…ادامه از قسمت قبل (لینک قسمت های قبل را در پایین داستان بالای نظرات میتوانید پیدا کنید یا اینکه میتوانید نام داستان را از بخش جستجوی وب سایت جستجو کنید)
فصل ۵: کشف آرام امتیازات
شقایق هنوز بین پاهای مائده زانو زده بود. لبهایش خیس از آب کس مائده بود و با لبخند شیطنتآمیز به او نگاه میکرد. مائده با چشمان نیمهباز و صورت سرخ، نفسهای عمیق میکشید. بدنش هنوز از ارگاسم اخیر میلرزید.
محسن آروم دستش را روی شانه شقایق گذاشت و او را به سمت خود کشید. شقایق روی تخت دراز کشید و پاهایش را باز کرد. محسن بین پاهایش زانو زد، کیر سفتش را گرفت و آروم سر آن را روی کس خیس شقایق مالید، بدون اینکه داخل کند.
«دوست داری امشب چیکار کنیم؟» محسن با صدای گرفته پرسید.
شقایق به مائده نگاه کرد و بعد به مانیتور.
«میخوام ببینم امتیاز واقعی چقدره…»
علی که تا حالا ساکت بود، آروم گفت:
«منم… کنجکاوم.»
آن شب، چهار نفر تصمیم گرفتند آرام و بدون فشار، چند کار مختلف را امتحان کنند تا سیستم امتیازدهی را بهتر بفهمند.
اولین آزمایش: Oral Shared
شقایق و مائده روبهروی هم روی تخت زانو زدند. شقایق کیر محسن را در دست گرفت و آروم در دهنش فرو برد. مائده هم کیر علی را گرفت. دو زن همزمان با حرکات آهسته و عمیق ساک میزدند. گاهی به هم نگاه میکردند و لبخند میزدند.
صدای خیس مکیدن و نالههای مردها اتاق را پر کرده بود. شقایق عمیقتر میرفت و گاهی کیر محسن را تا ته گلویش فرو میکرد. مائده هم سعی میکرد تقلید کند، هرچند هنوز کمی خجالتی بود.
وقتی هر دو مرد نزدیک شدند، شقایق کیر محسن را بیرون آورد و به مائده گفت:
«با هم…»
دو زن زبانشان را روی سر کیر محسن و علی گذاشتند. محسن اول خالی شد — اسپرم غلیظش روی زبان و صورت هر دو زن پاشیده شد. علی هم چند لحظه بعد همین کار را کرد.
شقایق و مائده به هم نگاه کردند، بعد به هم نزدیک شدند و اسپرم مردها را از زبان هم لیسیدند. این کار خیلی آرام بود.
مانیتور روشن شد: +۶۵ امتیاز
شقایق لبخند زد:
«بهتر از قبلی… ولی هنوز کمه.»
دومین آزمایش:
آنها پوزیشن را عوض کردند. شقایق و مائده روی تخت دراز کشیدند، پاهایشان را به هم گره زدند . دو زن کسهای خیسشان را به هم مالیدند، در حالی که محسن و علی کنار تخت ایستاده بودند و کیرهایشان را آهسته میمالیدند.
حرکت دو زن آرام و ریتمیک بود. سینههای شقایق روی سینه مائده مالیده میشد. مائده نالههای نرم و پیدرپی میکرد. شقایق گاهی خم میشد و مائده را بوسید.
این کار حدود ۲۰ دقیقه طول کشید تا هر دو زن تقریباً همزمان ارضا شوند. بدنشان به هم چسبیده بود و لرزشهایشان به هم منتقل میشد.
مانیتور این بار نشان داد: +۸۵ امتیاز
مائده با تعجب گفت:
«این… بدون اینکه مردها داخلمون باشن، امتیاز بیشتری گرفت؟»
شقایق خندید و مائده را بوسید:
«دیدی؟ لذت زن با زن هم خیلی ارزش داره.»
