…ادامه از قسمت قبل (لینک قسمت های قبل را در پایین داستان بالای نظرات میتوانید پیدا کنید یا اینکه میتوانید نام داستان را از بخش جستجوی وب سایت جستجو کنید)
دوشنبه شب بالاخره رسید. از صبحش انگار ساعتها کش میاومد. علی ساعت چهار عصر با چمدون رفت فرودگاه و من از همون لحظه حس میکردم کیرم تو شلوارم نیمهسفت مونده قرارمون این بود که خودش خبر بده ساعت نه شب زنداداشم پیام داد:
«بیا طاقت ندارم … همین یک جمله کوتاه کافی بود که کیرم به سرعت شق بشه و به سختی و یواشکی با دستم از پاچه راستم مینداختم تو پاچه چپم و برعکس. همش سعی میکردم پنهانش کنم ولی پسرا میدونن تو این موقعیت بعد از کار کردن تو معدن سخت ترین کار هست پنهان کردن یک کیر شق داخل شلوار جین تنگ. فقط تیشرت نازک سفید داشتم و شورت مشکی. به سرعت رفتم سمت خونه شون نزدیک شدم چراغها رو کم کردم. بیا.»
قلبم دوباره همون ۱۲۰ تا زد. در خونه رو که باز کردم، سارا روی همون کاناپه نشسته بود. موهای مشکی بلندش رو شونه کرده بود و روی یکی از شونههاش ریخته بود. تیشرت سفید نازک کاملاً چسبیده بود به سینههای سفت ۸۰ش؛ نوک سینههاش از زیر پارچه معلوم بود و کمی برآمده. شورت مشکی فقط یه نوار باریک بود که بین لبهای کون گرد و آبدارش فرو رفته بود. پاهاش رو جمع کرده بود رو کاناپه و زل زده بود بهم.
«بیا اینجا رامین… امشب دیگه لازم نیست پنهونکاری کنیم.»
آروم رفتم جلو. هنوز ایستاده بودم که دستش رفت زیر شلوار راحتیم و کیر سفت و رگزدهم رو از بیرون فشرد. یه آه کشید:
«وای… از همون شب بزرگتر شده. بشین.»
نشستم کنارش. دستش رو کشید داخل شلوارم، کیرم رو درآورد و مشتش رو دورش حلقه کرد. آروم بالا پایین کرد و همزمان صورتش رو نزدیک آورد. نفس گرم و معطرش رو حس کردم. لبم رو گرفت و زبونش رو فرستاد تو دهنم. بوسهمون خیس و طولانی شد. همزمان دست دیگهش رفت زیر تیشرتم و نوک سینهام رو مالید.
منم دیگه صبر نکردم. تیشرت نازکش رو بالا زدم. سینههای سفید و سفتش آزاد شدن. نوک صورتی و کمی سفتشدهشون رو با دو تا انگشت فشردم و بعد دهنم رو گذاشتم روشون. یکی رو مکیدم، زبونم رو دورش چرخوندم، یکی دیگه رو بین دندونهام آروم فشردم. سارا سرش رو عقب انداخت و آه کشید:
«آخ رامین… سینههام رو اینجوری نخور… دارم خیس میشم.»
دست راستم رفت پایین. شورت مشکیش رو کنار زدم. انگشت وسطم رو کشیدم لای لبهای صورتی و کمی پفکردهی کسش. از همون لحظه اول خیس بود. دو تا انگشت رو آروم فرو کردم داخل. دیوارههاش گرم و تنگ بودن و دور انگشتام جمع شدن. همزمان زبونم رو از نوک سینه کشیدم پایین، از روی شکم صافش رد کردم و رسیدم به کلیتوریس کوچیک و بیرونزدهش.
این بار دیگه مثل شب قبل محتاط نبودم. زبونم رو پهن کردم و از پایین سوراخ کسش تا بالای کلیتوریس یه لیس بلند و محکم زدم. طعم آب شهوتش دوباره دهنم رو پر کرد؛ سارا پاهاش رو بازتر کرد و دستاش رو گذاشت پشت سرم و فشار داد:
«بخور… کامل بخور رامین… امشب مال توئه کصمو لیس بزن آبشو بخور .»
