حسرت دوازده ساله (۱)

سلام دوستان

اسم من رضاست ۳۰ سالمه و متاهلم

این داستان کاملا بر اساس واقعیت نوشته میشه

قدم ۱۷۰ وزنم ۱۰۰ و سایز کیرم ۱۳ در بهترین حالت و کون تپل و کلا بدنم کم مو هست

خیلی سریع یکم از گذشته بگم و بریم سراغ داستانی که هفته پیش اتفاق افتاد

من توسط پسر خالم کونی شدم و کلا فقط با همین یک نفر بودم و هیچ کس هم خبر نداشت از زمانی که دبیرستانی بودم این موضوع شروع شد اولش فقط واسش ساک میزدم کم کم کیرشو میمالید روی سوراخ کونم

و کم کم شهوت و حس کونی بودن و زنونه بودن توی من بیدار شد کیر محمد خیلی کلفت بود و یادمه اولین بار که رفت تو کونم اونم فقط سرش از کونم خون اومد دیگه کم کم شروع شد این موضوع تا اینکه من تشنه کیرش شده بودم

وقتایی که میخواستم برم خونشون بمون از قبلش سوراخ کونمو با کرم چرب میکردم که اماده باشم

داستان زیاد داریم بعدا میگم

خلاصه این داستان حدود ۳ سال ادامه داشت و زمانی که من رفتم دانشگاه محمد هم ازدواج کرد و دیگه به من کاری نداشت حتی یک شب که با هم تنها بودیم من شورت صورتی پوشیده بودم و لخت شدم و پشت بهش خوابیدم و آرزو میکردم یک انگشت به کونم بزنه اما دیگه اون عوض شده بود

من موندم و این حس کونی بودن و از سال ۹۲ تا امسال یعنی ۱۴۰۴ تو خودم مخفیش کرده بودم

بعد ازدواج هم وقتایی که تنها میشدم تو خونه و زنم نبود لباس سکسی هاشو میپوشیدم و آرایش میکردم و از خودم عکس میگرفتم و بعدش هم میرفتم تو سایت های چت میچرخیدم و چندتا عکس میفرستادم و یکم در مورد کس و کون زنم حرف میزدیم و تو سکس چت مثلا طرف هم خودمو میکرد هم زنمو

اره ، من سر حس کونی بودن بیغیرت هم شده بودم و کارم شده بود یواشکی از زنم عکس گرفتن و فرستادن واسه مردای دیگه و سکس چت کردن و اونا هم حس بیغیرتی منو تحریک میکردن و تماام

داستان از اینجا شروع میشه

حدود ۲ هفته پیش زن من با خانوادش رفتن ترکیه چون من سربازی نرفتم نتونستم برم وقتی صحبت رفتنشون پیش اومد تنها چیزی که تماما تو مغزم میپیچید این بود که بعد از ۱۲ سال باید این حس کون دادن رو که این همه سرکوب کرده بودم بیدار کنم

ما کرج زندگی می کنیم خلاصه از چند روز قبلش تو همین سایت کیرتوکص و سایت های سکس چت دنبال گزینه مناسب میگشتم اما غرورم اجازه نمیداد به کم سن تر از خودم بدم برای همین میزدم سن بالا و حداقل ۴۰ سال

و اینم بگم که داشتم از استرس پاره میشدم چون من برای خودش شخصیتی هستم و وضع مالیم هم خوبه ما پشت اون شخصیت یک کونی قایم شده بود که بعضی وقتا واقعا دلش برای دادن غش می رفت

اما دلو زدم به دریا و رفتم تو دل داستان

خلاصه همون روز اول یعنی ۳ روز قبل رفتن زنم یکی به اسم حسن پیدا شد میگفت ۴۵ سالشه سایز کیرش هم ۲۰ سانته و اینجور چیزا و آشپز یکی از رستوران های جاده ای هست و خونش هم توی همون منطقه است

خلاصه شمارشو داد و منم رفتم یک سیمکارت خریدم و گذاشتم تو یکی از گوشی های قدیمی که داشتم و تلگرامش رو نصب کردم و شروع کردم باهاش صحبت کردن

از خودش عکس می داد من از خودم عکس میدادم ولی نگفتم متاهلم و برای اینکه کمتر هم خجالت بکشم سنمو گفتم ۲۵ سال

