یروز پاییزی سرد بود بارون نم نم میزد به شیشه ماشین
فضای غمگینی بود با اینکه همیشه کاملا بی تفاوت و سرد بودم و آخرین قرارمون خودشو بد از چشمم انداخته بود ولی نمیدونم چرا الان با دیدنش غم عجیبی تو دلم نشست شاید چون روزای خوب گذشته رو یادآوری میکرد؟ شاید هنوز اون ته ته دلم براش تنگ میشد؟نمیدونم….
تو همین فکرا بودم که دستمو گرفت سرموچرخوندم سمتش و دستمو نرم از زیر دستش دراوردم و گفتم: نکن سختترش نکن واسه جفتمون ( سخت بود برام؟ فکرنکنم) نفسشو پر صدا بیرون داد بدنشو کامل چرخوند سمت منو دو طرف صورتمو گرفت و منو به خودش نزدیک کرد و گفت: چجوری ازت دست بکشم؟ چجوری ازت دل بکنم؟ درسته خیلی وقته کات کردیم ولی من هنوزم فراموشت نکردم هنوزم هرشب بهت فکرمیکنم هنوز با یک نفر حتی چت نکردم لامصب چطور میتونی بیای بشینی جلوم بگی دارم ازدواج میکنم؟کم تو این مدت دورت امدم؟ کم نازتو کشیدم؟یعنی واقعا دیگه هیچ جایی تو قلبت ندارم؟؟؟ بعد از اون همه خاطره و روزایی که باهم داشتیم؟خونسرد زل زده بودم به چشماش و سکوت کرده بودم که جری تر نشه و اون در لحظه لبامو قفل لباش کردو با حرص میبوسید و لبامو گاز میگرفت،مانعش نشدم همکاری هم نکردم گذاشتم یکم آروم بگیره و بعد از کمی دستامو گذاشتم رو شونه هاش و کمی هولش دادم لبامو ول کرد ولی فاصله نگرفت جای جای صورتمو میبوسید و حرف میزد:اگه میتونستم میکردم به ولا هزاربار فراموشت میکردم ولی نمیتونم، چطور اینقدر بی رحم شدی آخه،چشمامو باز کردمو خیره به چشماش که چجور سرخ شده و غبار غم و اشک توشون موج میزنه با بی تفاوتی لب زدم: همیشه بی رحم بودم ولی از بین همه فقط با تو خوب بودم ولی قدر ندونستی نخواستی خوب باشم یادت رفته؟ و صورتمو از دستاش فاصله دادم چندبار محکم کوبید رو فرمون و داد زد: آره آره من مقصرم باشه قبول ولی تو نکن چندوقت شده پناه؟نکن(یه طرف صورتمو گرفت تو دستشو نوازش وار و ارومتر ادامه داد: تو پناه منی چجوری ازت دل بکنم نمیتونم فراموشت کنم نمیتونم ازت بگذرم (تو یه لحظه باز لباشو گذاشت رو لبام، دلم لرزید هنوزم دلتنگ این لحظه های بینمون بودم دلم لمس شدنم توسط دستا و زبون خیس و بوسههای داغش رو میخواست، نه که نتونم، نخواستم مقاومت کنم، بعد از گذشت چند ثانیه دید همکاری نمیکنم با یه بوسه ریز ازم فاصله گرفت تو چندسانتی صورتم موند، نگاهش بین چشمام و لبام درگردش بود و آروم گفت: لطفا، نزار حسرت بکشم
لحظاتی بعد….
