✨این اولین باره دارم داستان مینویسم و تازه با کیرتوکص آشنا شدم ✨
اول اینو بگم که لطفاً توهین و فلان نکنین هرکی که واقعا میتونه کمک کنه نظر بده لطفاً
من وقتی بچه بودم پدرم نگهبان هتل بود
تایم هاشو یادم نیست کی میرفت و میومده
ولی میدونم که تقریباً ظهر میرفت و صبح روز بعد میومد
منم مدرسه نمیرفتم
در این حد بچه بودم
ولی راه میتونستم برم و حرف بزنم
یه روزی از روز ها که پدرم تو کار بود و من خواب
و من با مادرم میخوابیدم
یهو صبح از خواب بیدار شدم و دیدم مامانم کنارم نیست
بعد شنیدم یدونه صدای شاپ اومد از اتاق خواب
پاشدم رفتم سمت اتاق
دیدم مادر با یه مرد دیگه دراز کشیدن و حرف میزنن
اون صدایی هم که شنیدم صدای سیلی زدن مرد به باسن مادرم بود بعد منم چون بچه بودم هیچ چیزیییییی هیچ چیزی از رابطه جنسی نمیدونستم
بعد اونا هم لخت نبودن
لباس داشتن
بعدش مادرمو صدا زدم از جلوی در اتاق
و زود هول هولکی پاشد و اومد سمت من بهم شیرنی داد و گفت به بابات نگو بعدش منو برد و دوباره خوابوند
اون روز تموم شد و رفت
اون زمون گوشی لمسی نبود
اگه هم بود من که ندیدم کسی داشته باشه تو فامیل
گوشی نوکیا بود
منم بازی موبایلی و اینا نداشتم که بازی کنم مادرمم نمیزاشت برم تو کوچه بازی کنم
ولی دوبار این کارو کرد
دوبار گذاشت برم تو کوچه
و احتمال میدم مادرم که سخت گیر بود سر رفتن من به کوچه
حتما اون دوبار هم اون مرده داشت میومد خونه و گذاشت من برم بیرون تا تو خونه راحت باشن
بعد از اون دوبار هم
یکی دو بار مرد رو تو خیابون تو ماشین از دور دیدم
بعد از اون ندیدمش تا حالا
بعد مدت ها گذشت و من رفتم مدرسه و چند سال گذشت و من تو مدرسه بیشتر در مورد روابط جنسی فهمیدم
و بعد ها فهمیدم که اون مرد احتمال داره چه کار هایی با مادرم کرده باشه
الان این مشکل زندگی منو مختل کرده هر کاری میخوام بکنم فکرش منو راحت نمیزاه و از اینکه تو ذهنم اینو تصور میکنم
خیلی ناراحتم میخوام وقتی دوتایی با مادرم تنها بودیم قرآن رو بیارم و بگم دوتا قسم بخوره
1.اینکه این مکالمه بین من و مادرم رو هیچکس نفهمه
2.راستش رو بگه
بعد اینکه قسم خورد ازش بپرسم اون مرد کی بود و رابطه جنسی داشته باهاش یا نه
میخوام این مشکل رو حل کنم
این کارو بکنم یا نه ؟
و اینم اضافه کنم که این باعث شده که من به مادرم حس پیدا کنم و الان اگه شرایط رابطه جنسی فراهم باشه 100%قبول میکنم و باعث این نوع فکر کردن من هم خودش هست
اینم در نظر بگیرید به عنوان آخرین نکته که مادرم الان بعضی وقتا نماز میخونه ولی از طرفی هم از دیده نشدن بعضی از قسمت های بدنش اصلا تلاشی نمیکنه
یعنی مثلاً چند باری پیش اومده که کنارم لباس عوض کرده
و یا وقتی از حموم اومده بیرون فقط با حوله جلوی کص و کونشو گرفته ممه هاشو فشنگ آزاد ول کرده و من هم دیدم
یا وقتایی که میریم بیرون میاد تو اتاق و جلو من پیرهن و شلوار عوض میکنه
نوشته: Nobody
5 پاسخ به “خیانت مادرم”
آدم باش الکی چیزایی که تموم شده رو شخم نزن برو پیش مشاور که خاطرات بدت رو فراموش کنی
آدم باش الکی چیزایی که تموم شده رو شخم نزن برو پیش مشاور که خاطرات بدت رو فراموش کنی
خب چند نکته، اول از همه اینجا جای راهنمایی خواستن و نصیحت ادمهای غیر حرفهای نیست. دوم بقول دوستمون باید حتما مشاور ببینی، سوم اگر میخوای با مادرت صحبت کنی و قسمش بدی، اول ببین خودت دنبال شنیدن چی هستی، گیریم که بارها رابطه جنسی داشته اند، میخوای بپرسی چرا؟ خب دلیل اولش عدم توجه پدرت به نیازهای مادرت هست، و اونم از شرایط زندگی شما بوجود اومده، پس واقعا هیچکس اینجا گناه کار نیست. بعدش هم طرز لباس پوشیدن و یا نپوشیدن مادرت هم جزء آزادیهای تو خونه اش هست و تو نباید با دیدن مادرت تحریک باشی، این درست حس نیاز جنسیت رو با مادرت توجیه کنی. برای خودت دوست دختر پیدا کن
بنظرم بهتره آزمایش دی ان ای بدی چون به احتمال خیلی زیاد اون آقاهه که دیده بودیش پدر اصلی توئه
بیخیال شو، تو رو محرم خودش میدونه جلوت راحته نمیدونه بهش خس داری