دقیق یادم نیست چند وقت پیش بود اما یه نفر توی یه گروه بی دی اس امی توی تلگرام اومد پی وی من.
چهره و هیکلش اصلا تایپم نبود اما حوصله ام سر رفته بود و خوب تو دوره ی تخمک گذاری بودم و اگه خانم باشید میدونید آدم تو اون دوره چقدر حساس تر میشه و بیشتر دنبال لذت های جنسیه…برای همین به حرف زدن باش ادامه دادم.
من شمس چت زیاد انجام دادم تو نوجوونی و اون موقع واقعا خیلی حال میداد اما با گذر زمان واقعا دیگه علاقه ام رو بهش از دست دادم و هیچ جوره برام تحریک کننده نبود که یه نفر بگه اره الان دارم میمالمت و لباست و در اوردم و….
اما چت من و اون آقا اون مدلی پیش نرفت.
حتی مثل بقیه ارباب فیک های تلگرامی نبود که صرفا این نوع ارتباط رو فحش و تحقیر ببینه چون من با اینکه ساب هستم اصلا از تحقیر های حوصله سربر این ارباب فیک ها خوشم نمیاد و بدتر ترن آف میکنن منو.
خیلی واضح بهم دستور داد خودم رو با سیم شارژر گوشیم شلاق بزنم و اولش اینجوری بودم این چه سمیه که میگه ولی وقتی اولین ضربه به پوست لخت پاک خورد چنان سوزش فوق العاده ای حس کردم که همون موقع بین پاهام نبض زدن رو حس کردم.
اون هم تعداد ضربات رو بالا برد و همچنین جاهای جدیدی رو دستور میداد محکم تر با سیم شارژرم بزنم…اما تمام مدت مراقبم هم بود مثلا میگفت که برای بین پاهام مراقب باشم بخش فلزیش به بدنم برخورد نکنه چون پوست و بافت اون ناحیه حساس تره، و این کارهاش بدتر منو بیقرار میکرد.
بهم گفت که برای سری بعدی که قراره خودم رو شلاق بزنم براش ویس بفرستم و من زیاد با مدیا دادن به غریبه اوکی نیستم اما بی چون و چرا انجامش دادم و هر ضربه رو براش تو ویس شمردم و خب طبیعتاً ناله های از درد و لذتم هم اعداد رو همراهی میکردن.
کم کم نفس هام هم تند شده بودن و واقعا اون ارباب آنلاین منو شدیداً بی قرار خودش کرده بود.
لحنش تند نبود حتی تأکیدی هم نمیکرد اما باهام جوری برخورد میکرد که خودم نمیتونستم به خودم اجازه ی نافرمانی بدم و از طرفی از لذتی که بهم میداد خوشم اومده بود و میخواستم بیشتر و بیشتر تجربه اش کنم.
برای مرحله ی بعدی بهم گفت نیپل هام رو با گیره ببندم اما از اونجایی که نداشتم گفت میتونم جایگزین از کش های پلاستیکی کوچیک و تنگ استفاده کنم اما مراقب باشم که خیلی هم محکم نبند مشون.
بعد از اینکه انجامش دادم بهم گفت از برس های موهام براش عکس بفرستم و من هم فرستادم.
یکی از برس های دسته دار گرد پلاستیکی که یک سمتش صافه و سمت دیگه از توی بالشتکش دندونه های ریز فلزی بیرون اومده، رو انتخاب کرد.
فکر میکردم دلیل انتخابش دسته یک دیلدو مانند برسه اما اون بهم گفت دوباره روی تختم هم بشم و در حالی که سینه و صورتم روی تخت و پاهام صاف روی زمینن محکم با سمت فلزیه برس خودم رو اسپنک کنم.
باید از تمام مراحل هم ویس میدادم و اگه عددی رو دیر یا نصفه میگفتم باید دوباره از اول شروع به شمردن میکردم.
