آرمانم و زنم ساناز از زوج های قدیمی کم سن اینستاگرام و شهوانی بودیم که الان رسیدیم به ۲۸و۲۹ سالگی و ۱۰ساله ازدواج کردیم؛ قبلانم توی شهوانی داستان از تجربیاتی که داشتیم هردومون نوشتیم و امتیاز بالایی گرفت و استقبال خوبی شد ازش که هنوزم میرم کامنت هاشو میخونم لذت میبرم. در گذشته تجربیات زیادی داشتیم از جمله لز و تریسامFMFبیش از ۱۰بار ،تریسامMFM دو بار و رابطه ضربدری ۴بار و شیطنت های دیگه مثل بدن نمایی کردن… اما این دفعه میخوام یه داستان متفاوت تر از اتفاقاتی که برامون افتاده براتون بنویسم و بگم، از اونجایی که تصمیم گرفتیم از فضای فانتزی های جنسی و مجازی و زوج ها مدت زیادی فاصله بگیرم که گرفتیم کمی آتیش شهوت مون خوابیده بود و البته هم از شدت استرس اتفاق و حادثه و مزاحمت های که برامون اتفاق می افتد هم دور شده بودیم و نفس راحتی کشیدیم ولی هیجان روابط و روزمرگی هامون به شدت کم شده بود، تقریبا یکنواخت شده بود اما راضی بودیم چون کیفیت زندگی مون بهتر شده بود و وقت و هزینه ای که برای مهمونی و رفیق بازی هامون می کردیم رو صرف زندگی خودمون میشد… ولی خب بعد از مدتی تشنه و دلتنگ این روابط فانتزی های جنسی شدیم و دلمون دوباره هیجان میخواست مهمونی و دورهمی شیطنت ها چشم چرونی و بدن نمایی کردن ها ولی اینبار نه با زوج ها بلکه با دختر پسرای مجرد اطرافیانمون دوست داشتیم شیطنت کنیم نقشه بچینیم وسوسه شون کنیم، که اینکارو هم میکردیم اطرافیانمون رو تحریک و وسوسه جنسی شون میکردیم کلی لذت میبردم و بجاش توی خلوت خودمون از فانتزی های جنسی مون صحبت میکردیم و لذت میبردیم،اما اصل داستان از اینجا شروع میشه که تصمیم گرفتیم روی نزدیکترین و صمیمی ترین افراد اطراف مون این نقشه رو بکشیم کسی مثل دختر عمه ی خانمم و خواهر خانمم… چند شبی نوبت نوبتی دعوتشون می کردیم یکم شوخی های کلامی و دستی انجام میدادیم مست می کردیم اما اونا اهل این حرفا نبودن که وارد سکس تریسام بشن ولی خیلی صمیمی بودیم که خانمم ساناز پیشنهاد داد بعد مستی قرص خواب یا همون زولپیدم بدیم بخورن بخوابن بعد تو خواب باهاشون سکس مون رو انجام بدیم و این اتفاق هم افتاد خواهر خانمم چون متاهل بود وقتی که خوابش کردیم راحت کصشو خوردم و با همراهی خانمم کیرمو با احتیاط فرو میکردم و تلمبه میزدم و ارضا شدم اما اونطور که فکر میکردم برام هیجان و جذابیت نداشت روزای بعدش نوبت دختر عمه خانمم که شد خوابش کردیم چون پلمپ هم بود مجبور شدم کیرمو فقط به کصش بمالم و بالاپایین کنم که اتفاقا این هیجان بیشتری برام داشت و لذت بخش تر بود که اندامش رو مالیدم… اما بعد از این بیشتر از این ادامه ندادیم که کار به جاهای باریک نکشه رابطمون در حد شوخی های دستی و مالوندن و کلامی باقی موند؛ و اما جذابیت و اصل قصه از اینجا شروع میشه که قرار شد واسه صمیمی ترین دوست دوران بچگیم نقشه بکشیم و با بدن نمایی کردن ساناز وسوسه و تحریکش کنیم که اگر داستان های قبلی مون رو خونده باشید وسط شیطنت و روابط هامونم یه ریز اشاره ای هم به دوستم امید کرده بودیم که گاهی اوقات توی خلوت خودمون یا مهمونی های معمولی مون دعوتش می کردیم و با لباس های تحریک آمیز بدن نمایی میکردیم جلوش ولی هیچ قصد و نقشه ای نداشتیم براش جز اینکه فقط حشریش کنیم بمونه تو کف که تو داستان های قبلی تعریف کرده بودیم از شیطنت هامون… اما اینبار جنس شیطنت من خیلی دیگه فرق میکرد چون هیچ آدم و فرد مذکر دیگه ای کنارمون نبود که برامون قابل اعتماد تر از امید باشه باهاش فانتزی بازی کنیم از جهتی هم از فضای فانتزی های جنسی زوج ها و دورهمی چند سال بود فاصله گرفته بودیم، اما راجب امید دودل بودیم که انجامش بدیم یا نه چون هم دوست نزدیکمون بود دوست نداشتیم یه سری چیزارو راجبمون بفهمه و بدبین بشه هم میترسیدیم دوستیمون بهم بخوره یا هرچی… ولی فرد دیگه ای رو جز امید کنارمون نداشتیم که مذکر باشه همه دختر بودن؛ خب بهتره دیگه بریم سر اصل مطلب تا اینجا که مقدمه چینی بود، بهتره بگم حرف های اضافه…که کسانی که داستان های قبلی مارو نخوندن توی این داستان کمی با خصوصیات و زندگی ما و فانتزی هامون آشنا شده باشن تا درک بهتری از داستان داشته باش؛
■■■ قصه از اینجا شروع میشه که ما سعی کردیم رفت و امد های امید رو به بهانه های به خونه خودمون بیشتر کنیم تا با شیطنت های که اتفاق میوفته شاهد تحریک شدن و نزدیک شدنش به خانمم ساناز رو شاهد باشیم با این تفاوت که قبلا به صورت غیر مستقیم عمل میکردیم اما اینبار میخواستیم مستقیم و آشکار باشه طوری که متوجه فانتزی رفتار های ما بشه، به مثال قبلا ساناز جلوش لباس و شلوار جذب میپوشید فقط و گاهی هم جلوی امید برای من عشوه میومد و دلبری میکرد و بوسم میکرد امیدم پسر چشم و گوش پاکی بود و بسیار سر به زیر و سر سنگین که اصلا به اتفاقاتی ختم نمیشد نهایتا زیر چشمی گاهی ساناز رو دید میزد؛ اما اینبار میخواستیم فرا تر بریم رفتم واسه ساناز به انتخاب خودم کلی لباس و ساپورت و شلوار های جذب و کوتاه و پاره پوره و توری و باز و چاک دار خریدم تا جلوی امید بپوشه، توی داستان های قبلی اگر خونده باشید امید فقط یک بار اتفاقی خشتک پاره ساناز رو دیده که شرتش مشخص بود که بازم تو اون حالت خودشو جمع و جور کرده، ولی اینبار دلمون میخواست یه چیزی بیشتر از چشم چرونی و وسوسه شدن و تحریک شدن امید اتفاق بیوفته و به ساناز حداقل نزدیک بشه دستی بکشه…خلاصه شبای مختلف به بهونه های مختلف دعوتش میکردیم ساناز جلوش لباس های سکسی و باز میپوشید… مثلا یه ساپورت سفید و نازک با یه شرت قرمز که از روی اون شلوار سفید رنگ شرت قرمزش مشخص بود هم خط شرتش، و یه لباس نازک و بالا نافی که زیرش یه سوتین توری داشت/یا لگ های پشت چین دار هفتی نازک رو بدون شرت میپوشید که رنگ شون یا نارنجی بود یا زرد که خط کص ساناز حسابی نمایان میشد، لباس های که چاک سینه ساناز رو مینداخت بیرون یا شلوار های نخی نازک که وقتی شرت نمیپوشید پارچه شلوار لای قنبل های کون ساناز گیر میکرد صحنه های فوق حشری و وسوسه کننده ی خلق میشد که آب کیر منو میاورد یا جوراب شلواری با دامن کوتاه… اینبار متوجه نگاه های دزدکی امید شدم روی زنم ولی اینقد تابلو نگاه نمیکرد اما من دوست داشتم تابلو نگاه کنه تو دلم بهش میگفتم خره چه اشکالی داره نگاه کن لذت ببر؛ توی این لباس ها ساناز موقعه اشپزی قنبل میکرد موقعه چای اوردن خم میشد چاک سینه هاش بیشتر معلوم بشه یا موقعه تماشای فیلم جلوی تلوزیون دمر میخوابید قنبل میکرد