سلام اسم من فرحناز که همه فرح صدام میکنن و الان 27سالمه اما خاطره ام برای 25سالگیمه من یه داداش کوچیکتر از خودم دارم که 7 سال ازم کوچیکتره و از ازدواج دوم مادرمه اسمش آرش و خیلیم شیطونه اون زمان آرمان 18سالش بود من اون زمان می خواستم برای خودم یه 206 بخرم خیلی کارها کردم هم کارهای خوب هم یه کوچولو کارهای بد قبل از ازدواجم پسر خالم میثمو می خواستم که با مخالفت بابام نشد بعد از طلاقم برای خرید 206 ازش پول خواستم که گفت من پول ندارم سکه دارم سکه میدم سکه می گیرم اما به تو سکه میدم می تونی پسش ندی انقدر امروز فردا کرد که کشوندش به سکس مجبور شدم بیارمش خونه این یکی از اون کارهای اشتباهم بود عقده کردن کصمو داشت کثافت دوست دارم دوست دارم همش کشک بود در اصل دنبال کردن توی کصم بود اومد کوصم کرد گفت سکه همراهم نیست فردا برات میارم شبشم پیام داد یه بار که حال نمیده تا سه نشه بازی نشه منم کلی فحشش دارم و بلاکش کردم فرداش متوجه رفتارهای عجیب داداش کوچیکم آرش شدم از کنارم رد میشد می گفت اووووف گاهی دستمالیم می کرد گاهی هم بهم میمالید بد روی اعصابم بود کشیدمش کنار گفتم آرش این گوه خوریا چیه تازگیا؟ گفت کدوم گوه خوریا ؟گفتم این اوووف اوووف ها دستمالیا خجالت نمیکشی؟ امروز یه لحظه بهم چسبیدی بیشعور عوضی اومد نزدیکتر چسبوندم به دیوار درگوشم گفت میدونی جنده یعنی چه؟یعنی فرح که به میثم دوزاری کص میده مثله گچ سفید شدم زبونم بند اومده بود گفت آخرشم که سکه ات نداد دستش گذاشت روی کصم گفت اما من سکه ام آمادست میدی یا برای من نمیشه؟ دید من هنگ کردم گفت فردا شب مامان بابا میرن خونه مامان بزرگ من نمیرم تو هم بهونه میاری خونه میمونی موندی سکه ات بهت میدم نموندی جندگیت مبارک و رفت واقعا خیلی بی عقلی کردم اون میثم حرومزاده آوردم توی خونه کل شب خوابم نرفت داداش کوچولوم هم میدونه کص دادم هم الان ازم کص می خواد صبح سر میز صبحانه تنها گیرش آوردم گفتم تو هم دروغ میگی کو سکه ات؟ گفت نترس من نامرد نیستم مثله میثم جونت گفتم اگر نشونم ندیش هر گوهی می خوای بخور گفت بیا بریم توی اتاقم رفتم توی اتاقش سکه نشونم داد گفت بمون چند ساعت دیگه ماله خودته گفتم خیلی عوضی آرش خیلی گفت به میثم مفتی میدی خوبه من دارم بهت سکه میدم راستش به پول اون سکه خیلی نیاز داشتم برای پول خرید 206 ام مامانم صدام کرد به آرش گفتم برو حمام تمیز باش تمیز نباشی دوست ندارم گفت آفرین دختر خوب رفتم به مامانم گفتم نمیام همراه مامان اینا عصری رفتم خرید کردیم برای خونه مامان بزرگ بدنم بوی عرق میداد منتظر موندم تا مامان و بابا رفتن آرش صدا کردم گفتم بیا بریم حمام گفت من حمام کردم گفتم نه این مهمه باید بیای لباسات اگر تمیزه بیرون بکن بیا داخل خودمم رفتم داخل لباسهامو درآوردم و با شورت و سوتین بودم که لخت اومد داخل رفتم سمتش