لز با سارا اولین آرایشگر من (۲)

…ادامه از قسمت قبل (لینک قسمت های قبل را در پایین داستان بالای نظرات میتوانید پیدا کنید یا اینکه میتوانید نام داستان را از بخش جستجوی وب سایت جستجو کنید)

قبل از اینکه ادامه‌ی این مسیر رو بخونید، فقط می‌خوام یه چیز رو بدونید؛ چیزی که دارم می‌نویسم داستان یا خیال‌پردازی نیست، خاطرات واقعی منه. قرار نیست اتفاق‌ها به خاطر سلیقه‌ی کسی یا اینکه «کاش این‌جوری بود» تغییر کنن. من فقط دارم همون چیزی رو تعریف می‌کنم که واقعاً تجربه‌اش کردم.
آدم‌ها با هم فرق دارن؛ هر کسی نگاه، احساس و مدل ذهنی خودش رو داره. من هم از این قاعده مستثنی نیستم. مدل ذهنی من اینه که گاهی از لذت بردنِ کسی که کنارمه، خودم هم حس رضایت و ارضا می‌گیرم. برای من همیشه لازم نیست که هر بار خودم هم دقیقاً همون تجربه رو داشته باشم یا به همون شکل لذت ببرم. بعضی وقت‌ها فقط اینکه ببینم طرف مقابلم حالش خوبه و از اون لحظه لذت می‌بره، برای من کافیه و همون حس خوب رو بهم منتقل می‌کنه.
قسمت ۲
بعد از اینکه سالن و کارکنانش رو تکمیل کردم (که هر کدومشون به صورت جدا داستان خودشونو داره) و سالن روی روال کاری افتاده بود یه روز یه خانومی رو آوردن پیش من تو اتاق مدیریت که از کار ناخن هاش راضی نبود سطح ناخنش خیلی نازک شده بود و ژلیش ناخن هاش به معنای واقعی داغون بود منم با هزار تا زبون بازی و خواهش و تخفیف واسه موهاش برای دفعه بعد مشتری رو راضی کردم فرستادم بره چون خیلی برام درست پیش رفتن کار ها و رضایت مشتری مهمه انقدر از دست سارا عصبانی بودم که مشتری رو اینجوری با نارضایتی فرستاده و گفته کارش تمومه که دلم می خواست زنده زنده کبابش کنم
تلفن روی میز رو برداشتم و داخلی سالن رو گرفتم و به مدیر داخلی مریم گفتم: مریم به سارا بگو همین الان بیاد تو اتاق من و کسی هم مزاحم نشه تا سارا از اتاق من بیاد بیرون
با عصبانیت داشتم صفحه مانیتور رو نگاه میکردم که تمام دوربین های مدار بسته سالن توش معلوم بود حتی ورودی سرویس های بهداشتی
مریم رفت سمت سارا در گوشش حرف زد سارا یه سری تکون داد و بلند شد به سمت سرویس بهداشتی رفت
قبلا بهش گفته بودم رابطه که باهم داری تاثیری تو رابطه کاریمون نداره و احتمال اینکه من بهت سخت گیر تر بشم تا اینکه کار هاتو رفع و رجوع بکنم بیشتره، بهش گفته بودم هر موقع که صدات میکنم حتما قبلش دستشویی برو خودت رو کامل تمیز بشور و بعد بیا تو اتاق من .