سومین آزمایش کوچک:
قبل از خواب، محسن مائده را به دیوار تکیه داد و از پشت آروم داخل کسش کرد. فقط چند ضربه آهسته و عمیق. علی هم همین کار را با شقایق کرد. هیچکدام تا آخر نرفتند
+۴۵ امتیاز
شقایق وقتی همه دراز کشیدند، در گوش محسن زمزمه کرد:
«فردا… باید کارهای خیلی ممنوعهتری انجام بدیم. امتیازهای بالا احتمالاً اونجاها هستن.»
مائده که کنار علی دراز کشیده بود، با صدای خوابآلود گفت:
«من… هنوز نمیدونم تا کجا میتونم برم…»
پایان فصل ۵
فصل ۶ : چرخش دایره و آتش خانوادگی
دایره بزرگ از زوجها همچنان در جریان بود. نور قرمز سالن روی بدنهای برهنه و خیس میدرخشید. بوی هوس و عرق همه جا را پر کرده بود.
این بار نوبت خانواده مرموز بود که توجه همه را جلب کنند.
سارا (دختر ۲۴ ساله) با پدرش رضا روبهرو شد. بدون کوچکترین تردید، سارا زانو زد، کیر پدرش را در دست گرفت و با چشمان معصوم اما پر از هوس، آن را تا ته در دهنش فرو برد. رضا دستش را در موهای دخترش گذاشت و آروم سر او را هدایت میکرد. سارا با حرص و مهارت کیر پدرش را میمکید، بزاق از گوشه لبهایش پایین میریخت.
در همان لحظه، لیلا (مادر) با پسرش آرش روبهرو شد. لیلا پسرش را بوسید، سپس روی زمین نشست، پاهایش را باز کرد و آرش را بین پاهایش کشید. آرش کیرش را گرفت و مستقیم داخل کس مادرش فرو کرد. لیلا ناله بلندی کرد و پاهایش را دور کمر پسرش حلقه کرد:
«آره پسرم… عمیقتر… مامانتو بکن…»
رضا در حالی که سارا کیرش را میمکید، به همسرش و پسرش نگاه میکرد و لبخند رضایت داشت.
این صحنهها برای همه شوکهکننده بود. روابط خونی آنها کاملاً آشکار شده بود و امتیازات بالایی میگرفتند.
شقایق که این صحنه را میدید، بدنش داغتر شد. وقتی نوبت او رسید و با آرش روبهرو شد، بلافاصله خودش را به او چسباند و گفت:
«تو با مادر و خواهرت سکس میکنی… خیلی داغه…»
آرش شقایق را بلند کرد و کیرش را داخل کس او فرو کرد. شقایق پاهایش را دور کمر او حلقه کرد و با صدای بلند ناله کرد.
در طرف دیگر، محسن با سارا جفت شد. سارا با خجالت زانو زد و کیر محسن را در دهنش گرفت. محسن دستش را در موهای سارا گذاشت و آرام هدایتش کرد.
مائده با لیلا روبهرو شد. لیلا مائده را بوسید و دستش را بین پاهایش برد. مائده ابتدا لرزید، اما بعد تسلیم شد و دستش را روی سینههای لیلا گذاشت.
علی با رضا جفت شد. دو مرد برای لحظهای به هم نگاه کردند، سپس رضا زانو زد و کیر علی را در دهنش گرفت.
امتیازات لحظهای بالا رفت:
خانواده مرموز به دلیل روابط تابوشکن خانوادگیشان، امتیاز بسیار بالایی گرفتند (بیش از ۳۰۰ امتیاز در این دور).
وقتی دایره تمام شد، شقایق با بدن لرزان به محسن چسبید و زمزمه کرد:
«میخوام بدونم اونا چطور با هم سکس میکنن… کامل.»
پایان فصل ۶
فصل ۷: Secret Room و مرزهای شکسته
درهای اتاقهای خصوصی یکی پس از دیگری بسته شد. ویلا دوباره به سکوت سنگینی فرو رفت — سکوت پر از نالههای خفه، صدای برخورد بدنها و هوس سرکوبشده.