چند دقیقه طولانی دیوانه وار میبوسیدیم لبامو کامل می کشید تو دهنش زبونمو لبامو مک میزد دستش دور کمرم حلقه کردو منو به خودش چسبوند بعد از کمی نفس کم اوردم و زدم به شونه هاش تا ولم کنه اندازه چندسانت ازم فاصله گرفت و بلافاصله به کمک دستاش ی ذره منو برد بالا تر و سرشو خم کرد تو. گردنم نفساش زبونش دستاش بدنش همه داغ بودن داشت آتیشم میزد گردنمو از پایین تا گودیش زبون میکشید و مک میزد نمیخواستم بفهمه دلتنگ این لحظه بودم لبامو گاز میگرفتم که صدام بلندنشه، سرمو بردم عقبتر که کارش راحت بشه تقریبا روی صندلی ماشین دراز کشیده بودم اونم خم شده بود روم یدفعه گرمای لباشو بالای گردی سینم حس کردم که مک زد( یه شومیز طرح پیرهن مردونه تنم بود با یه تاپ بندی) دستامو گذاشتم رو شونه اش که متوقفش کنم بلافاصله یقه تاپمو کشید پایین و چاک سینه هامو لیس زد و همزمان پچ زد: میدونم خودتم دلت منو میخواد، سرشو اورد بالا و تو چندسانتی صورتم موند و به چشمام نگاه کرد: اگه آخرین باره همو میبینیم بزار حداقل یبار دیگه طمعتو بچشم قسم میخورم بعد از این نه مانع تصمیمت میشم نه دیگه سر راهت میام اگرم بگی نمیخوام همین الان میرسونمت خونتون و میرم، منتظر خیره به چشمام نگام میکرد و کمی بعد….
صندلیشو کامل خوابونده بود و من روی پاهاش نشسته بودم و اون دستاشو از شلوارم برده بود داخل و کونمو فشار میداد یکی از سینه هامو گذاشته بودم دهنش میخورد و گاز میگرفت یکی دستاش دراورد و بزور یه دستی دکمه شلوارمو باز کرد و با دو دستش شلوارو از رو کونم کشید پایین و دوتا اسپنک محکم زد دو طرف کونم سینمو از دهنش دراوردم و لبامو گذاشتم رو لباش بعد از یکم لب بازی و ممه خوری و چنگ زدن و اسنپک زدن کونم که میدونستم از لبوگردن تا کون الان کامل کبودم رفتیم رو صندلیای عقب (ماشینش سورنتو 2017) نیمه دراز بودم و اون شلواروشرتمو باهم از پاهام درآورد و فرصت هیچ حرکتیو نداد بلافاصله دهنشو چفت کصم کرد مثل یه تشنه که انگار بعده سالها به آب رسیده کلشو کرد تو دهنش زبونشو لوله میکرد توم و درمیوورد از پایین تا بالاشو لیس میزد آهو نالم کل ماشینو ورداشته بود ( داییش یه باغ داشت تقریبا خارج شهربود سمت در پشتی باغ زیر چندتا درخت ماشینو پارک کرده بودیم و پاییزو زمستون چون اون منطقه خیلی سرده و خلوته و همه ملک های شخصی بودن کمتر کسی میومد اینور ولی خب ما فقط قصدمون حرف زدن بود پس بجای رفتن توی باغ تو ماشین مونده بودیم که اینجوری شد بااین حال اگر کسی ازاینجا رد میشد مطمعنم متوجه میشد توی ماشین چه خبره) بعد از یکم خوردن شروع کرد بالای کصم رو (چوچولی) مک زدن و خوردن و با یه انگشتش با سوراخم ور رفتن یه ذره مالشش داد و انگشتشو کرد تو من دیگه رو ابرا بودم هم زبون میزد هم حالا با دو انگشتش تو کصم تلبمه میزد کمی بعد نزدیک ارضا بودم چون حالات بدنمو میشناخت ازم فاصله گرفت که صدای اعتراضمو دراورد که درجواب چندتا سیلی محکم زد رو کصم و همزمان گفت: ببین چه پفی کرده این هلوی آبدار فقط باید زیر کیرم ارضا بشه، خم شد روم و گلوموبایه دست گرفت با یه دست کیرشو مالید به چاک کصم(همون وسطا لخت شده بود دیگه لازم نیست همه چیو بگم که) و یه ضرب کیرشو تا ته وارد کصم کرد همونجور که با یه دست گلومو