از دستشویی اومد بیرون به لباسش نگاه کردم لباس فرم رو بلیزشو نپوشیده بود این موضوع هم بیشتر رو اعصابم رفت من لباس فرم برای همه پرسنل گرفتم که همه سالن یک دست باشن دامن های مشکی کلوش تا زانو و بلیز های سفید ساده با کتونی
بعد سارا خانوم تصمیم گرفته بودن امروز دامن و با تیشرت قرمز بپوشه
دیگه رسید پشت در اتاقم در اتاق زد من با ریموت باز کن داخل اتاق در رو باز کردم
سرش رو آورد داخل بعد خودش کامل وارد اتاق شد
سارا :سلام ساناز جون خسته نباشید با من کاری داشتین؟
ساناز : سلام ،آره بیا تو در رو هم ببند
اومد سمت مبل ها بهش اشاره کردم بشین
یه نگاهی به سرتا پاش کردم به لباسش اشاره کردم دستپاچه و با هول گفت: ساناز جون صبح وقتی رسیدم سالن رو لباسم قهوه ریخت فرستادم بلیزمو خشکشویی پایین تا نیم ساعت دیگه حاضر میشه میرم میگیرم میپوشمش
سرمو تکون دادم
ساناز : مشتری قبلی که فرستادی رو ناخن هاشو خودت چک کردی یا فقط دستیارت کاراشو کرد ؟
سارا: نه دست یارو گفت راضی بود و رفت
پوزخندی زدم گفتم :از فردا دستیارت نمیاد و اخراجه
با تعجب نگاهم کرد
سارا:چرا چی شده ؟اشتباهی کرده ؟بی ادبی داشته؟
ساناز :بله باعث شده من ۱۵ میلیون حداقل واسه فردا ضرر کنم ناخن های مشتری هارو باید خودت حتما آخرش چک کنی انقدر سوهان کشیده بود ناخن طبیعی که فوتش میکردی از وسط به دو نیم تقسیم میشد، لاک ژلی که زده به صد جای دستش رنگ داده بود کج‌ و معوج بود
این چه مدل کار کردنه من واقعا نمیفهمم چند وقته اصلا حواست به هیچ چیز نیست اگر مشکلی چیزی داری بگو ؟
سارا :نه مشکلی نیست بله اشتباه من بود خودمم هم باید حتما چک میکردم آخر کارشو درست میگین
آخرش با یه غمزه یه نگاهی به من کرد
یاد صبح افتادم که وسط مالیدن ممه هاش و ور رفتن باهاش تلفنم زنگ زد نشد ادامه بدم
تکیه دادم به پشتی سنگین با اشاره به تیشرتش گفتم بکش بالا تیشرتو
یه نگاه سکسی کرد آروم تیشرتشو تا روی شکمش کشید بالا
ساناز: بکش بالاتر بالای سینه هات
خیلی آروم و با ناز بلیزو کشید تا روی سینه اش ، سوتین مشکی توری رو بدن سفیدش خوب نمیای میده با لذت نگاهش کردم
سوتینش از این مدل های بود که از جلو باز میشه، بلند شدم چشم تو چشم به سمتش رفتم رسیدم بهش تکیه داد به دسته مبل چستر اتاق خم شدم سمت صورتش آروم انگشت اشاره ام رو از بغل ابروش کشیدم تا خط فکش و کنار لباش آوردم
ساناز : خوشت میاد دلبری کنی؟ همزمان تو چشماش نگاه میکردم
نگاهش کم کم داشت خمار میشد نفس کشیدنش یکی در میون عمیق شده بود خوب میدونست چه جوری میتونم تحریکش کنم و آه و ناله اش رو وسط روز تو سرکار دربیارم
ساناز : دوست داری جای جدید امتحان کنیم ؟هیجان رو میخوای؟
فقط نگاهم میکرد منتظر جواب نگاهش کردم با یه ناز و عشوه ای جواب داد
سارا :صدام میره بیرون ،از خود بی خودم میکنی وسطاش نمیتونم اصلا صدامو کنترل کنم
آروم یه لب کوتاه ولی عمیق ازش گرفتم
اوممممممم
با یه لبخند خبیثانه گفتم
ساناز : نترس اتاق من آکوستیک شده صدا بیرون نمیره
افتادم به جون لباش
آروم و عمیق لب میگرفتم ازش
اومممم اوممممممم اوممممممم
خودم نشستم روی مبل و تکیه دادم به پشتی بهش نگاه کردم گفتم
ساناز: تا مشتری بعدیت نیم ساعت وقت داری بهتر هست هم خود و هم من رو ارضا کرده باشی و گرنه مطمئن باش تنبیه ات میکنم یه لبخند خبیث زد پاشد جلوی روم ایستاد خیلی آروم بدنشو تکون میداد بلوزشو در آورد دستش رفت سمت دامنش چرخید پشتشو کرد سمت من آروم قمبل کرد و دامن رو در آورد چشام برقی زد
یه دونه آروم زدم رو سفیدی کونش
ساناز: شیطون شدی از کی شورت رو تو در میاری تو سرکار ؟
چرخید سمتم آروم اومد سمتم با خنده و ناز عشوه موهای ریخته شده دورشو گوجه کرد بالاسرش و با کش دور مچش بست دوتا پاشو انداخت دو طرف من اومد بغلم
سارا: از صبح که اونجوری وسط لذت دادن به من مجبوری شدی بری همش خیس میشه شورتم الانم رفتم خودمو شستم و درش آوردم اومدم پیشت اگر تو کاری نمی خواستی بکنی خودم میومدم، چشماشو مثل گربه شرک کرد آروم شروع کرد به بوسیدن من و دکمه هامو باز کردن دستامو گذاشتم رو باسنش آروم باسنشو با هر لب گرفتنی میچلوندم یکم خودشو عقب کشید آروم سوتین شو از جلو باز کرد دوتا گردی سفید خوشگلش افتاد بیرون
ساناز: جوننننننن میمیرم برا ممه هات
با دوتا دستاش بهم چسبوندش گفت
سارا: نمیخوای یکم شیر بخوری عسلم
ابروهامو بالا انداختم گفتم
ساناز: نه بابا میبینم راه افتادی، خودت بزار دهنم
یکی از سینه هاشو گرفت نوکشو چسبوند به لبم
منم وحشی شدم یه گاز از نوکش گرفتم
یه جیغ کشید خواست خودشو عقب بکشه که دستمو دور کمرش حلقه کردم نذاشتم عقب بره کل هاله صورتی سینشو تو دهنم کشیدم یه مک عمیق بهش زدم
ساناز. :اوممممممممم
سارا: آخخخخخخخ اییی آههههههه چرا یهو وحشی میشی عزیزم منکه خودم ممه هامو در اختیارت گذاشتم آروم کبودشون میکنی بازم، آروممم تر.
از پشت دستمو رسوندم به لای کصش آروم شروع کردم سوراخشو مالیدن همزمان داشتم ممه هاشو میخوردم و میمالیدم، ساعت ها میتونستم این ممه های گرد سفید یه اندازشو بخورم و بمالمش
سوراخ کصش قشنگ آب انداخته بود دستم خیس شده بود
دوتا انگشتمو آروم تا ته کردم تو کصش نفسش با صدای اهش قاطی شد
سارا : آهههههههههههه
ساناز :جونننننن ،کصت واسه کی آب انداخته انقدر ؟هان ؟
سارا : ایییییی تووووو ،تو رو میبینم خیییییسسس میشمم ایییییی آروم تر عزیزم دردم میادددد
تو کصش با دست تلمبه میزدم کمرشو با دست گرفته بودن که نتونه بلند بشه یا خیلی فاصله بگیره
انقدر دستم خیس شده بود که شلوار خود را بلیز م خیس شده بود رو مبل خوابوندمش
ازش لب گرفتمم
اوممممم اومممممم
از روش بلند شدم لباس خودمو در آوردم سمت کمد مخفی اتاق رفتم دکمه رو زدم دیلدو کمری رو در آوردم کاندوم هم از بغلش برداشتم (این جا رو درست کردم که سر کار اگر موقعیتی بود هر کیو که اوکی بود بکنم و لوازم داشته باشم )
