عشق شیرین (۳)

…قسمت قبل

تو دو هفته بعد کنکورم علی از حرفش کوتاه نیومد و هر شب عشقبازی های ما تکرار میشد و انقدر برای هردومون لذت‌بخش بود که حتی اگه علی هم میخواست مراعات منو بکنه خودم برای رابطه پیش قدم میشدم

اتاق خوابمون رو هم به اتاق من و الهه تغییر داده بودیم و با چسبوندن تختای ما به هم برای خودمون تخت دو نفره درست کرده بودیم

خوبی این اتاق این بود که برای راحتی من و الهه به حموم طبقه بالا در داشت و الان این آپشن برای من و علی فوق العاده بود

رسیدیم به مسافرت دسته جمعی برعکس همیشه که کلی برای مسافرتامون هیجان و ذوق و شوق داشتم ایندفعه از اینکه خلوت دو نفرمون رو برای یه هفته از دست میدم واقعا ناراحت بودم شکل رابطه من و علی جنسش فرق کرده بود و دیگه حاضر نبودم حتی برای یه روز هم که شده اونو از دست بدم در حال جمع کردن وسایلم بودم ولی اصلا حوصلشو نداشتم

شیرین جمع کن زود بیا بخوابیم دیگه عزیزم صبح زود باید پاشیم

تو بخواب من جمع کردم میام

بدون تو بخوابم؟

دوست داشتم احساس علی رو هم نسبت به این دوری اجباری بدونم

اوهوووممم مگه قرار نیست یه هفته بدون من بخوابی حالا امشبم روش چه فرقی داره

شییییرییین

سرمو بلند نکردم و خودمو مشغول کار نشون دادم کنارم روی زمین نشست و با دستش سرمو چرخوند سمت خودش

شیرینم از چی ناراحتی میشه حرف بزنی

گفتم دیگه تو دقت نکردی به حرفم

کی گفته شما قرار از من جدا بخوابی

مگه همیشه همینطوری نبوده

الآن فرق داره قبل اینکه ناراحت بشی اول سوال بپرس

خودت همیشه گفتی چون عقد نیستیم صحیح نیست تو جمع کنار هم بخوابیم

من غلط کردم خوبه / مگه من میذارم تو یه هفته ازم دور باشی اصلا طاقتشو ندارم خیالت راحت

راست میگی؟

آره قربونت برم سر چیزای الکی هم خودتو اذیت میکنی هم منو

الکی نبود علی

راست میگی خیلی مهم بود ولی قبل ناراحت شدن حرف بزن دورت بگردم

همونطور که خیره چشمام بود برای لب گرفتن ازش پیشقدم شدم و خودمو تو بغلش انداختم دستاش دور بدنم حلقه شد و لبامو میخورد تا نفس کم آوردیم

پاشو جمع کن سریع بریم بخوابیم

بخوااابیم؟!

نچچچچ ولی بعدش میخوابیم دیگه

چیزی نمونده صبح جمع میکنم فعلا کاری مهمتری دارم

در برابر چشمای متعجب علی در اتاق رو قفل کردم و لباسام رو خودم درآوردم علی هم با یه لبخند رضایت‌بخش نگام میکرد و قربون صدقم میرفت بعدش لباسای علی رو درآوردم تو بغل هم چفت شدیم تمام بدن همدیگرو نوازش میکردیم همزمان از هم کام میگرفتیم تو این دو هفته یکی از بهترین سکس‌هایی که بیشترین لذت رو برای جفتمون داشت این بود که بعد از اورال سکس که حسابی بهم حال میدادیم من دمر میخوابیدم و علی با حرکت آلتش بین پاهام و لمس اندامم هردومون رو به اوج میرسوند

تو این حالت لذت بخش تر از هر حالتی برای من مکیده شدن کمرم توسط علی بود که منو دیوونه میکرد

نفسای گرم علی که روی کمر و گردنم پخش میشد حس سنگینی بدنش روی تنم همه و همه‌اش فقط لذت محض بود

شیرین

جووونممم

یه کار جدید امتحان کنیم

چی؟

نمیدونم میترسم اذیت بشی تو

بگو حالا

همزمان دستش باسنم رو فشار میداد

بدجور دلم میخواد اینم فتح کنم

قبلا از دوستان حرفای ضد و نقیض زیاد شنیده بودم یه سری میگفتن خیلی درد داره یه سری میگفتن خیلی حال میده دلم میخواست تستش کنیم ببینم تو کدوم دسته ایم

پس بریم تو کارش

مطمئنی؟

اوهوووممم

از روم بلند شد و از کشوی میز توالت کرم رو آورد به پهلو کنارم دراز کشید و لبامون توهم گره خورد همزمان انگشتش نرم اطراف سوراخ باسنم رو لمس میکرد و سردی کرم باعث میشد بدنم منقبض شه