اتاق محسن و شقایق:
شقایق برهنه روی تخت circular دراز کشیده بود. نور قرمز ملایم روی پوست براق و داغش بازی میکرد. او یکی از بزرگترین دیلدوهای اتاق را انتخاب کرده بود — یک مدل واقعی با رگهای برجسته و سر کلفت. آن را با روغن گرم چرب کرد و با نگاهی پر از شیطنت به محسن گفت:
«امشب میخوام حس کنم پر شدم… مثل اینکه چند نفر همزمان دارن منو میکنن.»
محسن روی مبل گوشه اتاق نشست، کیر سفتش را در دست گرفت و آهسته مالید. چشمانش از شوق میدرخشید.
شقایق پاهایش را کامل باز کرد، دیلدو را روی کس خیسش مالید و آروم فشار داد. سر کلفت آن داخلش لغزید. شقایق آه بلندی کشید و باسنش را کمی بالا آورد. با حرکات آهسته و عمیق شروع به فرو کردن و بیرون آوردن دیلدو کرد. هر بار عمیقتر میرفت تا جایی که تقریباً همه آن داخل کسش فرو رفته بود.
«آآآه محسن… ببین… داره کامل پرم میکنه…»
او همزمان با دست دیگر، یک آنال پلاگ جواهری کوچک را برداشت، آن را با روغن چرب کرد و آروم داخل کونش فشار داد. حالا هر دو سوراخش پر بودند. شقایق با ریتم هماهنگ دیلدو را در کسش و پلاگ را در کونش حرکت میداد.
محسن نتونست فقط تماشا کند. بلند شد، شقایق را به شکم خواباند، پلاگ را بیرون کشید و کیر خودش را جای آن داخل کون شقایق فرو کرد. شقایق جیغ خفیفی کشید و صورتش را در بالش فرو کرد.
محسن با ضربات محکم و عمیق کون شقایق را میزد، در حالی که شقایق هنوز دیلدو را در کسش نگه داشته بود. احساس پر بودن همزمان از کیر محسن و دیلدو، شقایق را دیوانه کرده بود.
«آره… هر دو سوراخمو پر کن… جندهت رو بکن…»
اتاق مائده و آرش:
مائده روی تخت دراز کشیده بود. آرش با حوصله بدن او را بوسید. از گردن شروع کرد، به سینههایش رسید و نوک سینههای حساسش را مکید. مائده با چشمان نیمهباز نالههای نرم میکرد.
آرش پایینتر رفت و با زبان و انگشتانش کس مائده را به آرامی به اوج رساند. مائده برای اولین بار بدون حضور علی، با صدای بلند ارضا شد و نام آرش را فریاد زد.
اتاق خانواده مرموز:
رضا، لیلا، سارا و آرش در اتاق بزرگشان بودند. سارا روی تخت چهار دست و پا بود. رضا از پشت کون دخترش را با ضربات محکم میزد. لیلا زیر سارا دراز کشیده بود و کس او را لیس میزد. آرش هم کیرش را در دهن مادرش فرو کرده بود و موهای او را گرفته بود.
پایان فصل ۷
فصل ۸: Secret Room و مرزهای شکسته
درهای اتاقهای خصوصی یکی پس از دیگری بسته شد و ویلا دوباره غرق در سکوت سنگینی شد. سکوت پر از نالههای خفه، صدای برخورد بدنها، و هوس سرکوبشدهای که مثل دود غلیظ در هوا معلق بود. شقایق هنوز برهنه و براق از عرق در اتاق خودش ایستاده بود. قلبش با شدت میزد و کسش از هیجان خیس شده بود.
اتاق خصوصی شقایق، رضا و سارا مثل یک غار مخفی و گرم طراحی شده بود. دیوارها با پارچههای مشکی مخمل پوشیده شده بودند و فقط چند لامپ قرمز کمنور و چند شمع معطر با بوی وانیل و چوب صندل فضا را روشن میکردند. تخت بزرگ گرد در مرکز اتاق قرار داشت و آینههای بزرگ روی سقف و دیوارها هر حرکت را چند برابر نشان میدادند. بوی روغن معطر و هوس در هوا پیچیده بود.