زبونم رو سیخ کردم و چند بار عمیق فرو بردم تو سوراخ تنگش. هر بار که بیرون میکشیدم، لبهای گوشتی کسش همراه زبونم کمی بیرون میاومد. بعد کلیتوریسش رو کامل تو دهنم گرفتم و مثل آبنبات مکیدم؛ زبونم رو تند تند روش چرخوندم و همزمان سه تا انگشت رو با ریتم تند داخل و بیرون میکردم. صدای ملچ ملوچ خیس کسش تو اتاق میپیچید.
سارا دیگه آروم نبود. باسنش رو بلند میکرد و به صورتم فشار میداد. نفسهاش بریده بریده شده بود:
«وای… وای رامین… همون نقطه… انگشتاتو خم کن… آخ کسم داره به اوج میرسه …»
انگشتام رو خم کردم و نقطهی Gش رو محکم مالیدم. همزمان زبونم رو با سرعت بالا روی کلیتوریس متورمش کشیدم. کمرش تند تند بالا پایین میکرد باسنشو بلند میکرد و پایین میزاشت بدنش یهو سفت شد. رانهای گوشتیش دور سرم قفل شدن. یه لرزش عمیق از داخل کسش شروع شد و آب شهوتش مثل یه موج از دور انگشتام بیرون زد و ریخت رو چونه و گردنم. جیغ کوتاه و خفهای کشید و بدنش چند بار بالا پایین شد.
هنوز ارگاسمش تموم نشده بود که بلند شدم. شلوارم رو کامل درآوردم. کیرم کاملاً شق و براق از پیشآب بود. سارا با چشم نیمهباز نگاهم کرد و لبخند زد:
«بذار ببینمت… بذار تو دهنم.»
نشست و کیرم رو گرفت. اول فقط نوکش رو لیسید، بعد کامل تو دهن گرم و تنگش فرو برد. زبونش رو دور ساقه میچرخوند و همزمان با دست پایینتر رو میمکید. من موهاش رو گرفتم و آروم تو گلوش فرو کردم. صدای خفه و خیس مکیدنش بیشتر دیوونهم کرد.
بعد از چند دقیقه کشیدمش بالا. رو کاناپه درازش کردم، پاهاش رو باز کردم و نوک کیرم رو گذاشتم روی ورودی خیس و داغ کسش. یه لحظه مکث کردم و نگاش کردم. سارا با صداش که هنوز ظریف و سکسی بود گفت:
«بکن رامین… کامل بکن تو کس زنت… امشب مال توئه.»
آروم کلاهک کیرمو روی شکاف کصش بالا پایین کردم حسابی آب کسش خیسش کرد بعد با یک فشار آهسته دیوارههای تنگ و خیسش دور کیرم جمع شدن. تا ته رفتم. هر دو همزمان آه بلندی از لذت کشیدیم. شروع کردم به حرکت. اول آروم و عمیق، بعد تندتر. هر بار که تا ته فرو میرفتم، باسن گرد و آبدارش میلرزید و صدای برخورد پوستهامون تو اتاق میپیچید. سینههاش با هر ضربه بالا پایین میرفتن.
سارا دستاش رو دور گردنم حلقه کرد و زبونش رو فرستاد تو دهنم. بین بوسهها میگفت:
«سفتتر… عمیقتر… کسمو پاره کن رامین… مال خودت کن…»
سرعت رو بیشتر کردم. یکی از پاهاش رو بلند کردم رو شونهم تا بتونم عمیقتر برم. انگشت شست دست راستم رو گذاشتم روی کلیتوریسش و همزمان با ضربه زدن کیرم، روش مالیدم. کسش دوباره شروع کرد به منقبض شدن. آب بیشتری بیرون میزد و کیرم رو خیستر میکرد.
