بانوی مشکی

سلام به همگی امیدوارم حالتون خوب باشه توی این وضعیت. داستانی که قراره براتون تعریف کنم برمیگرده به حدود سه سال پیش. اول از همه بگم که اسم مستعار من سولکه و ۲۳ سالمه(تمامی اسامی این داستان به صورت مستعار استفاده میشن). ماجرا از این قراره که من توی شهر خودمون زندگی عادی ای داشتم؛ صبحا میرفتم مدرسه و عصرها هم با فیلم های الکسیس تگزاس که همکلاسیم میریخت روی فلش و بهم میداد جق میزدم. خداییش حال میداد. ظهرا وقتی میرسیدم خونه سریع یه ناهار میخوردم و لباسامو در میاوردم و واسه یه جق مشتی آماده میشدم. روزها این روند تکرار شد تا یه روز دیدم قاطی فیلمهای الکسیس یه فیلم دیگه هم هست که توش یه زن با لباسای مشکی داره یه فمبوی رو تحقیر میکنه. کثافت ساسی هیپنو ریخته بود روی فلش. نمیدونم چرا فرایندی تو بدنم رخ داد که کیرم از همیشه بیشتر شق شد. دیگه نتونستم تحمل کنم و شروع کردم به مالیدن کیرم. زنه توی فیلم داشت سوراخ پسره رو انگشت میکرد و منم همین کارو تکرار کردم و یکی از انگشتامو کردم توی کونم و همزمان کیرم رو میمالیدم. چه حالی میداد!!! چند دقیقه به همین منوال گذشت و تحقیرای زنه رو گوش کردم که حس کردم آبم داره میاد. آب پسره هم توی فیلم اومد و خانومه همشو توی دهن خود پسره خالی کرد. منم که دیگه نمیتونستم تحمل کنم همه آبمو با فشار ریختم روی شکمم. یه دفعه یه حسی اومد سراغم که میتونم آب خودمو مزه کنم. قبلا به این کار فکر کرده بودم و با تمام وجود چندشم شده بود. اما نمیدونم چرا این دفعه انقدر حس زنانگیم زده بود بالا که آبمو با انگشت از روی شکمم جمع کردم و قطره قطره قورتش دادم. دیوونه طعم آبم شده بودم!! از اون روز به بعد دیگه نمیتونستم بعد مثل پسرای عادی جق بزنم و حتما باید خیاری چیزی توی کونم میکردم؛ همچنین نمیتونستم مثل مردای نرمال آبمو بریزم توی دستمال و بندازمش سطل آشغال و حتما باید مزه مزه اش میکردم و میخوردمش. چه طعم شور شهوت برانگیزی داشت. این شروع فرایند سی سی شدنم بود. توی یه راهی پا گذاشته بودم که راه برگشتی نبود. کم کم وقتی خونه تنها میشدم لباسا و پاشنه بلندای مامانو میپوشیدم و واسه خودم جلوی آینه عشوه میومدم. لوازم آرایشی رو برمیداشتم و خودمو شبیه دخترا می کردم. انقدر حشری شده بودم که چندتا عکس از خودم گرفتم و توی سایت دوستیابی آپلود کردم و زیرشم نوشتم به دنبال میسترس یا مامی. چند ماهی گذشت و منم توی این چندوقت سیسیگاسم و چستیتی کیج رو تجربه کردم و گوشیم پر شده بود از فیلمای شیمیل و سیسی. قشنگ فرایند فمبوی بودن رو کامل کردم. تا اینکه یه روز پیامی روی گوشیم اومد. دیدم که یه نفر با اسم مستعار نرگس نوشته که سلام پیامتو روی سایت دیدم، میخوای آشنا بشیم؟ منم که تو کونم عروسی شده بود گوشیو باز کردم و نوشتم که…

گوشیو باز کردم و نوشتم که شرایطمو خوندی؟ گفت آره. گفتم پس باید حضوری همو ببینیم.کی میتونی بیای؟ گفت: همین امشب خوبه؟ منم که دیگه بهتر از این نمیخواستم گفتم اوکی. خونه داری؟ گفت: آره. آدرس و ازش گرفتم و قرار رو واسه ساعت ۱۱ شب فیکس کردم. الان نوبت تمیزکاری بود؛ سریع رفتم حموم و ژیلت رو درآوردم؛ موهای پا، دست و بالا تنم کامل زدم و کون و کیرمو با پودر مو بر برق انداختم. ریشامم با تیغ زدم و کل تنمو با لوسیون خوشبو کردم. دامن و مانتویی که از مامانم دزدیده بودم رو تنم کردم و چستیتی کیج مورد علاقه ام رو پوشیدم. رژ لب و گونه رو زدم و کرم پودر رو هم مالیدم و زدم بیرون. تو راه به اینکه قراره چیکار با هم بکنیم فکر میکردم و فانتزیام رو توی ذهنم پلن بندی کردم. تا اینکه رسیدم به محل قرار. یه خونه حیاطی که درخت بلندی از توش به چشمم میخورد. جلو رفتم و زنگ رو فشار دادم. صدای زنونه ای گفت: بله؟ گفتم نرگس خانوم؟ گفت: بله گفتم توی سایت با هم آشنا شدیم قرار گذاشتیم گفت بیا تو. در رو باز کرد و رفتم داخل. از میون حیاط خونش گذشتم و در اصلی رو باز کردم. یدفعه دیدم نرگس با یه لانژری زنونه (برای اونایی که نمیدونن لانژری به ست شورت و سوتین خانوما گفته میشه) اومد جلو و خوش آمد گفت. روی یکی از مبلا نشستم و با هم گرم گفتگو شدیم. نرگس گفت: ببین تو میدونی چرا اینجایی منم میدونم چرا اینجام. این صرفا یه فانتزیه پس هروقت حس کردی خوشت نمیاد یا داری اذیت میشی بهم بگو. منم قبول کردم. گفت: پس من برم آماده شم و رفت توی اتاق. توی چند دقیقه ای که رفته بود داشتم به فانتزیم فکر میکردم و دلم میخواست کونمو تقدیم نرگس کنم. کیرم هم یواش یواش داشت شق میشد و از وسط دامن کاملا معلوم بود.تا اینکه نرگس از اتاق اومد بیرون… خدای من! یه بانوی مشکی پوش!! با همون لباس لاتکسی که توی فیلم دیده بودم. دیگه بهتر از این نمیشد. نرگس با شلاق توی دستش و پاشنه بلندی که پاش کرده بود آروم اومد طرفم و در گوشم گفت: قراره حسابی زیر پاهای مامی نرگس تحقیر بشی توله سگ. لباساتو دربیار و بخواب روی زمین. سریع انجام دادم و منتظر موندم. نرگس گفت: میبینم که سیسی خوبی هستی. خودت فهمیدی کیر بی خاصیتت به هیچ دردی نمیکنه پس خودت زندانیش کردی. اینارو میگفت و با کفش تخمامو نوازش میکرد. با این کاراش کیرم داشت از شدت درد منفجر میشد و حشری شده بودم. نرگس گفت دهنتو باز کن حرومی و آب دهنشو ریخت توی دهنم. داشتم تحقیر میشدم. داشتم چیزی که آرزوشو داشتم رو تجربه میکردم. نرگس با پاهاش داشت به تخمام و چستیتیم ضربه میزد و همزمان با شلاق ممه هام رو نوازش میکرد. نرگس گفت: از سیسی های کونی مثل تو خوشم میاد. پس یه جایزه برات در نظر گرفتم و زیپ بین پاهاشو باز کرد. گفت: باید تقلا کردن تو ببینم و اگه این کارو نکنی بد میبینی و نشست روی صورتم. باورم نمیشه! کس و کون یه زن دهن و دماغم بود و بوی اونا داشت منو آتیش میزد. نرگس هرلحظه بیشتر کونشو به دماغم فشار میداد و نفسم تنگ میشد و دست و پا میزدم. نرگس گفت: جوووون سیسی جنده من چه کیفی داره میکنه. سوراخ های مامی بوی خوبی میدن؟ منم فقط یه صدا به نشانه تایید در می آوردم و به بو کشیدن کونش ادامه میدادم. نرگس چند دقیقه ای رو اینجوری ادامه داد تا اینکه از روی صورتم بلند شد و گفت: آب کص مامی رو آوردی حروم زاده. بلیسش و خم شد روی صورتم. همه آبشو از روی کصش لیسیدم. نرگس گفت: چند دقیقه رو بهت استراحت میدم ولی راند بعد کارت سخت تره و رفت توی اتاق. من خیس عرق شده بودم و میکاپم تقریبا بهم ریخته بود. چند دقیقه گذشت و نرگس از اتاق اومد بیرون. گفت: باید ببینیم سیسی اسلات ما از کونش چجوری کار میکشه و دیلدو رو بهم نشون داد. پاهامو از هم باز کردم و بی صبرانه منتظر بودم مردونگیم رو کامل ازم بگیره که گفت: ولی اول باید جورابای کثیف و چرک مامی نرگس رو بو بکشه و لیس بزنه. پاهاشو بلند کرد نزدیک صورتم آورد و گذاشت روی دهنم. جورابای خاکستریش از شدت کثیفی تقریبا رنگشون کدر شده بود. شروع کردم به بوییدن و لیسیدن پاهاش. با ولع جورابای میسترس رو لیس میزدم. بعد چند دقیقه پاهاشو از روی صورتم برداشت. جوراباش از آب دهنم خیس و لزج شده بودن. نرگس گفت: توله حشری. باید کونتو ادب کنم. وازلین رو برداشت و کمی از اون رو روی سوراخ کونم مالید و کمی هم به دیلدو زد. سر دیلدو رو به سوراخم میمالید. از حشر داشتم روانی میشدم و کیرم داخل چستیتی کیج داشت منفجر میشد. گفتم: مامی منو بکن. من جنده توام کونم مال توئه منو بکن و ناله میکردم. نرگس آروم آروم دیلدو رو وارد کونم کرد و همزمان تخمامو نوازش میکرد. انگار از روی زمین بلند شدم. حالم دیگه دست خودم نبود. نرگس چندباری دیلدو رو عقب جلو کرد تا کونم کامل باز شد. گفت: این سزای کسیه که مثل یه سگ فقط حشری باشه و سرعت دیلدو رو بیشتر کرد. داشتم جر میخوردم. فرش رو مشت میکردم ناله هام آروم از ته گلوم خارج میشدن. نرگس گفت: میخوام اون پروستات کوچولوت رو نوازش کنم تا دیگه نتونی مثل پسرا جق بزنی. آبت فقط باید اینجوری بیاد. دیلدو رو حس میکردم که داره به پروستاتم ضربه میزنه. یه حس لذتی از کونم شروع شد و یواش یواش به نوک کیرم رسید و آبم داشت میومد. گفتم: مامی آبم داره میادددد که نرگس یه لحظه دیلدو رو متوقف کرد و گفت: حق نداری تا نگفتم اون آب بی خاصیتت رو بیاری و شروع کرد به باز کردن چستیتیم. کیرم داشت آزاد میشد و حس میکردم کوچولوتر از قبل شده. نرگس گفت: میخوام کیرتو ببینم که داره آبتو میپاشه بیرون و حرکت دیلدو رو شروع کرد. پروستاتم داشت آتیش میگرفت و نرگس می گفت آبتو بیار آب کثیفتو بیار سگ حشری و من با یه ناله بلند آبمو ریختم روی سینه ام و شکمم. بی حال ولو شدم و انگشت نرگسو حس کردم که اومده روی شکمم و داره آبمو جمع میکنه. یدفعه دیدم انگشتشو کرد توی دهنم و گفت: ببین چقدر کثیف کاری کردی. همشو باید بخوری. بخور حرومی کثافت و آبمو با انگشت گذاشت دهنم. بهترین مزه ای بود که تا حالا تجربه کرده بودم. فکر کنم آبی که از طریق سیسیگاسم خارج میشه کیفیت و مزه اش فرق میکنه. بهرحال بعد از اینکه همه آبمو مزه مزه کردم نرگس منو بلند کرد و لباسامو بهم پوشوند. یه تاکسی برام گرفت و شماره خودشو بهم داد تا وقتی رسیدم بهش خبر بدم. از اون موقع به بعد دیگه هرچی تلاش کردم با نرگس حرف بزنم یا ببینمش موفق نشدم اما اون منو بدجور معتاد فتیش سیسی هیپنو کرد…

امیدوارم که لذت برده باشین، اگه غلط املایی یا اشکال تایپی ای جایی دیدین به بزرگی خودتون ببخشین

نوشته: Soolk

بازدید 1,886

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

3 پاسخ به “بانوی مشکی”

  1. خیلی کسشر و تخمی بود نمیدونم چطوری کیرت باینکه قفل بوده وقتتی شق کردی از زیر دامنت معلوم شده ؟!

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...
مشکل عدم نمایش کنترلرهای پلیر ویدئو در نسخه دسکتاپ برطرف شد.