به کمرم بستم اومد رو مبل جلو پاش وایسادم کاندومو دادم دستش
با تعجب نگاهم کرد
سارا: وای باورم نمیشه واسه اینجا هم دیلدو گرفتی ؟
ساناز : اره ،سارا تند باش خیلی وقت ندارم بکش کاندوم رو
آروم کاندو باز کرد کشید رو دیلدو دوباره دراز کشید خودش پاهاشو باز کرد دستشو گذاشت رو کصش آروم نازش کرد با ناز و‌ خواهش
سارا : آروم جرم بده میخوام بعدش به کارام برسم هنوز مشتری دارم آروم بکنم جوری که بتونم بشینم رو این کص
آروم بین پاهاش رفتم. دیلدو رو بین شیار کصش میکشیدم و اون حرف میزد یکم که سرش خیس شد دوباره آروم گذاشتم دم سوراخ کصش روش دراز کشیدم آروم ممه شو دوباره خوردم دستمو گذاشتم رو چوچولش و آروم دورانی میمالیدمش و همزمان تو کصش فرو میکردم
سارا : آهههههه اییییی واییییی سانازززززز یکممممم وایساااااا ایییییییی بیشتر فرو نکنننن آخخخخخخ
ساناز :جونممممم عزیززم آروم باش هیسسسسسس جا باز میکنه هیسسسسس جونمممممم، سوراخ تنگ من
ازش لب میگرفتم
اومممممم اممممممم
آروم تلمبه میزدم که جا باز کنه اذیت نشه
یکی دو دقیقه آروم تلمبه میزدم که خودش پاهاشو دورم حلقه کرد دستشو دور گردنم حلقه کرد
تو چشماش نگاه کردم
سارا: بکنممممممم
از روش بلند شم.
ساناز: بلند شو دستو بزار رو میز پاهاتو باز کن
از پشت بهش نزدیک شدم نشستم بین پاهاش شروع کردم به خوردن کصش تمام کصسشو لیس میزدم زبونمو فرو میکردم لای شیار کصش میکشیدم سمت چوچولش ،سوراخش کصشو مک میزدم ترشحات کصش و مخلوط با آبش میمیومد تو دهنم
بلند شدم از پشت دیلدو کردم تو کصش شروع کردم تند تند تلمبه زدن صدای برخورد کونش با بدنم و تکون خوردن سینه هاش داشت روانیم میکرد از پشت دست هامو دراز کردم هر دو ممه شو گرفتم دستم به حالت چنگ زدن فشارشون میدادمو از پشت تو کصش تند تند تلمبه میزدم بغلم مانیتور بود که کل دو طبقه سالنم رو نشون میداد در گوشش با نفس نفس زدن گفتم
ساناز: سارا سالن ببین ،بقیه میدونن زیر خواب منی ؟هان؟میدونن من کس و کونتو یکی میکنم هر شب ؟نگاه دستیارت میدونه الان به خاطر اشتباه اون داری تو کس میدی ؟
همزمان که باهاش حرف میزدم تند تر تو کصش تلمبه میزدم
سارا: اییییییییی نه نمیدونننننن وایییییی ماماننننننن پاره شدمممممم اخخخخخ ساناز یواشششششش تر واییییییی خدااااااا اییییییی اههههههههه نه نمیدونننننن من مالللل تو اممممممم یواش ترررر آخخخخخ
سارا دیگه آخراش بود هر لحظه ممکنه بود ارضا بشه وقتی نوک ممه هاش تو دستم میرفت سمت نرم شد از سفتی می افتد فهمیده بودم نزدیک ارضا شدنشه
میخواستم آبشو بیارمممم
ازش کشیدم بیرون رو صندلی خودم نشستم گفتم
ساناز :بیاش بشین روش عزیزم دو طرف پاتو بنداز کنارم میخوام موقع ارضا شدن ممه ات تو دهنم باشه
سارا: ایییی اه اه چرا در آوردی داشت آبم میومد باشه
اومد نشست رو دیلدو منم نامردی نکردم از پایین با یه تقه کلشو کردم تو که جیغش باز در اومد و ممه اش رو گذاشتم دهنم با اون یکی ممه اش بازی میکردم تند تند تلمبه میزدم تو ۵امی یا ۶امی تو بغلم ولو شد و آبش امدددددد نوک ممه اشو یه مک عمیق زدم از دهنم درش آوردمش تو بغلم خودشو ول کرده بود سرشو گذاشت رو سینه ام منم دیگه تکون ندادم خودمو آروم با نوک سینه ام بازی میکرد و نفس نفس میزدم سرشو آورد بالا شروع کرد آروم آروم ازم لب گرفتن
سارا :اومممم اومممم مرسییییی که آبمو آوردی اومممم دوست دارم اوممم همیشه من رو بکن اومممم
بعد چند دقیقه گفت
سارا: تو ارضا شدی ؟
صورتشو ناز کردم گفتم
ساناز: نه عزیزم شب جبران میکنم نگران من نباش
اومممم ازش لب گرفتم
ساناز :پاشو خودتو جمع و جور کن برو بیرون بیشتر ۴۰دقیقه ای هست که تو اتاق منی شک برانگیز میشه
همونجوری که تو بغلم لم داده بود
سارا: نمیخوام برم میدونی که وقتی میکنیم و ارضا میشم دوست دارم بخوام
یدونه محکم زدم رو کونش
ساناز : پاشو الان وقت خواب نیست بعدم سرکاریم الان نمیشه هر کاری دوست داری بکنی
سارا: واییییی وحشی چرا میزنی باشه بابا ولی باید سوتینمو خودت ببندی لباسامو تنم کنی
کثافت میدونست رو ممه هاش ضعف دارم بلند شد لباساشو آورد من هنوز تو همون حالت نشسته بودم. لباساشو گذاشت رو میز سوتینشو داد بهم یکم چپ چپ نگاهش کردم دیدم نه پرو تر از این حرفاست یه نفس عمیق کشیدم بلند شدم وایسادم اومد جلو چسبید بهم دیلدو دوبار رفت وسط پاش
سارا : آهههههه عزیزم برام ببندش سوتینمو ،ساناز گازگرفتگی نوکشو الان نوکش درد میکنه سوتینو تنش کردم ولی نبستم انگشتم اشارمو کردم تو دهنش آروم گفتم خیسش کن
آروم زبون خوش مزه اشو دور انگشتم کشید تا خیس بشه درآوردم آروم رو نوک سینه اش کشیدم
سارا: آهههه وایییی یخ کردم یهو ،دیلدوت که وسط پامه با هر نفس کشیدن و تکون خوردنت چوچولمو میمالی ،سوارخ کصم رو انقدر تلمبه زدی باز مونده و احساس میکنم هنوز تومه ،نوک ممه هامو که اینجوری میمالی دلم میخوادت باز وای نمیخوام برم سرکارررر
توروخدا یه بار دیگه بریم قول میدم سریع آبمو بیارم خواهش میکنم
هم زمان با ور رفتن با نوک ممه های من و ناز کردن بدنم می خواست به خواسته اش برسه یکم خودمو بیشتر بهش نزدیک کردم دستم رو انداختم دور کمرش از بین چاک کونش بردم پایین دستم خورد به دیلدو آروم فشارش دادم سمت سوراخش لبامو چسبوندم به لباش و یه فشار ریز انقدری که فقط نوکش بره تو کردم لب زدم رو لباش نه نمیشه یهو ازش فاصله گرفتم سوتین بستم تا به خودش بیاد تیشرتشو داشتم تنش میکردم بهش خیلی برخورد دامنشو برداشت خودش پوشید با حالت قهر رفت سمت در اتاق برگشت سمتم
سارا : در رو بزن میخوام برم بیرون
منم یه پوزخند زدم در رو باز کردم . سریع رفت بیرون
از دوربین ها داشتم میدیدمش رفت سمت لاین ناخن با عصبانیت که از من گرفته بود که چرا دوبار نکردمش دستیارشو دعوا کرد منم لباسامو پوشیدم ولی دیلدو رو در نیاوردم