شقایق در وسط اتاق ایستاده بود. لباس توری مشکیاش تقریباً هیچ پوششی نداشت. سینههای سنگینش با هر نفس بالا و پایین میرفتند و نوک سینههایش از زیر پارچه کاملاً مشخص بودند. رضا از پشت به او نزدیک شد. دستهای بزرگ و گرمش را روی شانههای شقایق گذاشت و آروم به پایین کشید. شقایق بدنش را به او چسباند و باسنش را به کیر نیمهسفت رضا فشار داد.
سارا (دختر ۲۴ ساله) از جلو زانو زد. چشمان معصوم اما پر از هوسش به شقایق دوخته شده بود. او شورت توری شقایق را با دندان پایین کشید و صورتش را بین پاهایش فرو برد. زبان گرم و نرم سارا مستقیم روی کلیتوریس شقایق نشست و با حرکات دایرهای آهسته شروع به لیسیدن کرد.
شقایق آه بلندی کشید و سرش را به عقب کوبید. رضا از پشت کیرش را کامل سفت کرده بود و آن را بین باسن شقایق مالید. بعد آروم سر کیر را به سوراخ کون شقایق فشار داد و کمکم داخل کرد.
«آآآه… خدایا… هر دوتون…» صدای شقایق لرزان و پر از لذت بود.
رضا با حرکات آهسته و عمیق کون شقایق را میزد، در حالی که سارا زبانش را عمیقتر داخل کس شقایق فرو میبرد و گاهی انگشتش را هم اضافه میکرد. شقایق دستش را در موهای سارا فرو کرد و صورت او را محکمتر به کسش فشار داد.
رضا گاهی کیرش را از کون شقایق بیرون میآورد و به سارا میداد تا آن را لیس بزند، بعد دوباره داخل کون شقایق فرو میکرد. این سوئیچ سریع و کثیف، شقایق را کاملاً دیوانه کرده بود.
شقایق در اوج لذت فریاد زد و برای بار اول ارضا شد. بدنش به شدت لرزید و ترشحات داغش روی صورت سارا ریخت. رضا هم با غرش عمیق تو کون شقایق خالی شد. اسپرم داغش داخل کون او پر شد و وقتی کیرش را بیرون کشید، از سوراخ قرمز و باز شقایق بیرون ریخت.
سارا بلافاصله زبانش را به کون شقایق برد و اسپرم پدرش را لیسید و بلعید. شقایق با دیدن این صحنه دوباره داغ شد و سارا را بوسید تا طعم اسپرم را با هم به اشتراک بگذارند.
در اتاق مائده و آرش:
مائده روی تخت دراز کشیده بود. آرش با حوصله تمام بدن او را بوسید. از گردن شروع کرد، به سینههای متوسط اما حساس مائده رسید، نوک سینههایش را یکی پس از دیگری در دهان گرفت و با زبانش بازی کرد. مائده با چشمان نیمهباز نالههای نرم میکرد.
آرش پایینتر رفت. زبانش را روی شکم مائده کشید و در نهایت بین پاهایش زانو زد. او با آرامش و مهارت، کس مائده را لیسید. ابتدا فقط بیرون، بعد زبانش را داخل کرد و با انگشتانش همزمان کلیتوریسش را تحریک کرد.
مائده برای اولین بار بدون حضور علی، با صدای بلند و آزاد ارضا شد. بدنش قوس برداشت و دستش را در موهای آرش فرو کرد:
«آآآه آرش… نمیتونم… داره میاد…»
اتاق محسن:
محسن در اتاق خودش تنها بود و صحنه شقایق را روی مانیتور تماشا میکرد. کیرش را محکم چنگ زده بود و با شدت خودش را میمالید. دیدن اینکه همسرش توسط پدر و دختر گرفته شده، او را به مرز دیوانگی رسانده بود. او با غرش بلند ارضا شد و اسپرمش روی شکمش ریخت.
پایان فصل ۸
نوشته: شقایق
2 پاسخ به “زندگی مرکب (۳)”
تعداد شخصیت های داستان زیاد بود باعث کم حوصلگی خواننده میشه
داستانتو دوست داشتم ولی یه خورده سریعه انگار و مثل فیلماییه که سکانساش زود عوض میشن ولی در کل دوستش داشتم و خیلییی شهوانییهه ممنونم ازت