«دارم میام… دوباره دارم میام رامین… باهام بیا… تو رو خدا کیرتو در نیار میکشتمت تا ته کصم بزن»
چند ضربهی آخر رو محکم و عمیق زدم. همزمان که کسش دور کیرم میلرزید و آب شهوتش بیرون میپاشید، خودم هم به اوج رسیدم. کیرم رو تا ته فرو کردم و با نعرهی خفه آبم رو پمپاژ کردم داخلش. حس میکردم هر تپش کیرم داره رحمش رو پر میکنه. سارا بدنش رو به من چسبوند و تا آخرین قطره منقبض موند.
بعد از چند دقیقه که نفسمون آروم شد، هنوز کیرم داخلش بود. سارا آروم خندید و گفت:
«بزرگترین لذت عمرم… دوباره… فردا شب هم بیا. علی تا پنجشنبه نیست.»
آروم کیرم رو بیرون کشیدم. آب من و آب شهوتش با هم از کس صورتی و کمی متورمش بیرون ریخت و روی رانهاش سرازیر شد. با انگشتم جمعش کردم و به لبش بردم. لیسید و بعد لبهامون رو به هم چسبوندیم.
اون شب تا نزدیک صبح سه بار دیگه کردم. یک بار از پشت، یک بار ایستاده جلوی آینه پذیرایی، و آخریش رو زمین نشیمن در حالی که موهاش رو کشیده بودم و از پشت تا ته میکردم و اون با صدای ظریف و شکستهش التماس میکرد بیشتر بکنم.
صبح که بیدار شدیم، هنوز بوی سکس تو اتاق بود. سارا تیشرت سفیدم رو پوشیده بود و فقط همون. اومد بغل کرد و گفت:
«این فقط شروعشه رامین… از این به بعد هر بار که علی نیست، کس من مال توئه.»
نوشته: رامین
16 پاسخ به “زن داداشم استاد زبان بود من استادتر (۲)”
اخرشم علوم نشد تو چه پوزشیشنی گاییدیش
سارا با صداش که هنوز ظریف و سکسی بود گفت: «بکن رامین… کامل بکن تو کس زنت… این چه سوتی بود دادی، نمیدونم کدام کصخل هایی این کصشعرات این جدی باور میکنند و الکی لایک میکنند.
عالی
فقط ی سوال شلوار جین پات بود رفتی خونه داداشت چطور شد دستش رفت زیر شلوار راحتیت کمتر جق بزن کونی واسه حافظت خوب نیست
باز خدا امواتتو بیامرزه که وسط تبلیغات از قول بانپ نکفتی شومیولت از دودول داداشت بزرگتره رامین ! بده پایین (نقل قول از آق داداش)
سلام، فکر کنم کسش ویبره داشته که میلرزیده، بدن زن ممکنه بلرزه ولی خود کس اون هم بصورت جداگانه، از عجایبه، فقط میتونم بگم عجب!!!!!
کاری به صحت و تخیلی بودن این داستان ندارم. ولی کلا وقتی یکی زن میگیره پسرای دوروبر و داداشای پسره همه تبدیل میشن به کیرهای متحرک
کاردستی انجام دادی،بنظر میاد برادرت تو سکس با خانمش حق اونو ادا نمیکنه،با توباشه و به اوج برسه بهتره تا بره با غریبه ویا اینکه میل شهوتش رو سرکوب کنه
ادامه بده خیلی باحاله دمت گرم
اولش گفتی جز،سفید آب خوری چیزی ازت برنمیاد بخور کوس خورررر
امین یهو تبدیل ب علی شد؟؟؟؟؟؟ زبونت مگ چقدر درازه که وارد کس میشد بدنه واژن رو میاورد بیرون؟؟؟ فعععععکنکنم تاحالا کوس از نزدیکدیده باشی
بهترین داستان سکسی
عالی بود خیلی حشری شدم با داستانت
عالی بود
کلیتوریس کلیتوریس کردی سرویس شدیم بابا چوچول توکه کص لیس قهاری چوچول بگو که خوردنشم راحت تر باشه
منم استاد لیسیدن و کوس خوری ام . قشنگ تعریف کردی