فشار میداد با دست دیگش نوک سینمو گرفت و فشار میداد همزمان با مکث ولی محکم تلمبه میزد با هر تلمبه کیرش میرفت تا ته کصم و برمیگشت دستشو از سینهامو برد رو کصم و با چوچولم ور رفت دیگه رسما داشتم جیغ میزدم ( اون عوضی خیلی خوب منو میشناخت نقطه به نقطه بدنمو بلد بود و میدونست چیکارکنه که از شدت حشریت دیوونه بشم) بعد از یکم وررفتن و تلمبه های محکمش یدفعه با یه ضربه محکم توم متوقف شد بدنم لرزید و ارضا شدم چندلحظه روم دراز کشید همچنان کیرش توم بود و من نفس نفس میزدم سرشو کرد تو گردنم و یه گاز محکم گرفت و شروع شد: تند تند و محکم تلمبه میزد گلومو دوباره گرفت و سیلی میزد به صورتم به سینهام سینه هامو چنگ. میزد و فشارشون میداد دوباره حشری شده بودم و آه و نالم رو هوا بود بعد از چندقیقه کیرشو از دراورد و نشست رفتم تو بغلش و خودم رو کیرش سوارشدم تند تند بالا پایین میپردم و اون یه دقیقه اسنپک میزد یه دقیقه سینه هامو میخورد بعد از چنددقیقه یدفعه متوفقم کرد دستاشو گذاشت زیر کونمو یکم آوردتم بالاتر و خودش شروع کرد تلمبه زد این مدلی که روش بودم تلمبه هاش خیلی عمیقتر حس میشدن، جفتمون خیس عرق بودیم نفس نفس میزدیم ولی همچنان لب میگرفتیم و پرهیجان و حشری ادامه میدادیم، از رو کیرش بلندشدم و داگی ایستادم بین دوتا صندلی، بلند گفت: جوووون و بازم اسنپک محکم روی کونم و خم شد لپای گاز گرفت آهی کشیدم که بلافاصله دستشو چنگ موهای بلندم کرد و موهامو کشید و بلافاصله کیرشو یه ضرب کرد تو کصم دو طرف کمرمو گرفتو تند تند تلمبه میزد اینقدر سریع و عمیق تلمبه میزد که برخورد تخماشو حس میکردم اسنپک میزد دو طرف کونم، چنگ میکشید رو کمرم و تلمبه میزد نزدیک 15 دقیقه محکم و عمیق تلمبه زد و نزدیک ارضا شدنش تلمبه هاش سرعت بیشتری گرفتن همزمان دستشو برد زیر و با چوچولم ور میرفت و تلمبه هاش سریعتر شدن و در یک لحظه، هردو باهم ارضا شدیم و اون پر فشار توی کصم آب داغشو خالی کرد، نفس نفس میزدیم و اون روی کمرم خم شده بعد از چندلحظه کمرمو بوسید
ازم فاصله گرفت تا بتونم بشینم رو صندلی، جفتمون خیس عرق و خسته ازاین سکس داغ نفس نفس میزدیم کل شیشه های ماشینو بخار گرفته بود بعد از چند دقیقه که آروم شدیم با حس سنگینی نگاهش صورتم چرخید سمتش دیدم که تمام تایم زل زده بود بهم و توی یه پلک زدن لبامو قفل لباش کردو با خشونتی که حس میکردم از سر دلتنگیه لبامو گاز گازی میکردو می بوسید، بعد از کمی لبامون از هم فاصله دادیم ولی پیشونیشو چسبوند بهم و پچ زد: میدونم این اخرین بار نیست ولی بهت قول میدم تا خودت نخوای دیگه سمتت نمیام، همونجور که چشمام بسته بود لبخندی زدم:فراموشم کن این به نفع هردومونه اون: میدونی که نمیتونم هرچقدر هم که بگذره هر اتفاقی که بیوفته بازم همه عمر چشم انتظارتم……
نوشته: پناه
پاشو یه دستمال بزار رو سوراخت همه صندلی ماشین مدل 2017 شد آب کیری
اگر واقعاً امکانش هست بهش برگرد ، من دیوانه وار یکیو دوست داشتم وقتی میگم دیوانه وار در حدّی که مقداری از خون خودم رو بهش دادم ولی نشد ، واقعاً اگر دوستش داری و دوستت داره بی غرور کنار هم عاشقانه عاشقی کنید ، نه که چند سال بعد بی هوا یا تو اون رو با خانواده ببینی و یا بالعکس بعد تو بمونی تخت و موزیک و اشک