ناهید ،زن مریضم (۲)

… ادامه از قسمت قبل (لینک قسمت های قبل را در پایین داستان بالای نظرات میتوانید پیدا کنید یا اینکه میتوانید نام داستان را از بخش جستجوی وب سایت جستجو کنید)

از اون روز به بعد هر وقت اراده میکردم با ناهید سکس میکردم و ناهید هم خداییش برام کم نمیذاشت ، هر روز دو تا لیوان شیر ، عسل ، گردو و موز برام درست میکرد و تقویتم میکرد تا اینکه یه روز سر کردنش یه پسر دیگش با زنش اومدن ، سریع خودمونو جمع کردیم ، اسم پسر دیگش صادق بود ، توی بانک کار میکرد و زنش مریم چادری ولی چیزی که تو اندام زنش به چشم می شود پستونای بزرگش بود ، مریم با اینکه لاغر بود ولی پستونای بزرگی داشت ، فکر کنم سایزش ۹۵ بود
از همونجا چشمم مریم رو گرفت ولی نمیدونستم چجوری باید مخشو بزنم ؟
مریم مثل ناهید نبود که بخواد سُر بخوره بیاد سمتم
بهرحال اونا که رفتن دوباره با ناهید لخت شدیم و شروع کردم به کردن و گاییدنش
چند روز بعد تو مغازه مرتضی داستان عروس ناهید رو براش گفتم ، مرتضی گفت راضیش کن به تری سام و بعد بگو عروس شو بیاره
بد فکری نبود :

