…قسمت قبل
سلام خدمت دوستان مدتی بود ادامه داستان اشتراک نزاشتم حامد ۲۴ ساله از جنوب کشور داستان بر میگرده چندین سال پیش همچنین دوست عزیزی که درخواست داده بود که شکلک استفاده نکنم چشم
اول از همه یکی داستان هام که سکس با مامان امیر ۱۸ ساله نوشتم البته با اجازه مامانش
بریم سر اصل مطلب تابستان بسیار گرم بود جوری که حتی کولر ها هم جواب نمیداد ساعت ۲ ظهر بود توی حال با یه شلوارک درازکشیده بودم یک لحظه دیدم سنگ ریزه ای به پنجره پشتی برخورد میکنه اول فکر کردم بچه های محله میخوان انبه بکنن سنگ خورده دوباره تکرار شد رفتم پشت پنجره مریم خانم بود گفت درب حیاط باز بزار الان میام مردم از گرم سری در باز گزاشتم چند دقیقه بعد دیدم مریم سری اومد داخل بهش گفتم چرا در حیاط نزدی گفت نمیخواستم ملیحه بهم ببینه
ملیحه کسی بود که منو مریم باهم آشنا کرده بود یکم شک کردم بهم گفت درب زدن باز نکنی
بدنش خیس عرق شده بود لباسش در آورد جوووونم بدن فوقالعاده سکسی کاملا لخت شد مریم چند سال از من بزرگتر بود منم انگار برده اش هستم رفت داخل حموم خودشو کامل آب کشید صدام زد حوله برام بیار
بردم براش موهای خرمالو روی صورت و سینه اش ریخته بود کاملا حس حشری بهم دست داد اومد جلو با موهای خیس یکم لب از هم گرفتم بهم گفت یه شلوارک خودت برام بیار سری رفتم براش آوردم کیرم شق شده بود
خودشو خشک کرد دولا شد شلوارک بپوش از پوشت بغلش کردم یکم منو به عقب هول داد گفت عجله نکن شوهرم امشب ماموریت هست حالا حالا ها هستم
گفت میخوام کاری کنم حسابی لذت ببریم هنوز هنگ بودم چرا تنها اومده چرا ملیحه نیست
دیدم رفت سر کیفش یه دستمال کاغذی در آورد گفت میخوام کمرمون سفت کنیم مریم کرمانی هست البته از طرف مادری یه پلاستیک در آورد دیدم شیره تریاک هنگ کردم مریم میخوای چکار گفت ساکت شو برو پکنیک ماهی کباب میکنی تو حیاط بردار بیار تا من رفتم اوردم سیم سوزن حتی یادمه دوتا لول هم آماده کرده بود پکنیک روشن کرد گفت کسی نمیات که اگر ملیحه هم اومد در زد باز نکن
گفتم مریم خانم من تا حالا نکشیدم فقط عرق آبجو خوردم گفت یکبار تست کن خوشت میات واقعا بخاطر کص و کونش شده بودم برده اش شروع کرد به دود گرفتن دوستان خداشاهد عین واقعیت هست چندتا دود که گرفتیم البته من یکی در میان میگرفتم کامل لخت شدیم کیرم گرفت تو دستش آروم یه بوس کرد شروع به خوردن کیرم شد هر چند لحظه یکبار یه دود هم میگرفتیم من تا حالا سیگار هم نکشیده بودم کمکم بدنم شل شد مریم کیرم تخم هام همزمان میخورد دود میگرفت نوک سینه نه هام زبون میزد نیم ساعتی دود میگرفت گفتم مریم من بسمه دیگه نمیتونم کیرم میخورد کامل شق کرده بودم که بالشت گذاشت گفت تکیه پاهاتو جفت کن یکم لب تو لب شدیم کیرم از بس خورده بود خیس بود برعکس من دهنم خشک شده بود کیرم تنظیم کرد کامل جا داد تو کصش آخ ریزی کشید دستهاش رو شونه هام گذاشت یکم جا باز کنه آروم یکم خودش به کمرش قوص میداد حسابی کیرم تو کصش بود که تخم هام چسپیده بود به دم کصش توی همون حالت دوباره شروع به دود گرفتن کرد همش میگفت جون حال میده اینجور دود بگیرم که کیر تو کصم باشه میگفت سینه هام بمال خودش هم دود میگرفت تا تموم کرد
خودشو انداخت روم چنان تلمبه میزد که تخم هام میخواست بترکه دستش حلقه کرد دور گردنم اومد روی بغل کنارم خوابید یه پاش بالا گرفت گفت بکن سری آخ بکن تو کصم سری بدون معطلی تو کصش کردم شروع به تلمبه زدن پاش جلو صورتم بود شصت پاش آورد جلو صورتم آروم میخوردم پاش و محکم تو کصش تلمبه میزدم کمرم انگار چوب خشک بود نیم ساعت یه کله کردمش دوبار ارضا شد مریم ولی من هنوز ارضا نشده بودم