نشستم کیرش گذاشتم توی دهنم و براش شروع کردم خوردن خیلی خوشش اومده بود هر لحظه کیرش کلفت تر و بزرگتر میشد خوبم تمیز کرده بود پایین تنه همه موها رو زده بود دستام دور باسنش گذاشتم و کیرش تا ته کردم توی دهنم بدنش بوی خوب میداد این اولین بار بود برای یه نفر ساک میزدم انقدر تمیز و خوشبو بود گفت فرح آبم داره میاد گفتم بذار بیاد گفت بریزمش روی سینه هات گفتم دوست داری بریز با دست براش ساک زدم که آبش اومد ریخت روی سینه هام گفتم الان برای امشب آماده شدی دست زد به کصم گفتم نه الان دوش بگیر برو توی اتاق میام اونجا گوش نمیداد به حرف حتی زمانی که زیر دوش بود با دستش کصمو میمالید به زور از حموم بیرونش کردم خودمم دوش گرفتم رفتم بیرون لعنتی دم در حموم منتظرم بود تا در باز کردم اومدم بیرون حوله از تنم درآورد شروع کرد خوردن کصم گفتم خیلی خوشم اومد از این کارت این اولین باره یه مرد بی تابه کصمه رفتارهاش خیلی دوست داشتم خیلی خوب کصم می خورد گفتم تو رو خدا بریم روی تخت بخوابم بکن توش تو رو خدا آرش جونم تو رو خدا کصم خیس شده بود دست کردم توی موهاش کشیدمش سمت اتاق که گفت باشه باشه بریم تا رفتیم روی تخت کیرش کرد توی کصم گفتم واااای این ماله خودته ؟بهت نمیاد بچه گفت الان بچه جر میده کصتو واقعا هم راست میگفت بی وقفه تلمبه میزد ارضا شدم گفتم صبر کن صبر کن بدنم که می لرزید کیرش تا ته توی کصم کرد خوابید روم خیلی بهم حال داد توی بغلش بودم ارضا شدم کیرشو کشید بیرون داگیم کرد دوباره کیرش تا ته کرد توی کصم هیچ حرفی نمیزد فقط میکرد بهش گفتم خیلی خوب میکنی خیلی خوب میکنی خیلی خوب میکنی اون بی هیچ حرفی تلمبه میزد منم بی هیچ حرفی اجازه دادم کارشو بکنه لذتی تجربه میکردم که هیچ وقت تجربش نکرده بودم آرامش محض بود بی هیچ استرسی یه کیر کلفت دیواره های کصمو نوازش میکرد فقط گاهی از سر لذت میگفتم چقدر خوب میکنی کم کم داشتم ارضا میشدم گفتم آرش آرش آرش نمیدونم از کجا فهمید منظورم چیه تندتر تلمبه زد که دوتایی ارضا شدیم خوابید کنارم گفتم قبلا سکس داشتی؟ خندید گفتم خوشم اومد خیلی واردی گفت بخوابیم گفتم بخوابیم پشتم بهش کردم بهم چسبید در گوشم گفت حالا که خوب میکنم و دوست داری بازم می تونم یا همین یه بار بود که سکه تو می خوای؟گفتم زبونت باز شد؟ برو سکه مو بیار بده رفت سکه آورد داد بهم گفتم سکه از کجا آوردی ؟گفت ماله میثم بود با خودش آورده بود بهت نداد منم ازش بلندش کردم گفتم آفرین از الان هر چی از میثم بلند کردی جایزه داره دوباره از پشت بغلم کرد دستش روی کصم بود گفت نگفتی فرح؟گفتم تا وقتی انقدر خوب میکنی ماله خودته گفت پس نبینم به کس دیگه ای بدیشا جرت میدم گفتم چشم قول میدم فقط ماله خودته تا همیشه کیرش گذاشت لای پام دستاش از پشت رسوند به سینه هام نوک سینه هام لای دوتا انگشت هاش میذاشت آروم کیرش لای پام عقب جلو می کرد گفتم آرش نمی خوای بخوابیم ؟ گفت یه بار دیگه بعدش بخوابیم یه بار دیگه هم بهش دادم دیگه دوتایی جونی نداشتیم خوابیدیم صبح احساس کردم دست یه نفر توی کونمه بیدار شدم دیدم آرشه روان کننده زده بود کاندوم زده بود گفت داگی بشم کرد توی کونم گفت عجب چیزیه این کص و کونت این همه دادی هنوزم تنگه لعنتی دیشب خیلی سکس کرده بود الان مطمئن بود آبش به این زودیا نمیاد یه جور تلمبه میزد به جای تخت کل خونه می لرزید کشید بیرون فکر کردم ارضا شده خوابید گفت پشتت به من کن با کونت بشین روی کیرم بذار کیرم قشنگ بره توی کونت کیرش تا ته توی کونم بود و من تلمبه میزدم اون میزد به کونم می گفت تندتر کون خوشگل من تندتر مطمئن شدم این توله سگ با این سنش قبلا سکس داشته کمم نبوده فکرشم نمی کردم یه روز از کون دادن لذت ببرم با اینکه محکم میزد به کونم و درد داشت اما دوست نداشتم بهش بگم نزنه دوست داشتم بهش حال بده که بازم بیاد سراغم اون شب یکی از بهترین و لذت بخش ترین شبهای زندگیم بود صبحشم که با کون دادن لذت بخش شروع شد دوست داشتم گفت دوست دارم آبمو بریزم توی صورتت فوری گفتم بریز گفت پاشو پاشدم کاندوم درآورد گفت بخواب روی تخت سرت لب تخت باشه فهمیدم چی می خواد سرم لب تخت گذاشتم اومد کیرش کرد توی دهنم توی این پوزیشن من کنترلی روی کیرش نداشتم اون بود که کیرشو تنظیم می کرد چقدر بره توی دهنم گفت بخورش مثله اون روز توی حموم فهمیدم منظورش چیه که تا ته بکنم توی دهنم خودشم کیرش تا ته میکرد توی دهنم آبش که اومد داد میزد بخورش بخورش قورتش بده قورتش بده نمی خواستم نمی تونستم کیرش تا ته توی دهنم بود آبشم ریخت ته حلقم کشید بیرون از دهنم بغلم کرد گفت پاهات دور کمرم حلقه کن از هم لب میگرفتیم گفتم از الان هر وقت بخوای بهت میدم هر کاریم که گفتی میکنم گذاشتم روی تخت و گفت اول من میرم حمام بعد تو گفتم چشم شوهر جونم گفت این درسته شوهرت کیه ؟گفتم تو از اون روز هروقت شرایط جور میشد به آرش میدادم تازه هر بار هم یه پوزیشن جدید رو میکرد بیشتر حال میداد
نوشته: فرح
انقد خوشم اومدم دوستمو محبور کردم منو بکنه تا اوبنه ای بشم
واقعیه داستان؟؟ نویسندهبیا جواب بده
عالی فقط یکی دو جا سوتی دادی. مثل " مثل اون روز ساک بزن" خب همین دیروز بود تو حموم بودین
کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی مردک کوس دست
خوش بحال داداشت ،تا باشه ازاین ابجیا
مامان همچین دختری کردن داره کاش از مامانت و سکس های خانم والده هم می گفتی مطمنم به یکی از اطرافیان میده
با دستت براش ساک زدی!؟ فقط به ذهن جقی میتونه این شعر رو تلاوت کنه
خوشم اومد
اینایی که دوتا اسم قاطی میکنند یعنی داستان شون واقعی و چون به اسم مستعار عادت ندارند اشتباهی بعضی جاها اسم واقعی می نویسند خلاصه این داستان واقعی و اسم داداش ارش نیست آرمان