حسام هستم ۳۱ زنم فرناز ۲۸ با هیکل توپ کون گرد خوشگل و سینه های سایز ۸۵
با فرناز چهار پنج سالی هست که ازدواج کردیم
هردو هات و خوش سکس هستیم
سکس های خوبی داریم با پوزیشن های مختلف
توی قطار توی ماشین توی هتل هرجایی میشد سکس میکردیم
یبار توی خونه میخواستیم سکس کنیم معمولا اول لب میگرفتیم یا سینه هاشو میخوردم و همزمان کسشو میمالوندم که گفت فیلم سوپر داری بزار منم گوشیمو اوردم رفتم تو سایت پورن هاب گفتم چه مدلی میخوای گفت خودم انتخاب میکنم همینجور صفحه اولش رو میگشت و منم کسشو میمالوندم و سینشو میخوردم که روی یک ویدیو کلیک کرد و یه مرد سیاه پوست با یه زنه که طرف داشت داگی میکرد فرناز هم عاشق داگی هست که گفت زنه دردش نمیاد گفتم نه بابا لذت هم براش داره گفت آره دقیقا گفتم ببخشید ک کیرم سیاه نیست گفت ایبار رو میبخشم گفتم میخوای مث این زنه داگی بکنمت گفت اووف اره
بکن دارم میمیرم داگی شد کردم توش اونم داشت فیلم رو میدید کردم توش گفت جووون چه کلفته گفتم دوس داری گفت آره خیلی اون شب خیلی حشری بودیم فرناز از من بیشتر
گفتم حال میده داری گاییده میشی گفت آره خیلی دوست دارم گفتم فک کن کیر این یارو تو کسته داره جرت میده گفت اوووووف جوووون گفتم چی شد جنده خانم خوشت اومد دوباره گفت جووون گفتم کیر این یارو تو کسته و داره جرت میده با اون کیر کلفتش تا اینو گفتم داد زد ارضا شد گوشی رو خاموش کرد گذاشت کنار گفت بکن کسکش
خلاصه منم کردم تا ارضا شدم گفتم مث اون سیاهه میخوام بریزم رو سینه هات و خالی شدم
گذشت تا دو سه تا سکس همین حرفارو میزدیم و یه شب که داشتم میکردمش گفتم خیلی دوس داری کیر سیاه بیاد بکنتت؟ گفت اره جووون اون تو اوج بود اما من داشتم ازش سوال می پرسیدم که بازم گفتم دوست داشتی الان اینجا بود دوتایی میکردیمت گفت اره منو بکنید گفتم چشم جنده
خلاصه امشبم گذشت تا برنامه چیدیم سفر بریم تایلند
برای بار اول رفتیم خارج
رسیدیم هتل و لباسامونو عوض کردیم رفتیم بیرون شام بخوریم رفتیم مک دونالدز
توی اونجا دوتا سیاه پوست بودن توریست بودن دیدم فرناژ داره نگاشون میکنه گفتم چی شده گفت هیچی برگشتم دیدم داره نگاشون میکنه گفتم ای کسکش هوس کردیا گفت برو گمشو گفتم جدی هوس کردی گفت ناراحت نمیشی گفتم نه بابا راحت باش گفت یاد اون یارو کیر سیاهه افتادم بنظرت اینم کیرش همونجوریه گفتم اره فک کنم این سیاهه کیر کوچیک ندارن کلا
گفت اوه چه جالب گفتم اگه هوس کردی تا بیارم بکنتت لبشو گاز گرفت و خندید اما جوابی نداد
بلند شدم رفتم سمتش سلام کردم و جواب دادن گفتم اهل کجایی گفت نیجریه گفتم منم ایرانیم خوشبختم و اونام دست دادن گفتم اینجا چه میکنید گفتن برای گردش اومدیم خلاصه کمی حرف زدیم فرناز اومد سمتمون سلام کرد باهاشون و معرفی کردم و شمارشونوگرفتم و رفتیم
فرناز گفت چطوری شمارشو داد گفتم بهش گفتم اومدی ایران بهم بگو البته اونام صد سال سیاه نمیان
گفت آها که اینطور
رسیدیم هتل خسته بودیم که فرناز رفت دوش گرفت ب منم گفت برو دوش بگیر بیا کارت دارم
رفتم دوش گرفتم اومدم بیرون دیدم لخته و آماده ی دادن گفت منو بکن فقط خیلی حشری ام
منم کردم توش و تلمبه زدم گفت باهام حرف بزن گفتم جوون چه کونی داره جنده عجب میلرزه گفت دوست داری کونمو گفتم اره کسکش خیلی خوبه
گفتم تو هم کیرمو دوست داری؟ گفت اره گفتم حالا فک کن کیر اون سیاهه تو کست بود گفت اره جووون بکن منو
منتظر همین حرفم بود که گفتم. دوست داشتی الان یکی از اونا اینجا بود گفت اره حسام خیلی گفتم میخوای بهش زنگ بزنم گفت آره بزنگ بیاد منو جر بده
منم نامردی نکردم بهش زنگ زدم تصویری جواب داد گفتم داداش کجایی گفت هتل گفتم هتلن نزدیکه میای هتل من؟ گفت نه داداش فردا میام میبینمت گفتم اگه بیای بهت جایزه میدم گفت چی دوربین رو برعکس کردم رو زاویه کردن و کیرم تو کس فرناز بود
چشاش چهار تاشد گفت تنها بیام؟ گفتم آره گفت دوستمو چیکار کنم ک فرناز گفت بگو بیاره من قبول نکردم گفتم بزار تنها بیاد اول ک گفت الان تاکسی میگیرم میام
ما هم سکس رو قطع کردیم بدون اینکه ارضا شیم یارو اومد رفتم تو لابی دنبالش بهش گفتم میخوام به زنم حال بدی اونم گفت حله تا رسید داخل رفت سروقت فرناز کیرش بیدار بود و فرناز گفت بهش بگو فقط بکنه داخلم منم بهش گفتم داداش بگن داخل کسش اونم کیرشو در اورد حدود بیست سانت بود سیاه یواش کرد داخلش و کم کم تلمبه زد فرناز رو ابرا بود منم لخت شدم رفتم جلوش کیرمو دادم بخوره مث ندیده ها میخورد منم بهش میگفتم بخور جنده بلاخره کیر سیاه گیرت اومد و داری بهش کس میدی جنده اونم فقط کیر میخورد و پر تف ساک میزد گفتم باید برام جبران کنی گفت اره عشقم تو هرچی بخوای من نه نمیگم منم تو کف دوستاش بودم و منتظر فرصت بودم ک همشونو بکنم
فرناز گفت بهش بگو سریع بکنه دارم ارضا میشم که بهش گفتم و محکم تلمبه میزد و ارضا شد فرناز یارو هم یه دقیقه بعد ارضا شد.ریخت رو کمرش منم رفتم پشت فرناز کردم توش منم چند ثانیه بعد ارضا شدم
هر سه تامون نا نداشتیم و این شد اول فانتزی که به واقعیت تبدیل شد
بعد از این هم دو تا سکس دیگ هم داشتیم هم با این سیاهه و دوستش هم گفتیم بیاره و یک شیمیل که اونم براتون مینویسم
فقط داستانم با اسم زن پایه میزارم
نوشته: حسام
4 پاسخ به “زن پایه (۱)”
دادا کیر۲۰سانت که همه دارن باید۵۰ـ۶۰میبود
داستانتو به اسم زن پایه نذار اسمشو بذار زن جنده
عالی
سکس با دوستای زنت رو بذار