تمام مدت اون خیلی جدی و بدون اینکه از عضو خودش عکسی بفرسته یا حرف جنسی ای مخصوصا راجب خودش بزنه،مثل به مربی سختگیر که داره تکالیف دانش آموزش رو چک میکنه، ویس های من رو هم چک می کرد حتی از صدام هم تعریفی نمیکرد و این در حالیه که چه دختر چه پسر هربار در حالت عادی هم ویس میدم از صدام تعریف میکنن و میگن صدای خیسی هم دارم اما اون هیچ اهمیتی نمی داد و این بی توجهی منو بیشتر هم جذبش میکرد.
ضربه های محکم شونه به بدنم هنوز هم ادامه داشتن و بعد اگه کامل درست انجامش میدادم هم برای جایزه باید پاهام رو بیشتر باز میکردم و با دست دیگه ام باسنم رو باز میکردم تا با شونه یک فلزی بتونم به سوراخ هام هم ضربه بزنم که توی این مرحله دیگه به سختی صدام رو کنترل میکردم چون درد و لذتش واقعا چیز متفاوتی بود ولی از اونجایی که همه ی اعضای خانواده خونه بودن نباید سر و صدای زیادی میکردم که گیر بیفتم.
نوک سینه های من در حالت عادی هم برجسته ان برای همین معمولا تو لباس پوشیدن به مشکل میخورم و همیشه پیدا میشن ولی حالا با فشار کش های پلاستیکی دیگه به طرز وحشتناکی برجسته شده بودن و درد هم داشتم.
میترسیدم آسیبی ببینم برای همین به اربابم گفتم و اون گفت فقط در شرایطی میتونم در بیارمشون که تنبیهش رو بپذیرم.
منم که هم از وضعیت فعلی سینه هام میترسیدم و هم کنجکاو تنبیه اربابم بودم قبول کردم.
اون هم گفت اول دراز بکشم و پاهام رو باز کنم و ده تا با شونه و ده تا هم با سیم شارژرم به عضو ملتهب و حساسم ضربه بزنم. بعد از اینکه چند بار دوباره از اول انجام دادم تا ویسم کامل بی عیب و نقصی باشه تا اربابم رضایت بده، بهم گفت که باید برم و خمیر دندون خنک کننده یا معنایی پیدا کنم و روی واژن و نوک سینه هام بمالم
اولش برام درخواست عجیبی بود اما مثل باقی دستوراتش بدون هیچ سوالی پیروی کردم و انجامش دادم.
بعد وقتی دوباره به اتاقم برگشتم بهش التماس کردم تا دستور دیگه ای بهم بده چون اینقدر خیس شده بودم که واقعا دیگه تحمل نداشتم و آرزو میکردم پیشم بود و میتونست منو هرجوری که میخواد بکنه و ازم استفاده کنه.
میدونین باکره ام برای همین گفت مطلقا حق ندارم با خودم با جلوم ور برم.
خودمم دلیلی که با ابن همه نیاز جنسی هنوز باکره ام همینه که دوست ندارم با یه وسیله ی بی جون اولین بارم رو تجربه کنم.
خلاصه بهش گفتم که قبلا چند بار با عقب خود ارضایی کردم و بدم نمیاد از اینکار.
اصلا تو حال خودم نبودم و شدیداً فقط میخواستم بیشتر لذت ببرم و در نهایت هم ارضا شم.
خمیردندان هم مانع شلاق و اسپنک زدن هام شده بود و اصلا طاقت نداشتم همونجوری منتظر بمونم.
بالاخره گفت یه شی ای که برام سخت نیست و قبلا هم ازش استفاده کردم رو انتخاب کنم و تا خمیر دندون خشک میشه خودم رو با اون سرگرم کنم.
من هم ماژیک وایت بردم رو انتخاب کردم که عاشق سایزشم و اینکه بعدا میبینم بقیه به چیزی که درون من بوده دست میزنن یکم تحریکم میکنه.
