داستان و مطالعه

خیانت زنم که به سکس گروهی ختم شد

جمعه ۱۰ بهمن ۱۴۰۴ 4 دقیقه مطالعه
سلام دوستان اول بگم هرکی فحش بده برا خواهر و مادر خودش من قبل از اینکه در این سایت عضو شم یبار داستانم را خلاصه نوشتم ولی نمیدونم چطور شد ارسال شده یا نه خودم ندیدم بریم سر اصل مطلب
من الان 40 سالمه و سه بچه دارم خانمم سارا 35 سالشهست و خیلی خوشگل ولی تو سکس با من هیچ احساسی از اول نداشت داستان از اونجا شروع شد که من به دلیل شغلم که رانندگی بود تهران بودم تازه از یه سفر خارجی برگشته بودم تهران تو گمرک چند روز مونده بودم تا بارم تخلیه شه که تلفنم زنگ زد و گفت که پسر همسایه اومده و ازم درخواست سکس داره و تهدیم میکنه
خلاصه بعد کلی بحث و گفتگو علت را جویا شدم که مگر میشه خود به خود کسی این کار را کنه که گفت دیشب ی سر وصدایی از پشت بام میومد من ترسیده بودم و زنگ زدم آژانس ی راننده اومد رفت یالای پشت بام اون خیال میکنه که من با اون سکس داشتم الان تهدید میکنه یا به من بده یا به شوهرت میگم منم خواستم بهت بگم الان باید چکار کنم من سریع درب ماشین را قفل کردم و خودم به فرودگاه رسوندم.

تا برسم خونه ساعت 7 عصر بود و مستقیم رفتم سر اصل مطلب قبلش بهش گفته بودم بچه ها را بفرست خونه مادرت وقتی رسیدم تمام بدنش یخ بود ازش خواستم تا بهم واقعیت را بگه اولش کس شعر تحویلم میدا قسم خوردم واقعیت را از خودش بشنوم کاریش ندارم بهم اعتماد کرد و گفت که بت این راننده دوست شده و برا اولین بار ازش خواسته بیاد خونه

من ابتدا رفتم سروقت پسر همسایه که مادرش اومد و با التماس وغیره من بیخالش شدم ولی بهر حال آنچه معلوم بو آبروم رفته بود و دیگه نمیشد تو اون شهر زندگی کنم و از طرفی زنم دختر فامیلم بود دختر خالم بود نمیتونستم آبروی خانوادم را ببرم اتمام حجتم را کردم و خونم را از اون شهر جابجا کردم و به شهری در چهار ساعتی شهر خودمون رفتیم بعد از دو ماه متوجه شدم دوباره خانمم با اون پسره در ارتباط هستش من هم دیگه دست از کار کشیده بودم ماشینم را فروخته بودم و دست ودلم به کار نمیرفت
خلاصه به روی خودم نمی اوردم تا اینکه یبار که بعد از چند ماه برا دیدن رفته بودیم شهرمون خانمم از خونه خارج شد تعقیبش کردم رفت خونه پسره دنیا تو سرم خراب شد چکار باید میکردم ی طرف آبروی خانوادم بود ی طرف آبروی خودم و بچه هام نمیخواستم مارک بچه های جنده به پیشونی بچه هام بخوره

خلاصه اونروز منتظر موندم از در خونه که اومد بیرون منو دید شوکه شد برش گردوندم داخل با پسره داشتن از ترس میمردن میخواستم پسره را بکشم ولی راستش جراتش را نداشتم یا بیغرت شده بودم الان دیگه حس عجیبی پیدا کرده بودم اون روز گذشت ولی از پسره خواستم هر وقت تلفن بهش زدم باید سریع خودش را به من برسونه همش تو این فکر بودم که باید چکار کنم از طرفی زنم هیچ احساسی بهم نداشت ازش خواستم باید جلو من با اون سکس کنه اولش مقاوت کرد ولی بعدان پذیرفت چاره دیگه ای نداشت وقتی تو رو خودم شروع به سکس کرد انگار نمیشناختمش یا ی زن دیگه ای بود اونی که تو سکس با من اینقدر بی احساس بود اونجور داغ و حشری شده بود خلاصه من هم خودم را شریک کردم چند باری اینکار را کردم تا اینکه دیگه حاضر نشد ادامه بده دیگه ازش چیزی نداشتم برا تهدید کردنش برا همین من موندم با ی زنی که تو رختخوابم هیچ گونه احساسی به من نداره و فقط برا رفع تکلیف پیشم میاد این را بگم که دیگه خیانت هم نکرده ولی از این زندگی بی روح و سکس میتی خسته شدم اگر داستانم بد بود ببخشید و بجای فحش دادن راهنماییم کنید باید چکار کنم.