یا موقعه ای که گوشی میگرفت دستش به پهلو میخوابید یکی از پاهاشو جمع میکرد توی شکمش یکی از پاهاش رو دراز میکرد که حجم کون گرد و بزرگش نمایان میشد اینقدر تو این حالت شلوارش کش میومد که از رو شلوار پوست قنبل کونش مشخص میشد و گاهی از رو شلوار کصش رو محکم میخوارند که صدای خش خش خارونده شدنش تو گوش میپیچید حسابی دلبری میکرد امید هم مطمعن بودم شق کرده طوری مینشست که مشخص نشه کیرش بلند شده حتی از خجالتش جرات نمیکرد دست ببره کیر شق شده اش رو جابجا کنه تو شلوارش، که متوجه شدم به خاطر اینکه تابلو نباشه و وانموند کنه سرش تو گوشیه و سرگرمه وارد دوربین گوشیش شده و از طریق دوربین گوشی اندام زنم رو برانداز میکنه و زوم کرده روی قنبل ساناز و خط کصش وقتی فهمیدم خیلی حشری شدم اما خوشم نیومد داشت با گوشی اینکارو میکرد دوست داشتم خودش واضح نگاه کنه… البته اینم بگما از نگاه های تابلو و هیز هرکسی رو اندام زنم خوشم نمیاد؛ خلاصه این شیطونی و بدن نمایی کردن ها ادامه داشت تا اینکه دیدم نه بخاری از آقا بلند نمیشه و حرکتی نمیزنه تو دل خودم گفتم چقد بی عرضه ای دیگه خانمم باید چیکار کنه که چراغ سبز نشون بده متوجه بشی بیای جلو؛ شروع کردیم به تماشای فیلم های پر از صحنه های سکسی گفتم شاید اینطور روش بیشتر باز بشه البته کمی جواب داد و گفتیم و خندیدم ولی باز همچنان میدیدم دستو پاش ملیزه به ساناز نزدیک بشه فقط ریز و نامحسوس زیر چشمی اندام ساناز رو بر انداز میکرد که تصمیم گرفتم خودم از توی اینیستا کلیپ زن های که لباس های سکسی میپوشن و بدن نمایی میکنن برای امید بفرستم مخصوصا زن های که لباس های تنشون شکل لباس های ساناز بود که وقتی امید میومد خونه مون ساناز میپوشید براش، فقط منتظر بودم توی یکی از این کلیپ ها برگرده بگه عه این لباس شکل لباس سانازه سر صحبت باز بشه و از اندام ساناز تعریف کنه ولی این اتفاق نمیوفتاد یا فقط میگفت دهنت سرویس یا میگفت بابا اینا چیه میفرستی من مجردم میمونم تو کف اخر باید جق بزنم که از این حرفش مطمعن شدم تو کف ساناز مونده و به یادش خود ارضایی کرده اما بازم دیدم بخاری ازش بلند نمیشه که به ساناز گفتم میتونی فراتر هم بری نمیدونم چیکار ولی هرکاری میکنی بکن که وسوسه بشه بیاد سمتت بهت نزدیک بشه که ساناز گفت نه دیگه فکر کنم تا همینجاش کافی باشه خیلی زیاده روی کردیم دیگه تابلو میشه نیت مون رو میفهمه، من برم جلو زشته اون باید پیش قدم بشه بیاد جلو باز یه چیزی، که گفتم بابا این رفیق من شوته بخاری ازش بلند نمیشه مثلا میخواد به رفاقتمون تعهد داشته باشه خیلی دیگه داره چشم پاکی بازی در میاره ولی شیطون خودتی باید از راه بدرش کنی. من فقط قصدم این بود که امید فقط به ساناز نزدیک بشه لاس بزنه باهاش صمیمی تر بشه اندامش رو لمس کنه نمیخواستم باهاش سکس کنه، که اینقدر امید مقاومت میکرد به حدی رسیدیم که ما خودمون وسوسه شدیم دیدیم چقد سفته گفتیم باید کاری کنیم که به سکس خطم بشه… با اینکه دوست داشتم سکس تریسام MFM رو دوباره تجربه کنم همزمان ولی راجب رفیقم امید دوست داشتم با زنم تنهایی اتفاق بیوفته و خودشون دوتا سکس کنن ساناز بیاد برام تعریف کنه که چه اتفاقی بینشون افتاد که بعدش من برم رو کنم که از قضیه خبر دار شدم و بعد منو امید دوتایی با ساناز سکس کنیم، دوست داشتم در حدی بشه که ساناز بشه بحث نقل و نبات کلام جمع مون توی خلوتمون از سکس و اتفاقی که افتاده تعریف کنیم و وقتی دور همیم امید از اندام زنم تعریف کنه بگیم و بخندیم یا حتی گاهی زنگ بزنه بگه آرمان هوس کردم میشه امشب بیام با ساناز سکس کنم منم بگم باشه من نیستم تنهایی برو به ساناز میگم اماده بشه برات یا بگم باشه بیا الان خودم ساناز رو اماده میکنم امشب سه تایی یه حالی کنیم یا برعکس ساناز بگه آرمان دلم هوس کیر امید رو کرده دلم میخواد دوتا کیر رو حس کنم میشه امشب بگی بیاد… این سطح از هیجان و فانتزی رو از سکس میخواستم بهش برسم ولی میترسیدم به چشمش بد بیایم یا رفاقتمون خراب بشه یا برعکس بخواد دیگه از این قضیه سو استفاده کنه پرو بشه البته که همچین ادمی هم نبود؛ خلاصه به هر دری زدیم دیدم نه این اقا امید میفهمه ها ولی خودشو میزنه کوچه علی چپ بخاری ازش بلند نمیشه، دیگه تصمیم گرفتیم یه شب که میاد خونه مون ساناز حسابی تیپ بزنه و بیشتر خودشو لخت کنه و اندامشو بندازه بیرون که یه مدل شلوار کرمی رنگ پوست پوشید از باسن حسابی جذب بود مثل ساپورت نازک طوری که شلوارش به اندام قنبل و باسنش چسبیده بود عضله هاش مشخص بود یه قسمتی از شلوار رفته بود لای چاک کون ساناز و اون خط قشنگ کشیده شده بود وسط پای ساناز طوری که خط کصش حسابی تابلو شده بود با جزئیات و پاچه شلوار هم کوتاه بود از پایین به حالت دامنی شکل بود که وقتی می رفت بالا حسابی پای لخت و سفید ساناز دیده میشد
که ساناز خودشو تو اینه دید خجالت کشید گفت آرمان من اینو نمیپوشم خیلی تابلو دیگه میفهمه که کونم میخاره گفتم اشکال نداره کلی بحث کردیم که عوضش نکنه همونو پوشید با یه نیم تنه ای نازک نارنجی که نوک سینه هاش کامل قابل مشاهده بود و خط چاک سینه هاش مشخص بود نیم تنه طوری حالت و مدل داشت که از پایین مدل هفتی داشت طوری که یه قسمت از زیر سینه های ساناز از زیر بغل نمایان بود خودم که شق کرده بودم حسابی وقتی ساناز رو تو این لباس دیدم گفتم وای که امید هم ببینتت دیگه چشم ازت بر نمیداره خلاصه امید هم شب اومد لحظه اول چشمش چهارتا شد با تعجب نگاه میکرد ولی بعد به حالت عادی سلام و علیک کرد و اومد نشست مثل همیشه ساناز به بهونه پذیرایی و فیلم تماشا کردن جلوش کلی بدن نمایی کرد و قنبل کرد مشخص بود دیگه حسابی حشری شده چون اینبار صورت امید سرخ شده بود فقط منتظر یه حرکت بودیم ازش هم من هم ساناز تا وارد بازیش کنیم که اخر شبم گذشت و نگاه های زیر زیرکی امید و همچنان بدون هیچ حرکتی، نهایتا حرکتی که زد موقعه گرم صحبت بودن یه لحظه دستشو میذاشت رو پای خانمم و بر میداشت حتی نمالوند یا لمس نکرد… اما از اینکه حسابی تحریک شده متوجه شدیم همیشه به تعارف نگهش میداشتیم بمونه خونه مون شب بخوابه اما اینبار بدون تعارف خودش لباس هاشو عوض کرد تصمیم گرفت شب بخوابه که دیدم نه اقا از این بخاری بلند نمیشه که تیر اخرم رو گفتم بذار بزنم به ساناز گفتم جامون رو بنداز کنار همدیگه بخوابیم شب باهم سکس کنیم از صدای سکسمون تحرک بشه شاید یه حرکتی بزنه خلاصه خوابیدم و من ساناز رو اینقدر انگولک کردم و انگشت کردم که از شدت لذت به خودش میلولید و