راضی شدن عمو برای کردن سپیده (۳)

…قسمت قبل

لامپ اتاق خواب رو هم خاموش کردم و فقط یه نور خیلی کمی از پنجره اتاق خواب از تو کوچه می‌آمد داخل و فضا تاریک بود .

پریدم تو تختخواب و پشت کردم به در اتاق . که عمو اومد تو صورتشو نگاه نکنم .

نمیدونم چقدر زمان برد اما برای من خیلی دیر می‌گذشت و خدا خدا میکردم بیاد بالا و خسته نباشه … صدای در واحد اومد و قند تو دلم آب شد .

عمو آروم اومد داخل و اومد تو اتاق خواب .

و من اصلا برنگشتم .

اومد نشست رو تخت و دستشو کشید رو باسنم . و کونمو کمی نوازش کرد و کونمو بوس کرد .

بعد از رو تخت بلند شد . و متوجه شدم که زیر پیراهن و شلوارشو در آورد. و

اومد رو تخت نشست .و آروم از پشت پام شروع کرد . نوازش کردن تا به کونم رسید .

و خیلی آروم و با حوصله نوازش می‌کرد و بعد سرشو آورد پایین

و شروع کرد بوس کردن ساق پامو و همین طور که می بوسید و می‌آمد بالاتر با دستشم کونمو فشار میده.

و رسید به کونم و با دوتا دستش کونمو فشار میداد و چند بار هم گاز ریز گرفت و یه لحظه دستشو مالید به کوسم و یه جون جونی راه انداخت …

و یکم لرزیدم .و کسم حسابی آب انداخته بود .

و نشست و آروم پشتمو نوازش کرد و بعد کنارم دراز کشید و دستشو کرد زیر سرم و از پشت بغلم کرد و موهامو بو می‌کرد و دست راستشو آورد جلو و سینمو فشار داد .

عمو کیرشو از پشت چسبونده بود بهم و کیرش سیخ و سفت شده بود و رو باستنم فشار میداد.

بعد با دست چپش که زیر سرم بود رو سینه چپمو گرفت و با هر دو دست شروع کرد آروم مالیدن سینه هام .

دیگه صدای ناله هام در اومده بود و نفس نفس میزدم .

( میخواستم بگم عمو بکن کیرتو تو کسم . . که دیگه طاقت ندارم . اما روم نمیشد . و بعد میگفتم بزار بماله . من که دارم تو بقلش و از نوازشهاش لذت می برم و بهترین احساس رو دارم )

من دست راستم رو شکمم بود و اروم دستمو بلند کرد و شکممو نوازش کرد و دستشو برد زیر شورت لامبادام .

دستشو به کسم مالید و لبه های کسمو فشار داد و صدای نفس های عمو و نفسش که بهم می‌خورد منو دیوانه می‌کرد.

بعد عمو دستشو از کسم کشید و دست راستمو گرفت تو دستش و آورد پشتم و کمی فاصله گرفت ازم . و دستمو فشار داد به کیرش .

و بعد دستمو کرد تو شرتش و کیرشو داد دستم و گفت فشارش بده . کیرشو گرفتم دستم و عمو می‌گفت جون . خوبه . …

میخوام تو رو به سیخ بکشم باهاش . …

با حرفاش منو دیوانه می‌کرد و گاهی آروم تنم می‌لرزید. داشتم دیگه از حال و شهوت میمردم .

بعد عمو منو برگردوند و سینه به سینه شدیم .

و منو نگاه می‌کرد ومن چشمام بسته بود .

گفت : چشمتو باز کن .که چشمای قشنگتو ببینم .

چشممو باز کردم و چشم تو چشم شدیم .

تو اون نور ضعیف اتاق . برق چشمشو میدیدم .

لبشو گذاشت رو لبم و شروع کرد خوردن لبم و لب گرفتن . و منم همکاری میکردم . و بعد زبونشو کرد تو دهنم و من شروع کردم میک زدن زبونش .