خلاصه اونو برداشتم و اولش انگشت اشاره ام رو کردم تو دهنم و خیس کردم و بعد وارد سوراخم کردم. من خیلی محتاطم و همیشه حسابی خودم و هر چیزی که قراره از پشت واردم بشه رو چرب میکنم تا آسیبی نبینم اما اون شب واقعا بی قرار از این حرفا بودم که اهمیت بدم. یکم که با انگشت اشاره ام جا باز کردم آب دهنم رو روی ماژیک ریختم و اون رو روی تختم گذاشتم و روش نشستم.
تو اون لحظه به لرز عجیبی تو بدنم اومد و پاهام سست شدن و رسما تعادلی رو از دست دادم.
از تمام مراحل هم یا ویس میدادم بهش و یا براش تایپ میکردم
وقتی برای گفتم چه حسی دارم دعوام کرد و گفت خیلی کار خطرناکی کردی و باید بیشتر مراقب باشید که آسیب نبینی.
اینبار به گفته ی ارباب روی کمرم دراز کشیدم و پاهام رو بالا بردم و باز کردم با یک دستم مشغول عقب جلو کردن ماژیک شدم و با دست دیگه با ارباب حرف میزدم
یکم که گذشت سوزش عجیبی زد نوک سینه ها و واژنم حس میکردم که همراه سرمای آزاردهنده و خارش واقعا حال عجیبی رو برام به وجود آورده بود.
حرکات دستم با ماژیک سریعتر و عمیقتر شد و پاهام رو پایین آوردم و همزمان پاهام رو بهم فشار میدادم که واژنم هم از فشار تحریک بشه و همچنین سوراخم دور ماژیک تنگ تر بشه و بیشتر احساسش کنم
چند دقیقه بعد جوری ارضا شدم که تا حالا تو زندگیم شبیهش رو تجربه نکرده بودم.
وقتی از اوج پایین اومدم تازه فهمیدم که چقدر جاهایی که خمیر دندون زدم میسوزن و اذیتن ولی ارباب اجازه نداد بلند شم تا بشورمشون، راستش من هم بدنم خیلی بی حال بود و سینه ام از نفس نفس زدن محکم بالا پایین میشد.
بالاخره وقتی که هم من وضعیتم بهتر شده بود هم ارباب راضی شده بود، بلند شدم و طبق گفته ی ارباب با آب سرد خودم رو شستم که سرمای اون هم مناطق حساسم که حالا از همیشه حساس ترم شده بودن رو اذیت میکرد.
بی شک اون شب برای من بهترین خاطره جنسی انلاینم تا الان بوده و همون شب هم این رو حس کردم اما بعدش از روی جدیدی که از خودم در مقابل این ارباب دیده بودم ترسیدم برای همین سریع بلاکش کردم
اما بعضی شب ها مثل امشب دلتنگش میشم و آرزو میکنم باز هم همو پیدا کنیم
همین الان که این خاطره رو تعریف کردم جوری خیس شدم که اضافی ابم تا روی سوراخ پشتم هم رفته و کامل از دو طرف خیسم.
نوشته: شیر توت فرنگی
3 پاسخ به “بهترین تجربه ی سکسی چتم”
خیلی عالی نوشتی فقط کسی که تجربشو داره میتوه لذت تک تک جمله ها رو درک کنه دلم برای ددیم تنگ شد با این نوشتت اونجایی که حرف از ماژیک زدی دقیقا تمام چیزایی که دستور میداد امتحان کنم که آخرش به خیار کلفت رسیده بود و ماساژور و …یادم میاد برای من یکبار نبود بیشتر از یکسال بوددد و کاش تموم نمیشد فقط به خاطر یه موردی که فهمیدم و خیلی برام خط قرمز بود مجبور شدم تمومش کنمم
باید اجینگت کرد نه ارضا
بعنوان یک انسان و دامنیت من هم همینطور هستم به شدت سختگیر و از بی ادبی و عکس بی خود فرستادن متنفرم ولی همه جوره برای سابم هستم. و این داستان هم خوب بوده چون منم هم حس کردم.