خلاصه چند روز عکس کیرشو میداد و منم عکس کونمو میفرستادم و از عکس های زنم هم بهش میدادم ولی میگفتم دوست دخترمه و کلا تهران زندگی میکنه و اینجور حرفا

خلاصه روز موعود فرا رسید خانومم اینا رفتن و همین که از فرودگاه برگشتم خونه رفتم ۵ بسته واجبی برداشتم و کل مو های بدنمو زدم در حدی که خودمو نگاه میکردم ته دلم میریخت و همش با خودم میگفتم چه چیزی شدم و جالبیش اینه حس کونی بودنم اجازه نمی داد کیرم بلند بشه اینو کونیا میفهمن که من چی میگم

خلاصه از چندتا از لباس های زنم و پوشیدم و هی عکس میگرفتم و می فرستادم واسه حسن که انتخاب کنه با کدوم برم پیشش که در نهایت قرار شد چند دست بردارم

از چسب های لیفت سینه زنم برداشتم زدم رو دودولم که همونجوری با حس کونی بودن خودش رفته بود تو

شورت زنمو پوشیدم ازونایی که ۲ طرفش بند داره و باید گره بزنی و حدود ساعت ۸ شب بود واسه

ساعت ۱۰ شب باهاش قرار گذاشتم اون گفت ماشین داره قرار شد من برم سر جاده و بیاد دنبالم منم لباس توری سکس ازین لونه زنبوریا با شورت و اینا پوشیدم و روش شلوار لی نسبتا چسب و جوراب مردونه بلند که یکوقت لباسم دیده نشه هوا هم که سرد بود یک هودی پوشیدم و اسنپ گرفتم و زدم از خونه بیرون گوشی خودم که آیفون به روز بود اما گوشی قدیمی رو برداشتم که یه وقت خفت نشم

اومد دنبالم و شبیه عکساش بود با یک پراید که بوی نسبتا کم تریاک توش پیچیده بود

همین که نشستم خورد تو حالش گفت چقدر چهرت و هیکلت مردونست منم گفتم خب پسرم دیگه اما بریم خونه زیرش رو ببینی نظرت عوض میشه

خلاصه تو راه هی سوال می پرسید و شروع کرد از زنم که مثلا دوست دخترم بود پرسیدن و منم چندتا عکس از قبل فرستاده بودم تو این گوشیه بهش نشون دادم و خلاصه رسیدیم خونش من ترس همه وجودمو برداشته بود

و کلا پشیمون شده بودم دستام عرق کرده بود ولی از اون طرف به خودم میگفتم گه نخور این همه برنامه ریزی کردی وسط کار جا نزن خلاصه رفتیم تو یک خانه قدیمی ۴۰ متری که اتاقش با یک چادر جدا شده بود و بوی تریاک هم از کل خونه میومد حسن گفت من میرم یک دوش بگیرم و قراره امشب تا صب شب نشینی داشته باشیم و فردا هم مرخصی گرفتم و رو به منم به حالت دستوری گفت دلم میخواد از حموم اومدم بیرون اون سوپرایزی که زیر لباسات داشتی رو واسم اماده کنی خلاصه رفت دوش بگیره و منم رفتم در ورودی رو چک کردم و قفلش رو بستم و رفتم پشت اون چادره شلوارمو در اوردم و از تو کولم یک لباس توری سفید که از زنم داشتم که تقریبا تا روی رونم میومد رو پوشیدم و ساق دست های توریم و دستم کردم و دوباره هم چسب لیفت روی دودولم رو زدمو شورت بند دار رو بست و رفتم بیرون

حسن که هنوز تو حموم بود من یک سیگار روشن کردم داشتم میکشیدم که حسن اومد با یک لنگ دورش بیرون

منو دید پشماش ریخت گفت جووون که چیزی شدی لامصب

باید صیغت کنم مهریتم همین کیر کلفتم وقتی اینجوری گفت واقعا دوباره ته دلم ریخت هم یکم اروم تر شده بودم و واقعا دیگه حس کونی بودنم داشت شروع میشد

حسن گفت اهل تریاک که هستی گفتم نه اصلا ولی اگر عرق داری میخورم گفت عرق که مال سوسولاست ما اتانول داروخانه میخوریم

