داستان و مطالعه

روزهای خوب من (۱)

جمعه ۱۵ آبان ۱۴۰۵ 4 دقیقه مطالعه

سلام دوستان امیدوارم از داستانم خوشتون بیاد من سپیده هستم ۴۵ سالمه ۱۰ سالی میشه طلاق گرفتم تو یه آپارتمان تنها زندگی میکنم با اینکه سنم زیاده اما بهم نمیاد همه میگن خیلی خوب موندم از بچگی به مردها تمایل نداشتم به زور شوهرم دادن و نتیجش شد همین که طلاق گرفتم و راحت شدم بگذریم
بعد از طلاقم تو یکی از پاساژهای شهرمون یه مغازه لوازم آرایشی باز کردم که حوصلم سر نره بغل مغازه ام لباس زیر زنانه بود اسمش سولماز بود اون شوهر داشت باهم دوست شده بودیم بیشتر پیش هم بودیم و می‌گفتیم و میخندیدیم سولماز ۲۸ سالش بود و ۴ سال بود ازدواج کرده بود اما از سکس با شوهرش راضی نبود شوهرش به رابطه جنسی علاقه نداشت و خیلی سرد مزاج بود سولماز تمام حرفاشو بهم میگفت طول روز بیشتر باهم شوخی میکردیم همیشه موقع ظهر یکی از مغازه هارو می‌بستیم و باهم ناهار می‌خوردیم و ۲ ساعت استراحت می کردیم و بعد تا شب ساعت ۹ می‌بستیم و چون من ماشین داشتم می‌رسوندمش تا خونش چند هفته ای گذشت و من و سولماز شدیم رفیق جون جونی و دیگ چیزی بینمون نمونده بود از شوخی دستی گرفته تا جوک و کیر و کس همه جوره شوخی میکردیم یه روز که وقت ناهار شد در مغازه شو بست اومد پشت ویترین منم مغازه رو بستم و اومدم ناهار و گرم کردیم خوردیم و جمع کردیم با لباس راحتی دراز کشیده بودیم بغل هم یهو گفت :
سپیده دیشب حالم خیلی بد بود
من:وا چی شده بود مریض شدی؟
سولماز :نه بابا خخخخ داغ کرده بودم هر کاری کردم نکرد ک نکرد
من: خاک تو سرت منم میگم چی شده،خوب میومدی خودم میکردمت
سولماز:تو هم اگه بکن بودی اینجوری نمیگفتی من شانسم کجا بود
من:باور کن کاری میکردم صبح نمیتونستی بلند شی
سولماز خندش گرفت و گفت جون من چیکار میکردی بگو جون من
ابهش گفتم پاتو باز کن تا بگم ،پاهاشو باز کردم اومدم روش به حالت روبرو کصم و چسبوندم به کصشو شروع کردم از روشلوار به تلمبه زدن سینه هاشم گرفتم تو دستم و تلمبه میزدم هر دو از خنده غش کردیم و پس نکشیدم با خودم گفتم بهترین زمانش الانه باید بیشتر برم جلوتر تا بفهمه از زن ها خوشم میاد هنوز روش خیمه زده بودم داشتیم میخندیدیم دستم گذاشتم رو دهنش گفتم آرومتر جنده صدات میره بیرون زشته بعد با خنده گفت تلمبه بزن خیلی حال میده گفتم حال میده ها وایسا الان جرت میدم بعد شروع کردم اینبار آروم مالیدن خیلی آروم کصم و از بالا به پایین میمالیدم به کصش خنده هر دومون قطع شد و تو چشاش نگاه کردم و گفتم چطوره؟ گفت عالیه گفتم شلوار و در بیاریم گفت نمیدونم فهمیدم دوس داره، شلوار شو با شورت از پاش در آوردم واسع خودمم در آوردم دوباره اومدم روش یکم دستم تو دهنم خیس کردم مالیدم به کصم البته کصم یکم خیس شده بود ولی کافی نبود چسبوندم بهش روش دراز کشیدم خودش تاپشو کشید بالا سینه هاشو در آورد کصم از بالا به پایین سر دادم رو کصش یه آه کشید شروع کردم نوک سینه هاشو خوردن آروم کصم سر و میدادم رو کصش چشاش و بسته بود و آه و آوخ می‌کرد خیلی حشری شده بود لبام و چسبوندم به لباش دیدم شروع کردم به خوردن لباش دستم و بردم رو کصش شروع کردم به مالیدن چوچولش یکم گذشت نزدیک ارضا شدنش شد دستم و برداشتم دوباره کصم و چسبوندم رو کصش این بار تند تند مالیدم تا اینکه ارضا شد دستاش رو کمرم بود با ناخنش کمرم وچنگ میزد زیرم میلرزید آب دهنش از بغل لباش ریخته بود تا گوشش دراز کشیدم روش کامل چسبیدم بهش بغلش کردم یکم لباشو و خوردم یه دفعه هردو خندمون گرفت بعد دوباره سکوت شد بعد آروم در گوشش گفتم چطور بود چیزی نگفت بازم خندید من دوباره لباش و بوسیدم این بار اونم بامن همراهی کرد از پشت سرم گرفت شروع کرد به خوردن لبام یکم ک خوردیم بعد پیچیدیم بهم دیگ سر تاپا بدنمون چسبیده بود بهم گفت خیلی خوب بود خیلی چقد سبک شدم گفتم واقعا یا مسخره میکنی گفت نه واقعا میگم خیلی عالی بود دیگ به اون کصکش نیازی ندارم ،لباشو آورد سمت لبام منم بردم لبام سمت لباش بازم لبامون قفل شد بهم این بار طولانی شد چشامون و بسته بودیم و زبونمون و میکردیم دهن همدیگ وخیلی حال میداد بعد چند دقیقه فکرمون خسته شد و از هم جدا شدیم بهم گفت میخوای واسه تو هم بیاریم گفتم نه دیر میشه باشه یه وقت دیگ گفت باش نمیتونستیم بلند بشم نشسته لباسامون تن کردیم و بلند شدیم مغازه رو باز کردیم تا شب چندین بار پشت ویترین قایمکی از هم لب گرفتیم اصلا از همدیگه سیر نمی‌شدیم

نوشته: سپیده

ادامه…

اطلاعات داستان

تاریخ انتشارجمعه ۱۵ آبان ۱۴۰۵
زمان مطالعه4 دقیقه
دسته‌بندیداستان‌های سکسی

اشتراک‌گذاری داستان

پسندیدن و بازدید

تعداد بازدید10,200

دیدگاه‌ها (1)

  1. زوج_کاکولد_باز۲

    با همین مدل ، با دوستم لز کردیم، بعد ها شوهرم رو هم تو سکس مون آوردیم و چندین ماه لذت می‌بردیم.

ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.

داستان‌های مشابه و پیشنهادی

دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی