…قسمت قبل
سلام مجدد
داشتم درباره زنپوشیم توی دانشجویی مینوشتم
از اونجایی که وقتی مینویسم خاطراتم زنده میشه و حسشون میکنن گفتم دوباره بنویسم
از سکس اولم با اون دوست پسر جذاب که برام لباس خرید یه هفته ای گذشته بود همش تو ذهنم این بود سورپزایزش چی میتونه باشه
سه شنبه بود که بهم پیام داد گفت تر تمیز باش دارم میام کارت دارم
من داشتم از خوشحالی بال در میاوردم رفتم تر تمیز کردم و شیو کردم بعد فقط شرت و کرست پوشیدم و کلاه گیس گزاشتم بدون ارایش و هیچی
زنگ در رو زد و دیدم باز یه پلاستیک همراهشه با یه جعبه
درو باز کردم اومد بالا منو که دید گفت اوهو چه سکسی کرده خانوم
منم لپام گل انداخت و گفتم بیا بالا یهو دیدم گفت نه امروز نمیشه
گفتم پس چی شد اومدی
گفتسورپرایزت رو اوردم
ولی باید چشماتو ببندی
گفتم نمیخوای اذیت کنی که
گفت مگه دفعه قبل اذیت کردم؟
منم دیدم راست میگه چشمام رو بستم و دیدم شرتم رو کشید پایین داشت با تخمام بازی میکرد که دیدم میگه سعی کن شق نشی
گفتم نمیشه که
بعد حس کردم تخمام یه فشاری بهش اومد انگار رفته تو یچیزی
بعد حس کردم یچیزی گزاشت رو کیرم داره اروم هلش میده تو یه چند دقیقه ای طول کشید بعد یه صدای تق اومد
گفت باز کن
چشمام رو باز کردم نمیدونستم چیه
دیدم کیرم انگار رفته تو یه قفس کوچولو
گفتم این چیه دیگه
گفت چیستیتی ، بیشتر باعث میشه زن بشی
بعد پلاستیک و جعبه رو داد گفت این رو قفل کردم کلیدش دست خودمه تا پنجشنبه
بعدش رفت با یه لبخند ریز
دو روز کامل باید توی اون قفس میموندم
منم که کلاس داشتم بدون اینکه وسایل رو ببینم رفتم دانشگاه
سر کلاس وقتی مینشستم خیلی بهم فشار میومد
تا ۸ شب کلاس داشتم
حس میکردم شرتم خیسه خیسه
تند تند تاکسی گرفتم رفتم خونه دیدم بله خیس شده شرتم
لباسام رو در آوردم رفتم سراق وسایل
وای چقدر خوشگل بودن
یه جوراب قرمز بود از این بادکنکیا و طرح گل داشت روش
یه کاستوم خاص قرمز سفید که دامن داشت از این پرستاریا
یه دستکش جدید سفید ساتن با یه پاپیون روش که انقدر بلند بود تا روی بازوم میومد
جعبه رو باز کردم دیدم کفش برام خریده
یه کفش پاشنه بلند سفید ۱۵ سانت پاشنه داشت
بعد دیدم پیام داد گفت سورپرایز بعدی فردا میاد کونت باید تمیز باشه
چهارشنبه ساعت ۷ عصر بود که اومد
باز اومد بالا گفت چشمات بسته باشه
دیدم یچیزی خیلی خنک بود رفت توی کونم
دیدم برات بات پلاگ خریده گفت تا فردا تو باشه
گفتم باشه بازم رفت با همون لبخند ریز
فرداش جوراب رو از صبح پوشیدم و پاشنه بلند رو پام کردم
کیرم یکم سر شده بود شرت مشکیه رو پام کردم و کاستوم پرستاری رو تنم کردم و رفتم ارایش کردم یه خط چشم کشیدم با سایه طلایی و ریمل زدم
کلا گیس رو سرم گزاشتم رفتم سراغ پلاستیک که بندازم دور دیدم یه تل خرگوشی سفید هم توشه
تل گزاشتم و دستکش رو کشیدم بالا روی بازوم
چقدر سکسی شده بودم آبم همینجوری داشت میومد
تا زنگ در رو زد
با شوق رفتم درو باز کردم اومد بالا دیدم گفت عجب کصی شدی
امروز باید پرستاری کنی ازم
منم نمیدونستم چی بگم رفتم چایی ریختم
رفت نشست رو صندلی و براش چایی ریختم گزاشتم رو میز
گفتم بشین جلوم گیرم درد میکنه
شرت شلوارش رو کشیدم پایین دیدم نیمه راسته
اروم با دستکشای ساتن نازش کردم دیدم داره راست میشه
از پایین تا بالا رو با زبون لیس زدم اونم داشت لذت میبرد و چایی میخورد
