خودمی😂 که انگار به حسام دنیارو دادن ذوق کرد
گفت الان میخوای برم یه جای خلوت گفتم نه امروز آماده گیشو
ندارم (خواستم اذیتش کنم😅) گفتم امروز چیزی از پام نصیبت نمیشه بزار پس فردا که هم باشگاه هم دانشگاه دارم
اونم که منتظر پاهای عرقی بود گفت باشه پس فردا اوکی
منو جلو درمون پیاده کرد و خدافظی کردیم
شنبه از ساعت ۸ صبح تا۲ ظهر دانشگاه بودم ،ناهارم یه چیزی
بیرون خوردن رفتم خونه زنگو زدم محمد درو باز کرد گفتم مامان
کو گفت خونه خالس گفتم برو ساک باشگاه منو بیار اونم رفت
آورد گفت تورو خدا از باشگاه اومدی جوراباتو بشور منم گفتم نیست
که پاهای تو بو نمیده اونم گفت من حداقل میشورم
خلاصه دیگه چون محمد بزرگ شده بود زورم بهش نمیرسید
کصکش😂😑
مستقیم رفتم باشگاه تا ساعت ۵ که زنگ زدم حسام بیاد دنبالم
از موقعی که سوار شدم حسام حشری شده بود همش میگفت
معلومه خیلی بو میده ها منم گفتم آره حالشو ببر
ماشینو یه جای خلوت بیرون شهر پارک کرد گفت اینجا خوبه
گفتم آره .همونجا مانتومو دراوردم بعد حسام صندلیشو داد عقب
پیرهنشو دراورد با رکابی موند
بعد من پای راستمو آوردم بالا کفشمو در اوردم به محض درآوردن
بوی جورابم تو کل ماشین پیچید ،گفتم ببخشید دیگه امروز خیلی
فعالیتم بالا بود اونم از چشماش داشت حشریت میزد بیرون
شروع کرد اول دماغشو چسبوند به پام نفس عمیق میکشید
هی میگفت جون چه بویی میده اووووووف منم با پاهامو رو صورتش میمالوندم ،تمام صورتش بوی جوراب میداد که مطمئنم
اگه فوت فتیش نبود درجا فشارش می افتد چون خیلی عرق کرده بود بعد پا چپمو آوردم بالا اونم درآوردن همون کارو به پای چپم
اونجام داد و بعد جفتشو محکم لیس زد و با ولع میخورد من
داشتم حال میکردم تند تند نفس میکشیدم چون بدجور حشری
بودم که گفتم میشه به منم حال بدی که گفت سکس میخوای
گفتم نه چون قصد سکس نداشتم گفتم کصمو بمالی اونم
رفت صندلی عقب و تا کرد عقب ماشین با صندوق یکی شد و دوتایی
دراز کشیدم اما روی هم دیگه( یعنی اون پاهاش زیر سر من بود
منم پاهام رو صورتش بود کیر اونو کص منم روی هم بود اول من
زیپ شلوارشو باز کردمو از زیر شرتش کیرشو در اورد کیرش
تقریبا ۱۶ سانت بود کلفتیشم بد نبود من کصمو انداختم بیرون
خیلی دوست داشتم کیرشو بکنم تو خودم ولی جلوی خودمو گرفتم ،اول اون جورابامو در اورد بعد پاهامو که لاک سیاه زده بودمو
چسبوند رو صورتش لیس زد منم با یه دستم کیرشو بالا پایین میکردم اونم کصمو با دستش میمالید ،یه تف زدم تو دستم و
براش جق زدم اونم هم پاهام تو صورتش بود هم کیرش دستم
داشت آه آه میکرد تنتند نفس مکشید .وقتی کصمو مالید
یه لحظه موهای تنم سیخ شد خیلی حرفه ای چوچولمو میمالید منم دیگه نالم بلند شد و داشت حال میکرد حتی تو خودارضایی هم همچین لذتی نداشتم دیگه نتونستم تحمل کنم
جیغم دراومد هر دوتامون تا آسمون بودیم که بعد تقریبا۱۰ دقیقه
بدنم داغ شد و پاهام رفت رو ویبره و ارضا شدم خیلی خوب بود
ولی حسام هنوز ارضا نشده بود و داشت پاهای عرقیمو بو میکرد
و منم همچنان کیرشو میمالیدم که اونم بعد ۲ دقیقه ارگاسم شد و آبش با فشار پاشید رو شکمم. هردومون ولو شدیم و خیلی
حال کردیم مخصوصا حسام
خلاصه با دستمال خودمونو تمیز کردیم و لباسامونو پوشیدیمو
حسام جورابمو داد که بپوشم ولی من جورابمو دادم بهش گفتم
نه دیگه این مال خودت اونم تو کونش عروسی بود
برگشتنی هم رفتیم کافه یه چیزی خوردیمو تقریبا ساعت۸ بود
منو رسوند خونه و ازم تشکر کرد .اون روز هم من خیلی حال کردم
هم حسام بعد از اونم چند باری براش فوتجاب کردم
که اگه مایل باشید اونارم تعریف میکنم
❤
نوشته: آیدا
2 پاسخ به “سکس و فوتجاب من با دوست پسرم”
کاش دوست دختر من بودی هرروز کفپاهاتو میلیسیدم
اصلا به فوت فتیش علاقه ندارم