تو همین حین . که دستم بین شکم خودم و شکم اون بود .

همین طور که زبونش تو دهنم بود . دستمو کشید و دوباره کرد تو شرتش و کیرشو گرفتم تو دستم .

و بعد لب خوردن بلند شد و شرتشو در آورد. و کیرشو یه تکون داد و به صورتم نگاه می‌کرد.

اومد روم و کیرشو خم کرد و گذاشت لای کوسم . و بعد سینمو از بالا سوتین در آورد و افتاد روم و شروع کرد سینه هامو خوردن .

و کیرشم که لای چاک کوسم بود و من خودم ، با تکون دادن کمرمم . کیرشو لای کوسم سر میدادم و حال میکردم .

بعد کمی سینه خوری . گفتم . عمو بکن بکن دارم دیوونه میشم …

عمو بلند شد و نشست و گفت . هر حالتی که دوست داری . اون مدلی بکنمت .

گفتم . از پشت بیا روم .

به پهلو شدم و اونم از پشت بغلم کرد .و دستش رو زیر سرم گذاشت. و پامو داد بالا و کیرشو تنظیم کرد . و آروم گذاشت تو کسم و با دستشم سینمو میمالید .

و خیلی آروم شروع کرد فشار دادن‌.

و کیرشو کامل جا داد تو کسم.

وای خدا چه حالی میداد . کسم باز شده بود و بعد چند دقیقه گفت . تکون بدم . با سر گفتم آره.

و عمو شروع کرد تلمبه زدن و همینطور که تلمبه می‌زد. با دستشم سینمو میمالید و بعد آورد رو کسم و چوچولمو با دستش .

میمالید، در حالت تلمبه زدن .

جیغم رفته بود بالا و عمو هم نفس نفس میزد .و از ناله های من حشری تر میشد و محکم تر تو کسم می‌کوبید.

صدای شالاپ شلوپ تلمبه زدنش تو کس آبدار من تو فضا می‌پیچید.

یه دفعه یه ارضائ شدید شدم و بدنم کاملا منقبض شد و کسم کامل منقبض شد و لرزش شدیدی گرفتم .

اب عمو هنوز نیومده بود . یه دقیقه صبر کرد و کیرشو کشید بیرون و منو بوس کرد .

و دراز کشید .

و منم شل شدم و بی‌حال.

که یه دفعه دیدم زن عمو اومد تو اتاق و دامنشو در آورد و به کیر عمو روغن زد و عمو اونو بغل کرد و اومد رو عمو و کیر عمو رو تنظیم کرد و نشست‌ رو کیرش و بعد شروع کرد بالا پایین کردن .

منم که بی‌حال دراز کشیده بودم و نگاه میکردم . و اونا هم اصلا به من توجه نمی کردند و داشتن حال میکردن .

بعد زن عمو بلند شد و داگی شد و عمو اومد پشتش و اون کیر کلفتشو کرد تو کون زن عمو و شروع کرد تلمبه زدن .

و منم نگاه میکردم . که چطور زن عمو کیر به این کلفتی رو تو کونش تحمل میکنه و به این راحتی عمو تلمبه میزنه .

عمو حرکتشو تند تر کرد و ارضا شد و ابشو خالی کرد تو کون زنش.

و بعد زن عمو به سینه دراز کشید و عمو هم کنارش و شروع کرد قربون صدقه زنش رفتن و هی بوسش می‌کرد و شعر عاشقانه براش میخوند . بعد یه مدت ، زن عمو گفت : سپیده خوبی.

گفتم آره. گفت یه دستمال کاغذی بده .

از کنار عسلی کنار تخت چند تا دستمال کاغذی دادم و اونم گرفت گذاشت در سوراخ کونش که . که اب کیر شوهرش از کونش نریزه بیرون . و بعد بلند شد و سریع رفت دستشویی.

که خودشو بشوره.

و تو این حین عمو برگشت طرف من و منو بوس کرد و گفت ممنون دخترم . خیلی باحال بودی . اذیت نشدی . گفتم نه .