نوشته: کیانوش

اطلاعات داستان

تاریخ انتشارجمعه ۱۰ بهمن ۱۴۰۴
زمان مطالعه4 دقیقه
دسته‌بندیداستان‌های سکسی

اشتراک‌گذاری داستان

پسندیدن و بازدید

تعداد بازدید13,466

دیدگاه‌ها (37)

  1. NA

    میزدی جفتشون رو میکشتیقانون هم کاری باهات نداشت و حق رو به تو میدادبعدش بخاطر ابرو بچه هات از شهر میزدی بیرون

  2. NA

    من خیلی دلم برات سوخت واقعا

  3. آموزگار عشق

    کس زنتو گاییده حالا کونش بذاری ام فایده نداره

  4. NA

    1=سلام2=ببین پسر خوب خیلیها رانندن شبهای زیادی خونه نیستن3=حالا چاره کارت اول نباید زیاد پاپیچش میشدی راست بهت یگه بد میرفتی از خانومتپشتیبانی میکردی ابجی پسر همسایه رو میگاهیدی بد میرفتی سراغه راننده اژانسبد تا میتونستی بهش محبت میکردی4=اقایان وخانومها اونهای که بچه دارن میدونن این عزیز چی میگه

  5. NA

    ممنون ک داستانو گذاشتی دمت گرم خسته نباشی

  6. NA

    مشکل لات زیاده شما باید با مشاوره روان پزشکی به خوبی این مشکل شما حل شدنی است اگر خواستی بنده مشاوره بهت میدم به من پیغام بده تا تلفنی بهت بگم چه کار کنی این کاری که شما کردی بسیار خطر ناک بوده چرا که اون عرف و بنیاد اصلی زندگی رو پاره کردی و بدترین کاری که میشد بکنید کردین اگر خواستی پیغام بزار

  7. NA

    غيرت خوبه داشته باشي

  8. sancy tala

    دوست عزیز وارفته !!! زندگی جنبه های مختلف داره که هر کار وهر چیز باید سر جای خودش باشه ! وگرنه به مشکل بر می‌خوریم !! یکی زنش بعلت ندادن خرجی و پول جنده میشه یکی بخاطر نداشتن احساسات و… و اما جنابعالی اینجوری که من فهمیدم از ابتدا با اکراه با شما ازدواج کرده که جزو بد ترین نوع اختلاف هستش ! خیلی از اختلافات قابل حله ولی مشکل شما هیچ راهی جز جدایی نداره دیگه باید خودت انتخاب کنی !! سوختن و ساختن یا اونو دور انداختن !!!

  9. milad1ma

    چه جالب هرکس زنش بهش خیانت کرد دوتایی بکنتش تنبیه شه!!! اینم یه جورشه…

  10. Lubricious

    حیف دست و بالم بسته ست نمیتونم فحش بدمحیف …

  11. NA

    مشکل از توعه. باید توی سکس زنت رو درک کنی و بهش برسی قطعا اونم میلش بیشتر میشه. کارت رو هم عوض کن تا بتونی بیشتر باهاش سکس کنی و قانه باشه

  12. koroshkz

    باید طلاقش میدادیاینطوری هم خودت در عذابی هم اون ولی اگه طلاقش میدادی اون میرفت با کسی که بهش علاقه داشت زندگی میکرد خودت هم کسی که مناسب خودت باشه پیدا میکردیهر کی میگه طلاق بده کس شر میگه خیلی مواقع بهترین کار طلاقه

  13. NA

    حالم به هم خورد.

  14. NA

    من اصن نفهمیدم چی گفتی که بخوام فحشت بدم یا راهنماییت کنم. کلا گو,ز پیچ شد مغزم.

  15. NA

    یکم غیرت داشته باش…

  16. NA

    اشتباه کردی که بهش رو دادی…باید وقتی فهمیدی با اون پسره رابطه داره ازخودت جنم نشون میدادی جفتشونو مثل سگ میزدی بعدشم تحویل اگاهی میدادی.درسته به فکربچه هات بودی قبول دارم ولی اینو بدون اون موقع بچه هات بیشتر هواتو داشتن و ازمادرشون متنفرمیشدن.دراون حالت تو برنده بودی ولی با این کاری که الان کردی باختی.هم زنتو.هم زندگی ایندتو.من اگه جای تو بودم زندشون نمیزاشتم ولی خب نظر تو فرق میکنه.انسان هامتفاوتن.شاید به نظر تو این کار درست بود نمیدونم…

  17. Zaraban2014

    دلم برات سوخت میخای تا منم ی تنوع ب زنت بدم مجلوق احساساتی

ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.

داستان‌های مشابه و پیشنهادی

دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی