…ادامه از قسمت قبل (لینک قسمت های قبل را در پایین داستان بالای نظرات میتوانید پیدا کنید یا اینکه میتوانید نام داستان را از بخش جستجوی وب سایت جستجو کنید)
از سرویس برگشتم داخل اتاق که دیدم زن و شوهر دارند بهم ور میروند و عشق بازی میکنند اومدم نشستم روی صندلی میز آرایش و مشغول دیدن اون لحظه های زیبای عشقبازی شدم خانم گفت خوب داری لذت میبری و دید میزنی نمیایی پیش ما بهش گفتم چرا الان میام شما ادامه بدید الان میرسم خدمتتون
چند لحظه بعد به جمع ۲ نفره اشون اضافه شدم و لب تختی که روش دراز کشیده بودن نشستم و با دستهام ساق پاهاش را نوازش میکردم و مالش میدادم
به خانم گفتم نمیخوای لباسات را در بیاری تا راحت تر باشیم گفت گذاشتم خودت زحمتشون را بکشی و در بیاری بعد گفت ما هنوز با هم آشنا نشدیم
من گفتم امیر علی هستم و اونم گفت من هم زهرا و ایشون هم همسر عزیز من علی جوون عشق ی دونه ی من
بعد از روی تخت بلند شدو اومد لب تخت سمت من و دست من رو گرفت و گفت چرا نشستی و بلندم کرد با ی حرکت دیدم تو بغل من خودش را جا کرد و لبش تو لبام قفل کرد و شروع به مکیدن لبهام کرد و زبانش را تو دهانم میچرخاند و دهان خوشبو و لبهای گوشتی و خوردنیش به لبهای من دوخته شده بود
تو همین حین من هم یواش یواش لبهام را از لبهاش جدا کردم و از بالا شروع کردم به خوردن لاله گوش و چانه و بوسیدن گونه هاش سپس بسمت پایین بدنش حرکت کردم و زیر گردن و گلو را میخوردم و میلیسیدم و یکی از دستهام را حلقه کردم به دور کمر زهرا جوون و اون یکی دستم داشت کمر و کون زهرا را نوازش میکرد با ی حرکت سریع و آنی نیم تنه سفید را از تن زهرا در آوردم و شروع کردم بالای سینه هاش را لیس زدن و قربون صدقه رفتن اون بدن زیبا و بلوری ی سوتین توری اسفنجی مشکی تنش بود که دست انداختم از پشت با ۲ انگشت قفلش را باز کردم و ی فاصله کوچیک بین خودم و زهرا ایجاد کردم تا بتونم سوتین را از تنش در بیارم در حالی که هنوزم داشتم بدنش را میبوسیدم و لیس میزدم
با ی اشاره بندهای سوتین را از روی شونه ها و از توی دستهاش در اوردم و رها کردم روی زمین وای چی میدیدم سینه های خوش فرم سر بالا با نوک گوشتی سایز ۷۵ و سفت قهوهای خوردنی و محشر بعد افتادم به جونشون و سرم را بین سینه هاش قرار دادم و با چند تا بوسه قربون صدقه شون رفتم و نوک ممه های خوشگلش را داخل دهانم قرار دادم و شروع به مکیدن کردم و یا زبان دور حلال سینه هاش زبان میزدم ی جوری میمکیدم که صدای شهوت آلودش فضا را سکسی تر کرده بود و با یک نگاه متوجه شدم علی خیره شدم به ما و با دیدن عشق بازی من و زهرا داره کیر کوچیک و باریکش را میماله و داره از دیدن ما تو این پوزیشن لذت میبره و با علامت تایید به ادامه دادن من سرش را تکان میده به کار ادامه دادم و یواش یواش اومدم پایین و زانو زدم جلوی پای زهرا تا رسیدم به دور ناف زهرا و زبانم را دور ناف اون میچرخوندم تا عکس العملش را ببینم و بدونم بیشترین نقطه ای که نقطه اوج لذت در اون هست کجاست حالا جلوش زانو و زدم و دو تا دستم دور باسن خوش فرم و سفت و عضله ای اون حلقه شده یواش دامن مشکی کوتاه را از دور کمر ساعت شنی اون بست پایین کشبدم و چی میدیدم ی جفت رون سفت توپر هفتی که وسط دو تا پاش ی کوس لقمه ای باد کرده میدیدم که از زیر ی شورت توری مشکی خودننایی میکر و مثل شرینی پاپیونی پفکی بود باد کرده تو همون و ضعیت و از روی شورت زبونم را روی کوس زهرا میزردم و قربون صدقه اش میرفتم به کارم ادامه میدادم و اون با فشار دو تا دستاش سر من را چسبانده بود به کوس نازش و آه ناله میکرد تا اینکه زهرا گفت امیر علی تو را خدا بسه دیگه پاهام جوون ایستادن سر پا نداره بریم رو تخت دراز بکشیم
گفتم چشم هرچی شما بگی عزیزم