منو بوس کرد و بلند شد شرتشو پوشید و زیرپوش و شلوار راحتی شم پوشید .

و رفت تو سالن و منم سریع دامن با یه تیشرت از تو کشو برداشتم و پوشیدم .

و زن عمو هم که اومد از دستشویی بیرون . رفت تو اتاق و دامنشو پوشید . و اومد تو سالن .

هیچ حرفی ردوبدل نشد و عمو و زن عمو شب بخیر گفتند و رفتند . پایین خونشون .

آنقدر قشنگ و رویایی بود . انگار یه خواب قشنگ بود .

احساس گرسنگی کردم و اومدم از یخچال یه تخم مرغ برداشتم و یه نیمرو پختم و خوردم .

و بعد رفتم تو تختخواب و خوابیدم .

صبح که بلند شدم . رفتم پایین دنبال دخترم . اون هنوز خواب بود .

زن عمو گفت بیا تو . رفتم داخل .

عمو رفته بود بازار .

زن عمو چای ریخت و نشستیم خوردیم.

بعد خودش سر حرف رو باز کرد .

و گفت :عمو که اومد بالا . بعدش منم اومدم بالا و تو سالن نشستم.

و صدای حال کردنتون میومدو آروم یواشکی از کنار در نگاهتون میکردم. که بیشتر هم پشتتون به در بود . تو نظرم بود که و گفتم اگه سپیده زودتر از عمو ارضا شد

بیام و تو همون حال و هوا که حاج حسین هست . بهش حال بدن و ابشو در بیارم .

و خودمم خیلی حال کردم از دیدن و شنیدن حال کردن شما . و خودمم لذت بردم .

منم گفتم . خیلی جا خوردم زن عمو از دیدن شما .

اما منم خیلی لذت بردم از دیدن سکس شما و عمو .

خلاصه . از اون شب خاطره انگیز یه یک هفته ای می‌گذشت و منم عمو رو ندیده بودم و خونشون هم نرفته بودم .

و تو این یک هفته همش مزه اون سکس تو دهنم بود .

و از یاد ،آوریش و مرورش لذت می‌بردم و شرتم خیس میشد.

یادمه پنجشنبه بود .

زن عمو چند روز پیش فسنجون پخته بود و یه ظرف آورده بود بالا .

گفتم برم ظرفشو بدم و یه سر هم بهش بزنم .

یه کارتون گذاشتم بچم ببینه .

و تو یخچال نگاه کردم دیدم زیتون که مادرم از شمال برام آورده بود تو یخچال بود .

مقداری شو ریختم تو شیشه خالی مربا و گذاشتم تو ظرف زن عمو که خالی نباشه و رفتم پایین .

یه تاپ سفید تنم بود با شلوار پوشیده بودم.

و یک روزی هم بود ، که پریود شده بودم.

زنگ رو زدم .

و عمو اومد درو باز کرد . انگار آماده شده بود بره بیرون .

سپیده : سلام عمو . زن عمو هست .

عمو : سلام عمو جان . نه نیست. بیا تو .

سپیده: نه ممنون میخواستم این ظرف رو بدم .

عمو : بیا خودت ببر آشپزخانه بذار.

اومدم داخل . و رفتم آشپزخانه و گفتم .

زن عمو کجاست . ؟

عمو : دیشب رفت خونه دخترش .

نوه ام داشته رو تختش بالا پایین می‌پریده . میوفته . و دستش میمونه زیرش و میشکنه . و گچ گرفتند . و چون

دخترم امروز باید سر دانشگاه حاضر میشد . حاج خانم رفته که مواظب بچه باشه . چون دیشب تب داشت و بیقراری می‌کرد.

سپیده: پس چرا نگفتین شام بیارم براتون .

عمو : نه غذا تو یخچال بود گرم کردم خوردم .

سپیده :الان صبحانه خوردید .

عمو : نه . اگه میشه یه چای بزار بخورم برم .

