سلام
داستانی که میخوام بنویسم برای زمان دانشجوییم هستش و اینم بگم که تمام اتفاقات توی داستانهام واقعیه
اسم مستعار من نازی هستش
اینکه چی شد زنپوش شدم داستانش خیلی طولانیه که اگه نظرات مثبت باشه حتما مینویسمش
مثل همیشه داشتم توی فضای مجازی و گروه های گی میگشتم که یکی بهم پیام داد گفت میخوای صحبت کنیم؟
گفتم اره بدم نمیاد هم صحبت بشم با یکی دیگه ، اولش فکر کردم اونم زنپوشه که بعد فهمیدم تاپ هستش
بعد از کلی صحبت و گفت و گوی خوب ازش حس خوبی گرفتم آدم مودبی بود ، بعدش باهام قرار گزاشت برای فردای همون روز توی یه پارک.
فرداش رفتم سر قرار دیدم دو نفر اومدن اولش یکم جا خوردم اومد جلو خودش رو معرفی کرد و گفت دوستش هم مثل خودشه یه پسر با موهای خیلی پر قهوه ای و تقریبا بلند.
حدود یه ساعتی توی پارک دور زدیم و صحبت کردیم دوستش زیاد اهل حرف زدن نبود بعد یه ساعت رفتم و اونم با دوستش رفت.
ساعت تقریبا ۸ شب بود که دیدم پیام داد گفت واقعیتش تو تایپ من نیستی زیاد ، خیلی حالم گرفته شد و ناراحت بودم که نوشت ولی دوستم ازت خوشش اومده، برام جالب شد ماجرا و ای دی اونو گرفتم و شروع کردیم به صحبت خیلی گرم شدیم و یهو بهش گفتم که از زنپوشی خوشم میاد ، اولش جا خورد بعدش گفت دوست دارم تست کنیم.
من بهش گفتم دانشجو هستم و تو شهر غریبم و لباس چیزی ندارم اونم گفت خودم ردیف میکنم ، فرداش باهام قرار گزاشت و رفتم سر قرار وسط خیابون وقتی اومد دیدم یه خنده ریزی داره یه پلاستیک بهم داد و گفت فردا همو ببینیم اگه میشه تا فردا این پلاستیک رو باز نکن تا بهت بگم اینم بگم من همیشه پای قولی که میدم میمونم.
فرداش بهش پیام داد و گفت یه ساعت دیگه میام پلاستیک رو باز کن، دل تو دلم نبود رفتم بازش کردم وای باورم نمیشد ، کلی لباس ، چشمام برق میزد دو تا جوراب بود یکی فیشنت سفید یکی بالا گیپور مشکی
یه لباس خواب توری سفید بود و یه شورت سوتین مشکی گیپور که گل داشت روش ، دو تا دستکش یکی بلند یکی کوتاه ، برام یه لاک قرمز هم خریده بود و کلی لوازم ارایش یه کلاه گیس فانتزی قهوه ای روشن.
داشتم از ذوق زیاد غش میکردم ، از صبحش داشتم کونم رو تمیز میکردم و شیو میکردم ، شروع کردم به لاک زدن چه قرمز قشنگی بود ، بعدش فیشنت سفید رو اروم کشیدم روی رونای پام و شرت سوتین رو تنم کردم بعدش لباس خواب رو پوشیدم و دستکش سفید توری که دور مچ گیپور توری داشت پوشیدم، چقدر سکسی شده بودم برق میزد همه چی توی تنم ، بعدش شروع کردم به ارایش بعد کرم پودر یه رژ قرمز تیره زدم و سایه چشم صورتی با خط چشم گربه ای که کشیدم و کلاه گیس خیلی سکسی شده بود همه چی قشنگ یه زن بودم.
یهو زنگ در خونه خورد منم درو باز کردم اومد بالا
تو چشماش یه شهوت خاصی بود من یکم خجالت میکشیدم واقعا چون اولین بارم بود انقدر زنپوشی میکردم.
بهش گفتم من یکم خجالت میکشم و گفت ایراد نداره منم کمحرفم و یکم خجالتی ، خیلی خوشحال شدم اخه از حرف زدن زیاد خوشم نمیومد.
رفت دراز کشید اخه ما مبل نداشتیم توی خونه دانشجویی. رفتم یه چایی بزارم و برگشتم دیدم لباساشو در اورده و با شرت خوابیده منم با کلی خجالت رفتم جلو و زانو زدم و دراز کشیدم رو شرتش
شورت رو کشیدم پایین دیدم یچیز کلف و تقریبا ۱۹ سانتی جلومه هم ترسیدم هم خیلی کیف کردم اروم شروع کردم به لیس زدن سرش دیدمچشماش رو بست انگار داشت رویا میدید بعد اروم اروم کرومش تو دهنم وای چقدر گرم بود یه آب تقریبا شوری از سرش داشت سرازیر میشد.
از قبل شق شده بود انگار از تیپ من خیلی خوشش اومده بود، همینجوری که داشتم ساک میزدم دستش لای کلاه گیس داشت بازی میکرد یهو یه میک عمیق از کیرش زدم و دیدم یه نفس عمیق کشید انگار خیلی حال میکرد با این کارم منم دو سه بار خیلی محکم تکرارش کردم و یهو دیدم چشماش رو باز کرد بهم اشاره زد انگار شروع کنم.
بعد بلند شدم و پشتم رو کردم بهش آروم آروم نشستم رو کیر شق شدش سرس رو در کونم قشنگ حس میکردم داشت بازی بازی میکرد
خیلی آروم نشستم سرش بره تو یذره درد داشت اولش بعد خودش با کونم بازی کرد بالا پایین کرد تا جا باز کنه
یهو منو کشید پایید یه اه کشیدم و دیدم همش رفت تو دستم رو گزاشتم زمین و شروع کردم به بالا پایین کردن.
صدای نفساش رو میشنیدم و داشتم خیلی لذت میبردم که حس کردم عضلاتم داره میگیره
بعد پوزیشن رو عوض کردم برگشتم روبروش و دوباره نشستم رو کیرش داشتم پالا پایین میرفتم که دیدم دست کشید روی فیشنت و اومد بالا تا روی کرستم
من خیلی روی سینه هام و نوکش حساسم
اروماروم با سر انگشتاش داشت بازی میکرد با نوک سینه هام که منم شق کردم کامل
از زیر شورت داشت همینجوری آب میریخت
اونم هی میخندید زیر لب
بعد بلند شدم و داگی شدم و با دستکش به کونم اشاره کردم اومد جلو باز شروع کرد به مالیدن کونم و کیرش رو باز یهویی کرد توم داشتم به اوج لذت میرسیدم که دیدم دستش اومد سمت کیرم و هی میمالیدش دو دقیقه تو همون حالت بودیم که برگشتم و دراز کشیدم پاهام رو گزاشت روی شونش
انگشتای پامو داشت میلیسید اولین بارم بود و خیلی حس خوبی داشت
حدود دو دقیقه تو همین حال تلمبه های محکم میزد که یهو دیدم داره میلرزه گفتم نریز تو
اونم کیرش رو کشید بیرون و ریخت رو شرتم
بعد شرتم رو در اورد و برای منم جق زد تا منم اومدم
رفتم خودم رو شستم و با همون لباسا براش چایی ریختم
اومدیم نشستین و با پاهام براش فوت جاب کردم و با اونجورابای سفید هی میمالیدم براش
گفتم ماساژ بعد سکس خیلی مهمه اونم خیلی لذت میبرد
بعد چایی وقتی داشت میرفت بیرون یه بوسه به کونم زد و گفت دفعه بعدی برات سورپرایز دارم
واقعا حالم خوب بود و منتظر سورپرایز بودم
بعدش رفتم و با همون لباسا خوابیدم و با رویای اینکه سورپرایزم چیه خوابم برد.
این اولین داستان من بود
ادامه سورپرایز این دوست پسر قشنگ تو قسمت بعدی.
ادامه…
نوشته: Nazi.sissy
3 پاسخ به “اولین زنپوشی تو دانشجویی”
عام چه رمانتیککک…
عام چه رمانتیککک…
من توی خدمت از همون اول بعد از آموزشی ، یگان عقیدتی بودم که تارگت یکی از همشهریام شدم و تمام طول خدمت هر هفته پنجشنبه عصر میرفتیم حموم ، بیرون پادگان ، همیشه هم برام شورت و سوتین و رژ میخرید براش استفاده میکردم ، دو ماه اول یکم بعد از سکس اذیت میشدم ولی بعدش دیگه اوکی شده بودم و هر پوزیشنی که میخواست و میتونست روم اجرا میکرد . یادش بخیر