دستمال آورد کیرم پاک کرد دوباره شروع به خوردن کرد چنان میخورد همش حس میکردم الان آبم میات ولی خبری نبود دیگه کم کم بیضه هام داشت درد میگرفتم
محکم بغلش کردم به پشت خوابوندمش یکم سوراخ کونش لیس زدم به زحمت یکم تف زدم اول نمیخواست کون بده واقعا دلش سوخت انگار گفت آروم بکن هرجا گفتم صبر میکنی با فشار سر کیرم رفت داخل کونش یه جیغ بلندی زد دستش آورد جلو کیرم گفت صبر کن صبر کن چند لحظه بعد گفت آروم بفرست آروم آروم کامل کیرم جا دادم درد داشت یکم تحمل کرد دیدم اینجور نمیشه برش گردوندم یه بالشت زیر باسنش گذاشتم پاهاش بالا گرفتم جا باز کرده بود کونش شروع به تلمبه زدن که کردم دیدم صدای درب حیاط میات سری کیرم کشیدم بیرون مریم گفت باز نکن
میدونستم ملیحه هست توجه نکردیم با تمام توان تو کونش تلمبه میزدم آبم اومد بدون اینکه بگم کامل خالی کردم تو کونش توی همون حالت پاهاش آورد پایین کیرم از کونش افتاد بیرون دیگه نفس نداشتم
نیم ساعت نگذشته بود دوباره درب حیاط زدن مریم گفت باز نکن گفتم میرم هرکس هست حتی ملیحه میگم مهمون دارم میفرستم بره ساعت ۳ نیم ظهر بود رفتم اینبار باز کردم ملیحه بود تا میخواستم بگم مهمون دارم سری پرید تو حیاط نتونستم چیزی بگم اومد داخل گفت مریم جنده کجاست انگار رفته بود خونه مریم اینا فهمیده بود نیست این موقع ظهر هم جای نداره بره
مریم با پوزخند اومد بیرون فقط چادرش دور خودش کرده بود گفت جنده خودم اوردمت حالا دیگه بدون اجازه من میات این بوی چیه حامد سرم انداختم پایین گفت تریاک هست صبر کن به مامانت بیات بگم دیگه طاقتم سر اومده بود واقعا دارم میشم برده اینا گفتم هر غلطی میکنی بزنین گم بشین برین بیرون که یکم خنده کرد ملیحه گفت شوخی کردم ملیحه میدونست که مریم هرزگاهی شیره تریاک میزنه مریم همنجور لخت باز نشست پای بساط ملیحه دستش گذاشت روی کیرم گفت حالا حال داده بهت یکم کیرم مالی منم تو کف اوج جوانی سری شلوارش کشیدم پایین هرچی مقاومت کرد خوابوندمش نمیخواستم از کص بکنم به شکم خوابودمش هرچی گفت حامد چت شده وحشی بازی در نیار توجه نکردم تف زدم سر کیرم هرکاری کرد نزاشتم بر بگرده با فشار کیرم تا نصف کردم تو کونش غش کرد انگار شروع به گریه کرد گفت حامد تورو خدا آروم بکن درد دارم محکم دو بغل کمرش گرفتم بدون وقفه تو کونش جلو عقب میکردم داد زد جنده مریم بیا مریم هم خنده ای زد داگی کردمش تا جای که میتونستم تو کونش جلو عقب میکردم دردش کم شده بود ولی هنوز اشک میریخت داشت آبم میومد کیرم کشیدم فکر کرد میخوام بگم بخوره تا اوردم جلو صورتش فوران کرد کل صورتش خالی کردم افتار کف حال انگشت میکرد تو کونش کامل گشاد شده بود رفت دستشویی خودشو شست اوند بیرون گفت خیلی نامردی یکم با مریم جرو بحث کرد به منم گفت خودت باش همین جنده لنگ لنگان رفت من بی حال خواب رفتم ۸ شب بود دیدم مریم لخت تو بغلم هست گفتم بخاطر تو با ملیحه بهم زدم گفت فدای سرت عید حال اساسی میدمت دیگه هر موقع خونه خالی میشد سکس های من با مریم ادامه داشت تا عید که باز خانواده ام رفتن خونه تنها بودم مریم هم خواهرش با یه پسر سفید کم سن سال یعنی یکی دو سال از خودم کوچیکتر بود اومدن اگر دوستان خوششون به اشتراک بزارم معذرت میخوام طولانی شد
نوشته: حامد