سمت غروب آفتاب و شب شده بود سالن تقریبا خلوت بود کسی نبود فقط من بودم و سارا با مشتری سارا
لباسمو درست کردم مانتو جلو خودم گرفتم که برآمدی که دیلدو ایجاد کرده معلوم نباشه وسایلم رو برداشتم رفتم بیرون از اتاق به سمت لاین ناخن رفتم داشت تاپ کات آخرشو میزد با لبخند صداش کردم
ساناز :سارا جون عزیزم میشه یک لحظه بیای سمت آشپز خونه
(آشپزخونه کارکنان با مشتری ها متفاوت بود و در داشت روشم خورده بود ورود ممنوع )با تعجب نگاهم کرد
سارا : اتفاقی افتاده ساناز جون
ساناز : نه عزیزم یه لحظه کارت دارم
خودم رفتم سمت آشپزخونه شنیدم که داشت به مشتری می گفت عزیزم دوتا دستاتون و پاهاتونو دوبار دیگه بزاریم که کامل خشک بشه من الان برمیگردم
اومد تو آشپز خونه نگام کرد
اشاره کردم در رو ببند بیا جلو درو بست اومد جلو دستشو گرفت بین خودمو یخچال گیرش انداختم دستم رو گذاشتم رو دهنش یه وقت جیغ نزنه و صداش بیرون نره اون یکی دستمو رسوندم زیر دامنش دیدم هنوز شورت پاش نیست به کصش دست زدمو در گوشش گفتم
ساناز :هنوز شرتتو نپوشیدی که ؟
با تعجب بهم نگاه میکرد میدونستم لز تو جای که خطرناک باشه احتمال لو رفتنش بالا باشه هم براش هیجان انگیز هم با ۲ یا ۳دقیقه باهاش ور رفتن آبش سریع میاد
سریع زیپ شلوار باز کردم
صدای ضربان قلبشو میتونستم بشنوم از جلو همونجوری که دستم رو دهنش بود و بین خودمو یخچال قفلش کرده بودم فرو کردم توش ،چشماش از زور لذت و درد بسته شد و نفسش ریز دستم قطع شد یه لحظه، تند تند داشتم تلمبه میزدم چشماشو بسته بود یه دست دیگمو آوردم تیشرتشو زدم بالا تا رو یکی از ممه هاش بالا از تو تور سوتین درش اوردم دهنمو گذاشتم روش ممه اشو میخوردم تو کصش تند تند تلمبه میزدم دستمو از رو دهنش بر داشتم خودش دست گذاشت رو دهنش. میدونستم هم درد داره هم داره از لذت و هیجان دیونه میشه از یخچال فاصله اش دادم
همون لحظه صدای مشتریش آمد که گفت :سارا جون گفتی دوبار بزارم ؟
سارا دستشو از رو دهن خودش برداشت آب دهنشو قورت داد. سعی کرد صداش تابلو نباشه تو یک کلام فقط گفت :اره عزیزم
هلش دادم سمت کابینت نشست رو کابینت پاشو باز کردم دو بار فرو کردم تند تند داشتم میزدم که دستشو گذاشته بود رو دهنش یه دونه اشم گذاشته بود رو شونه من پاهاشو حلقه کرده بودم دورم که یهو با شدت زیاد لرزید
دست پاش شل شده بود اگر جلوش من نبودم افتاده بود زمین
ازش اروم در اوردم در گوشش گفتم
ساناز :دفعه بعد برام قیافه بگیری و پشت چشم نازک کنی جلو مشتریت میکنمت یادت نره
خودمو درست کردم از در آشپزخونه امدم بیرون

نوشته: ساناز

لزبین

بازدید 6,920

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

5 پاسخ به “لز با سارا اولین آرایشگر من (۲)”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...
مشکل عدم نمایش کنترلرهای پلیر ویدئو در نسخه دسکتاپ برطرف شد.