میپیچید و صدای نفس هاش بلند شده بود احساس کردم که امید هم متوجه شده ولی بی عرضه باز حرکتی نکرد حتی برنگشت نگاه کنه که ما داریم چیکر میکنیم،که ساناز گفت بیا بریم توی اتاق خوابمون سکس کنیم شاید از صدای شلپ شلوپ تحریک بشه بیاد یواشکی از لای در نگاه مون کنه که اون لحظه ما مچشو بگیرم بیاریمش توی سکس، گفتم فکر خوبیه خودمون که حسابی از این وضعیت حشری شده بودیم مطمعن بودم امید هم از حشریت داره میمیره با ساناز رفتیم تو اتاق یه سکس داغ و خفن داشتیم خیلی لذت بخش بود اینقدر تحریک شده بودیم که موقعه ارگاسم هردومون به نهایت اوج رسیدیم و نفس نفس زنون و بی رمق افتادیم تو بغل هم،خودمون رو جمع و جور کردیم اما بازم دیدم از امید هیچ حرکتی اتفاق نیوفتاد تو دلم حسابی بهش فحش دادم که خاک تو سرت که اینقد بی بخاری زن من هرجای میره همه مردا تو کف اش هستن با نگاهاشون میخورنش بعد همچین هلو ای توی خونه خودم داره بهت امار میده عرضه نداری حرکتی بزنی، به ساناز گفتم اقا از این دیگه قطع امید کردم ولش کن بیا حرکت اخر رو بزن فردا که از خواب بیدار شدی یه شرت قرمز خونگی بپوش که فقط قسمتای کونت رو پوشیده باشه و پر و پاچه پاهات لخت باشه کلا با یه تاپ سفید نازک همونی که گشاد شده بهت قسمت بیشتر سینه هات میوفته بیرون که از بغل بازو هاتم سینه هات مشخصه همونو بپوش بیا بیرون صبحانه درست کن ببینم رفتارش چیه، این دفعه انگار امید کمی خجالتش ریخته بود بیشتر و واضح تر به اندام ساناز نگاه میکرد یه خنده ملیح و زیرزیرکی هم میزد و به حالت دست پاچگی توی خونه قدم میزد نگاهشو میدزدید که اومدم و یکم بگو مگو خنده کردیم به روی خودمونم نیاوردیم که مثلا دیشب سکس داشتیم چه اتفاقی افتاده اون رفت سرکار و ماهم اینقدر حشری بودیم که دوباره اینبار با ساناز یه سکس پر سرو صدای و پر آه و اوه ناله پر تعریف فانتزی داشتیم و با فکر و خیال حرف سکس با امید حسابی جفتمون ارضا شدیم؛ بعدش با حالت خسته و نگاه پر عشق توی نگاه و صورت همدیگه نشستیم از امید صحبت کردن که عاقا چیکار کنیم این گیج علی خان یه حرکتی بزنه و بیاد نزدیک، دیگه واضح تر از این؟ چیکار باید کنیم که بتوانیم وارد رابطه مون کنیمش هم اون روش بشه بیاد جلو هم ما رومون بشه باهاش ارتباط بگیریم… که به این نتیجه رسیدیم شاید یه سفر شمال بچینیم و یه ویلا استخر دار بگیریم بریم اونجا مست کنیم از حال خودمون خارج بشیم و شاید توی استخر موقع ابتنی و و شوخی کردن با لباس و مایو های لختی تر امید هم به ساناز نزدیک بشه و بدنشو لمس کنه… شاید اونجا اتفاقی افتاد. نظر شما چیه؟
بنظرتون به این فانتزی و برنامه مون ادامه بدیم تا به رابطه خطم بشه؟ یا کلا بیخیالش بشیم؟؟
بنظر شما راه دیگه ای هست که پیشنهاد بدین ما انجامش بدیم؟؟؟
که کاری کنیم اون خودش به ما نزدیک بشه اسم ما خراب نشه،
یا ما به اون نزدیک بشیم؟ چیکار دیگه باید میکردیم که اون اتفاقی که دوست داشتیم رخ بده؟؟؟
***مرسی و تشکر که تا اینجای داستان همراه ما بودین
و چشماتون رو خسته کردین و حوصله کردین تا انتها خوندین
نظراتتون رو میخونم حتما❤️مرسی از توجهتون
اگر پیشنهادی دارید که بتونیم از شیطنت یا راهی امید رو وارد سکس تریسام کنیم برام بنویسید…