منم کتری رو پر کردم و گذاشتم رو گاز و اومدم جلوی آشپزخانه .

…

که عمو رو که دیدم دیدم داره کیر و خایشو از رو شلوار میماله .

اما رو ش طرف تلویزیون بود .

دقت کردم . متوجه شدم کیرش بلند شده .

و رفتم داخل آشپزخانه و شروع کردم حرف زدن و عمو هم حرف می‌زد.

تا اینکه آب جوشید و چای دم کردم و ریختم تو لیوان و بردم براش .

دیدم هنوز دستش رو کیرش و منو نگاه میکنه و همین طور کیرشو میماله .

متوجه شدم که دلش سکس میخواد .

اما من که پریود شده بودم .

گفتم بزار برم بالا .

سپیده : عمو کاری نداری من برم . آرزو بالا تنهاست .

عمو : خرما از یخچال میاری . یه چای هم برای خودت بریز

بیا اینجا بشین باهم بخوریم .

خرما آوردم و برای خودمم چای ریختم و اومدم پیشش .

یه لحظه عمو یه خمیازه کشید و دو تا دستشم برد بالا . تو حالت کش اومدن .

چشمم به جلوش خورد و دیدم داره کیرشو تکون میده و شلوارشم بالا پایین میشه .

متوجه شدم که داره آمار میده و از من سکس میخواد .

اخه پریود بودم و کاری نمیتونستم بکنم .

پیش خودم گفتم بزار حداقل کیرشو بمالم . که آروم شه .

چون مشخص بود که داغ کرده . و خود عمو چیزی نمی‌گفت و دلش می‌خواست که:

من پیش دستی کنم .

کمی رفتم جلوتر و دستمو گذاشتم رو رونش .

و به عمو نگاه کردم و اونم منو نگاه می‌کرد و یه لبخند زد .

و کیرشم زیر شلوار هی تکون میداد. و آمار میداد بهم .

و کمی خودشو کشید جلوتر و دستا شم که گذاشته بود بالای مبل .

و پاهاشو باز تر کرد .

و منم دستمو دراز کردم و گذاشتم رو کیرش و شروع کردم مالیدن و فشار دادم .

عمو دستشو از رو مبل برداشت و گذاشت رو شونم و سرشو خم کرد و ازم لب گرفت. و منم تحریک شدم .

و بعد به شونم فشار آورد.

که متوجه شدم ساک میخواد .

زیپشو باز کردم و کیر درازش از تو شرت به سختی در آوردم .

سر کیرش رو دیدم .

پیش آبش اومده بود .

با دستم پاک کردم و سر کیرشو کردم دهنم.

چقدر حال داد و چه خوشمزه بود برام .

حشری شدم و دلم خواست.

سرمو بلند کردم و اومدم کمربندشو باز کنم… نشد .

عمو خودش کمرشو باز کرد و شلوارشو کشید پایینو و شرتشو و شلوارشو از تنش کشید بیرون و انداخت کنار ش رو زمین .

و خودشو کشید جلوتر و پاهاشو باز کرد .

هیچ مکالمه ای بینمون نبود .

و من می‌دونستم که اون چی میخواد از من .

پیش خوم گفتم یه ساک خوب براش میزنم . که حال کنه .

جلوش نشستم و دستمو از پشت کیرش حلقه کردم دورش و

سرمو آوردم جلو و از پایین کیرش لیس زدم و تا سر کیرش زبون میکشیدم .

یاد حرف زن عمو افتادم که می‌گفت که . حاجی از تعریف خوشش میاد .

سپیده ؛ عمو سالارت چه قدی داره . مثل خودت قد بلند خوش هیکله .

عمو : آره عزیزم ماهممون ژنتیکی قد بلندیم .

این همش واسه تو و زن عمو ته .

شروع کردم لیس زدن و همه مدله کیرشو لیس زدم و کلشو میکردم دهنم و میخوردم .

و ساک حسابی زدم .

بعد عمو دستشو دراز کرد و سینمو گرفت .

چون پریود بودن سینم درد میکرد .

دستشو کشیدم از رو سینم .

و عمو گفت بریم تو اتاق .

گفتم . عمو ببخشید پریودم .

عمو گفت چرا نگفتی .

از جاش بلند شد و دستمو گرفت و بلند کرد و گفت :

بشین رو مبل تو رو زمین اذیت میشی .

نشستم رو مبل و اونم جلوم واستاد و خودش سرمو کشید جلو و کیرشو کرد تو دهنم و شروع کرد تلمبه زدن و بعد از دهنم در آورد و خایشو گرفت دستش و گذاشت رو لبم و گفت :بخور و خایشو شروع کردم خوردن . و اونم لذت میبرد و جون جون می‌کرد.

خایشو گرفتم دستم و خودم شروع کردم کیرشو لیسیدن و ساک زدن .

به لحظه کیرشو از دهنم در آوردم که . آب دهنمو پاک کنم که … …

کیرشو گرفت دستش و یه دفعه ابشو خالی کرد رو سینم و ارضا شد .و آبش رو گردن و سینم ریخت .

اگه یه لحظه دیگه خورده بودم و دیر تر کیرشو از دهنم درآورده بودم . ابشو تو دهنم خالی می‌کرد.

گفتم :عمو چرا نگفتی . کم مونده بود آبتو بریزی تو دهنم .

گفت :ببخشید اصلا حواسم نبود .

آنقدر که تو قشنگ ساک زدی . از خودم بیخود شدم .

ببخشید .

گفتم :اشکال نداره .

بلند شدم و رفتم اشپزخانه و دهنمو شستم . و عمو هم گفت .

من میرم حمام غسل کنم .

و حمام کرد و حوله بهش دادم و اومد بیرون و آماده شد .

که بره بازار .

اومد جلو و منو بوس کرد و ازم تشکر کرد .

بعد دست کرد تو جیبش و از تو جیبش .( شورتمو که اون سری که اومده بود بالا و کسمو خورد و شرتمو با خودش برد )

رو در آورد و بهم نشون داد و بو کرد و دوباره گذاشت تو جیب کتش و سرمو بوس کرد . و من رفتم بالا و اونم درو بست و رفت بازار .

منم بعداز ظهر رفتم یه اسباب بازی خریدم و برای دیدن نوه عمو

با دخترم رفتم خونه دخترش برای ملاقات نوه ش .

و دخترش ما رو شام نگه داشت و عمو هم شام اومد اونجا .

و شب من و زن عمو با عمو برگشتیم خونه …

نوشته: سپیده

بازدید 7,859

3 پاسخ به “راضی شدن عمو برای کردن سپیده (۳)”

  1. یادش بخیر منم یه زن عمو داشتم یبار من و دخترشو لخت دید بعد ر سری منو میدید حسابی لبامو میخورد کم کم دستشو برد لای کونم سوراخمو انگشت کرد وای چقد خوشم میومد میرفتم بغل یه زن ۴۰ ساله سفیدبرفی و گوشتی یا لب میداد بهم یا زبونشو میک میزدم اونم انگشتشو میذاشت تو کونم اولین بارم که دو انگشتی از کونم ارضام کرد خونه خودشون بود اون روز ممه داد بهم

  2. یادش بخیر منم یه زن عمو داشتم یبار من و دخترشو لخت دید بعد ر سری منو میدید حسابی لبامو میخورد کم کم دستشو برد لای کونم سوراخمو انگشت کرد وای چقد خوشم میومد میرفتم بغل یه زن ۴۰ ساله سفیدبرفی و گوشتی یا لب میداد بهم یا زبونشو میک میزدم اونم انگشتشو میذاشت تو کونم اولین بارم که دو انگشتی از کونم ارضام کرد خونه خودشون بود اون روز ممه داد بهم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...
مشکل عدم نمایش کنترلرهای پلیر ویدئو در نسخه دسکتاپ برطرف شد.