رفت اورد و بساط خودشو چید و پیک نیکو روشن کرد منم نشسته بودم رو زمین به پشتی تکیه داده بودم و روی یک سمت باسنم نشسته بودم خلاصه اومد واسه من پیک ریخت منم چون تا حالا اتانول داروخانه خورده بودم ترسی نداشتم و چند پیک زدم کلا من با الکل خیلی از خود بی خود میشم هرچقدر هم میگذشت خجالتم کمتر میشد و سعی میکردم حس یک جنده پولی رو به خودم بگیرم و با خودم عهد بستم امشب عقده این همه سال رو در میارم

حسن یکم تریاک کشید و حرف میزدیم و اینا که تصمیم گرفتم یکم جنده بازی در بیارم بهش گفتم تریاک میکشی ابت دیر تر میاد؟ اونم گفت راحت میتونم ۱ ساعت تلمبه بزنم منم گفتم جون پس میخوام امشب تا صب مثل جنده ها جرم بدی اینو گفتم انگار بلا گفتم انقدر خوشش اومد که اونم شروع کرد به حرف های سکس زدن و دستمو گرفت گذاشت رو کیرش

وااااای که چه حسی بود بعد از سالها انگار به آرزوم رسیده بودم کل بدنم بی حس شد یک لحظه بی اختیار هلش دادم رو زمین و کیرشو که خواب بود کردم تو دهنم و مثل تشنه ها میخوردمش اونم یک دفعه یک تو گوشی محکم بهم زد و گفت تخمامم بلیس جنده خانوم اینو گفت من دیگه از خود بی خود شدم و شروع کرده بودم مثل سگ کیرشو تخماشو میخورم اما اونقدر راست نمیشه با اینکه راست نشدنش هم کلفت بود و خیلی حس خوبی میداد کیر نیمه خوابیده رو ساک میزدم و میمکیدم که لباسمو داد بالا یک دفعه گفت عه تو که کیر نداری یک دونه زد روی شورتم که خورد نزدیک تخمام و دردم گرفت گفتم آی که سرمو کشید سمت خودش دم گوشم گفت قراره تا صب درد بکشی

بیا بخور راستش کن میخوام جرت بدم

چون حسن اونجا حموم بود و دستشویی حمومش یکی بود بهش گفتم وایسا تا دستشویی برم

رفتم و قشنگ با شیلنگ کونمو شستم و چند بار توش اب میکردم و خالی میکردم که کثیف کاری نشه خلاصه اومدم بیرون و با پوزخند همونطور که نشسته بود گفت خوشم اومد کص تمیزی هستی اینو گفت باز من آمپرم چسبید به سقف

تکیه داد به پشتی پاهاشو باز کرد و منم ۲ زانو رفتم لای پاش و شروع کردم ساک زدن کیرش اونم قربون صدقم میرفت و کم کم کیرش راست شد در حدی که نمیتونستم کامل ببرم تو دهنم

گفت برگرد میخوام بزارم توش گفتم نه تو بخواب چون اولشه من میام اروم اروم میشینم روش که جا باز کنه

خوابید رو زمین من کرم لوبریکانت هم آورده بودم با اون لیزش کردم پشتمو کردم بهش و آروم نشستم روی کیرش ولی تو ندادم آروم فشار میدادم

خیلی درد داشت من قبلا خیار میکردم تو کونم اما این لعنتی خیار سالادی بود

اروم اروم سرشو دادم تو درد کل وجودمو گرفته بود تا اینکه بعد از حدود ۱ دقیقه کامل نشستم روش احساس میکردم کیرش تا نافم رفته تو

این همون حس گرمای کیر بود که این همه سال دنبالش بودم

چشمامو بسته بودم

دردم داشت کم میشد و کم کم داشت به لذت تبدیل میشد

انقدر لبمو گاز گرفته بودم که خونی شده بود شروع کردم اروم اروم بالا پایین شدن اونم کمرمو گرفته بود و تلمبه میزد و همش میگفت جنده من کیه منم با صدای ناله میگفتم من

جووون بکن

چقدر خوب میکنی

امشب جندتو پاره کردی

تو همین حال گفتم کاش زنم بود و کون دادنمو میدید که یکدفعه گفت مگه زن داری منم گفتم نه فقط بکن

با همه وجود رو کیرش بالا پایین میشدم کل زد رو کونم و گفت پاشو

گفتم داره میاد با خنده گفت حالا حالا ها نمیاد

بدنم خیس عرق بود

پاهام میلرزید

چشمام تار شده بود منو به شکم خوابوند گفت خب پس زن داری حالا عکساشو بده قشنگ ببینم از پشت اومد روم منم تو گوشیم شروع کردم عکساشو نشون دادن گفت اسمش چیه منم که دیگه جنده و مطیعش شده بودم گفتم پریسا

چند سالشه ؟ ۲۴ سال

شروع کرد به اینکه جون چه کسیه

کاش بود کیرمو میکردم تو کصش حس اینکه حالا فهمیده زن دارم اون دختره زنم بوده و این حس بیغیرتیه بیشتر داشت حشریم میکرد و از پشت کیرش تو کونم بود و تلمبه میزد و هی میزد تو سرم و میگفت کونیه زن جنده تو اینی ببین زنت چه کسیه و با همه وجود داشت منو میگایید

از اومدن آبش هم خبری نبود

بهش گفتم جندت هوس سیگار کرده گفت گل رول شده دارم مال بچه هاست میزنی منم که کلا همه چیز به تخمم بود گفتم بده

گفت اول داگی شو گل رو داد و من تو حالت داگی روشنش کردم اونم از پشت کرد تو سوراخم خشک شده بود یکم درد گرفت ولی دردشم دوست داشتم شروع کردم از گله کام گرفتن من تا حالا زیاد گل نکشیدم تو چند کام گرفتم که کلا سرم سنگین شد و دیگه شروع کرده بودم بلند بلند آه و ناله کردن و ناخونامو به زمین میکشیدم گفت دوست داشتی واسه یک کیر دیگه هم ساک میزدی در لحظه گفتم ااااخ کاش بود گفت میاد منم گفتم به کیرم بگو بیاد همونجا گوشی رو برداشت

الو رسول بیا پایین کون اوردم ۲ تایی بکنیم

بیا که بدجور جنده خانوم مست کرده منم فقط می شنیدم و توانایی فکر کردن به هیچ چیزی نداشتم

۲ دقیقه نگذشت صدای تق تق در اومد کیرشو در اورد گفت از پوزیشن تکون نخور میخوام رسول پشماش بریزه پاشد درو قفلشو باز کرد و رسول اومد تو و گفت ای تنها خور

گفت بیا که بدجور مسته کیره

صدای در آوردن شلوار و شورت رسول اومد از صدای مشخص بود سنش کمتره اومد جلوم زانو زد من که پیشونیم رو زمین بود و بلند کرد گفت بخور ببینم چی کاره ای

یک کیر سیاه و پر پشم که بوی خایه هاش تو کل خونه پیچیده بود من که دیگه رو ابرا بودم و کلا هیچی واسم مهم نبود یعنی حتی اگر تو خیابون جلو همه هم بودم بازم همینجوری ادامه میدادم شروع کردم ساک زدن واسش که در لحظه راست شد

سر کیرش میخورد ته گلوم که این لعنتی کیرش زیاد کلفت نبود ولی خیلی دراز بود فکر کنم حدودا ۳۰ سانت رو داشت

حسن گفت رسول توله سگو ول کن برو بزار توش من بدم بخوره خسته شدم از بس گاییدم

رسول رفت پشتم یک تف زد بی کیرش با یک حرکت همشو فرو کرد تو که من پرت شدم جلو احساس کردم کیرش تا توی روده هام رفت

واسه حسن ساک میزدم و رسول کونمو می کرد حدود چند دقیقه که ادامه داد احساس کردم دارم ارضا میشم تا حالا این حس رو نداشتم

فکر میکنم یک نصف لیوان اب ازم ریخت که از کنار چسب لیفتم زد بیرون و من فقط ناله میکردم تو همین حال رسول کشید بیرون گفت بیا بخورش منم کیرشو کردم تو دهنم مزه شور بودن کون و طعم تف و کرم لوبریکانت رو قشنگ حس میکردم

گفت آبم داره میاد میخوری؟؟ منم جواب ندادم فقط واسش ساک میزدم و سر کیرشو میک میزدم

یک دفعه دهنم پر شد از آبش چون قبلا از محمد پسر خالم رو خورده بودم مزش اذیتم نکرد و همشو قورت دادم

رسول یه دفعه گفت حاجی چه کسیه این

از ۱۰۰ تا جنده بهتره

پولم بهش دادی

حسن با خنده گفت نه معرفتیه تازه قراره زنشم واسمون جور کنه

رسول : جون مگه زنم داری ، ببینم عکس جنده خانومو منم گوشیمو دادم دستش و گفتم رد کن از اون طرف حسن یک بالشت گذاشت رو زمین منو به کمر خوابوند و گذاشت زیر کمرم

پاهامو باز کردم و گرفتم تو دستم کیرشو گذاشت و تا خایه کرد تو همینطور که میکرد رسولم از زنم تعریف میکرد میگفت عکس کصشم داری که رسول گفت رد کن همون تو هست من دیگه نای حرف زدن نداشتم فقط دلم میخواست اب حسن بیاد که حسن هم با تمام بی رحمی منو میگایید از آخر کیرش خوابید و گفت این امشب بیا نیست

رسول گفت حاجی من میرم بالا جلو خانوم بچه ها تابلوعه

یک دستی به سرم کشید و رو به حسن گفت از پذیراییت ممنونم

حسنم که کیرش خوابیده بود و آبش نیومده بود ببند شد رفت تو دستشویی منم همینطور بیحال بالشت رو گذاشتم زیر سرم و با بدن داغون و خسته و شورت خیس و دهنی که مزه اب رسول و میداد چشامو بستم

دنیا داشت دور سرم میچرخید

ارضا هم شده بودم و حشرم خوابیده بود کم کم حس عذاب وجدان و تحقیر اومده بود سراغم اما همش خودمو اروم میکردم و تو دلم میگفتم نگران نباش به خواسته ات رسیدی فردا هم میری و دیگه هیچ کدوم از اینارو نمیبینی

و تو همین فکرا بودم که بیهوش شدم و خوابم برد و نفهمیدم چی شد یک دفعه با حس یک چیزی رو کونم از خواب پاشدم دیدم هوا روشن شده و حسن از پشت داره کیرشو بهم میماله و فشار میده لای پام

باز حشرم زد بالا دستشو آورده بود سر سینه هامو فشار میداد و پشت گردنمو میخورد و کیرشو فشار میداد لای پام منم که باز داشتم دیونه میشدم و از طرفی میگفتم دیگه اخرشه و نکنه بعدا باز حسرت همچین چیزی رو بخوری

برگشتم کلمو کردم زیر پتو و شروع کرم واسش ساک زدن یکم که خوردم تو چشاش با همون حالت خواب آلودگی و حشری گفتم دوست داری چجوری بکنی

که گفت بشین روش ایندفعه رو بهش کردم و نشستم رو کیرش که مثل سنگ سفت شده بود

سوراخ کونم بدجور درد میکرد

خودمو انداختم روش و شروع کرد تلمبه زدن یکم که کرد همه ابشو خالی کرد تو کونم منم که کلا کیرم حس نداشت انگار اصلا کیر ندارم

یکم ازم تعریف کرد و منو زد کنار و خوابیدم کنارش گفت دیشب خیلی حال داد بیا ببین

یکدفعه گوشیش رو نشون داد من خوشکم زد دیدم اون لحظه ای که رفته بودم دستشویی رفته دوربین گوشیشو کاشته و حدود ۴۰ دقیقه فیلم گرفته بود

بهش گفتم بفرست واسم و سعی کردم خودمو حساس نشون ندم که بعدا واسم داستان نشه

گفتم منو میرسونی تا خونه که گفت خوابم میاد تاکسی بگیر برو ساعت حدودا ۶ صبح بود پاشدم لباس پوشیدم و وسایلمو جمع کردم و از خونش زدم بیرون و تاکسی گرفتم تا خونه مثل افسرده ها یک کلمه حرف نزدم

رسیدم خونه رفتم دوش گرفتم و خوابیدم

درسته با خودم عهد بسته بودم همین ۱ بار باشه

اما هنوز روز اول بود

ادامه دارد ….

نوشته: رضا

بازدید 2,527

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

9 پاسخ به “حسرت دوازده ساله (۱)”

  1. ۳۰‌سانت قابل باور نیست گل گشیدی توهم زدی چطوری جرعت کردی بری مکان

  2. ۳۰‌سانت قابل باور نیست گل گشیدی توهم زدی چطوری جرعت کردی بری مکان

آخرین ویدئوها

آخرین ریلزها

ریلزهای تصادفی

برای ویدئوهای بیشتر، به چپ بکشید
دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی