سیسیگاسمی که بالاخره اتفاق افتاد

سلام اسم مستعار نیما ۳۵ ساله هستم

از خیلی وقت پیش دوست داشتم خودم رو لمس کنم و انگار من نه مرد بودم و نه زن بلکه هر دوشون بودم چون هم تمایلات شدید مردونه داشتم و هم زنانه راستش زیاد تو مود کون دادن نبودم و فقط از اینکه خودمو لمس کن یا با خودم ور برم لذت میبردم تو زمان بچگیم دوس داشتم شیطونی کنم ولی اصلا به کسی اعتماد نمیکردم و اکثرا به بچه ها ور می رفتم و گاهی میبردمشون جای خلوت و کیرمو میمالیدم به کونشون و به خیال خودم میگفتم کردمش و تو فامیل هرکسی یکم تنش میخارید میرفتم سراغش ولی یکی از پسرای فامیل که از من بزرگتر بود گاهی میرفتیم خونشون و من میموندم یه جورایی متوجه میشدم تو نخ منه و منم بدم نمیومد راستش گاهی دست میزد به کونم و میمالید و من واقعا حس عجیبی بهم دست میداد و واقعا دوست داشتم و هیجانی میشدم تا اینکه اونم روشو زیاد کرد و دیگه راحت دستشو لای کونم میذاشت تا اینکه یه شب که تو اتاق رفتیم برای خواب و داشت خوابم مییرد فهمیدم انگار داره بهم نزدیک میشه و خودشو چسبوند بهم و من چون روم نمیشد خودمو زدم به خواب کم کم اومد جلو و چسبید بهم و از رو شلوار کیرمو میمالید و منم حسابی شق کردم و دستشو کرد تو شرتمو کیرمو میمالید منم از هیجان قلبم داشت میومد بیرون ولی خودمو به خواب زدم و اونم هی روشو زیاد کرد و دستشو بر طرف کونم و حسابی مالید و بعد برم گردوند و شلوارو شورتمو داد پایین و کونم‌و با اب دهنش خیس کرد منم تا حالا کیرشو نه دیده بودم نه میدونستم اندازش چقدره و وقتی کیرشو گذاشت لای کونم واییی یه کیر بزرگ و دراز داشت و منم اونقدر تنگ بودم که مطمینا جر میخوردم باش چند بار سعی کرد بکنه توش ولی واقعا نمیرفت و منم از درد داشتم میمردم تا اینکه با یه فشار محکم سرشو کرد تو و منم حس کردم دارم از وسط نصف میشم کونمو کشید عقب و نذاشتم بیشتر بره ولی ول کن نبود باز شروع کرد لای کونم تلمبه زدن و تا داشت ابش میومد محکم از پشت منو گرفت و سر کیرشو کرد تو و ابشو خالی کرد تو کونم واییی از درد داشتم جر میخوردم کونم پر اب شده بود و درد داشتم شلوارمو داد بالا منم بعد یه رب خ‌ودمو جمع و جور کردم رفتم دستشویی تا شلوارمو دادم پایین کلی اب از کونم میومد بیرون و حسابی خودمو شستم و رفتم سراغش چون به غرورم برخورده بود منم یه کون سیر ازش کردم ولی لذتی نبردم چون واقعا کون خوبی نداشت و بازنده واقعی من بودم چون کون تنگ و سفیدمو با یه کون سیاه و گشاد تاخت زدم ولی این شروع این بود که من لذتی رو در درونم یافتم که کل زندگیم درگیرش بودم و از اون به بعد هیچ وقت به کسی کون ندادم ولی همیشه توی ذهنم دوست داشتم انجامش بدم ولی بیشتر از اینکه با خودم ور برم لذت میبردم

ادامه دارد …

نوشته: نیما

بازدید 7,224

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

2 پاسخ به “سیسیگاسمی که بالاخره اتفاق افتاد”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...
مشکل عدم نمایش کنترلرهای پلیر ویدئو در نسخه دسکتاپ برطرف شد.