آخر لذت

سلام اسمم متین الان 27 سالمم و مجرد اهل سمنان هستم بدنم کم مو سفید چیز توپی ام چیزی که میخوام تعریف کنم مال زمان دانشجویی

من کون دادن و با یکی از رفقام از بچگی شروع کردیم چون زیاد خونه هر دوتامون خالی نمیشد مجبور بودیم بریم دستشویی های پارک با هم سکس کنیم دو تا خواهر دارم یکی ازم بزرگتر و دیگری ازم کوچکتر یه روز خونمون خالی شد به رفیقم که اسمش محسن قرار گذاشتم بیاد خونمون یه ربع گذشت جفتمون وسط حال لخت بودیم یهو از شانس بد خواهر کوچکتر ام سرزده اومد خونه تا ما رو لخت دید کلی جیغ زد و فرار کرد متاسفانه به خانواده ام گفت اهل خانه فهمیدن من کونی ام پدرم منو بست به یه درخت گردو تو حیاط با کابل تلفن سیر کتکم زد از اون موقع دیگه بشدت منو کنترل میکرد دیگه سکس نداشتم تا دانشگاه آزاد گچساران قبول شدم از شانس خوبم دانشگاه فامیل آشنا پیشم نبود همه غریبه خیلی وقت بود کون نداده بودم مجبور شدم با سه نفر خونه اجاره کنیم چند ماه گذشت نزدیک بهمن هر سه تا دوستام رفتن شهرستان خودم تنها خونه بودم یه روز اول صبح خواستم زباله رو بزارم دم در با رکابی اومدم بیرون بدنم هم سفید کم مو دیدم یه مرد پنجاه ساله کنار ستون وایساده تا منو دید خندید و تکه انداخت کوچه خلوت بود یهو دلم هوای کیر کرد بهش اشاره کردم بیاد خونه گفتم تنهام اونم اومد نوک ممه هام زده بود بیرون مثل وحشی ها اوفتاد به جونم کیرش هفده سانت کلفت سیاه به هم گفت توله سگ برام ساک بزن هیکلش از من بزرگتر بود ترسیده بودم اما راه فرار نداشتم مجبور شدم به حرفاش گوش بدم خلاصه کیرشو کرد تو دهانم بعد کرد تو کونم هی میکرد و سیلی میزد روی کونم اون روز حسابی منو کرد به زور شماره تلفن مو گرفت گذشت یه هفته بعد پیام داد که برم خونه اش اولش گفتم نمیام اما تهدید کرد اگه نرم میاد در خونه دانشجویی ترسیدم رفتم خونه شون رسیدم دیدم داره شیره میکشه تعارف کرد برم بکشم گفتم اهلش نیستم گفت پس برو دستشویی تخلیه کن کارت دارم رفتم دستشویی اومدم بیرون مجبورم کرد لخت بشم دوباره عین وحشی افتاد به جونم داشتم ساک میزدم بهم فحش مادر داد گفتم نگو گفت خفه شو داشت درباره خانواده ام سوال میکرد هی فحش میداد مجبورم کرد گوشیم و باز کنم عکس خواهر بزرگم سحر و دید دیوانه شد خواهر سفید قد بلند کلی فحش روانه کس و کونش کرد ناخوداگاه من از فحاشی خوشم اومد این دفعه زیر کیرش حسابی حال میکردم جوری شده بود خودم با زبان خودم به خانواده ام فحاشی میکردم کیرت لای ممه های خواهرم سحر تو کوسش …اون روز حسابی حال داد رفتم شهرستان چند تا فیلم و عکس از کون خواهرم لباس هاش گرفتم براش ارسال میکردم اون فحش میداد من …لذت بردم

نوشته: متین

بازدید 4,753

5 پاسخ به “آخر لذت”

  1. خاک تو سرت احمق داستان یک پسره کص ندیده بدبخت بیناموس دلقک کص ننت کیرم دهنت ننتو گایدم پولشم ندادم کاش کاندم میزاشتم الان تو اینجا نبودی کصشعر بنویسی

  2. koondam ضعیف بود ولی کلا بخاطر تحقیر و فحش دادن اون مرده خوشم اومد.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...