هر وقت اذیت شدی بهم بگو

کاری نکردی که اذیت شم

جمله‌ام تموم نشده بود که انگشتش داخل رفت درد زیادی نداشت ولی غافلگیر شدم

آیییی

جونم

همزمان با خوردن لبام و سینه‌ام حرکت انگشتش ادامه داشت

وقتی احساس کرد بدنم آمادگی پذیرش آلتش رو داره من دمر خوابیدم و به خواست علی کمرم رو به سمت بالا قوس دادم تو همون حالت با زبون در حال لمس اندامم بود که لذتش عجیب بود و همزمان باسنم رو ماساژ میداد وقتی من ارضا شدم خیلی نرم و با احتیاط آلتش داخل باسنم شد درد زیادی داشت ولی قابل تحمل بود بدنش رو ثابت نگه داشته بود و آروم همون سر آلتش رو عقب و جلو میکرد با هر حرکتش مقدار بیشتری وارد میشد هرچی جلوتر میرفت دردش بیشتر میشد و از صدای نفسای علی و چنگی که به باسنم میزد میدونستم هرچی درد من بیشتر میشه اون لذت بیشتری میبره

علی دیگه نمیتونم

باشه فداتشم شل کن خودتو

آلتش رو ثابت نگه داشته بود و با دستش اندامم رو به بازی گرفت حرکت انگشتش داخل اندامم انقدر لذتبخش بود که دردمو یادم رفته بود و علی همزمان با مالوندن بدنم آلتش رو هم داخل باسنم حرکت میداد تو این حالت جز لذت چیزی متوجه نمیشدم تا اینکه هر دو همزمان ارضا شدیم و لذتی جدیدی رو اونشب تجربه کردیم

طبق معمول علی بعد از سکس برای حموم رفتن بلند شد

شیرین

علی نه من صبح دوش میگیرم خوابم میاد

زود میایم قول

غلط کردی هر وقت اینو گفتی یه ساعت تو حموم بودیم

نه به جان تو خودمم نا ندارم پاشو باهم بریم

میدونستم مخالفتم تاثیری نداره تا من دوش نگیرم و مطمئن نشه که نمازمون قضا نمیشه دست از سرم برنمیداره

فردا صبح زود حرکت کردیم و مسافرت شروع شد همیشه هرجا میرفتیم خانوادگی ایمان تو ماشین ما بود اون روز به درخواست امیر ایمان تو ماشین امیر پیش عمو و زنعمو رفت تا خواستم اعتراض کنم نگاه علی متوجهم کرد چیزی نگم

خودم به امیر گفتم ایمان رو ببر اونور میخوام با عشقم تنها باشم

مرسی که حواست بهم هست

تو راه فقط حرف عاشقونه و برنامه ریزی برای آینده بود که بینمون رد و بدل میشد

مثل همیشه یه ویلای کوچکتر برا مامان و باباها گرفته بودیم یه ویلا بزرگتر برا بچه ها سر تقسیم اتاق علی به بچه ها گفت همه کنار اول خانومم انتخاب میکنه اتاقمون رو بعد شماها یادتون باشه این سفر بخاطر خانوم منه پس تو همه چی حق تقدم داره

با صدای هوو کشیدن بچه ها اتاقا رو انتخاب کردیم به محض رفتن تو اتاق و بستن درش لبامون توهم گره خورد

رنگ چشمای علی دوباره کهکشانی شده بود

علی جان الآن وقتش نیستا

میدونم خوشگلم حواسم هست

اون سفر خیلی خوش گذشت و شیطنتای ما دو تا عجیب لذتبخش بود

دو سه شب اول فقط به نوازش و بوسه‌های عاشقونه گذشت شب بعدیش جفتمون بی‌تاب همدیگه بودیم اول با بوسه های پرولع و گرم شروع شد و اصلا نفهمیدم چجوری جفتمون لباسامون دراومد و بدنامون در هم پیچیده بود عطش و ولعی که علی نسبت به رابطمون داره من رو هم به وجد میاورد

بوسه های گرم علی روی سینه ام و اندامم باعث میشد مثل مار زیر بدنش پیچ و تاب بخورم خفه کردن صدام تو این شرایط با حضور افرادی که تو خونه بودن خیلی سخت بودم در نهایت بین پاهام نشسته بود و آلتش رو روی اندامم حرکت میداد تا هر دو باهم به اوج رسیدیم و تو بغل هم آروم گرفتیم اون شب به طرز عجیبی دلم سکس کامل میخواست ولی روم هم نمیشد به علی بروز بدم و در نهایت با حس خاصی به خواب رفتم

این هم تجربه اولین سکس ما در فضایی خارج از ناحیه امنمون بود

نوشته: شیرین

بازدید 5,991

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...