•اگر که این رابطه بین ما اتفاق بیفته حتما ادامه شو براتون مینویسم
نوشته: آرمان
13 پاسخ به “تریسام منو زنم با بهترین رفیقم (۱)”
داستان خیلی پر هیجان و جذابی بود، با اینکه طولانی بود درک بالایی از صحنه ها تجلی شد برام و حسابی حشری شدم بی صبرانه منتظر ادامه داستانم
تو به خودم پیام بده بیام کارو در بیارم
بنظر من با حرکاتی که انجام دادین برای تحریکش و اون بروی خودش نیاورده مشخصه ادم بی ناموسی نیست و دوس نداره به دوستش خیانت کنه اگرم با نقشه شما تن به اینکار بده مطمینن بعد یا لحظه سکس که میگین اولین بار تنهایی اینکارو بکنه عذاب وجدان میگیره . با اینحساب هر کاری کنین پیش تو به زنت نگاه نمیکنه اگرم نگا کنه حرکتی نمیزنه بهترین کار اینه تو یه شب با بهونه ای دوتاشونو تنها بزار خونه و بزن بیرون اونموقع به خودش جرات میده حرکتی بزنه یا حرفی بزنه اگر اونم جواب نداد باید زنت با هاش اس ام اس بازی کنه و وانمود کنه که تو خبر نداری مطمینم اگه به این باور نرسیده باشه که شاید دارین امتحانش میکنین که چجور ادمیه اونکارا جواب میده
جقی شلمغز
خب منم بودم نمیرفتم سمت زنت، لخت شدن لزوما دلیل بر چراغ سبز نیست، میتونه اعتماد سازی هم باشه از دید امید، اگه میخوای به نتیجه برسید به بهونه ی خرید، با خانومت تنهاش بزار. با طرز پوشش نمیاد سمت خانومت، رفتار خانومته که میتونه از پیله درش بیاره.
این رفیقتو نگه دار ، سکس رفاقتتون رو خراب میکنه ، این همه غریبه که میتونید بهترین شو انتخاب کنی لذت ببرین ، ولی دیگه شاید رفیق اینجوری پیدا نکنی
بنظر من همین طور ادامه بده لذت مسیر بیشتر از لذت رسیدن به مقصده کیفش همش به این مسیرشه نه اینکه تموم بشه
ادامه بده
میتونم ب عنوان نفر سوم کنارتون باشم کسی خواست پیام بده
خودت گفتی امید توی گوشی اندام زنت دید میزده حتی بهت گفته مجرده و با دیدن عکس فیلم سکسی مجبوره جق بزنه امید با زبون بی زبونی ازت درخواست کرده با زنت سکس کنه اون وقتی که گفته مجرده و اگه تحریک بشه مجبوره جق بزنه، منتظر بوده تا تو بهش بگی چرا جق بزنی بیا با ساناز سکس کن حتی میتونی بهش بگی یکی از دوستای ساناز هست میخای دعوتش کنیم بیاد خونه ما سکس کنین چون ساناز دلش میسوزه میخاددوستش برات جور کنه… وقتی امید اومد جو ی رفتار کنین که مثلن تمام تلاشتون رو کردین تا دوست ساناز بیاد اما مشکلی پیش اومده و نتونسته بیاد بعدش ساناز بیاد امید بغل کنه ببوسه بگه عزیزم من خیلی دوست داشتم توام لذت ببری حالا که دوستم نتونسته بیاد اگه بخوای خودم بهت حال میدم… امیدوارم موفق بشیدبا امید تریسام بزنین خانوم منم از یکی از دوستام خوشش اومده! میدونم دوستم از خانومم خوشش میاد و همیشه برای من عکس فیلم سکسی میفرسته! فقط چون دوستم متاهل هست نمیدونم آیا واقعن میخاد با خانومم رابطه داشته باشه یا نه کاش بتونم کاری کنم دوستم خانومم باهم در ارتباط باشن
خب شما مهمترین کارکه به بهانه آیی از خونه بیرون بری و تا امید و با زنت تنها باشه رو نکردی هنوز ممکن امید بخاطر رفاقت روش نشه یا بترسه جلوی دوستش کاری با زنش بکنه
اسم داستان قبلیاتون چیه
تکراری بود اما انگار اصلاح شده؛ این داستان رو من پارسال خونده بودمش با همین اسم و موضوع ولی بازم برام جذابیت و تازگی داشت❤️