  • مرتضی راضیش کنم به تریسام تو میایی ؟
  • ن بابا ، من متاهلم ها
    دیگه بحث رو ادامه ندادم
    یواش یواش تو سکس هام با ناهید بحثو میکشوندم به تریسام چند بار هم از تو تبلتم فیلم تری سام به ناهید نشون میدادم
    یه روز وقتی داشتم از کون میکردمش گفتم :
  • آخخخخ ناهید جوون حساب کن وقتی من دارم از کون میکنمت یه کیر تو کوصت باشه یا کنارت یه زن باشه وقتی میکنمت اون پستونات یا کوصتو لیس بزن ، چ چقدر حال میکنیا!!!
    اوایل ناهید مخالفت میکرد اما یواش یواش نرم شد
  • این کوص و کون خوب تو با یه کیر سیر نمیشه
    و همش با این حرفها تحریکش میکردم
    دیگه همش فیلمهای تری سام دوتا مرد یه زن و دوتا زن با یه مرد رو نشونش میدادم
    یه روز که رفته بودیم تو انباریش تا یه گونی برنج بیاریم بالا یه تلویزیون سونی ۲۱ اینچ قدیمی دیدم
  • عشقم!! ( مدتی بود که ناهید رو با عشقم ، عزیزم ، نفسم و… صدا میکردم ) این تلویزیونه سالمه ؟
  • آره ، LCD که گرفتیم اینو گذاشتیم اینجا
  • میشه بیارمش بالا
  • برا چی میخواهی ؟
  • بهت میگم
    ناهید شانه هاشو بالا انداخت
  • باشه بیارش بالا
    گونی برنج و تلویزیون که خاک گرفته بود رو آوردم بالا
    با دستمال تر و خشک حسابی تمیزش کردم و گذاشتمش تو اتاق ناهید روبروی تخت
    تلویزیون قدیمی بود و جای فلش نداشت اما کابل دو به دو بهش میخورد
    شب تو رفتن به خونه یه DVB که فلش خور باشه گرفتم و فردا تو اتاق ناهید روی تلویزیون گذاشتم
    یه فلش که پر فیلم سوپر بود گذاشتم و به ناهید گفتم :
  • تو سکسمون فیلم میذارم لذتمون بیشتر میشه
    و درست بود ، سکس اون روزمون خیلی بهتر بود ، تا اینکه ناهید ازم در مورد تریسام پرسید و بهش گفتم اگر دوست داری به یکی از دوستام بگم و ناهید اوکی داد
    حالا نمیدونستم به کی بگم ، اکثراً یا متاهل بودند و یا من نمیخواستم بیارمشون ، مرتضی هم که بخاطر خیانت نکردن به زنش قبول نکرد
    تا اینکه به فرشید یکی از دوستای قدیمم پیشنهاد دادم
    به فرشید در مورد ناهید اطلاعات دادم و چندتا عکس از ناهید براش فرستادم و قرار شد دوشنبه هفته بعد فرشید بیاد
    ناهید کمی استرس داشت ولی من همش آرومش میکردم
    یواش یواش به دوشنبه نزدیک میشدیم استرس ناهید زیادتر میشد
    قرار شد ۱ شنبه من شب پیش ناهید بمونم و فردا فرشید بیاد
    ساعت ۳ صبح ، محمود رو بیدار کردم و بهش دوتا قرص خواب دادم که مزاحممون نباشه
    ساعت ۹ صبح فرشید زنگ زد و گفت تو میدون انقلابه
    بهش آدرس دادم ، ناهید یه لباس خواب قشنگ یاسی رنگ پوشید و آرایش کرد و یه ربع بعد فرشید زنگ زد از آیفون تصویری دیدم خودشه و در رو براش زدم و چون من لخت بودم فقط یه شلوارک پام کردم
    فرشید اومد تو ، باهم دست دادیم ، ناهید تو اتاقش بود
    فرشید نشست و من بهش یه لیوان شیر موز و قرص سیلدنافیل دادم که انزالش دیر باشه
    فرشید قرص و شیر موزشو خورد ناهید اومد پیشمون فرشید بلند شد و با ناهید دست داد ، ناهید چقدر خوشگل شده بود ، یه لحظه از اومدن فرشید پشیمون شدم ولی دیگه نمیشد کاری کرد
    یه کمی صحبت کردیم و من فرشید رو بردم اتاق ناهید تا لباساشو در بیاره
  • اوووف ، حاجی این چه تیکه اییه!!
  • خوبه هنوز نکردیش!!!
    فرشید که داشت لباساشو در میاورد ناهید اومد تو اتاق و نشست رو لبه تخت ، شلوارک منو داد پایین و شروع کرد برام ساک زدن
    فرشید هم سریعتر لباساشو در آورد ، کیرش خوب و نیمه خواب بود رفت رو تخت و از پشت پستونهای ناهید رو گرفت و شروع کرد به مالوندن و کنار گوش ناهید رو لیس زدن( بهش گفته بودم که ناهید رو کنار گوش و گردنش حساسه )
    بهشون گفتم شما دوتا مشغول بشید تا من یه سر به بابا بزنم
    از اتاق خارج شدم ، پیرمرد خواب خواب بود ، آروم بهش گفتم ای کاش میتونستی ببینی با زن جندت دارم چیکار میکنم!!
    یه ربع بیست دقیقه بعد رفتم اتاق ، دیدم فرشید داره ناهید رو داگی میکنه ، شلوارکمو در آوردم و کیرمو گرفتم جلوی صورت ناهید و اونم شروع کرد برام ساک زدن
    چند دقیقه بعد که ناهید ارضا شد من و فرشید جامونو عوض کردیم
    حالا ناهید داشت برا فرشید ساک میزد
    کوصش کمی باز شده بود از رو عسلی کنار تخت لوبریکانت برداشتم کمی به کیرم زدم و مقداری به سوراخ کونش و کیرمو آروم کردم تو کونش
    ناهید آهی کشید ، فرشید که چشماشو بسته بود فکر کرد ناهید با ساک زدن برای اون داره آهه میکشه و لبخندی زد
    کیرمو از کون ناهید بیرون کشیدم و با دستمال کاغذی کیرمو پاک کردم ، ناهید خوابید رو تخت و فرشید هم رفت روش و دوباره شروع کرد به کردن کوص ناهید
    به فرشید اشاره کردم درحالیکه داره ناهید رو میکنه گردن و لاله گوشش رو لیس بزنه تا ناهید ارضا بشه
    فرشید همین کار رو کرد و ناهید بعد چند دقیقه ارضا شد
    به فرشید گفتم از رو ناهید بلند بشه تا کمی استراحت کنه تا برای راند دوم آماده بشه
    یه سری به محمود زدم ، خواب خواب بود ، غافل از اینکه دوتا نره خر دارن زنشو میکنن!
    برا ناهید کمی آب بردم ، فرشید به دستشویی رفته بود
  • خب دو نفره چطوره ؟
  • خیلی خوبه!!!
  • چند وقت دیگه دوتا زن و یه مرد ، اوکی ؟
    ناهید شونه هاشو بالا انداخت :
  • باشه ، حالا ببینم چی میشه
    فرشید از سرویس اومد بیرون کمی کیرش خوابیده بود ولی شسته بود
    ناهید شروع کرد براش ساک زدن
    من کنار ناهید دراز کشیدم ناهید با کس نشست رو کیرم و بالا و پایین کرد ، فرشید ژل لوبریکانتو برداشت و به کیرش زد ناهید رو روی من هل داد ، کیرشو گذاشت دم سوراخ کونش و کرد تو
    ناهید جیغی زد و از فرشید خواست کیرشو در بیاره ولی فرشید انگار ن انگار ، شروع کرد به تلمبه زدن ، ناهید جیغ میزد و منم از پایین تو کوصش تلمبه میزدم ، ناهید ازم خواست به فرشید بگم کیرشو در بیاره :
  • عزیزم ، تری سام همینه دیگه
    با دستام پستوناشو گرفتم و فشار میدادم
    ما ناهید رو می کردیم و اونم جیغ میزد
    فرشید با یه آه بلند ارضا شد و منم چند دقیقه بعد اون ارضا شدم
    جوفتمون آبمونو ریختیم تو کوص و کون ناهید و بی حال افتادیم کنارش ، ناهید هم افتاد کنارمون ، نفس نفس میزد ، فرشید پستوناشو گرفت و مالید و منم با کوصش بازی کردم ، آب من و فرشید داشت از کوص و کونش بیرون میزد
  • عزیزم برا یه راند دیگه حاضری ؟
  • نه ، واقعاً نمیتونم ، درد دارم
    فرشید ازم پرسید حمام کجاست ؟ میخواست دوش بگیره
    بهش گفتم ، به سختی از جام بلند شدم ، پیرمرده کمی چرخیده بود ولی خواب بود ، چک کردم ریتم خوابش منظم بود ، میترسیدم نکنه تو خواب ریق رحمت رو سر بکشه
    کمی شیر موز مونده تو یخچال رو خوردم ، ساعت نزدیک یازده و نیم بود ، برگشتم اتاق ، فرشید داشت لباس میپوشید ، ناهید هم زیر چشمی نگاهش میکرد ، یه ربع بعد فرشید آماده رفتن بود از من و ناهید خداحافظی کرد و یه تشکر هم از ناهید کرد و رفت
  • میخوای ببرمت حمام تمیزت کنم ؟
    سری تکون داد ، آروم بلندش کردم ، هنوز از کوص و کونش داشت آب میومد ، چون میدونستم فشار زیادی تحمل کرده مراقبش بودم
    تو حمام همه جاشو شستم و خشکش کردم و آوردمش تو سالن ، سریع اتاقشو تمیز کردم رو تختی رو عوض کردم و ناهید رو رو تخت خوابوندم
    یه قرص مسکن با کمپرسور آب گرم براش درست کردم و رو کوصش گذاشتم
    بهش گفتم استراحت کن و رفتم و به وضعیت پیرمرده که داشت بیدار میشد رسیدگی کردم

ادامه…

نوشته: آریا

بازدید 11,150

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

8 پاسخ به “ناهید ،زن مریضم (۲)”

  1. تو رفتی تو گوش پیر مرده گفتی که زن جندشو چجوری میگایین ؟ خب منظورت از اینکار چی بود و در داستان که مطرح کردی چه مزیت و یا جایگاهی داره اینبرا من سواله … البته از نظر من اینکار یه نوع ضعیف کشی حساب میشه تو چرا باید بجای زنش انتقام بگیری زنه خودش که تک داستان قبلیت انتقامشو گرفته بود تو چرا کاسه داغتراز اش بودی .. اون پیرمرده که اگه رو پا بود کونتو بروش سامرایی میگایید

  2. به فرشید سیلدنافیل دادی که دیرتر انزال بشه؟!؟ انزال؟! استاد شما تا حالا یا رنگ کوبص رو از نزدیک ندیدی یا اینکه اشتباه به محضرتون رسوندن که مورد اول خیلی محتمله. استاده دول به دست، سیلدنافیل برای نعوظ استفاده میشه و هیچ تاثیری تو دیرانزالی نداره. حتی به دلیل خون زیادی که به آلت پمپاژ میکنه احتمال داره باعث زود انزال شدن طرف هم بشه. اونی که باعث دیرانزالی میشه فقط قرص ترامادول و تادافیل هست‌. البته روش دیگه هم به نام ویولن زدن قبل سکس داریم که خوب اثرات مخرب‌تری داره و به هیچ عنوان توصیه نمیشه.

  3. داستانت خوبه ففط بازم سوتی دادی ترامادول باعث دیرانزالی سیلدنافیل و ویاگرا باعث شق موندن هستن مشتی

  4. کاری به واقعی بودن یا نبودن داستان ندارم ولی خانمهایی که یائسه میشن و بالای ۵۰ میرن حشری تر میشن چون معمولا شوهراشون ۷،۸ ۱۰ سال از خودشون بزرگترن و دیگه خیلی خیلی کمتر میتونن ارضاشون کنن قدر کیرو بیشتر میدونن .

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...