علی هم گفت راست میگه بیایید پیش من دراز بکشید من هم تنها موندم با زهرا ۲ قدم رفتیم عقب تر و با ی اشاره به زهرا گفتم دراز بکشه رو تخت زهرا روی تخت درلز کشید کنار علی و من رفتم روش و از لب هاش شروع کردم بسمت پایین خوردن تا رسیدم به شورت خوشبو و عطر آگین که بوی بهشت را میشد احساس کرد از بس خوشبو بود این کوس و بدن زهراجون معلوم بود به تمام بدنش عطر زده از بس بوی خوبی میداد این بدن زیبا و بلوری بهش گفتم ی مقدار کمرش را بگیره بالا تا شورتش را در بیارم و بعد از در آوردن شرت از پاش شروع کردم دونه دونه انگشت های پاهاش را میکیدن و کف پاهاش را لیس زدم و از ساق پاهاش بوسیدم و اومدم به سمت بالا تا رسیدم به بهشت و بهش گفتم پاهاش را جمع کنه تو شکمش اول کناره های نازش را خوب خوردم و سپس چوجوله نازش را قشنگ و حسابی مکیدم که داشت جیق میزد از شهوت و ناله میکرد و علی هم داشت گونه ها و گردنش را میخورد جوری نازش را میخوردم که باسن و کمرش را محکم بلند میکرد و میکوبید به تخت و ناله هاش شدید تر شده بود گفت امیرعلی بسه بیا بالا از روش بلند شدم گفت 69 بشیم من هم میخوام بخورم برات و ی خال اساسی بهت بدم تا مزه اش برای همیشه زیر زبونت بمونه و راست گفت الان بعد از تزدیک ۲۰ سال تمام لحظاتش تو ذهنم هست
سر من بسمت پایین تخت بود و سر اون بسمت بالای تخت من به روی کمر خوابیدم و اون اومد روم و شروع کرد عین وحشی ها خوردن کیرم و خایه هام علی هم اون وسط ی خورده داشت به زهرا ور میرفت و بدن زهرا را میبوسید و قربون صدقه اش میرفت و میگفت زهرا جوون حال میکنی چی برات ردیف کردم و .. و با حرفهاش زهرا را حشری تر میکرد و قشنگ کوس زهرا جان تو دهان من بود و اون هم وحشی شده بود و قشنگ حرکت میکرد یا بگم پرواز میکرد مثل اسب های چالاک و من با ولع اون کوس خوشگل و خوش عطر و خوشمزه را میخوردمش و به جلو حرکتش میدادم و با زبون سوراخ کون اون را میلیسیدم و دستهام را انداخته بودم دور کمر زهرا و قفل کرده بودم و کوس اون تو دهان من بود ی آن دیدم میخواد خودش را از دستهام رها کنه ولی نگذاشتم و محکمتر گرفتمش التماس میکرد ولم کن ولی من ادامه میدادم و ی آن دیدم نبض کوس زهرا داره تند تند میزنه و بدنش ی آن منقیض شد و آبش با تمام شدت پاشید تو دهان و صورت من و زهرا خودش را شل کرد بعد از اینکه بدنش آروم شد آب بهشت از صورت من سرازیر شد و از روم بلندش کردم و رفتم سرویس صورتم را شستم و ی آب زدم و برگشتم دیدم زهرا آروم تو تخت خوابیده و علی داره بهش میگه چطور بود و اون میگه عالی عالی قربونت برم علی جون که امروز را برام ساختی و علی رو کرد به من و گفت زهرا جون تشکر میکنه حالا نوبت منه باید ی حال اساسی به من هم بدی بیا رو تخت کنار زهرا دراز بکش رفتم سمت زهرا و کنارش دراز کشیدم و علی اومد روم و شروع کرد از من لب گرفتن و بوسیدن از گردن و گلوم و سینه هام شروع کرد و بعد رو به پایین تا رسید به کیرم و شروع کرد به ساک زدن اول آروم و بعد تند من هم با دستم به زهرا ور میرفتم که کنارم دراز کشیده بود و علامت رضایت را میشد تو چشمهاش دید و داشتند از من تشکر میکردند بابت سکسمون علی وازلین را برداشت و اومد کیرم را که شسته بودم برام باز چرب کرد و اومد نشست روی من و سوراخ کونش را روی کیرم تنظیم کرد و اول یواش سر کیرم را داخل کونش جا داد و آروم جلو و عقب میکرد تا جا باز کنه بعد که روان تر شد شروع کرد تلمبه زدن و صدای شالاپ شلوپ لمبرهای کونش میپیچید تو اتاق چند دقیقه که ادامه داد گفتم علی آروم تر آبم داره میاد گفت بریز توش میخوام تمام آبت را بریز تو بدن من و من را سیراب کنی
ادامه دارد
نوشته: امیرعلی
3 پاسخ به “وانت پیکان (۲)”
وانت شیطان
کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی مردک کوس دست
با وانت زهرا کوس قلمبه را کردی لابد اگر لکسوس داشتی جنیفر لوپز میکردی