همینطوری که داشتم لیس میزدم تخماشو میمالیدم خیلی با ساتن حس خوبی داشت
کیر خودم تو چیستیتی داشت میترکید از اونجایی که خودمم عاشق جورابم دستام رو میکشیدم رو جوراب بیشتر آبم میومد
بعد بهم گفت پاشوپاشو یکم راهبرو ببینم
وقتی پاشمه بلند پامبود کونم بیشتر میوفتاد بیرون
پاشدم یکم براش راه رفتم کیرم توی چیستیتی مثل کص شده بود ،داشت لذت میبرد انگار از یه زن تو خونه
بعد گفت بیا دوباره
کیرش باز یکم خواب بود که رفتم سراغ ساک زدن باز میک میزدم که آه از نهادش بلند شد
رفت خوابید گفت بیا حالت 69
بعد شرتم رو در آوردم
رفتم سراغ کیرش تند تند ساک میزدم اونم هی بات پلاگ رو میکشید بیرون و میکرد تو
دیگه داشتم داغ میکردم وقتی یهو کشید بیرون دیگهنزاشتم بکنه تو کاندوم کشیدم سر کیرش گفت چرا کاندوم گفتم میخوام توی بیای همون حالت بلند شدم نشستم رو کیرش
گفت وای چه سریع معلومه حشری شدی
همینجوری شروع کردم به بالا پایین کردن ا نم شروع کرد به مالیدن جورابو کفشم.
بلند شدم روبروش نشستم رو کیرش و تو بغلش ولو شدم
داشتم جلو عقب میکردم گفت پاشو وایستا
منو رو به دیوار کرد و پاهام رو از هم باز کرد دستام با اون دستکشا روی دیوار هی لیز میخورد سعی میکردمخودمو نگه دارم
باز کیرش رو کرد توم و تند تند داشت میکرد منم که اه میکشیدم دیدم صدام شبیه دخترا شده
داشتم قشنگ لذت میبردم که اروم کرد تلمبه هاشو
گفتم چی شد
گفت اروم باش میخوام قشنگ حسش کنی
با پاشنه بلندام قدم یکم بلند تر شده بود کیرش یجوری میرفت میومد حس جدیدی داشتم نگار با اون استایل کیرش به یه جاهای میخورد که فرق داشت
بعدا فهمیدم پروستاتمه
گفتم دارم جیش میکنم
گفت چیزی نیست بزار بیاد
گفتم خیس میشه همه جا
گفت نترس ولی صبر کن یکم تحمل کن
رفتم رو صندلی و زانوهام رو گزاشتم رو صندلی
مثل داگی بود برام
اومد جلو و کیرش رو کرد توم دوباره شروع کرد به تلمبه نه تند بود نه اروم
دیگه دادمدر اکمده بود از جیش که گفتم دارمجیش میکنم یهو دیدم وای لرزیدم و آبم اوم
باورم نمیشد حتی دستم به کیرم نخورده بود
برگشت گفت خانوم خانوما ارضا شدن
داشتم شل میشدم که دیدماونم آبش اومد
کیرش رو کشید بیرون نزاشت ولو بشم
بعد کاندومرو کشید بیرو با همون توش گره زد و آروم کردش تو کونم و بات گلاگ رو گزاشت گفت تا خواب بزار باشه
منم که ولو داشتم میشدم گفتم باشه
لباس پوشید گفت میدونم حال نداری من میرم
یه بوس به کونم زد و کفشام رو در آورد
گفتم پاهام حال نداره
بعد پاهام رو گزاشت رو پاهاش و شروع کرد ماساژ دادن انگشتام و کف پاهام
هی یکی رو میخورد یکی دیگه رو ماساژ میداد
داشتم بیهوش میشدم بعد خوابم برد
وقتی بیدار شدم دیدم ۴ صبحه
پاشدم بات پلاگ رو در آوردم و دیدم چیستیتی رو باز کرده
کاندومش تو کونم بود درش آوردم و خودم رو شستم باز با همون لباس خوابیدم تا ۹ صبح
وقتی بیدار شدم واقعا انگار حس هام فرق داشت
کفش رو پوشیدم و شروع کردم خونه رو تمیز کردن
کل آخر هفته بات پلاگ گزاشتم و چیستیتی بستم هی لباسم رو عوض میکردم و کارای خونه رو میکردم
دیگه واقعا یه زن کامل شده بودم
واقعا دنیا برای من بود
ادامه داره.
نوشته: Nazi.sissy
3 پاسخ به “اولین زنپوشی تو دانشجویی (۲)”
مخزن ابکیرش شدی یجورایی
مخزن ابکیرش شدی یجورایی
لامصبا آدم هوس ترنس و فم بوی میکنه